آمریکا تصمیم کاهش نیروهای نظامی در آلمان، اسپانیا و ایتالیا را عملیاتی میکند؛
ترامپ علیه ناتو؛ آغاز توزیع بحران در امنیت اروپا
رامین پرتو
از زمان آغاز جنگ علیه ایران و ورود نظامی و مستقیم ایالات متحده به تنگه هرمز برای بستن این گلوگاه استراتژیک، روابط میان ایالات متحده و اروپا دچار تغییرات پیچیدهای شده است. بحرانهای ناشی از جنگ ایران و واکنشهای کشورهای اروپایی به سیاستهای واشنگتن، به خصوص در زمینه حمایت از جنگ علیه ایران، نشان از درگیریهای گسترده در روابط میان این دو طرف دارد و حالا در همین راستا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، با تهدید به کاهش نیروهای نظامی خود از آلمان، اسپانیا و ایتالیا، این بحران را به اوج جدیدی رسانده است. این بحران نه تنها بر پایه مسائل نظامی استوار است، بلکه ریشه در اختلافات سیاسی، اقتصادی و امنیتی عمیقتر نیز دارد که میتواند عواقب بلندمدت و جدی برای روابط فراآتلانتیک به دنبال داشته باشد که در این میان پرونده اوکراین و همچنین اختلافات تجاری با محوریت تعرفهها را هم دربرمیگیرد.
خروج نیروهای ایالات متحده از آلمان و سایر کشورهای اروپایی میتواند باعث تضعیف توان دفاعی ناتو در مقابله با تهدیدات خارجی، به ویژه از سوی روسیه، شود و این مسئله برای کشورهای شرق اروپا که به شدت به حضور نظامی ایالات متحده در منطقه وابسته هستند، نگرانکننده خواهد بود
بحران در روابط ایالات متحده و اروپا:
آغاز تنشهای جدید
اینکه دور جدید تنش در روابط ایالات متحده و کشورهای اروپایی چگونه وارد مرحلهای جدید و بحرانی شده است، به مواضع اخیر کاخسفید برمیگردد؛ چراکه ترامپ، پس از تهدید به کاهش نیروهای آمریکایی در آلمان، این بار تصمیم به بررسی کاهش حضور نظامیان ایالات متحده در ایتالیا و اسپانیا گرفته است. این تهدیدات به دنبال انتقاد شدید ترامپ از سیاستهای کشورهای اروپایی در قبال جنگ ایران و عدم همکاری کافی در حمایت از عملیات ایالات متحده در منطقه خاورمیانه مطرح شده است.
او به شدت از مواضع کشورهای اروپایی انتقاد کرده و به خصوص از عدم حمایت این کشورها در باز کردن تنگه هرمز و ارائه حمایتهای نظامی به جنگ علیه ایران انتقاد کرده است. علاوه بر این، او نیز کشورهای اروپایی را به دلیل خودداری از افزایش هزینههای دفاعی ناتو، تحت فشار قرار داده است. این تغییرات در سیاستهای آمریکا با توجه به جایگاه ویژه آلمان، ایتالیا و اسپانیا در ناتو، به ویژه از منظر استراتژیک، نگرانیهای بسیاری را به وجود آورده است و حتی تصمیم ترامپ برای کاهش نیروهای نظامی در آلمان، به عنوان یکی از بزرگترین پایگاههای نظامی ایالات متحده در اروپا، میتواند پیامدهای جدی برای تعهدات ناتو و امنیت اروپا داشته باشد.
چرا ترامپ به دنبال خروج
نظامیان خود از اروپا است؟
ترامپ، در دومین دوره ریاستجمهوری خود، تلاش دارد که رویکرد متفاوتی نسبت به روابط با ناتو و کشورهای اروپایی اتخاذ کند. هدف اصلی او کاهش هزینههای نظامی ایالات متحده و تمرکز بیشتر بر اولویتهای داخلی و خارجی آمریکا است. یکی از دلایل اصلی کاهش نیروها در آلمان، اسپانیا و ایتالیا، اعتراضات ترامپ به عدم حمایت کافی از جنگ علیه ایران است و او بر این باور است که کشورهای اروپایی در مواجهه با تهدیدات جهانی باید مسئولیتهای بیشتری به عهده بگیرند اما از نظر وی این اتفاق در شرایط کنونی رخ
نداده است.
علاوه بر این، ترامپ در تلاش است تا فشار بیشتری به متحدان اروپایی وارد کند تا الزامات مالی ناتو را رعایت کنند. او به طور مداوم از کشورهای اروپایی خواسته است که سهم خود از هزینههای دفاعی ناتو را افزایش دهند، اما بسیاری از این کشورها از این درخواستها سر باز زدهاند. ترامپ همچنین به شدت از تصمیمات سیاسی کشورهای اروپایی انتقاد کرده و آنها را به دلیل عدم حمایت علنی از جنگ علیه ایران و فشار نیاوردن بر ایران برای نابودی تهدید هستهای، مورد حمله قرار داده است و به صورت کلی این مسائل باعث شده تا ترامپ به فکر کاهش حضور نظامی ایالات متحده در اروپا بیافتد.
