قصه یک جنگ، لیگی ناتمام و سهمیههایی که آتش به پا میکنند؛ گره کور
نگار رشیدی
فوتبال ایران این روزها یکی از ملتهبترین، عجیبترین و در عین حال تاریخیترین دوران خود را سپری میکند؛ روزهایی که صدای سوت داوران در ورزشگاههای خالی خاموش شده و جای خود را به همهمه پشت درهای بسته در راهروهای ساختمان خیابان سئول داده است. لیگ بیستوپنجم، لیگی که با هزاران امید، کریخوانی و آرزو روی سکوها آغاز شد، حالا در پیچیدهترین دوراهی تاریخ خود گرفتار آمده است. سایه سنگین یک جنگ ۴۰روزه، نهتنها اقتصاد و سیاست، بلکه تار و پود ورزش کشور را نیز تحتالشعاع قرار داده است. مستطیل سبز دیگر تنها تعیینکننده سرنوشت تیمها نیست؛ بلکه حالا این نامهنگاریها، جلسات پنهانی و ضربالاجلهای بینالمللی هستند که مسیر آینده باشگاههای بزرگ ایران را ترسیم میکنند. در این میان، یک تصمیم به شدت جنجالی در آستانه اتخاذ است؛ تصمیمی که میتواند زلزلهای بیسابقه در فوتبال باشگاهی ایران به پا کند، چند تیم را به عرش ببرد و برخی دیگر را در اوج شایستگی و انتظار،
به فرش بکوباند.
ماجرا از جایی آغاز شد که کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) در راستای پروژههای توسعهمحور خود، تصمیم به تغییرات بنیادین گرفت و مسابقات جدید لیگ نخبگان را با حضور ۳۲ تیم پایهریزی کرد. فوتبال ایران که سالها درگیر سهمیههای لرزان و اما و اگرهای پلیآف بود، ناگهان با یک خبر فوقالعاده مواجه شد؛ سهمیه ۱+۱ جای خود را به دو نماینده مستقیم در مرحله گروهی لیگ نخبگان و یک نماینده در رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا۲ داد. سه بلیت طلایی و مستقیم برای فوتبال ایران؛ اما این خبر خوب درست در بدترین زمان ممکن از راه رسید، زمانی که فوتبال باشگاهی ما در کما به سر میبرد.
ضربالاجل کنفدراسیون فوتبال آسیا برای معرفی این سه نماینده، دهم خردادماه ۱۴۰۵ تعیین شده است. مهدی تاج، رئیس کهنهکار فدراسیون فوتبال که به خوبی از وخامت اوضاع و تبعات تصمیمگیری در این شرایط آگاه بود، دست به کار شد. او در نامهای به شیخ سلمان، رئیس AFC خواستار تمدید این مهلت تا پایان مسابقات لیگ برتر ایران شد. استدلال تاج کاملا روشن بود؛ با توجه به حذف مرحله پلیآف و حضور مستقیم نمایندگان ایران در مرحله گروهی، دیگر نیازی به عجله نیست و میتوان فرصت بیشتری به لیگ ایران داد. اما پاسخ AFC مانند آب یخی بر پیکره فدراسیون بود. مخالفت قاطع با تمدید بلندمدت و شاید در خوشبینانهترین حالت، تنها یک ماه ارفاق. این تمدید احتمالی کاملا بیخاصیت است؛ چراکه حتی تا دهم تیرماه نیز قرار نیست توپی در لیگ برتر به چرخش دربیاید و تمام تمرکز کشور معطوف به حضور تیم ملی در جامجهانی ۲۰۲۶ است.
با بسته شدن درهای مذاکره و چانهزنی با AFC، فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ خود را در یک مخمصه واقعی یافتند. سهمیهها باید پیش از اتمام لیگ تقسیم شوند، اما بر چه اساسی؟ وقتی مسابقات در هفته بیستوسوم متوقف شده، عدالت چگونه باید اجرا شود؟ طی روزهای گذشته، سناریوهای مختلفی روی میز اعضای هیاترئیسه قرار گرفت. از ایده خام و عجیب برگزاری یک تورنمنت ۶جانبه میان مدعیان تا بررسی معدل امتیازات تیمها در سه یا پنج فصل اخیر. اما محتملترین و در عین حال جنجالبرانگیزترین گزینه، استناد به جدول ردهبندی دقیقا در مقطع توقف لیگ است. اگر این سناریو که زمزمههای اجرای آن به شدت به گوش میرسد و به نظر میرسد تصمیم نهایی ساختمان سئول باشد عملیاتی شود، استقلال و تراکتور به عنوان دو تیم برتر جدول کنونی، بلیتهای فرستکلاس لیگ نخبگان آسیا را در جیب خواهند گذاشت و سپاهان اصفهان نیز راهی مسابقات لیگ قهرمانان آسیا۲ خواهد شد. اما روی دیگر این سکه، خشم و طغیان در تیمهایی است که دستشان از آسیا کوتاه میماند. پرسپولیس، گلگهر، چادرملو و فولاد خوزستان، بزرگترین قربانیان این تصمیم پشتمیزی خواهند بود.
مدیران این باشگاهها از همین حالا شمشیرها را از رو بستهاند و با انجام مصاحبههای تند، فضای رسانهای را ملتهب کردهاند. آنها معتقدند که هفت هفته کامل (۲۱امتیاز) تا پایان لیگ باقی مانده بود و هر اتفاقی در مستطیل سبز ممکن بود رخ دهد. گرفتن سهمیه بدون به صدا درآمدن سوت پایان مسابقات، از دید آنها چیزی جز یک بیعدالتی ساختاری نیست و قطعا با اعلام رسمی این خبر، موجی از بیانیهنویسی و تنش، اتمسفر فوتبال ایران را در بر خواهد گرفت.
