چرا قلعهنویی از جام جهانی ۴۸ تیمی میترسد؟
تله ریاضی ژنرال
آریا طاری
داستان ما و جامجهانی، همیشه قصه ماشینحسابها، اما و اگرهای کشنده و خیره شدن با چشمانی اشکبار به ساق پای مهاجمان حریف بوده است. از آن شب دراماتیک ملبورن که بلیت فرانسه را گرفتیم تا حسرت ابدی نوک پای مهدی طارمی مقابل پرتغال؛ از استرس نفسگیر بازی با اسپانیا تا فروپاشی روانی و تلخ برابر آمریکا در شبهای سرد قطر. سهم فوتبال ایران از بزرگترین فستیوال ورزشی جهان، همواره در همان سه بازی اول خلاصه شده است. طلسم صعود از مرحله گروهی حالا دیگر نه یک هدف ورزشی، بلکه به یک عقده و بغض تاریخی تبدیل شده که نسل به نسل روی دوش ستارههای ما سنگینی میکند. اما وقتی فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) تصمیم گرفت ساختار محافظهکارانه خود را بشکند و جامجهانی ۲۰۲۶ را با ۴۸تیم برگزار کند، نسیمی از امید در دل هواداران ایرانی وزید:«بالاخره طلسم میشکند! حالا که تیمهای سوم هم در بیشتر گروهها شانس صعود دارند، دیگر وقت تاریخسازی است.»
در دل این خوشبینی عمومی و رویای شیرین شکستن طلسم، ناگهان صدای امیر قلعهنویی در قامت سرمربی تیم ملی بلند شد؛ صدایی که نه بوی حماسه میداد و نه نوید یک ماجراجویی جسورانه را. ژنرال فوتبال ایران در گفتوگویی رسمی با سایت فیفا، ادعای عجیبی را مطرح کرد. او با ژستی کارشناسانه و نگاهی بالا به پایین به افکار عمومی، صراحتا اعلام کرد که جامجهانی ۴۸تیمی نهتنها کار را برای صعود آسان نکرده، بلکه رسیدن به جمع ۱۶تیم برتر را سختتر و پیچیدهتر کرده است! این تیتر، مثل آب سردی بر پیکره رسانهها ریخته شد. آیا واقعا عبور از تونل ۴۸تیمی دشوارتر از فرمت کلاسیک ۳۲تیمی است؟ کالبدشکافی دقیق این اظهارات نشان میدهد که پاسخ، آمیختهای از یک حقیقت ریاضی و یک فریب بزرگ رسانهای است.
بیایید ماجرا را به زبان ساده بررسی کنیم. در جامجهانی ۳۲تیمی، تنها دو تیم اول هر گروه بالا میآمدند و شما مستقیما به مرحله یکهشتم نهایی (جمع ۱۶تیم) میرسیدید. اما در فرمت جدید ۲۰۲۶، از ۴۸تیم حاضر، ۳۲تیم (دو تیم اول هر گروه به علاوه هشت تیم برتر سوم از میان ۱۲گروه) راهی مرحله بعد میشوند. یعنی شما برای اولینبار در تاریخ فوتبال، حتی با قرار گرفتن در رده سوم گروهتان هم شانس بالایی برای صعود دارید! از نظر آماری، شانس عبور از مرحله گروهی از ۵۰درصد به حدود ۶۶.۷درصد افزایش یافته است. این یعنی دروازههای صعود اولیه، گشادتر از همیشه به روی ما باز است.
