سیتی با شکست دادن آرسنال حالا خودش را آماده قهرمانی میکند
بازگشت پپ
نازنین دشتی
سوت پایان بازی که در فضای نمناک و بارانی منچستر طنینانداز شد، ورزشگاه اتحاد به دو نیمه متضاد تقسیم شد. یک سو، غرش کرکننده آبیهایی که بوی خون را حس کرده بودند و سوی دیگر، سکوت وهمآلود قرمزپوشانی که انگار شبح سالهای گذشته را دوباره بالای سر خود میدیدند. نتیجه دو بر یک روی تابلوی نتایج، فقط یک پیروزی برای منچسترسیتی نبود؛ یک زلزله روانی بود که پایههای اعتمادبهنفس آرسنال را لرزاند. حالا در راهروهای سرد استادیوم، جایی که بوی چمن خیس با بوی تند عرق و اضطراب در هم آمیخته، یک سوال بزرگ در ذهن همه چرخ میخورد؛ آیا این آغاز پایان رویای توپچیهاست یا آزمونی برای بلوغ تیمی که نمیخواهد بازنده باشد؟
تصویر فریم به فریم دست دادن پپ گواردیولا و میکل آرتتا در پایان بازی، چیزی فراتر از یک پروتکل ورزشی بود. در چشمان پپ، آن برق پیروزمندانه و بیرحمانهای دیده میشد که انگار میگفت:«هنوز نه پسر، هنوز وقتش نرسیده.» و در چهره آرتتا، آمیزهای از خشم فروخورده و احترامی تلخ موج میزد. این نبرد، یک جنگ خانوادگی است. آرتتا بخشی از روح تاکتیکی پپ را در ساک ورزشیاش به لندن برده بود، اما این هفته پپ ثابت کرد که هنوز نسخه اصلی را در اختیار دارد. برای پپ، این پیروزی یک بازیابی هویت بود؛ او اجازه نداد شاگردش در خانه خود او، تاجگذاری کند. اما برای آرتتا، این لحظه دردناکترین بخش فصل بود. او که سالها کنار پپ به جزئیات پیروزی فکر کرده بود، حالا باید با جزئیات شکست کنار میآمد. آیا این شکست، رابطه آنها را برای همیشه تغییر میدهد؟ شاید. چون در سطح اول فوتبال دنیا، جایی برای عاطفه نمانده؛ وقتی پای جام در میان باشد، برادر به برادر هم
رحم نمیکند.
منچسترسیتی این هفته، تیمی نبود که فقط فوتبال بازی کند؛ آنها تیمی بودند که زنده ماندن را بلد بودند. وقتی دوناروما آن اشتباه مهلک را انجام داد و هاورتز بازی را به تساوی کشاند، خیلیها فکر کردند امپراتوری پپ فرو ریخته است. اما دقیقا در همان لحظات بود که شخصیت قهرمان بیدار شد. سیتی نشان داد که حتی وقتی تحت فشار است، حتی وقتی اشتباه میکند، باز هم راهی برای پیروزی پیدا میکند. ارلینگ هالند مقابل آرسنال فقط یک گل نزد؛ او پیامی به کل لیگ فرستاد. گل او، تیر خلاصی بود به تمام تردیدهایی که درباره افت سیتی وجود داشت. پپ توانست از رایان شرکی جوانی بازی بگیرد که انگار سالهاست در لیگ برتر توپ میزند. این سیتی، حالا در فاصله سه امتیازی ایستاده و با آن بازی عقبافتاده مقابل برنلی، عملا خودش را همامتیاز آرسنال میبیند. آنها حالا در وضعیتی به سر میبرند که عاشقش هستند؛ تعقیبکنندهای که نفسش پشت گردن صدرنشین است و میداند چگونه در هفتههای آخر، رقیب را به مرز جنون بکشاند.
