فوتبال ایران؛ از فرار بزرگ در کوالالامپور تا آوارگی در خاورمیانه و بغض بیصدای کویر
سایهروشنهای یک قرعه
آریا طاری
سالنهای مجلل کنفدراسیون فوتبال آسیا در کوالالامپور، صبح دیروز آبستن اتفاقاتی بود که ضربان قلب میلیونها هوادار فوتبال در ایران را به بالاترین حد ممکن رساند. گویهای شیشهای که در گلدانها میچرخیدند، تنها نام چند باشگاه را در خود جای نداده بودند؛ آنها حامل سرنوشت، حیثیت، رویاها و البته کابوسهای فوتبال باشگاهی ایران در فصل جدید رقابتهای قارهای بودند. در روزی که استقلال و تراکتور در فرمت جدید و پرطمطراق لیگ نخبگان آسیا و گلگهر سیرجان در لیگ قهرمانان آسیا۲ رقبای خود را شناختند، درامهای متعددی رقم خورد. از یک معجزه و فرار بزرگ از چنگال ستارگان چند صد میلیون دلاری عربستان گرفته، تا تراژدی آوارگی در کشورهای ثالث و البته زخم عمیق و بازی کثیف پشتمیزنشینهایی که رویای یک تیم نوپا را به مسلخ بردند.
فرار بزرگ یا مهندسی دیپلماتیک؟
وقتی صحبت از لیگ نخبگان آسیا به میان میآید، ناخودآگاه تصویر ستارههای بیبدیل جهان فوتبال که در تیمهای عربستانی خیمه زدهاند، در ذهن نقش میبندد. حضور پنج نماینده تا دندان مسلح از عربستان شامل الهلال، النصر، الاهلی، الاتحاد و القادسیه در منطقه غرب، هر تیمی را به وحشت میاندازد. تصور تقابل مدافعان ایرانی با خط حمله آتشین این تیمها، کابوسی بود که از هفتهها پیش خواب را از چشمان هواداران استقلال و تراکتور ربوده بود. اما در کمال ناباوری و در میان بهت حاضران در سالن قرعهکشی، نام استقلال و تراکتور در کنار هیچیک از این پنج غول سعودی قرار نگرفت! این اتفاق به قدری نادر و از نظر آماری بعید به نظر میرسید که بلافاصله موجی از گمانهزنیها را در رسانههای ورزشی قاره کهن به راه انداخت. بسیاری از ناظران و تحلیلگران متفقالقول هستند که این قرعه ایدهآل صرفا حاصل چرخش تصادفی گویها نبوده است. در راهروهای AFC زمزمههایی شنیده میشود مبنی بر اینکه کنفدراسیون فوتبال آسیا با درک شرایط حساس و پیچیده منطقه خاورمیانه، محدودیتهای پروازی و تنشهای سیاسی موجود، سیستم نرمافزاری قرعهکشی را به گونهای مهندسی کرده تا تیمهای ایرانی و عربستانی حداقل در مرحله گروهی و هشت هفته ابتدایی مسابقات با یکدیگر سرشاخ نشوند. چه این ماجرا حاصل یک دیپلماسی پنهان ورزشی باشد و چه یک خوششانسی تاریخی، واقعیت این است که یک موهبت بزرگ به نمایندگان ایران هدیه داده شده است. استقلال و تراکتور حالا در جدولی ۱۶ تیمی قرار دارند که صعود هشت تیم از آن به مرحله حذفی، با توجه به غیبت سعودیها در لیست رقبایشان، دیگر یک ماموریت غیرممکن به نظر نمیرسد.
استقلال و هزارتوی سهراب
استقلال با سهراب بختیاریزاده قدم به این آوردگاه بزرگ میگذارد. سرمربی آرام اما مصمم آبیها که به خوبی میداند نشستن روی نیمکت تیمی با اصالت در لیگ نخبگان چه بار روانی سنگینی دارد، حالا هشت خوان دشوار را پیش روی خود میبیند. طبق برنامه، شاگردان سهراب بختیاریزاده در چهار مسابقهای که عنوان خانگی را یدک میکشند اما فرسنگها دورتر از استادیوم آزادی برگزار میشوند، باید به مصاف السد قطر، نفتچی فرغانه ازبکستان، الوصل امارات و الشمال قطر بروند. پذیرایی از السد همیشه قدرتمند و الوصل که تیمی منسجم است، حتی در خانه واقعی هم دشوار است، چه رسد به غربت. فراموش نکنیم استقلال در آخرین حضورش در آسیا مقابل همین الوصل هفت تایی شد و حالا فرصت دارد تا از این تیم انتقام بگیرد. در سوی دیگر، چهار نبرد خارج از خانه استقلال شامل سفر به امارات برای رویارویی با العین (مدافع عنوان قهرمانی) و شباب الاهلی، سفر به قطر برای تقابل با الغرافه و در نهایت سفر به سرمای استخوانسوز تاشکند برای بازی با پاختاکور ازبکستان خواهد بود. اما درد بزرگ استقلال، نام حریفان نیست؛ درد استقلال، بیخانمانی و سوءمدیریت حیرتانگیزی است که همچون یک بختک روی این باشگاه افتاده است. در حالی که ایافسی تیمهای ایرانی را از میزبانی در داخل کشور محروم کرده، باشگاه استقلال در بیانیهای رسمی با افتخار اعلام کرد که کشور عراق یکی از گزینههای جدی میزبانی آنهاست. اما تنها چند ساعت بعد، سعید فتاحی، رئیس سازمان فوتبال استقلال در مصاحبهای طوفانی تمام رشتهها را پنبه کرد! فتاحی صراحتا اعلام کرد که عراق به دلیل داشتن نماینده در مسابقات، امکان میزبانی همزمان از استقلال را ندارد. او حتی ازبکستان، امارات و قطر را هم از لیست خط زد و اعتراف کرد که این کشورها از همان روز اول دست رد به سینه استقلال زدهاند. این تناقض شرمآور میان بیانیه باشگاه و صحبتهای مدیر آن، نشان از یک فروپاشی ساختاری در بخش بینالملل باشگاه دارد. شاگردان سهراب بختیاریزاده در حالی باید به مصاف غولهای قاره بروند که مدیرانشان حتی توانایی رزرو یک استادیوم در کشورهای همسایه را نداشتهاند و در نهایت انتخاب کشور میزبان را با سرافکندگی به خود کنفدراسیون فوتبال آسیا واگذار کردند.
