استقلال با وریا به صدر رسید، اما تراکتور با ربیعی دچار سردرگمی شد
جابهجایی قدرت
آریا طاری
لیگ برتر ایران، در هفته بیستودوم، شبیه به یک رمان پرتعلیق معمایی شد؛ فصلی که در آن قهرمانان دیروز، به یکباره صحنه را ترک میکنند و وارثان جدید، باید در میان طوفان انتظارات، کشتی تیمشان را به ساحل آرامش برسانند. پایان ماجراجوییهای آسیایی برای دو قطب بزرگ این روزهای فوتبال ایران، یعنی استقلال و تراکتور، با زلزلههایی روی نیمکت همراه بود. ریکاردو ساپینتو و دراگان اسکوچیچ، دو مرد خارجی که هر کدام معماری بخشی از رویاهای هواداران را بر عهده داشتند، جای خود را به تفکرات داخلی دادند. اما خروجی این تغییرات بزرگ، دو مسیر کاملا متفاوت بود؛ استقلال در دل کویر رفسنجان با یک پیروزی استراتژیک، تاج پادشاهی را بر سر گذاشت و به امتیاز ۳۸ رسید، در حالی که تراکتور در جهنم انزلی، اسیر حواشی و سردرگمی شد تا با ۳۶ امتیاز، صدر را دو دستی تقدیم رقیب آبیپوش کند. این یادداشت، نه یک گزارش بازی، بلکه کالبدشکافی وضعیت روانی، تاکتیکی و مدیریتی دو تیمی است که حالا در حساسترین پیچ تاریخی فصل قرار گرفتهاند.
داستان استقلال در رفسنجان، میتوانست یک تراژدی تمامعیار باشد. تیمی که با زخمهای عمیق حذف از لیگ قهرمانان آسیا (شکست مقابل الحسین اردن) و پایان دوران پرالتهاب ریکاردو ساپینتو به ایران برگشته بود، از لحاظ روانی در شکنندهترین حالت ممکن قرار داشت. مدیریت باشگاه در یک تصمیم اورژانسی، سکان هدایت را برای یک تکبازی به دست کاپیتان سابق سپرد؛ وریا غفوری. وریا میدانست که روی چه بمب ساعتیای نشسته است. او تنها ۹۰دقیقه فرصت داشت تا تیمی که از نظر ذهنی فروپاشیده بود را احیا کند. اما غفوری در همین یک بازی، نشان داد که ژن رهبری، چیزی نیست که با خداحافظی از مستطیل سبز از بین برود. تصمیمات او در رفسنجان، شجاعانه و فراتر از یک مربی موقت بود. نیمکتنشین کردن روزبه چشمی، ستون خیمه استقلال و بازگرداندن آنتونیو آدان اسپانیایی به درون دروازه، قمار بزرگی بود که فقط از شخصیتی مثل وریا برمیآمد. استقلال در رفسنجان، دیگر آن تیم عصبی و پرخاشگر دوران ساپینتو نبود. آنها صبورانه بازی کردند و با شلیک سهمگین منیر الحدادی، به خواسته خود رسیدند. اما شاهبیت غزل وریا، نه در جریان بازی که در سوت پایان آن رقم خورد. او پس از رساندن استقلال به صدر جدول با ۳۸امتیاز، در اوج شکوه و بدون هیچ ادعایی، نیمکت را ترک کرد. وریا نخواست زیر سایه نام دیگری بماند یا به عنوان دستیار سرمربی جدید به کار ادامه دهد. او آمد، تیم بحرانزده را جمع کرد، صدر جدول را پس گرفت و با یک خدحافظی قهرمانانه، نام خود را به عنوان ناجی موقت در تاریخ باشگاه ثبت کرد. این خروج دراماتیک، بار روانی مثبتی برای بازیکنان به جا گذاشت؛ تیمی که حالا میداند میتواند بدون هیاهوهای کنار زمین هم پیروز شود.
هفته بیستودوم لیگ برتر، نقطه عطفی در تاریخ این فصل خواهد بود. لیگ حالا به یک نبرد تمامعیار بین دو تفکر و دو وضعیت روانی متفاوت تبدیل شده است. استقلال با عبور موفقیتآمیز از طوفان رفتن ساپینتو و مدیریت هوشمندانه وریا غفوری، حالا با سهراب بختیاریزاده به دنبال تثبیت صدرنشینی است
حالا کلید پایتخت در دست سهراب بختیاریزاده است. مردی که از روی سکوهای ورزشگاه شهدای رفسنجان، نمایش شاگردان آیندهاش را تماشا میکرد. سهراب در شرایطی ایدهآل و در عین حال به شدت خطرناک، تیم را تحویل میگیرد. از یک سو، او تیمی را در اختیار دارد که در صدر جدول است، ساختار دفاعیاش (با حضور سامان فلاح و رستم آشورماتوف) شکل گرفته و مهاجمانی تشنه گلزنی (مثل سعید سحرخیزان) دارد. اما از سوی دیگر، حفظ صدرنشینی، سختتر از رسیدن به آن است. بزرگترین چالش سهراب، تغییر اتمسفر روانی تیم است. ریکاردو ساپینتو، استقلال را به تیمی تبدیل کرده بود که با آدرنالین و خشم تغذیه میشد. تیمی که هر بازیاش یک جنگ اعصاب بود. سهراب اما، شخصیتی آرام، تئوریک و به دور از جنجال دارد. آیا بازیکنان استقلال که ماهها با فریادهای مرد پرتغالی تهییج شدهاند، میتوانند خود را با آرامش مرد خوزستانی وفق دهند؟ سهراب باید به سرعت تکلیف ستارههای راندهشده را مشخص کند. مدیریت بازیکنانی مثل ابوالفضل جلالی که تازه به اوج برگشتهاند و حفظ فرم عالی نفراتی مثل محمدحسین اسلامی و یاسر آسانی، هنر اصلی او خواهد بود. بختیاریزاده میداند که سایه ساپینتو و حتی سایه همان تکبازی وریا غفوری، تا هفتهها روی سر او سنگینی خواهد کرد. هر لغزشی، با مقایسههای بیرحمانه هواداران و رسانهها همراه خواهد بود. استقلال حالا یک ماشین صدرنشین است و سهراب نباید اجازه دهد این موتور روشن، خاموش شود.
