سوت پایان در تاریکی

 آریا طاری

پنجاه روز التهاب، شایعه، جلسات بی‌نتیجه و بلاتکلیفی مطلق، سرانجام در یک بیانیه چند خطی و سرد خلاصه شد:«ادامه رقابت‌های لیگ برتر فصل ۰۵-۱۴۰۴ به بعد از پایان بازی‌های تیم ملی کشورمان در جام‌جهانی موکول شد.» تصمیمی که در نگاه اول شاید شبیه به یک مسکن فوری برای عبور از یک بحران مقطعی به نظر برسد، اما با کمی دقت در لایه‌های پنهان آن، متوجه می‌شویم که مسئولان سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال، تنها صورت‌مساله را پاک کرده‌اند و با ابتدایی‌ترین و دم‌دستی‌ترین تصمیم ممکن، کوهی از مین‌های خطرناک را زیر پای فوتبال ایران کاشته‌اند. با انتشار این اخبار، موجی از سوالات بی‌جواب در ذهن اهالی فوتبال، کارشناسان و هواداران شکل گرفته است؛ سوالاتی که به نظر می‌رسد فدراسیون‌نشین‌ها نه‌تنها پاسخی برای آنها ندارند، بلکه عامدانه پشت دیوار سکوت پنهان شده‌اند تا از گزند پاسخگویی در امان بمانند. در این مطلب، به کالبدشکافی این تصمیم عجیب و پیامدهای ویرانگر آن می‌پردازیم.

اولین و بزرگ‌ترین توجیه سازمان لیگ برای این تعطیلی طولانی‌مدت، اولویت دادن به تیم ملی، حفظ سلامتی بازیکنان و پیشگیری از آسیب‌دیدگی آنها پیش از آوردگاه بزرگ جام‌جهانی عنوان شده است. روی کاغذ، این یک استدلال منطقی به نظر می‌رسد؛ اما در دنیای واقعی فوتبال، این تصمیم یک خودزنی تمام‌عیار است. اکنون این سوال مهم مطرح می‌شود؛ آیا بهتر نبود برای حفظ آمادگی جسمانی و روانی بازیکنان، حداقل بخش کوچکی از مسابقات (به طور مثال چهار یا پنج هفته) برگزار می‌شد تا ملی‌پوشان در شرایط سخت و واقعی بازی قرار بگیرند؟ تمرینات مستمر هرگز نمی‌تواند جایگزین فشار و هیجان یک مسابقه رسمی شود؛ همان‌طور که در منطق فوتبال می‌گویند «یک جلسه مسابقه برابر با ۱۰ جلسه تمرین است». بازیکنان داخلی تیم ملی مدت‌هاست که از شرایط مسابقه دور بوده‌اند. فرستادن بازیکنانی که ماه‌هاست در هیچ مسابقه رسمی به میدان نرفته‌اند به مسابقاتی در سطح جام‌جهانی، نه‌تنها محافظت از آنها نیست، بلکه قرار دادن آنها در بالاترین سطح از ریسک مصدومیت و افت کیفیت است. کادر فنی تیم ملی حالا مجبور است اردوهای بلندمدتی برگزار کند که از نظر فرهنگی نیز بازیکنان ایرانی معمولا میانه خوبی با آن ندارند. 

در میان تمام این هیاهوها، عجیب‌ترین اتفاق، بایکوت کامل اخبار مربوط به جام حذفی است. درست است که راضی کردن تیم‌های صعودکرده برای بازی بدون ستاره‌های‌شان دشوار است، اما بلاتکلیف رها کردن یک تورنمنت رسمی که سهمیه مستقیم آسیایی دارد، اوج بی‌برنامگی و بی‌احترامی به تیم‌های صعودکننده است

سوال ترسناک بعدی در مورد آینده است. چرا کل بازی‌های باقی‌مانده به بعد از جام‌جهانی موکول شد؟ آیا مسئولان فدراسیون اساسا در جریان هستند که این تلمبار کردن مسابقات، چه فشار خردکننده‌ای به بازیکنان و ساختار فوتبال ایران وارد می‌کند؟ بیایید به تقویم سال آینده نگاهی بیندازیم. در صورت صعود یا عدم صعود تیم ملی، ادامه مسابقات لیگ فعلی احتمالا از اواخر تیرماه آغاز خواهد شد. تیم‌ها باید هر چهار روز یک‌بار به میدان بروند تا لیگ قبلی تمام شود. پس از آن، نیازمند حداقل ۱۵ روز تمرینات پیش‌فصل برای لیگ جدید هستند، به این معنی که لیگ بیست‌و‌ششم در بهترین حالت اوایل شهریور آغاز می‌شود. حالا این فاجعه را تصور کنید؛ برگزاری ۳۷‌هفته بازی فشرده در سالی که جام ملت‌های آسیا را هم در پیش داریم (که حداقل یک ماه لیگ را تعطیل می‌کند)، به علاوه مسابقات سنگین لیگ نخبگان و لیگ قهرمانان آسیا، جام حذفی و فیفادی‌های متعدد. این دیگر یک تقویم ورزشی نیست؛ این یک ماشین گوشت‌کوب است که فیزیک بازیکنان را نابود خواهد کرد. تصمیم امروز فدراسیون، صرفا انتقال بحران از امروز به فردا با ضریبی صد برابر بود. 

