روایت بنجامین باتن فوتبال ایران در قلب لسآنجلس
ققنوس ایرانی
نگار رشیدی
لسآنجلس، خرداد ۱۴۰۵. خورشید بر مستطیل سبز میتابید و میلیونها قلب در ایران، با سوت آغاز جامجهانی ۲۰۲۶ به تپش افتاده بود. رویارویی با نیوزیلند در گام نخست، قرار بود یک شروع طوفانی برای شاگردان امیر قلعهنویی باشد؛ مسابقهای که میتوانستیم با دستانی پر از آن خارج شویم، اما در نهایت با یک تساوی دو-دو و تقسیمی تلخ از امتیازات به پایان رسید. نتیجهای که مسیر صعود به جمع ۳۲تیم برتر جهان را در هالهای از ابهام و ناهمواری فرو برد. اما در میان تمام این بیمها و امیدها، در لابهلای حسرتها و دلهرههای هواداران ایرانی، یک نام با درخششی خیرهکننده تمام معادلات را بر هم زد و چشمها را به خود دوخت؛ ستارهای که گویی زمان را به سخره گرفته است؛ رامین رضاییان.
در دنیای بیرحم فوتبال ایران، عبور از مرز ۳۰سالگی معمولا با افت تدریجی توان بدنی و کوچ ستارهها به لیگهای کمفشار همراه است. اما رامین رضاییان، در ۳۶سالگی، نهتنها پا پس نکشید، بلکه ثابت کرد که دود هنوز از کنده بلند میشود. او داستان زندگیاش را در زمین چمن، شبیه به نسخه ایرانی فیلم معروف هالیوودی «بنجامین باتن» کارگردانی کرده است. همانطور که بنجامین در روز پایان جنگ جهانی اول با ظاهری پیر متولد شد و هر سال جوانتر و شادابتر میشد، رامین نیز هرچه به سالهای پایانی دوران حرفهای خود نزدیکتر میشود، با طراوتتر، جنگندهتر و درخشانتر در میدان ظاهر میشود. رضاییان با نزدیک به دو دهه حضور در سطح اول فوتبال باشگاهی و ملی، روزهای پرفرازونشیبی را تجربه کرده است. بازیکنی که با پوشیدن پیراهن سه قطب بزرگ فوتبال ایران یعنی پرسپولیس، سپاهان و استقلال، همیشه برچسب یاغی را با خود به دوش کشیده و در کانون حواشی بوده است. اما فراتر از تمام این هیاهوها، آنچه رامین را به این نقطه از تاریخ سنجاق کرده، پشتکار آهنی» و ارادهای
شکستناپذیر است.
برای درک عظمت کاری که رامین در جامجهانی ۲۰۲۶ انجام داد، باید به عقب برگردیم. به روزهایی در فصل گذشته که او یکتنه بار استقلال را بر دوش میکشید و با درخشش خود، آبیپوشان را در کورس نگه داشته بود. تصور میشد جایگاه او در ترکیب استقلال دستنیافتنی باشد، اما ناگهان طوفان از راه رسید. رابطه او با ریکاردو ساپینتو، سرمربی وقت استقلال، شکرآب شد. نیمکتنشینیهای سریالی و تبدیل شدن به چهره مغضوب سرمربی، رامین را در آستانه یک سقوط آزاد قرار داد. در ۳۶سالگی، نیمکتنشینی به معنای مرگ رویای حضور در سومین جامجهانی پیاپی بود. رامین میتوانست تسلیم شود، میتوانست مصاحبههای جنجالی کند و در حاشیه غرق شود، اما او راه سختتر را انتخاب کرد؛ جنگیدن. او درهای خروج اجباری را پذیرفت تا فرصت پرواز را از دست ندهد. انتقال قرضی به فولاد، برای بسیاری به معنای تبعید بود، اما برای رامین، این یک سکوی پرتاب دوباره بود. در دل گرمای اهواز، رضاییان با پیراهن سرخ فولاد غوغا به پا کرد. ثبت آمار خیرهکننده یکگل و سه پاسگل تنها در ۶مسابقه و اثرگذاری مستقیم روی یک گل دیگر، پیام روشنی برای کادر فنی تیم ملی داشت؛ من هنوز زندهام و تشنه موفقیتم. این درخشش، بلیت بازگشت او به اردوی تیم ملی را امضا کرد. رامین در بازیهای تدارکاتی پیش از جامجهانی، از جمله دیدار مقابل گامبیا و مالی، در نقش گلزن و گلساز درخشید تا به امیر قلعهنویی ثابت کند که تصمیمش برای دعوت از این پیرمرد دوستداشتنی، یکی از هوشمندانهترین تصمیمات تاکتیکیاش بوده است.
دیدار با نیوزیلند، صحنه تبلور تمام بغضها، تلاشها و عرقریختنهای رامین بود. او با ورود به زمین، نهتنها یک مدافع راست، بلکه یک رهبر، یک بازیساز و یک مهاجم سایه بود. رامین در این بازی تاریخی توانست هم گلزنی کند و هم پاسگل بدهد. بازیکنی که تا پیش از این تورنمنت در ۷۷بازی ملی، ۶گل و ۱۱پاسگل در کارنامه داشت، حالا در بزرگترین ویترین جهانی فوتبال، در حال جابهجا کردن رکوردهای تاریخی است. افتخاراتی که رامین پس از سوت پایان بازی با نیوزیلند به نام خود سند زد، بینظیر و تکرارنشدنی است؛ موثرترین بازیکن تاریخ ایران در جام جهانی با تاثیرگذاری روی سه گل در ادوار مختلف (مشترک با مهدی طارمی)، اولین بازیکن تاریخ فوتبال ایران که در دو دوره مختلف جامجهانی (۲۰۲۲ و ۲۰۲۶) موفق به گلزنی شده است، نخستین بازیکن ۳۶ساله ایرانی که دروازه حریفان را در جام جهانی فروریخته است و یکی از معدود بازیکنان تاریخ تیم ملی که جایزه بهترین بازیکن زمین (Man of the Match) را در یک دیدار جامجهانی از آن خود کرده است.
اگرچه رامین در عرصه باشگاهی حسرت قهرمانی در لیگ برتر را در دل دارد و به دو قهرمانی جام حذفی با سپاهان و استقلال بسنده کرده است، اما در عرصه ملی، او حالا یک اسطوره بیبدیل است. پسری که با اشکهایش، با دویدنهای بیامانش و با سانترهای مواجش، قلب میلیونها ایرانی را تسخیر کرده است. حالا در شرایطی که راه صعود ایران از گروه پیچیده شده است، تمام نگاهها به بازیهای سرنوشتساز مقابل بلژیک و مصر دوخته شده است. اهالی فوتبال دیگر رامین را تنها یک مدافع راست نمیدانند؛ او نماد امید است. شماره۲۳ تیم ملی با سینهای ستبر و ارادهای که هیچ ساپینتویی نتوانست آن را در هم بشکند، آماده است تا در پردههای بعدی این جام، باز هم بدرخشد و ثابت کند که در دنیای رویاها، سن و سال، تنها یک عدد بیارزش است.
دیدگاه تان را بنویسید