ارتش سرخ تحت فرمان جواد لالیگایی
در سوی دیگر این میدان، باشگاه تراکتور با چهرهای کاملا متفاوت و با استراتژی مشخصتری پا به عرصه گذاشته است. مدیریت این تیم پس از تغییرات متوالی، حالا سکان هدایت پرشورترین تیم آسیا را به دستان جواد نکونام سپرده است. نکونام که تجربه بالایی در رقابتهای آسیایی دارد و با فضای فوتبال بینالمللی بیگانه نیست، تیمی جنگنده را برای این مسابقات آماده کرده است. حریفان تراکتور دقیقا مشابه حریفان استقلال هستند. شاگردان نکونام نیز باید در دیدارهای خانگی از السد، نفتچی فرغانه، الوصل و الشمال میزبانی کنند و در بازیهای خارج از خانه به مصاف العین، شباب الاهلی، پاختاکور و الغرافه بروند. تفاوت بزرگ تراکتور با استقلال این است که آنها سال قبل طعم تلخ حذف مقابل همین شباب الاهلی را در مراحل حذفی چشیدند و حالا با تفکرات تدافعی و هوشمندانه نکونام، به دنبال انتقام و اعاده حیثیت هستند. اما برگ برنده تراکتور نسبت به استقلال در این روزهای پرآشوب، انسجام مدیریتی آنها در بحث میزبانی بود. باشگاه تراکتور برخلاف آبیهای پایتخت، از هفتهها قبل رایزنیهای دیپلماتیک خود را آغاز کرد و با درخواست رسمی از فدراسیون فوتبال عمان و تایید نهایی AFC، ورزشگاه النهضه در کشور عمان را به عنوان قلعه جدید خود برای دیدارهای خانگی معرفی کرد. اگرچه هیچ ورزشگاهی در خاورمیانه نمیتواند جایگزین دیگ جوشان یادگار امام تبریز و اتمسفر وحشتناک تیتیها شود، اما همین که جواد نکونام و تیمش دغدغه آوارگی ندارند و میدانند کمپ تمرینی و هتل اقامتشان در مسقط کجاست، یک پیروزی بزرگ در خارج از مستطیل سبز محسوب میشود.
ماجراجویی شوالیههای کویر
تب و تاب قرعهکشی تنها مختص به لیگ نخبگان نبود. روز گذشته رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا۲ نیز قرعهکشی شد و تیم فوتبال گلگهر سیرجان، تنها نماینده ایران در این سطح از رقابتها، مسیر خود را شناخت. سیرجانیها که پس از فصلی پرفراز و نشیب و تلاشهای مستمر بالاخره جواز حضور در آسیا را کسب کردند، حالا با هدایت سیدمهدی رحمتی، دروازهبان افسانهای و سرمربی جوان فوتبال ایران، آمادهاند تا نام خود را در قاره کهن طنینانداز کنند. رحمتی که خودش رکورددار بازی در لیگ قهرمانان آسیاست، حالا باید تجربیات گرانبهای درون دروازه را به کنار زمین منتقل کند. گلگهر در گروه دوم (B) این مسابقات در منطقه غرب جای گرفت و باید با تیمهای الجزیره امارات، المحرق بحرین و آرکاداغ ترکمنستان مبارزه کند. الجزیره امارات رقیبی استخواندار و متمول است، المحرق بحرین سابقه درخشانی در تورنمنتهای حاشیه خلیج فارس دارد و آرکاداغ نمایندهای مرموز از آسیای میانه است. بزرگترین چالش مهدی رحمتی و شاگردانش در این تورنمنت، محرومیت از امتیاز میزبانی است. سیرجان که با امکانات بینظیر سختافزاری میتوانست میزبان شایستهای باشد، به دلیل احکام اخیر ایافسی از این حق محروم شده است. این یعنی گلگهر باید هر ۶ مسابقه مرحله گروهی خود را خارج از ایران برگزار کند. با احتساب بازیهای لیگ برتر، جام حذفی و سفرهای بیپایان آسیایی، تیم مهدی رحمتی باید خود را برای یک ماراتن طاقتفرسا با حداقل ۴۱مسابقه فشرده در طول فصل آماده کند. تیمی که به لحاظ عمق نیمکت شاید به اندازه سرخابیها غنی نباشد، اما با انگیزههای جوانی سرمربیاش به دنبال خلق یک شگفتی است.
