نازنین دشتی 

در دنیای بی‌رحم فوتبال، گاهی فاصله‌ میان عرش و فرش، تنها به اندازه یک امضا پای یک قرارداد اشتباه است. جام‌جهانی ۲۰۲۶ با تمام زرق و برقش در ایالات متحده، کانادا و مکزیک انتظار ستاره‌ها را می‌کشد. برای هر فوتبالیست جوانی، حضور در این فستیوال بزرگ، قله‌ آرزوهاست؛ جایی که نام‌ها جاودانه می‌شوند و سرنوشت‌ها تغییر می‌کنند. اما در این میان، قصه‌ محمدمهدی زارع، مدافع ۲۳‌ساله‌ای که روزگاری شاه‌ماهی نقل‌و‌انتقالات فوتبال ایران بود، به یک تراژدی تمام‌عیار شبیه شده است. قصه‌ ستاره‌ای که فرسنگ‌ها دور از تفکرات امیر قلعه‌نویی، در سرمای استخوان‌سوز روسیه، تاوان سنگین یک انتخاب احساسی و اشتباه را پس می‌دهد. 

برای درک عمق این سقوط، باید به عقب برگردیم؛ به روزهایی که محمدمهدی زارع پس از درخشش در لیگ آزادگان و با پیراهن پارس جنوبی جم، راهی لیگ برتر شد. او خیلی زود نشان داد که پیراهن لیگ برتر برای قامت استعدادش گشاد نیست. زارع در ترکیب گل‌گهر سیرجان تبدیل به یک صخره‌ رسوخ‌ناپذیر شد. تیمی که در فصل گذشته عنوان برترین خط دفاعی را یدک می‌کشید، بخش بزرگی از این ثبات را مدیون هوش بالا، جایگیری‌های دقیق و جسارت این مدافع جوان بود. 

تابستان فرا رسید و بازار نقل‌و‌انتقالات، نام زارع را به عنوان یکی از داغ‌ترین سوژه‌های خود می‌دید. استقلال و پرسپولیس، دو قطب سنتی فوتبال ایران که پوشیدن پیراهن هر کدام برای رسیدن به ترکیب تیم ملی یک میان‌بر طلایی محسوب می‌شود، با پیشنهاداتی دست به نقد به سراغ او آمدند. حضور در قلب خط دفاعی تیمی مانند استقلال، با آن حجم از فشار رسانه‌ای و البته حمایت میلیونی هواداران، می‌توانست زارع را در کانون توجهات قرار دهد. درخشش در تیم‌های بزرگ پایتخت، همیشه فرمولی تضمین‌شده برای جلب نظر سرمربیان تیم ملی بوده است. اما زارع، در یک دو راهی سرنوشت‌ساز، مسیر سوم را انتخاب کرد؛ رویای لژیونر شدن. 

در فوتبال ایران، سال‌هاست که کلمه‌ لژیونر یک بار روانی و اجتماعی خاص به همراه دارد. بسیاری از بازیکنان جوان تصور می‌کنند که صرف خروج از مرزها و بازی در یک لیگ خارجی، حتی اگر لیگی فیزیکی و خشن مانند روسیه باشد، به خودی خود یک ارتقای سطح محسوب می‌شود. زارع نیز درگیر همین توهم شد. او پیشنهاد اغواکننده‌ احمد گروژنی را پذیرفت، به این امید که با درخشش در اروپا، پیراهن تیم ملی را برای یک دهه به نام خود سند بزند. 

اما او یک اصل مهم را فراموش کرده بود؛ فوتبال، بازی روی چمن است، نه نام‌ها و قراردادها. لیگی که از نظر کیفی و شرایط جوی تفاوت‌های فاحشی با فوتبال ایران دارد، نیازمند تطبیق‌پذیری بالایی است. زارع، بدون آنکه پختگی لازم را در کوران مسابقات پرفشار داخلی با تیم‌های بزرگ تجربه کرده باشد، خود را به دل طوفانی زد که در نهایت او را غرق کرد. انتخابی که قرار بود سکوی پرتاب او به سمت جام‌جهانی ۲۰۲۶ باشد، تبدیل به باتلاقی شد که هر روز او را بیشتر در خود فرو می‌برد. 

آمار و ارقام، بی‌رحم‌ترین قاضی‌های دنیای فوتبال هستند. نگاهی به کارنامه‌ محمدمهدی زارع در فصل جاری با پیراهن احمد گروژنی، عمق فاجعه را نمایان می‌کند. از ۳۲‌بازی ممکن، او در ۱۸‌مسابقه مطلقا نیمکت‌نشین بوده و حتی یک دقیقه هم فرصت لمس توپ را پیدا نکرده است. در تیمی که خودش در لیگ روسیه وضعیت چندان باثباتی ندارد، زارع تبدیل به یک تماشاگر ویژه شده است. او تنها در ۱۴‌بازی به میدان رفته؛ ۱۱‌بار در ترکیب اصلی و سه بار به عنوان یار تعویضی. مجموع دقایق حضور او در فوتبال باشگاهی روسیه به عدد ناامیدکننده‌ ۱۰۱۶‌دقیقه می‌رسد. 

