آریا طاری

هفته‌ بیست‌ویکم لیگ برتر خلیج فارس، تحت تأثیر یک سکوت عجیب در قله است. سه غول ۳۵ امتیازی لیگ (استقلال، تراکتور و سپاهان) به دلیل حضور در رقابت‌های آسیایی، بازی‌های‌شان لغو شده و از دور، نظاره‌گر مستطیل سبز هستند. این یعنی یک خلاء قدرت موقت در صدر جدول ایجاد شده است. در این میان، پرسپولیس ۳۴ امتیازی و گل‌گهر ۳۳ امتیازی، تنها کسانی هستند که کلید این خلاء را در دست دارند. اما زیر پوست این شانس طلایی برای صدرنشینی، یک درام هولناک برای سرخ‌پوشان پایتخت در جریان است. این بازی برای گل‌گهر، یک فرصت لوکس برای خودنمایی است، اما برای پرسپولیس و به‌ویژه اوسمار ویرا، چیزی شبیه به یک نبرد مرگ و زندگی است. اگر پرسپولیس در کویر سیرجان زانو بزند، دیگر صحبت از صدرنشینی نیست؛ صحبت از پایان یک رویا و شاید پایان دوران مربی برزیلی در تهران است. 

در حالی که استقلال ساپینتو، تراکتور اسکوچیچ و سپاهان نویدکیا در هتل‌های مجلل آسیا مشغول آنالیز رقبای قاره‌ای هستند، لیگ داخلی را در وضعیت تعلیق رها کرده‌اند. عدد ۳۵، مثل یک کوه، صدر جدول را قرق کرده است. پرسپولیس با ۳۴ امتیاز، تنها به یک پیروزی نیاز دارد تا با ۳۷ امتیاز، از این ترافیک سنگین عبور کند و به تنهایی پادشاه هفته شود. اما مشکل اینجاست که پرسپولیس نیم‌فصل دوم، تیمی نیست که بشود به راحتی روی بردن آن در خارج از خانه شرط بست. آنها تا اینجای کار، تمام تعارف‌های صدرنشینی را با بی‌رحمی پس زده‌اند. بازی با گل‌گهر، آخرین فراخوان برای بازگشت به صف مدعیان واقعی است؛ فراخوانی که اگر نشنیده گرفته شود، عواقبش فراتر از یک جابجایی در جدول خواهد بود. 

وضعیت اوسمار ویرا اکنون با هیچ مربی دیگری در لیگ قابل مقایسه نیست. او که وارث میراث شوم وحید هاشمیان بود، حالا خودش را در محاصره‌ آمارهای فاجعه‌بار می‌بیند. پرسپولیس در نیم‌فصل دوم، خارج از تهران به یک تیم بی‌دفاع و بی‌برنامه تبدیل شده است. سقوط در شیراز، شکست در خوزستان و در نهایت فاجعه‌ انزلی؛ ۹ امتیاز نقد در جاده‌ها جا مانده است. هواداران پرسپولیس که تا پیش از امسال به استانداردهای بالا عادت کرده بودند، حالا با تیمی روبه‌رو هستند که نه خوب بازی می‌کند و نه نتیجه می‌گیرد. برای اوسمار، بازی در سیرجان یک اولتیماتوم نانوشته است. مدیریت باشگاه شاید در رسانه‌ها از او حمایت کند، اما حقیقت پشت پرده متفاوت است. چهارمین شکست پیاپی خارج از خانه، آن هم در حالی که رقبای مستقیم بازی نمی‌کنند، یعنی بی‌کفایتی فنی. اگر پرسپولیس در سیرجان ببازد، اوسمار نه به سمت تهران، بلکه به سمت لبه‌ پرتگاه حرکت خواهد کرد. در فوتبال ایران، صبر مدیران به باریکی یک تار موست و باخت به گل‌گهر می‌تواند آن تار مو را پاره کند. 

در آن سوی میدان، گل‌گهر با ۳۳ امتیاز ایستاده است. تیمی که هفته‌ گذشته در اهواز کامبک خورد و سه بر یک به فولاد باخت تا آنها هم از رسیدن به صدر بازبمانند. اما تفاوت گل‌گهر با پرسپولیس در فشار روانی است. سیرجانی‌ها اگر به صدر نروند، کسی در شهر به آنها اعتراض نمی‌کند؛ کسی خواهان اخراج کادر فنی نمی‌شود و بحرانی شکل نمی‌گیرد. آنها با فراغ بال به مصاف پرسپولیس می‌روند. گل‌گهر به خوبی می‌داند که پرسپولیس فعلی، از نظر ذهنی فروپاشیده است. آنها می‌خواهند از ترس باختن که در ساق‌های بازیکنان پرسپولیس رخنه کرده، استفاده کنند. برای گل‌گهر، برد مقابل پرسپولیس و ایستادن در رتبه اول (حتی به طور موقت)، یک افتخار تاریخی و یک بیانیه‌ قدرت است. 