اما گره کور فوتبال ایران تنها به دعوای سهمیهها ختم نمیشود. جنگ ۴۰روزه و تبعات اقتصادی پس از آتشبس، شاهرگ حیاتی بسیاری از باشگاههای ایرانی را به شدت تحت فشار قرار داده است. در ساختار فوتبال ایران که برخلاف استانداردهای جهانی، این کارخانههای صنعتی هستند که تیمداری میکنند، آسیب دیدن صنایع مادر یعنی مرگ تدریجی و بیصدای فوتبال. مهدی تاج در صحبتهای اخیرش پرده از این واقعیت تلخ برداشت؛ کارخانجات بزرگی چون فولاد مبارکه، پتروشیمیها، فولاد خوزستان و آلومینیوم اراک در شرایط فعلی به شدت آسیب دیدهاند و در جلسات رودررو به صراحت اعلام کردهاند که توانایی تامین بودجه و تیمداری با بریزوبپاشهای سابق را ندارند. همین بحران خفهکننده مالی باعث شد تا ۱۴تیم از لیگهای دسته یک و دو، رسما با ارسال نامهای، خواهان لغو کامل مسابقات شوند.
در این بلبشو، پای نهادهای بالادستی و سیاسی نیز به ماجرا باز شد. نامه جنجالی محمدمهدی فروردین، رئیس فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی به فدراسیون فوتبال، اوضاع را پیچیدهتر از قبل کرد. او با اشاره به مشکلات حاد اقتصادی، چالشهای امنیتی و مصائب سفرهای بیناستانی، صراحتا خواستار تعطیلی مسابقات باشگاهی در مقطع کنونی شد. هرچند فروردین بعدها در چرخشی عجیب، صحبتهای خود را تعدیل کرد و حتی مدعی شد که خودش منتقد تعطیلی فوتبال است! این پارادوکسهای رفتاری به خوبی نشان میدهد که مدیران فدراسیون فوتبال تا چه حد تحت فشارهای چندجانبه و متناقض قرار دارند.
در میان تمام این هرجومرجها، تنها یک موضوع برای مهدی تاج و تیم مدیریتیاش در سازمان لیگ به عنوان خط قرمز تعریف شده است؛ پرونده لیگ بیستوپنجم نباید نیمهکاره بسته شود. پیشنهادهایی مبنی بر مختومه اعلام کردن لیگ بدون معرفی قهرمان و تیمهای سقوطکننده و برگزاری لیگ فصل آینده با ۱۸تیم (با اضافه شدن دو تیم صعودکننده از لیگ یک)، به شدت و با قاطعیت از سوی رئیس فدراسیون رد شده است. استدلال فدراسیون کاملا منطقی است؛ در لیگی که تا هفته بیستوسوم هزاران میلیارد تومان از بیتالمال و بودجه خصوصی در آن هزینه شده، نیمهکاره رها کردن مسابقات دور ریختن تمام این سرمایههاست. تاج با یادآوری دوران همهگیری کرونا و حتی تصمیمات کشور اوکراین در زمان آغاز جنگ، تاکید دارد که ایران نیز تافته جدا بافته نیست و مسابقات باید در زمین چمن به پایان برسند، نه روی کاغذ.
تصمیم نهایی و قطعی فدراسیون این است؛ همه چیز فریز میشود تا جامجهانی ۲۰۲۶ به پایان برسد. فدراسیون امیدوار است تیم ملی تا ۲۸ تیرماه در جام جهانی پیشروی کند و بلافاصله پس از بازگشت ملیپوشان، تنور لیگ برتر دوباره گرم شود. اما این تصمیم یک باگ بزرگ، ترسناک و غیرقابل انکار دارد. اگر سهمیههای آسیایی در خردادماه و پیش از شروع مجدد مسابقات، بر اساس جدول فعلی میان استقلال، تراکتور و سپاهان تقسیم شوند، تیمها با چه هدفی در گرمای سوزان تیرماه به مصاف هم خواهند رفت؟ وقتی تکلیف بزرگترین پاداشهای لیگ (حضور در آسیا) مشخص شده باشد، آیا انگیزه اکثریت تیمها به پایینترین حد خود سقوط نخواهد کرد؟ ادامه مسابقات در چنین شرایطی، ادامه لیگ و حتی جام حذفی را به یک نمایش سرد، بیروح و فرمالیته تبدیل خواهد کرد.
ساختمان سئول این روزها ملتهبتر از هر زمان دیگری است. فوتبال ایران در یک بنبست تاریخی گرفتار شده که در آن هیچ راه خروجی بدون هزینه و تبعات سنگین وجود ندارد. از یک سو، کنفدراسیون فوتبال آسیا با سرسختی تمام منتظر دریافت اسامی سه نماینده ایران است و از سوی دیگر، تیمهای مدعی جامانده، خشم خود را برای حمله به تصمیمات فدراسیون آماده کردهاند. تا چند روز دیگر، مصوبه جنجالی هیاترئیسه فدراسیون فوتبال از راه خواهد رسید. مصوبهای که برای سه تیم بالای جدول حکم صعود به بهشت را دارد و برای سایر مدعیان، نمک پاشیدن روی زخمهای باز یک فصل پرالتهاب است. باید منتظر ماند و دید؛ فوتبال باشگاهی ایران در آستانه تجربه یکی از پرحاشیهترین روزهای تاریخ خود قرار دارد. روزهایی که نشان خواهد داد گاهی اوقات، زور میزهای مدیریتی و ضربالاجلهای بینالمللی، از عرق ریختن بازیکنان در مستطیل سبز بسیار بیشتر است.
دیدگاه تان را بنویسید