تکلیف بازیکنان خارجی و ستاره‌های تاثیرگذار لیگ چه می‌شود؟ با این وقفه چند ماهه، ترکیب حداقل هشت تیم لیگ برتر که شالوده خود را بر بازیکنان خارجی بنا کرده‌اند، در آستانه فروپاشی است. با توجه به قوانین و شرایط فورس‌ماژور، این بازیکنان احتمالا امکان جدایی موقت یا دائم را خواهند داشت. بسیار ساده‌لوحانه است اگر فکر کنیم بازیکنان حرفه‌ای خارجی، پس از ماه‌ها تعطیلی و پایان جام‌جهانی، در حالی که پنجره نقل‌و‌انتقالات سایر کشورها باز است و می‌توانند قراردادهای جدیدی ببندند، دوباره به ایران برمی‌گردند تا ادامه یک لیگ فرسایشی را بازی کنند. عدم هم‌پوشانی تقویم ایران با پنجره نقل‌وانتقالات جهانی، لیگ ما را به یک جزیره منزوی تبدیل خواهد کرد. چه کسی پاسخگوی از هم پاشیدن شاکله تیم‌هایی است که روی این بازیکنان حساب باز کرده بودند؟

یکی از حیاتی‌ترین ابهاماتی که بیانیه سازمان لیگ با سکوت محض از کنار آن گذشته، وضعیت پرداختی‌ها و قراردادهای این فصل است. الان باشگاه‌ها دقیقا باید چه کنند؟ آیا باید پول قرارداد این فصل را کامل به بازیکنان پرداخت کنند؟ یا باید ماه‌ها صبر کنند تا ببینند آیا فلان بازیکن بعد از جام‌جهانی اصلا حاضر به پوشیدن پیراهن تیم می‌شود یا خیر؟ هیچ مبنای قانونی روشنی در فوتبال ایران برای این وضعیت وجود ندارد. در شرایطی که باشگاه‌ها با رکود شدید، کاهش درآمدهای ناشی از شرایط جنگی و مشکلات ارزی دست و پنجه نرم می‌کنند، کمیته تعیین وضعیت اصرار دارد که وقفه لیگ دلیلی بر عدم پرداخت مطالبات نیست. از سوی دیگر، سال مالی باشگاه‌ها معمولا در خرداد یا تیر بسته می‌شود. انتقال هزینه‌های هنگفت این فصل به سال مالی آینده، ترازنامه‌های مالی باشگاه‌ها را ویران کرده و دریافت مجوز حرفه‌ای AFC را به یک رویای دست‌نیافتنی تبدیل می‌کند. فدراسیون باشگاه‌ها را در یک بن‌بست حقوقی و مالی رها کرده است تا خودشان در دادگاه‌های فیفا  تاوان بدهند. 

یکی از حیاتی‌ترین ابهاماتی که بیانیه سازمان لیگ با سکوت محض از کنار آن گذشته، وضعیت پرداختی‌ها و قراردادهای این فصل است. در شرایطی که باشگاه‌ها با رکود شدید، کاهش درآمدهای ناشی از شرایط جنگی و مشکلات ارزی دست و پنجه نرم می‌کنند، کمیته تعیین وضعیت اصرار دارد که وقفه لیگ دلیلی بر عدم پرداخت مطالبات نیست

در میان تمام این هیاهوها، عجیب‌ترین اتفاق، بایکوت کامل اخبار مربوط به جام حذفی است. تورنمنتی که به حساس‌ترین مقطع خود یعنی مرحله یک‌چهارم نهایی رسیده و هشت تیم برتر آن مشخص شده‌اند. چرا مسئولین هیچ صحبتی در مورد این تورنمنت نمی‌کنند؟ آیا قرار است جام حذفی بی‌سروصدا لغو شود؟ از این تورنمنت تنها هفت مسابقه باقی مانده تا چهره قهرمان مشخص شود. آیا بهتر نبود فدراسیون به جای تعطیلی مطلق، حداقل این هفت ‌مسابقه را برگزار می‌کرد؟ درست است که تیم‌های حاضر در این مرحله ملی‌پوش دارند و راضی کردن آنها برای بازی بدون ستاره‌های‌شان دشوار است، اما بلاتکلیف رها کردن یک تورنمنت رسمی که سهمیه مستقیم آسیایی دارد، اوج بی‌برنامگی و بی‌احترامی به تیم‌های صعودکننده است.