یکی از دلایل اصلی کاهش نیروهای آمریکا در آلمان، اسپانیا و ایتالیا، اعتراض ترامپ به عدم حمایت کافی ناتو از جنگ با ایران است. او بر این باور است که کشورهای اروپایی در مواجهه با تهدیدات جهانی باید مسئولیت بیشتری به عهده بگیرند اما این اتفاق در شرایط کنونی رخ نداده است
بحران اعتماد میان اعضای ناتو
یکی از پیامدهای اصلی کاهش نیروهای آمریکایی از کشورهای اروپایی، کاهش اعتماد میان اعضای ناتو و ایالات متحده است. این اقدام ترامپ میتواند باعث تضعیف انسجام درونی ناتو و ایجاد شکافهای عمیقتر میان کشورهای عضو شود. کشورهای اروپایی ممکن است احساس کنند که ایالات متحده دیگر به طور کامل به تعهدات خود در قبال امنیت اروپا پایبند نیست و این مسئله میتواند باعث بیاعتمادی و تشدید تنشها در روابط فراآتلانتیک شود.
از سوی دیگر، خروج نیروهای ایالات متحده از آلمان و سایر کشورهای اروپایی میتواند باعث تضعیف توان دفاعی ناتو در مقابله با تهدیدات خارجی، به ویژه از سوی روسیه، شود و این مسئله به ویژه برای کشورهای شرق اروپا که به شدت به حضور نظامی ایالات متحده در منطقه وابسته هستند، نگرانکننده خواهد بود.
همچنین، خروج نیروهای نظامی آمریکا از کشورهای اروپایی میتواند به افزایش هزینههای دفاعی کشورهای اروپایی منجر شود و این کشورها مجبور خواهند بود تا برای تأمین امنیت خود، به دنبال افزایش بودجههای نظامی و تقویت نیروی دفاعی خود باشند که فشار اقتصادی در داخل را هم تشدید خواهد کرد.
تبعات اختلافات
بر روابط دو سوی آتلانتیک
یکی از سوالات اصلی این است که آیا کاهش نیروهای نظامی ایالات متحده از کشورهای اروپایی میتواند باعث ایجاد شکاف در روابط آتلانتیک شود؟ واقعیت این است که برخی تحلیلگران بر این باورند که این اقدام میتواند روابط ایالات متحده و اروپا را به مرحلهای بحرانی برساند. کشورهای اروپایی، به ویژه آلمان و فرانسه، در گذشته همواره از ناتو به عنوان یک ستون استراتژیک برای حفظ امنیت خود و مقابله با تهدیدات جهانی استفاده کردهاند.
اگر آمریکا تصمیم بگیرد که به طور گستردهای نیروهای خود را از اروپا خارج کند، این ممکن است باعث تضعیف ناتو و ایجاد فضای امنتر برای روسیه و دیگر بازیگران جهانی شود. کشورهای اروپایی، به ویژه در شرق و شمال اروپا، ممکن است برای مقابله با تهدیدات جدید مجبور به افزایش استقلال دفاعی خود شوند و این میتواند باعث تغییر در معادلات امنیتی جهانی شود.
در همین راستا، برخی از مقامات اروپایی اعلام کردهاند که نیاز به تقویت توان نظامی خود را بیشتر از پیش احساس میکنند و به همین دلیل در حال توسعه ساختارهای دفاعی مستقل از ایالات متحده هستند و این تحول ممکن است به یک اتحاد جدید میان کشورهای اروپایی و حتی دیگر قدرتهای جهانی منجر شود.
به طور کلی، روابط ایالات متحده و کشورهای اروپایی در دوره ریاستجمهوری دوم ترامپ با بحرانهایی جدی روبهرو شده است. تهدیدات ترامپ برای کاهش حضور نظامی در آلمان، اسپانیا و ایتالیا، تنها یکی از ابعاد این بحران است. پیامدهای بلندمدت این تصمیم میتواند به شکافهای عمیقتر در روابط ترانسآتلانتیک منجر شود و حتی باعث تغییرات اساسی در ساختار امنیتی ناتو و اروپا شود. کشورهای اروپایی در برابر این فشارها ممکن است به تقویت توان نظامی خود و حتی جلب حمایت بیشتر از قدرتهای مستقل جهانی مانند چین و روسیه بپردازند.
حال چنین تحولی میتواند به معنای تغییرات عمیق در سیاستهای جهانی و حتی بازنگری در ساختار نظام بینالملل باشد که در آن نقش آمریکا در صحنه جهانی به شکلی چشمگیر تغییر خواهد کرد.
دیدگاه تان را بنویسید