چین، برنده بالقوه شکاف امنیتی شبه‌جزیره

رامین پرتو

تحولات جدید در شرق آسیا نشان می‌دهد که بحران خاورمیانه، برخلاف تصور اولیه، صرفاً یک منازعه محدود به غرب آسیا نیست و می‌تواند آرایش امنیتی میان آمریکا، چین، روسیه، ژاپن، کره جنوبی و کره شمالی را نیز دستخوش تغییر کند. کاهش ابعاد رزمایش‌های مشترک واشنگتن و سئول، در ظاهر اقدامی برای کاهش هزینه و مدیریت تنش با پیونگ‌یانگ است، اما در لایه عمیق‌تر، نشانه‌ای از تغییر اولویت‌های راهبردی واشنگتن است. آمریکا درگیر پیامدهای جنگ با ایران و فشار بر ذخایر تسلیحاتی خود است و می‌کوشد هزینه تعهدات نظامی را کاهش دهد.

چرخش محاسبات آمریکا و پاسخ سئول

موضع اخیر دونالد ترامپ را باید در چارچوب نگاه معامله‌گرایانه او به اتحادهای امنیتی بررسی کرد. رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر تاکید کرده است که کشورهایی که از واشنگتن حمایت نمی‌کنند، نباید انتظار داشته باشند آمریکا هزینه دفاع از آنها را به طور نامحدود بپردازد. کاهش رزمایش‌ها علاوه بر جنبه نظامی، پیامی سیاسی به سئول است تا سهم بیشتری از هزینه و مسئولیت امنیت خود را بر عهده بگیرد. جنگ با ایران نیز این محاسبه را تشدید کرده است. مصرف گسترده مهمات، فشار بر سامانه‌های موشکی و احتمال انتقال بخشی از تجهیزات دفاعی آمریکا از شرق آسیا به مناطق بحرانی، برای واشنگتن اهمیت بازتوزیع منابع را افزایش داده است.

در مقابل سئول این تحول را صرفاً به معنای عقب‌نشینی نمی‌پذیرد. لی جائه میونگ همزمان با تاکید بر تداوم اتحاد با آمریکا، خواستار تسریع انتقال کنترل عملیاتی زمان جنگ و تقویت توان دفاعی مستقل کره جنوبی شده است. برنامه دستیابی به زیردریایی‌های هسته‌ای و تاکید بر توسعه قابلیت‌های ملی نشان می‌دهد سئول در حال آماده شدن برای شرایطی است که اتکا به چتر امنیتی آمریکا دیگر به اندازه گذشته قابل تضمین نباشد.

از این منظر کاهش رزمایش‌ها همچنین می‌تواند تلاشی برای آزمودن امکان مدیریت تنش با کیم جونگ اون باشد. ترامپ بر رابطه شخصی خود با رهبر کره شمالی تاکید دارد و رزمایش‌های بزرگ را اقدامی پرهزینه و دارای پیام خصمانه می‌داند. اگر واشنگتن بتواند از طریق کاهش فشار نظامی، کانال گفت‌وگو با پیونگ‌یانگ را باز نگه دارد، ممکن است کوتاه‌مدت از خطر تشدید بحران هسته‌ای بکاهد. اما این سیاست یک خطر جدی دارد: هر اندازه حضور و تمرین مشترک کاهش یابد، امکان ایجاد تردید درباره اعتبار بازدارندگی آمریکا نیز افزایش می‌یابد.

فرصت چین و روسیه، نگرانی سئول و توکیو

پکن با دقت این تغییرات را دنبال می‌کند، زیرا هرگونه کاهش انسجام میان آمریکا و متحدان آسیایی آن، به طور طبیعی فضای راهبردی بیشتری برای چین ایجاد می‌کند. از نگاه چین، شبکه اتحادهای آمریکا در شرق آسیا یکی از مهم‌ترین ابزارهای مهار قدرت این کشور است. حضور نظامی آمریکا در کره جنوبی و ژاپن، رزمایش‌های سه‌جانبه و همکاری‌های موشکی و اطلاعاتی، مجموعه‌ای از فشارهای امنیتی را پیرامون چین شکل داده‌اند. بنابراین کاهش مشارکت نظامی آمریکا در شبه‌جزیره کره می‌تواند از دید پکن نشانه‌ای از محدودیت منابع و تغییر اولویت‌های واشنگتن تلقی شود.

چین الزاماً خواهان فروپاشی اتحاد آمریکا با سئول یا توکیو نیست. بی‌ثباتی شدید در شبه‌جزیره می‌تواند به موج پناهجویان، مسابقه تسلیحاتی و حتی درگیری مستقیم منجر شود؛ وضعیتی که برای اقتصاد و امنیت چین مطلوب نیست. ترجیح پکن احتمالاً حفظ یک توازن کنترل‌شده است: آمریکا بیش از اندازه مسلط نباشد، کره شمالی بیش از حد تحریک نشود و کره جنوبی و ژاپن نیز به سمت سیاست‌های نظامی کاملاً مستقل یا هسته‌ای حرکت نکنند. بنابراین اقدام ترامپ برای چین هم فرصت است و هم تهدید.