نقطه‌ فروپاشی این رویا، شاید در جریان نبرد با اسپارتاک مسکو رقم خورد. در مسابقه‌ای که می‌توانست عرصه خودنمایی این مدافع ایرانی باشد، احمد گروژنی با حضور ۸۶‌دقیقه‌ای زارع، با نتیجه سه بر یک در هم کوبیده شد. عملکرد دور از انتظار و پراشتباه او در این دیدار حساس، باعث شد تا کادرفنی تیم روسی به طور کامل از او قطع امید کند. در دو بازی اخیر برابر بالتیکا و زنیت، زارع دوباره به همان جایگاه آشنای خود برگشت؛ چسبیده به نیمکت ذخیره‌ها. بازیکنی که روزگاری در سیرجان مهاجمان حریف را کلافه می‌کرد، حالا در سرمای روسیه در حال تماشای نابودی اعتماد به نفس خویش است. 

در سوی دیگر میدان، امیر قلعه‌نویی در حال معماری تیمی برای یک تورنمنت فرسایشی و بزرگ به نام جام‌جهانی است. سرمربی تیم ملی در سه سال گذشته، ایده‌های مختلفی را آزمایش کرده است. اگرچه در فاز هجومی، قلعه‌نویی همچنان به ستاره‌های باتجربه و لژیونرها متکی است، اما در فاز دفاعی، تفکرات او چرخش معناداری داشته است. قلعه‌نویی نشان داده که برای قلب خط دفاع، به مدافعانی نیاز دارد که در شرایط مسابقه باشند، هماهنگی بالایی داشته باشند و مهم‌تر از همه، در کوران مسابقات لیگ برتر ایران آبدیده شده باشند. 

اعتماد ویژه به زوج شجاع خلیل‌زاده و محمدحسین کنعانی‌زادگان و اضافه شدن بازیکنانی نظیر علی نعمتی، نشان می‌دهد که پازل دفاعی تیم ملی تا حد زیادی تکمیل شده است. حتی زمانی که قلعه‌نویی تصمیم به تغییر سیستم و استفاده از سه مدافع میانی می‌گیرد، باز هم نگاهش به لیگ داخلی است. او از نام‌های مطرحی چون سامان فلاح و محمدامین حزباوی گذر کرده و اکنون ذره‌بین خود را روی مدافعانی مانند عارف آقاسی، حسین ابرقویی‌نژاد، دانیال ایری و مسعود محبی زوم کرده است. 

در این معادله‌ پیچیده، محمدمهدی زارع کجاست؟ پاسخ تلخ است؛ هیچ‌جا! بازیکنی که با هدف دیده شدن توسط کادرفنی لژیونر شد، حالا به دلیل افت محسوس و نیمکت‌نشینی‌های مداوم، کاملا از رادار تیم ملی خارج شده است. عدد «صفر» در مقابل تعداد بازی‌های ملی او، یک حقیقت گزنده است. تمام تجربه‌ ملی زارع، خلاصه می‌شود در نشستن روی نیمکت در دو بازی دوستانه مقابل روسیه و تانزانیا. این یعنی او نه‌تنها نتوانسته اعتماد قلعه‌نویی را جلب کند، بلکه فرسنگ‌ها از تفکرات تاکتیکی او فاصله گرفته است. وقتی مدافعان کمتر شناخته‌شده‌ای چون مسعود محبی و دانیال ایری که در لیگ داخلی به طور مستمر بازی می‌کنند، شانس بیشتری برای پوشیدن پیراهن تیم ملی دارند، یعنی مسیر لژیونر شدن برای زارع، یک بن‌بست مطلق بوده است. 

محمدمهدی زارع خود را نابود کرد؛ نه با حاشیه‌های خارج از زمین، نه با مصدومیت، بلکه با یک تصمیم غیرحرفه‌ای در بدترین زمان ممکن. او در سنی که نیاز به بازی کردن مداوم، کسب تجربه و قرار گرفتن در شرایط سخت مسابقاتی در تیم‌های بزرگ داخلی داشت، جلای وطن کرد تا برچسب لژیونر را روی پیشانی خود بچسباند. او می‌توانست امروز ستون خط دفاعی یکی از تیم‌های بزرگ پایتخت باشد، هر هفته در کانون توجه رسانه‌ها قرار بگیرد و با یک روند منطقی، بلیت سفر به آمریکای شمالی را در جیب خود بگذارد. 

اما حالا، واقعیت برای او بی‌نهایت بی‌رحم است. جام‌جهانی ۲۰۲۶ به سرعت نزدیک می‌شود و لیست ۲۶‌نفره مسافران در حال نهایی شدن است. محمدمهدی زارع، پدیده‌ای که روزی امید آینده‌ خط دفاعی ایران محسوب می‌شد، حالا باید بزرگ‌ترین فستیوال فوتبال جهان را از پای تلویزیون تماشا کند. این تاوان انتخاب سراب به جای واقعیت است. قصه‌ زارع، یک مرثیه‌ ورزشی و یک کلاس درس بزرگ برای تمام استعدادهای جوانی است که فکر می‌کنند فرار به آن سوی مرزها، همیشه مساوی با پیشرفت است. گاهی اوقات، بزرگ‌ترین اشتباه یک فوتبالیست، نادیده گرفتن زمین سفت زیر پایش برای رسیدن به آسمانی است که فقط از دور زیبا به نظر می‌رسد. زارع جام‌جهانی را از خود گرفت و حالا سهم او از این فوتبال، فقط و فقط «حسرت» است.