بخش تاریک و جنجالی ماجرا، اظهارات اخیر دبیرکل فدراسیون فوتبال است. او رسما اعلام کرده که اگر AFC با تمدید مهلت معرفی نمایندگان مخالفت کند، فدراسیون ناچار است تیم‌های بالای جدول فعلی را به عنوان سهمیه‌های ایران در آسیا معرفی کند. بر این اساس، سپاهان که با شایستگی صدرنشین فعلی رقابت‌هاست، در کنار استقلال و تراکتور بلیت آسیا را دریافت خواهند کرد. اما این تصمیم، خشم و اعتراض شدید سایر باشگاه‌ها را به همراه داشته است. تیم‌هایی مانند پرسپولیس و گل‌گهر که در رده‌های بعدی قرار دارند، به درستی معترضند و معتقدند در هشت هفته باقی‌مانده شانس بالایی برای جبران امتیازات و کسب سهمیه داشتند. این باشگاه‌ها در طول فصل هزینه‌های میلیاردی متحمل شده‌اند. چرا فدراسیون فوتبال شهامت رویارویی با این معترضان را ندارد؟ چرا مسئولان پشت درهای بسته می‌نشینند و حاضر نیستند با شفافیت پاسخ دهند که به چه دلیل منطقی، حق رقابت و شانس رسیدن به آسیا را از این تیم‌ها گرفته‌اند؟ پاسخ ندادن به این اعتراضات، تنها شائبه بی‌عدالتی و مهندسی مصلحت‌اندیشانه را  تقویت می‌کند. 

اما خنده‌دارترین، مضحک‌ترین و در عین حال تلخ‌ترین بخش این تراژدی، بخش دیگری از صحبت‌های دبیرکل فدراسیون است. او صراحتا اعلام کرده که وقتی مسابقات این فصل (پس از جام‌جهانی) به پایان رسید و قهرمان مشخص شد، تیم‌های برتر آن زمان، به عنوان نمایندگان ایران برای فصل بعد مسابقات آسیایی معرفی خواهند شد! آیا متوجه عمق فاجعه شدید؟ این یعنی لیگ بیست‌وششم که قرار است با آن فشار خردکننده در سال آینده برگزار شود، عملا هیچ پاداش آسیایی برای تیم‌های برترش نخواهد داشت! تیم‌ها در لیگ آینده باید برای چه چیزی بجنگند؟ برای هیچ! این تصمیم، رسما ماهیت و مشروعیت مسابقات سال آینده را زیر سوال می‌برد. چگونه می‌توانید از تیم‌ها و هواداران بخواهید در لیگی سرمایه‌گذاری و رقابت کنند که از پیش مشخص است قهرمانی در آن، هیچ دستاورد بین‌المللی به همراه ندارد؟ این اوج کج‌سلیقگی و بی‌سوادی در برنامه‌ریزی ورزشی است. 

با مرور تمام این سوالات بی‌جواب، ابهامات مالی، فاجعه تقویمی و تصمیمات خلق‌الساعه در مورد سهمیه‌های آسیایی، تنها یک نتیجه‌گیری منطقی باقی می‌ماند؛ مسئولان فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ، باز هم طبق عادت همیشگی، دم‌دستی‌ترین و راحت‌ترین تصمیم ممکن را گرفتند تا امروز را به فردا برسانند. آنها به جای ایستادگی، مدیریت بحران، طراحی سناریوهای منعطف (مانند برگزاری بازی‌های بدون ملی‌پوش، اتمام جام حذفی یا تغییر فرمت ادامه لیگ)، ترجیح دادند کل سیستم را خاموش کنند و به تعطیلات بروند. آنها با این تصمیم، شاید از فشار برنامه‌ریزی در دوران ملتهب فعلی فرار کرده باشند، اما مین‌های ویرانگری را در زمین فوتبال ایران کاشته‌اند که انفجار آنها پس از جام جهانی، ترکش‌هایش تمام باشگاه‌ها، بازیکنان و هواداران را زخمی خواهد کرد. فوتبال ایران نیازمند مدیرانی است که در دل بحران راهکار خلق کنند، نه کسانی که با اولین وزش باد سخت، کرکره‌ها را پایین می‌کشند و از پاسخگویی فرار می‌کنند.