اما تله کلامی قلعهنویی کجاست؟ او دقیقا انگشت خود را روی مرحله پس از صعود گذاشته است. در جام ۴۸تیمی، تیمی که از گروه بالا میآید تازه وارد مرحله یکشانزدهم نهایی میشود. قلعهنویی با زرنگی میگوید چون یک بازی تکحذفی اضافه شده، پس رسیدن به جمع ۱۶تیم سختتر است. حق کاملا با اوست؛ اما این یک سفسطه بینقص است! چرا سفسطه؟ چون سرمربی تیم ملی در حال مصادره به مطلوب کردن آمار است. او آگاهانه سقف آرزوی تاریخی ما (یعنی صرفا عبور از مرحله گروهی) را به مرحله یکهشتم نهایی گره میزند تا یک سپر دفاعی ضدگلوله برای خود بسازد. در تمام این دههها، رویای هوادار ایرانی فقط یک چیز بوده؛ «همان سه بازی اول حذف نشویم!» هیچکس در ابتدای کار یقه مربیان قبلی (از برانکو و کیروش گرفته تا اسکوچیچ) را برای نرسیدن به یکهشتم نهایی پاره نکرده است؛ بلکه حسرت ما، همان گیر کردن در باتلاق گروهی بوده است.
در واقع، کادر فنی تیم ملی در حال پیادهسازی یک استراتژی روانی پیشگیرانه به نام مدیریت و کاهش انتظارات است. قلعهنویی به خوبی میداند که با صعود هشت تیم سوم، بالا نیامدن از گروه در جامجهانی ۴۸تیمی یک فاجعه، یک آبروریزی تمامعیار و شاید نقطه پایان همیشگی او در تیم ملی باشد. پس صعود از گروه را بدیهی، کماهمیت و بیارزش جلوه میدهد و نقطه هدف ذهنی جامعه را یک مرحله جلوتر (یعنی عبور از یکشانزدهم) تنظیم میکند. او با این کار، زمین بازی را تغییر میدهد؛ اگر تیم ملی فردا روزی از گروهش صعود کند اما در همان بازی اول حذفی مغلوب شود و به خانه برگردد، آقای سرمربی در کنفرانس مطبوعاتی سینه سپر خواهد کرد و خواهد گفت:«دیدید من از ماهها قبل به فیفا گفتم کار سختتر شده؟ ما که از گروه بالا آمدیم، اما در تکبازی حذفی اسیر اتفاقات فوتبال شدیم.» این یعنی تولید یک بهانه شیک و آکادمیک برای فرار از تیغ
انتقادات آینده.
اما نکته خطرناک ماجرا، تزریق این ذهنیت قربانی به اردوی تیم ملی است. این ادبیات، ادبیات فرماندهی نیست که لشکرش را برای فتح یک سرزمین جدید و شکستن طلسمهای کهنه آماده میکند؛ این لحن فرماندهی است که پیش از شنیدن سوت آغاز جنگ، در حال معماری سنگری برای پنهان کردن شکستهای احتمالی است. وقتی فرمانده مدام از سختی راه و پیچیدگی مسیر بگوید، چگونه میتوان انتظار داشت نسلی که آخرین جامجهانی پویای خود را تجربه میکند (نسل طارمی، جهانبخش، آزمون و بیرانوند) با ذهنیتی برنده وارد زمین شود؟
افکار عمومی امروز، هوشمندتر از آن است که در تله بازی با کلمات بیفتد. هوادار ایرانی به خوبی میفهمد که جامجهانی ۴۸تیمی، با تمام پیچیدگیهای حذفیاش، یک بلیت طلایی و شاید بیتکرار برای عبور از کابوس مرحله گروهی است. ما از تیم ملی، کادر فنی و شخص امیر قلعهنویی، نه مرثیهسرایی پیش از موعد میخواهیم و نه درس احتمالات ریاضی. آقای قلعهنویی! لطفا به جای بافتن زره از جنس آمار و بهانهتراشی برای روز مبادا، شمشیر تاکتیک و جسارت را تیز کنید. تاریخ فوتبال، بهانههای کنفرانسهای خبری را خیلی زود فراموش میکند، اما نام فاتحان جسور را تا ابد در سینه نگه میدارد. وقت آن است که به جای ترسیدن از فرمت جدید، از آن به عنوان سکوی پرتاب بزرگترین موفقیت تاریخ فوتبال ایران استفاده کنید.
دیدگاه تان را بنویسید