پرسپولیس نیم‌فصل دوم، با یک تضاد عجیب روبه‌رو است. در خانه مقتدر، اما در خارج از خانه آسیب‌پذیر و شکننده. دلیل این اتفاق چیست؟ اول فقدان رهبری در زمین، دوم بن‌بست تاکتیکی اوسمار و سوم اشتباهات فردی مهلک. اینها بلای جان پرسپولیس در سفرهای استانی شده است

پرسپولیس نیم‌فصل دوم، با یک تضاد عجیب روبه‌رو است. در خانه مقتدر، اما در خارج از خانه آسیب‌پذیر و شکننده. دلیل این اتفاق چیست؟ اول فقدان رهبری در زمین؛ در بازی با ملوان دیدیم که وقتی سروش رفیعی اشتباه می‌کند یا کنعانی‌زادگان مصدوم می‌شود، هیچ‌کس نیست که تیم را جمع کند. دوم بن‌بست تاکتیکی اوسمار؛ مربی برزیلی نشان داده که وقتی حریف فضاها را می‌بندد و بازی فیزیکی ارائه می‌دهد، هیچ پلن دومی ندارد. سانترهای بی‌هدف، تنها خروجی ذهن تاکتیکی او در دقایق بحرانی است. سوم اشتباهات فردی مهلک؛ پنالتی‌های بی‌مورد، لو دادن توپ در مناطق حساس و خروج‌های نامطمئن؛ اینها بلای جان پرسپولیس در سفرهای استانی شده است. سیرجان، آزمون نهایی برای حل این معماست. اگر پرسپولیس نتواند در این بازی از نظر ذهنی بر خودش مسلط شود، کویر سیرجان آنها را هم مثل انزلی در خود می‌بلعد. 

یکی از بزرگ‌ترین علامت سوال‌های پرسپولیس، وضعیت خط حمله‌ این تیم است. علی علیپور که با امیدهای فراوان بازگشت، در انزلی جشنواره‌ای از فرصت‌سوزی به راه انداخت. او اکنون تحت فشار شدید روانی است. مهاجمی که گل نمی‌زند، اعتماد به نفسش را از دست می‌دهد و این دقیقا همان چیزی است که در ساق‌های علیپور دیده می‌شود. در غیاب امید عالیشاه (که عصای دست تیم در روزهای سخت بود) و مصدومیت‌های متوالی ستاره‌ها، تمام بار گلزنی روی دوش علیپور و ایگور سرگیف است. اگر علیپور نتواند در سیرجان دروازه را پیدا کند، شاید خودش هم به یکی از قربانیان اصلی این فصل تبدیل شود. 

گل‌گهر تیمی است که به خوبی از فضاهای پشت مدافعان استفاده می‌کند. آنها می‌دانند که دفاع پرسپولیس در نیم‌فصل دوم، کند و مستعد اشتباه است. از سوی دیگر، پرسپولیس باید با محمد خدابنده‌لو و میلاد سرلک میانه‌ میدان را از آن خود کند. اوسمار احتمالا با ترس از دست دادن شغلش به میدان می‌آید و این ترس، خطرناک‌ترین مشاور یک مربی است. آیا او جرأت می‌کند دست به تغییرات رادیکال بزند؟ یا باز هم به همان سیستم شکست‌خورده‌ بازی‌های قبلی تن می‌دهد؟

بازی پرسپولیس و گل‌گهر، فراتر از سه امتیاز است. این بازی، عیار شخصیت پرسپولیس را تعیین می‌کند. سناریوی اول و برد پرسپولیس؛ قرمزها با ۳۷ امتیاز به صدر می‌روند، بحران اوسمار فروکش می‌کند و تیم با روحیه‌ای مضاعف منتظر بازگشت آسیایی‌های ۳۵ امتیازی می‌ماند. این یعنی بازگشت پرسپولیس به مدار قهرمانی. سناریوی دوم و تساوی؛ پرسپولیس به عدد ۳۵ می‌رسد و در ترافیک صدرنشینان غرق می‌شود. این نتیجه برای اوسمار یک تنفس مصنوعی است، اما مشکل را حل نمی‌کند. سناریوی سوم و باخت پرسپولیس؛ گل‌گهر به صدر می‌رود. پرسپولیس به رده پنجم سقوط می‌کند. اوسمار ویرا با کارنامه‌ چهار شکست پیاپی خارج از خانه، احتمالا بلیت خروجش از باشگاه را رزرو 

خواهد کرد. 

و اما نتیجه‌گیری؛ هواداران پرسپولیس خسته‌اند. آنها خسته‌اند از دیدن تیمی که در لحظات حساس، وا می‌دهد. بازی با گل‌گهر، آخرین فرصت برای اوسمار است تا ثابت کند که مرد روزهای سخت است و نه فقط یک آنالیزور خوب که به اشتباه روی صندلی سرمربیگری نشسته است. سیرجان می‌تواند محل تولد دوباره‌ پرسپولیس باشد یا گورستان آرزوهای این فصل. وقتی سوت پایان بازی به صدا درآید، یا شاهد جشن سرخ‌پوشان در کویر خواهیم بود و یا شاهد چهره‌ مغموم مربی‌ای که می‌داند چمدان‌هایش را باید ببندد. اینجا سیرجان است؛ جایی که اکسیژن کم است و فشار، از همیشه بیشتر!