نازنین دشتی 

جام‌جهانی؛ بزرگ‌ترین فستیوال فوتبال جهان که هر چهار سال یک‌بار قلب میلیاردها انسان را به تپش درمی‌آورد، حالا در آستانه نسخه ۲۰۲۶ خود با یک کابوس بزرگ و مشترک دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ ویروس بی‌رحم مصدومیت. تقویم فشرده، فشار بی‌امان مسابقات باشگاهی و نبردهای تن‌به‌تن در حساس‌ترین مقطع فصل، دست به دست هم داده‌اند تا اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ به یکی از پرالتهاب‌ترین و شاید سیاه‌ترین ماه‌های تقویم فوتبالی تبدیل شود. اخبار منتشر شده تنها در عرض یک روز، مانند یک زلزله چند ریشتری، پیکره سه تیم ملی بزرگ و سه باشگاه مدعی انگلیسی را لرزاند. داستان این سه ستاره، روایتی است از درد، اشک و رویاهایی که شاید در یک چشم‌به‌هم‌زدن بر باد بروند. 

آنفیلد، ورزشگاهی که همیشه با سرودهای حماسی‌اش شناخته می‌شود، در دقیقه‌۵۸ دیدار لیورپول و کریستال پالاس در سکوتی سنگین و بغض‌آلود فرو رفت. محمد صلاح، فرعون مصری و اسطوره بی‌بدیل این باشگاه، پس از ارسال یک پاس‌گل دیدنی برای دومینیک سوبوسلای، ناگهان متوقف شد. او دستش را روی ران پای چپ گذاشت و با چهره‌ای درهم‌کشیده روی چمن نشست. لبخند تلخ و نگاه خیره او به سکوها، پیامی فراتر از یک درد فیزیکی داشت؛ این شاید پایان یک دوران بود. وقتی تابلوی تعویض بالا رفت و جرمی فریمپونگ آماده ورود به زمین شد، صحنه بیشتر به یک سکانس سینمایی شبیه بود تا یک تعویض اجباری. صلاح در حالی که لنگان‌لنگان زمین را ترک می‌کرد، ایستاد، برگشت و با دستانش به چهار سمت ورزشگاه ادای احترام کرد. تماشاگران حاضر در آنفیلد که ۹‌سال با جادوی ساق‌های او زندگی کرده بودند، یکپارچه ایستادند و با تشویق‌های ممتد خود، وداعی باشکوه اما نگران‌کننده را رقم زدند. گزارش‌های اولیه از پارگی همسترینگ خبر می‌دهند که به معنای پایان فصل برای او در لیورپول است. 

در لندن و در اردوگاه تاتنهام، اوضاع اگر بحرانی‌تر نباشد، قطعا دراماتیک‌تر است. روبرتو دزربی که تیمش از اواخر دسامبر طعم پیروزی را نچشیده بود، سرانجام در ورزشگاه مولینو و با تک گل ژوائو پالینیا مقابل ولورهمپتون به یک برد حیاتی دست یافت. اما این پیروزی، بهای بسیار سنگینی برای اسپرز به همراه داشت. ژاوی سیمونز، موتور محرک خط میانی تاتنهام و یکی از امیدهای اصلی تیم ملی هلند، پس از یک برخورد به‌شدت خشن با هوگو بوئنو، با فریادهایی که دل هر بیننده‌ای را به درد می‌آورد، روی زمین افتاد. تلاش‌های اولیه او برای ایستادن با کمک کادر پزشکی بی‌نتیجه بود و درد زانو امانش را برید. خروج او با برانکارد و ورود لوکاس بریوال جوان به جای او، کام شیرین نخستین برد دزربی را به‌شدت تلخ کرد. تاتنهام این فصل، بیشتر به یک بیمارستان صحرایی شبیه است تا 

یک تیم فوتبال.   

ویروس مصدومیت در همان روز، راه خود را به ورزشگاه امارات و ترکیب آرسنال نیز پیدا کرد. کای هاورتز که تازه از اواسط ژانویه پس از یک دوره طولانی نقاهت به میادین بازگشته بود، بار دیگر اسیر بدشانسی شد. او که بازی را طوفانی آغاز کرده و پاس‌گل اول توپچی‌ها را برای ابرچی ازه مهیا کرده بود، تنها ۲۰‌دقیقه بعد بدون برخورد مشخصی با بازیکنان حریف، با احساس درد روی زمین افتاد. خروج لنگان‌لنگان او در دقیقه‌۳۴ و ورود ویکتور یوکرس، موجی از نگرانی را در دو جبهه ایجاد کرد. از یک سو، میکل آرتتا که در کورس نفس‌گیر قهرمانی لیگ برتر با منچسترسیتی قرار دارد و هفته آینده باید در نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان به مصاف اتلتیکو مادرید برود، یکی از مهره‌های کلیدی خود را از دست داد. از سوی دیگر، یولیان ناگلزمن، سرمربی تیم ملی آلمان، حالا با یک بحران تمام‌عیار در خط حمله روبه‌روست. با توجه به مصدومیت و غیبت قطعی سرژ گنبری، از دست دادن احتمالی هاورتز می‌تواند برنامه‌های تاکتیکی مانشافت را برای جام‌جهانی ۲۰۲۶ به کلی فلج کند. 

آنچه در این ۲۴‌ساعت بر فوتبال گذشت، یادآوری بی‌رحمانه‌ای از روی دیگر سکه ورزش حرفه‌ای بود. جام‌جهانی بدون ستاره‌هایش، مانند یک شاهکار سینمایی بدون بازیگران نقش اول است. در حالی که روزشمار جام‌جهانی ۲۰۲۶ با سرعت در حال گذر است، حالا نگاه میلیون‌ها هوادار از مستطیل سبز به درهای بسته کلینیک‌های پزشکی دوخته شده است. آیا صلاح می‌تواند بار دیگر با قدرت استارت بزند؟ آیا زانوی سیمونز به او اجازه حضور در بزرگ‌ترین تورنمنت جهان را می‌دهد؟ و آیا هاورتز می‌تواند از این کابوس تکراری رها شود؟ فوتبال جهان این روزها نفس خود را در سینه حبس کرده و در اتاق انتظار بیمارستان‌ها، برای سلامت فرعون، ستاره هلندی و مهره کلیدی ژرمن‌ها دست به دعا برداشته است. تابستان ۲۰۲۶ نزدیک است و هیچ‌کس دوست ندارد جای خالی این جادوگران را در مستطیل سبز ببیند.