داستان در شمال کشور، رنگوبویی از جنس حسرت داشت. تراکتور، تیمی که در آسیا خوش درخشیده بود، پس از جدایی دراگان اسکوچیچ، شبیه به ارکستری شد که رهبر خود را از دست داده است. اسکوچیچ در تبریز یک هویت تاکتیکی مشخص ساخته بود؛ تیمی که مالکانه بازی میکرد، با حوصله به دروازه حریف نزدیک میشد و در فاز هجومی، یک ماشین بیرحم بود. اما حضور محمد ربیعی روی نیمکت تراکتور، حداقل در ایستگاه اول (انزلی)، نتوانست جای خالی مرد کروات را پر کند. ملوان مازیار زارع، تیمی است که یقه گرفتن از مدعیان را خوب بلد است و انزلی، همان مردابی است که مدعیان در آن غرق میشوند. تراکتور در این بازی، اسیر شوک تغییر بود. ستارههای تراکتور، از شجاع خلیلزاده در قلب دفاع تا مهدی هاشمنژاد و امیرحسین حسینزاده در خط حمله، سردرگم به نظر میرسیدند. دریافت گل از محمدجواد محمدی در دقیقه۵۸، پرده از ضعف سازماندهی دفاعی تراکتور در غیاب دستورات قبلی برداشت. اما آنچه در انزلی نگرانکنندهتر از نتیجه بود، از دست رفتن تمرکز تیمی بود. درگیریهای کنار زمین و اخراج همزمان مازیار زارع و خداداد عزیزی نشان داد که نیمکت سرخپوشان تبریزی، آن آرامش و کاریزمای دوران اسکوچیچ را از دست داده است. وقتی نیمکت درگیر تنش میشود، بازیکن در زمین احساس ناامنی میکند.
تساوی یک-یک، آن هم با گل دقیقه۸۷ دانیال اسماعیلیفر، یک فرار از مهلکه بود، نه یک دستاورد. محمد ربیعی که همیشه به عنوان مربی تیمهای میانرده با ساختارهای مستحکم دفاعی (مثل مس رفسنجان و ذوبآهن) شناخته میشد، حالا با ترافیکی از ستارههای هجومی در تراکتور روبهروست. چالش بزرگ ربیعی این است که او نمیتواند تفکرات محتاطانه گذشتهاش را در تیمی مثل تراکتور پیاده کند. هواداران پرشور تبریزی، به فوتبال هجومی و مالکانه عادت کردهاند. تراکتور اسکوچیچ، تیمی بود که به حریفان در تبریز و حتی در خارج از خانه رحم نمیکرد. ربیعی برای موفقیت در این باشگاه، باید از پیله تاکتیکی خود خارج شود. او باید یاد بگیرد که چگونه از بازیکنانی مثل دوماگوی دروژدک و خامروبکف در فضاهای کوچک بازی بگیرد. سقوط به رده دوم با ۳۶امتیاز، زنگ خطری جدی برای مدیریت تراکتور و کادر فنی جدید است. آنها میدانند که استقلال با ۳۸امتیاز و پرسپولیس و سپاهانی که در تعقیب هستند، هیچ فرصتی برای آزمون و خطا به ربیعی نخواهند داد. جای خالی اسکوچیچ در انزلی به شدت احساس شد؛ تراکتور تیمی بود که فقط حمله میکرد تا نبازد، نه اینکه حمله کند تا حاکم زمین باشد.
هفته بیستودوم لیگ برتر، نقطه عطفی در تاریخ این فصل خواهد بود. لیگ حالا به یک نبرد تمامعیار بین دو تفکر و دو وضعیت روانی متفاوت تبدیل شده است. استقلال با عبور موفقیتآمیز از طوفان رفتن ساپینتو و مدیریت هوشمندانه وریا غفوری، حالا با سهراب بختیاریزاده به دنبال تثبیت صدرنشینی است. آنها بحران را به فرصت تبدیل کردند و از نظر روانی، در بالاترین سطح اعتمادبهنفس قرار دارند. در مقابل، تراکتور در اولین آزمون پس از اسکوچیچ، نمره قبولی نگرفت. محمد ربیعی اگر نتواند در کوتاهترین زمان ممکن، هارمونی از دسترفته را به خط میانی و حمله تیمش برگرداند، خیلی زود با فشار خردکننده سکوهای یادگار امام مواجه خواهد شد. لیگ برتر ایران حالا به جذابترین روزهای خود رسیده است. روزهایی که تاکتیکها روی تخته وایتبرد تعیینکننده نیستند؛ بلکه توانایی مربیان در مدیریت بحران و حفظ تمرکز روانی ستارهها، چهره قهرمان این فصل را نقاشی خواهد کرد. سهراب بختیاریزاده و محمد ربیعی، حالا در کانون توجهات قرار دارند؛ یکی باید از صدرنشینی محافظت کند و دیگری باید تراکتور را از مرداب سردرگمی بیرون بکشد.
دیدگاه تان را بنویسید