بغض بیصدای کویر
در لابهلای اخبار پرزرق و برق قرعهکشی، پرداختن به نامهای بزرگ و تحلیلهای تاکتیکی، یک نام در کوالالامپور به شدت خالی بود؛ نامی که اگر عدالت و کفایت مدیریتی در فوتبال ایران وجود داشت، امروز به جای گلگهر سیرجان در گلدان لیگ قهرمانان آسیا۲ قرار میگرفت. نام آن تیم چادرملو اردکان است. داستان چادرملو، داستان تیمی است که در مستطیل سبز جنگید، عرق ریخت و حق خود را با چنگ و دندان گرفت، اما آن را در اتاقهای تاریک فدراسیون فوتبال از دست داد. ماجرا به یک تورنمنت سهجانبه برای تعیین سهمیه آسیایی بازمیگردد. چادرملو در آن تورنمنت با نمایشی خیرهکننده موفق شد ابتدا پرسپولیس و سپس گلگهر سیرجان را شکست دهد و سهمیه حضور در آسیا را از نظر فنی و ورزشی به دست آورد. شهر اردکان غرق در شادی بود و کویرنشینان خود را برای میزبانی از تیمهای آسیایی آماده میکردند. اما فاجعه از جایی شروع شد که نام گلگهر قبل از برگزاری تورنمنت سهجانبه به کنفدراسیون فوتبال آسیا معرفی شده بود و امکان تغییر آن هم وجود نداشت! به این ترتیب تیمی که در زمین بازی پیروز شده بود، به دلیل بیسوادی و اهمالکاری مدیران متخلف پشت درهای بسته آسیا ماند تا تیمی که در زمین شکست خورده بود (گلگهر) جایگزین آن شود. تلخترین بخش این تراژدی آنجاست که پس از این آبروریزی بزرگ، هیچیک از مدیران مقصر استعفا ندادند. آنها کماکان با کت و شلوارهای اتوکشیده پشت میزهای خود نشستهاند، جلوی دوربینها لبخند میزنند و در سفرهای خارجی فدراسیون حضور دارند، در حالی که اشک هواداران چادرملو هنوز خشک نشده است. حضور گلگهر در آسیا شاید برای سیرجانیها شیرین باشد، اما برای تاریخ فوتبال ایران، این حضور همواره یادآور یک حقخوری بزرگ و نماد بیکفایتی مدیریتی خواهد بود.
تقویم یک ماراتن
مسابقات لیگ نخبگان یک تقویم طولانی و فرسایشی را به تیمها تحمیل میکند. سهراب بختیاریزاده و جواد نکونام باید تیمهایشان را برای یک نبرد هشت هفتهای که از اواخر تابستان آغاز و تا اواخر بهمنماه ادامه دارد، آماده نگه دارند. این مسابقات در روزهای ۲۳ و ۲۴ شهریور کلید میخورد و پس از طی کردن هفتههای متوالی در مهر، آبان، و آذر، سرانجام در روزهای ۲۶ و ۲۷ بهمن با برگزاری هفته هشتم به پایان میرسد تا چهره تیمهای صعودکننده مشخص شود. در سوی دیگر، مهدی رحمتی و گلگهر تقویم فشردهتری را تجربه خواهند کرد. رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا ۲ از اواخر شهریور آغاز شده و در اواخر آذرماه و پس از انجام ۶ مسابقه نفسگیر به پایان مرحله گروهی خود میرسد. این قرعهکشی، با تمام بیمها و امیدهایش، نقطه عطفی در تاریخ معاصر فوتبال ایران است. قرعهای که از یک سو با دور نگه داشتن تیمهای ایرانی از سعودیها یک فرصت طلایی برای موفقیت ایجاد کرده است و از سوی دیگر، با چالش میزبانی در کشورهای ثالث و رسواییهای مدیریتی، زنگ خطری جدی را به صدا درآورده است. حالا توپ در زمین مربیان ایرانی است؛ باید دید سهراب در میان بحرانهای مدیریتی استقلال، نکونام در تبعیدگاه مسقط و رحمتی در پروازهای بیپایان، چگونه از اعتبار و حیثیت فوتبال ایران دفاع خواهند کرد. روزهای سخت و هیجانانگیزی در راه است؛ روزهایی که عیار واقعی مدیریت، تاکتیک و غیرت در فوتبال ما را به تصویر خواهد کشید.
دیدگاه تان را بنویسید