بزرگترین دشمن آرسنال در این لحظه، منچسترسیتی نیست؛ بلکه خاطره است. خاطره تمام فصلهایی که آرسنال تا نزدیکی جام رفت و در لحظه آخر، پایش لغزید. هواداران آرسنال در مسیر بازگشت به لندن، احتمالا با خود فکر میکردند «دوباره نه... خواهش میکنم دوباره نه.» آرتتا این هفته تیمی را دید که با وجود بازی پایاپای، در لحظات کلیدی کم آورد. این همان ترک عادت بزرگی است که آرتتا باید انجام دهد. او باید به بازیکنان جوانش ثابت کند که شکست در اتحاد، پایان دنیا نیست. آرسنال هنوز صدرنشین است. آنها هنوز سه امتیاز (به لحاظ عددی) جلو هستند. اما حقیقت این است که بار روانی این شکست، سنگینتر از سه امتیاز است. دکلان رایس، اودگارد و ساکا حالا باید باری را به دوش بکشند که نسلهای قبلی آرسنال زیر آن کمر خم کردند. آیا این تیم پتانسیل این را دارد که از زیر آوار این شکست بلند شود و پنج بازی بعدی را مثل فینال ببرد؟ یا اینکه شبح نایبقهرمانیهای آبرومندانه دوباره در رختکن آنها
لنگر میاندازد؟
چهارشنبه شب، سیتی به مصاف برنلی میرود. روی کاغذ، این سه امتیاز در حساب پپ واریز شده است. اگر این اتفاق بیفتد، ما با دو تیم ۷۰امتیازی وارد پنج هفته پایانی میشویم. اینجا جایی است که تفاضل گل و بازیهای رودررو (که سیتی در آن برتر بوده) نقش ایفا میکند. آرسنال دیگر اجازه یک اشتباه را هم ندارد. آنها باید در تمام بازیهای باقیمانده پیروز شوند و امیدوار باشند که سیتی در یکی از بازیهای سختش (مثلا مقابل تاتنهام یا نیوکاسل) امتیاز بدهد. اما مشکل اینجاست؛ سیتی پپ وقتی بوی قهرمانی را حس میکند، معمولا امتیاز نمیدهد.
سوال اصلی اینجاست؛ آرتتا چه چیزی در آستین دارد که پپ ندارد؟ شاید انگیزه برای اولینبار. پپ دهها بار این مسیر را طی کرده؛ برای او قهرمانی یک وظیفه است. اما برای آرتتا و این نسل از آرسنال، قهرمانی یک معجزه و تغییر مسیر تاریخ است. آرتتا برای اینکه ترک عادت کند، باید در کنفرانسهای خبری و تمرینات روزهای آینده، نقش یک روانکاو را بازی کند. او باید به تیمش بفهماند که باختن به سیتی در اتحاد، لکه ننگی نیست، بلکه بخشی از فرایند بزرگ شدن است. اگر آرسنال بتواند بازی بعدیاش را با قدرت ببرد، نشان میدهد که پوستاندازی کرده است. اما اگر در بازی بعدی با استرس و لرزش پا وارد زمین شوند، باید بدانیم که ماشین پپ گواردیولا بار دیگر توانسته روح رقیبش را
تسخیر کند.
این هفته در منچستر، ما فقط فوتبال ندیدیم؛ ما جدال بین تجربه بیرحم و اشتیاق لرزان را دیدیم. سیتی برد چون بلد بود چگونه در میانه طوفان، سکان را نگه دارد. آرسنال باخت چون در لحظهای که باید تیر خلاص را میزد، دستش لرزید. اما زیبایی لیگ برتر در همین است؛ هیچچیز تمام نشده است. این باخت میتواند برای آرسنال همان سیلی بیداربخشی باشد که آنها را به سمت پنج پیروزی متوالی سوق دهد. یا میتواند اولین دومینوی فروپاشی باشد. در دنیای پپ و آرتتا، فردا خورشید دوباره طلوع میکند، اما نوری که به تمرینات سیتی میتابد گرمتر است و سایهای که روی زمین تمرین آرسنال میافتد، بلندتر و تاریکتر. پنج هفته. صدها دقیقه. هزاران ثانیه. تا لحظهای که جام نقرهای رنگ لیگ برتر تصمیم بگیرد به شمال برود یا به جنوب. شما ترجیح میدهید طرفدار کدام داستان باشید؟ بازگشت پادشاه پیر یا ظهور منجی جوان؟ هرچه باشد، فوتبال این هفته به ما یادآوری کرد که چرا این ورزش، زیباترین و بیرحمانهترین درام
ساخت بشر است.
دیدگاه تان را بنویسید