برای کره شمالی، کاهش رزمایش‌های آمریکا و کره جنوبی می‌تواند یک پیروزی سیاسی تلقی شود. پیونگ‌یانگ سال‌ها این رزمایش‌ها را مقدمه حمله احتمالی دانسته و اکنون می‌تواند استدلال کند که فشار نظامی آمریکا قابل کاهش است. روابط فزاینده کره شمالی و روسیه نیز دست پیونگ‌یانگ را برای جبران بخشی از کاهش فشار آمریکا بازتر کرده است. همکاری نظامی با مسکو، انتقال تجهیزات و فناوری، دسترسی به منابع اقتصادی و کسب تجربه عملیاتی در جنگ اوکراین، ظرفیت بازدارندگی کره شمالی را در مقایسه با گذشته تغییر داده است.

اگر سئول احساس کند واشنگتن در لحظه بحران ممکن است اولویت‌های دیگری داشته باشد، طبیعی است که به توسعه توانمندی‌های مستقل روی آورد. چنین روندی می‌تواند اتحاد آمریکا را تضعیف کند، اما همزمان ممکن است مسابقه تسلیحاتی در منطقه را تشدید کند؛ مسئله‌ای که چین از یک سو برای کاهش نفوذ آمریکا می‌تواند از آن بهره ببرد و از سوی دیگر، از پیامدهای کنترل‌نشده آن نگران خواهد بود.

خلأ احتمالی و آینده امنیت شرق آسیا

مهم‌ترین پیامد کاهش حمایت نظامی آمریکا، افزایش ابهام درباره اعتبار بازدارندگی در شبه‌جزیره کره است. کره جنوبی دارای ارتشی قدرتمند و اقتصاد پیشرفته است، اما ساختار دفاعی آن همچنان به هماهنگی عملیاتی، اطلاعاتی و لجستیکی با آمریکا وابسته است. اگر رزمایش‌ها کاهش یابد و انتقال تجهیزات یا نیروهای آمریکایی به مناطق دیگر ادامه پیدا کند، پیونگ‌یانگ ممکن است این تغییر را نشانه کاهش آمادگی واشنگتن تفسیر کند. در چنین شرایطی، احتمال افزایش آزمایش‌های موشکی، فشار مرزی یا اقدامات محدود برای سنجش واکنش سئول افزایش می‌یابد.

حادثه عبور سربازان کره شمالی از خط مرزی نظامی، هرچند ممکن است یک اتفاق محدود و ناشی از گشت‌زنی باشد، اما نشان می‌دهد که حتی در دوره کاهش تنش نیز امکان خطای محاسباتی وجود دارد. دو کره همچنان پیمان صلح دائمی ندارند و صرفاً آتش‌بس سال ۱۹۵۳ میان آنها برقرار است. بنابراین هر تغییر در آرایش نظامی باید با حساسیت بسیار بالا مدیریت شود. ابتکار لی برای حرکت به سوی رژیم صلح و گفت‌وگو می‌تواند در این زمینه اهمیت داشته باشد، اما تا زمانی که پیونگ‌یانگ تضمین‌های امنیتی معتبر دریافت نکند و سیاست هسته‌ای خود را تغییر ندهد، چشم‌انداز توافق پایدار محدود خواهد بود.

ژاپن نیز نمی‌تواند از این تحولات جدا باشد. کاهش حضور یا تعهد آمریکا در کره جنوبی می‌تواند توکیو را به سمت تقویت بیشتر توان دفاعی، همکاری اطلاعاتی با سئول و افزایش هماهنگی با آمریکا سوق دهد. اگر احساس شود آمریکا در حال کاهش تعهدات خود است، ژاپن ممکن است بیش از گذشته بر قابلیت‌های بومی و همکاری‌های چندجانبه تکیه کند. همین روند می‌تواند یک دور جدید از رقابت تسلیحاتی در شرق آسیا ایجاد کند.

همچنین مسکو از کاهش انسجام نظامی آمریکا و متحدانش سود می‌برد، زیرا همزمان با جنگ اوکراین، همکاری راهبردی آن با پیونگ‌یانگ در حال گسترش است. تجربه رزمی نیروهای کره شمالی در روسیه، همکاری‌های فنی و نظامی و حمایت اقتصادی متقابل، می‌تواند موقعیت پیونگ‌یانگ را تقویت کند.

در نهایت، کاهش رزمایش‌های آمریکا و کره جنوبی را نباید صرفاً نشانه خروج واشنگتن از شرق آسیا دانست. این اقدام بیشتر بخشی از بازتنظیم منابع و اولویت‌ها در شرایطی است که آمریکا پس از بحران خاورمیانه با محدودیت‌های نظامی و مالی روبه‌رو شده و همزمان می‌خواهد چین را مهار کند. پارادوکس اصلی اینجاست که کاهش فشار بر کره شمالی می‌تواند کوتاه‌مدت خطر جنگ را کم کند، اما اگر با تضمین‌های امنیتی و دیپلماسی همراه نباشد، در بلندمدت اعتبار بازدارندگی آمریکا را تضعیف خواهد کرد.