آرتتا امسال از قرعه هم حسابی شانس آورده و باید خودش را اثبات کند
جاودانگی یا کابوس؟
نگار رشیدی
در راهروهای ورزشگاه امارات، دیگر کسی از صبر حرف نمیزند. واژهای که سالها ترجیعبند صحبتهای مدیران آرسنال و هواداران وفادار این تیم بود، حالا جای خود را به یک مطالبه صریح داده است؛ جام. میکل آرتتا، مردی که روزی به عنوان شاگرد خلف پپ گواردیولا با تردیدهای بسیار روی نیمکت توپچیها نشست، حالا در آستانه خلق فصلی است که میتواند نام او را در کنار آرسن ونگر به تالار افتخارات ابدی باشگاه الصاق کند. اما در ورای این درخشش، سایهای سنگینی میکند؛ سایه کم آوردن در
لحظات آخر.
آرسنال امسال، تیمی نیست که فقط مالکیت توپ را در اختیار داشته باشد؛ آنها تیمی هستند که حریف را خفه میکنند. آرتتا توانسته است ترکیبی از صلابت دفاعی و نبوغ تهاجمی ایجاد کند که در تمام جامهای داخلی و اروپایی، آنها را به یک لنگرگاه قدرت تبدیل کرده است. او دیگر آن مربی جوانی نیست که فقط به دنبال پیادهسازی ایدههای پپ باشد؛ او حالا امضای خاص خود را دارد. استفاده از مدافعان میانی در کنارهها، آزادی عمل بیحدوحصر به کاپیتان اودگارد و ایجاد یک ساختار پرس شدید، آرسنال را به کابوس هر حریفی بدل کرده است. اما سوال بزرگ اینجاست؛ آیا این بنز آخرین مدل، سوخت کافی برای رسیدن به خط پایان
را دارد؟
قرعهکشی مرحله حذفی لیگ قهرمانان برای آرتتا، چیزی شبیه به یک معجزه بود. در حالی که غولهای بزرگ اروپا در سمت دیگر جدول مشغول دریدن یکدیگر هستند و رئال، سیتی و بایرن در یک حمام خون تاکتیکی گرفتار شدهاند، آرسنال خود را در مسیری میبیند که از میان تیمهایی چون بایر لورکوزن، اسپورتینگ و بوده گلیمت میگذرد. برای آرتتا، این قرعهکشی یک شمشیر دو لبه است. از یک سو، او بهترین فرصت تاریخ باشگاه برای رسیدن به فینال و حتی کسب اولین قهرمانی اروپا را در اختیار دارد. از سوی دیگر، این مسیر هموار، فشار را به حداکثر رسانده است. اگر آرتتا در این جاده ابریشم بلغزد، دیگر هیچ بهانهای پذیرفته نخواهد بود. او امسال با رقبایی روبهرو شده که از نظر بودجه، تجربه و مهره، همسطح یا پایینتر از آرسنال هستند. این یعنی رویای اروپایی آرتتا، حالا به یک تکلیف اجباری تبدیل شده است.
بزرگترین دشمن آرتتا در این فصل، نه سیتی است و نه رئالمادرید؛ بلکه تقویم است. در سالهای گذشته، آرسنال نشان داده که در ماههای آوریل و می (فروردین و اردیبهشت)، ناگهان دچار افت بدنی و ذهنی میشود. اصطلاح «Bottling» یا همان کم آوردن در گام آخر، زخمی است که هنوز بر پیکره این تیم سنگینی میکند. آرتتا امسال مدعی تمامعیار لیگ برتر و لیگ قهرمانان است. او تیمی ساخته که در هر پست، دو بازیکن همتراز دارد و مصدومیتها دیگر نمیتوانند کمر تیمش را بشکنند. اما چالش اصلی، مدیریت روانی است. آیا او میتواند از تکرار آن فروپاشیهای دراماتیک جلوگیری کند؟ او امسال دیگر آن مربی در حال یادگیری نیست؛ او حالا در قله قرار دارد و از کسی که در قله ایستاده، انتظار میرود که پرچم را نصب کند، نه اینکه
سقوط کند.
اگر آرسنال آرتتا امسال نتواند حداقل یکی از دو جام بزرگ (لیگ برتر یا لیگ قهرمانان) را به شمال لندن ببرد، پروژه او با یک علامت سوال بزرگ روبهرو خواهد شد. دنیای فوتبال بیرحم است و تاریخ را فاتحان مینویسند، نه کسانی که خوب بازی کردند. ناکامی در این فصل، با توجه به فرم فوقالعاده تیم و قرعه رویایی در اروپا، به معنای شکست تمامعیار ایدئولوژی او خواهد بود. منتقدان منتظرند تا با اولین لغزش، دوباره برچسب آقای همیشه ناکام را به او بچسبانند. آرتتا حالا بر سر یک دو راهی سرنوشتساز ایستاده است؛ یا تبدیل شدن به قهرمانی که آرسنال را به عصر طلایی بازگرداند، یا باقی ماندن به عنوان مربیای که همیشه نزدیک بود، اما هرگز نرسید. امسال برای میکل آرتتا، سال یا حالا یا هیچوقت است. او مهرهها را چیده، ارتشش را آماده کرده و جاده پیش رویش هموار شده است. حالا فقط یک چیز باقی مانده؛ عبور از خط پایان و گره زدن نامش به جاودانگی.
دیدگاه تان را بنویسید