تنش در مستطیل سبز
حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی آمریکا، از مدتها پیش به یک درام پرتعلیق و سوژهای داغ در صدر اخبار تبدیل شده است؛ داستانی که هر از چندگاهی با تولید یک حاشیه جدید، افکار عمومی و علاقهمندان به فوتبال را در بیم و امید نگه میدارد. به گزارش فوتبال ۳۶۰، بعید است این روزها کسی داستانهای تیم ملی را دنبال کرده باشد و از مصایب متعددی که گریبان این تیم را گرفته، بیخبر بماند. از تغییر اجباری و ناگهانی کمپ تمرینی تیم ملی گرفته تا عدم صدور ویزا برای تعداد زیادی از اعضای کاروان، همگی نشان میدهند که مسیر یوزها تا چه حد ناهموار شده است. اما فراتر از چالشهای لجستیکی فعلی، نگرانیهای عمیقتری متوجه موضوعاتی است که ممکن است در ادامه مسیر، پیش پای تیم ملی گذاشته شود.
.این داستان پرماجرا، با یک بحران دیپلماتیک آغاز شد. پس از آنکه مهدی تاج و ممبینی از ورود به خاک کانادا منع و به نوعی دیپورت شدند، فدراسیون فوتبال ایران تصمیم گرفت موضعی تهاجمی اتخاذ کند. رئیس فدراسیون با تنظیم یک لیست از شروط ۱۰گانه برای فیفا، صراحتا تهدید کرد که در صورت عملی نشدن این خواستهها، ایران قید حضور در جام جهانی را خواهد زد. یکی از اصلیترین و حیاتیترین این شروط، صدور بدون قید و شرط ویزا برای همه اعضای اعزامی کاروان ایران بود. تاج با اطمینان اعتقاد داشت که فیفا وعده قطعی داده که همگی ویزا خواهند گرفت.
•اما بر خلاف این ادعاها، ایالات متحده از صدور ویزا برای ۱۵ نفر از اعضای کاروان ایران خودداری کرد تا اولین خشت این دیوار کج نهاده شود. فدراسیون فوتبال اما برخلاف تهدیدهای تند اولیهاش، قید جام جهانی را نزد و اعلام کرد که تیم ملی در این تورنمنت حاضر خواهد بود. کاروان ایران با وجود این محدودیت شدید، ناچار شد راهی مکزیک شود تا اردو و برنامههای خود را در کمپ شهر «تیخوانا» دنبال کند. افزون بر این، به تازگی ماجرای فرساینده «ویزای ساعتی» برای بازیکنان تیم ملی نیز مطرح شده است؛ موضوعی که کادر فنی را به شدت نگران کرده، چراکه این بلاتکلیفی مداوم، برنامه ریکاوری و آمادهسازی روانی و بدنی بازیکنان را به مخاطره انداخته است.
•با وجود بحران ویزا، داستانهای پیچیدهتری نیز در راه است؛ داستانهایی که مستقیما به هویت و نمادهای روی سکوها بازمیگردد. یکی دیگر از شروط دهگانهای که فدراسیون برای فیفا تعیین کرده بود، ممنوعیت قاطع ورود پرچمهای غیرمرتبط به ورزشگاههای محل بازی ایران بود. این موضوع چندی پیش به یک گزارش مفصل در رسانههای خارجی تبدیل شد. این رسانهها با اشاره به اظهارات فردی نزدیک به مسئولان فیفا فاش کردند که این نهاد بینالمللی قصد دارد مانع از حضور پرچم قبل از انقلاب ایران در ورزشگاهها شود.
•طبق بندهای قانونی فیفا، ورود پرچمهای غیررسمی به استادیومها ممنوع است و این نهاد به فدراسیون ایران پیام مثبتی در این زمینه داده است. با این حال، یک ترجیعبند نگرانکننده در این میان وجود دارد؛ چالش بزرگ ضمانت اجرایی. در همان گزارشهای بینالمللی صراحتا عنوان شده بود که این موضوع ضمانت اجرایی محکمی ندارد. در واقع مشخص نیست ماموران حراستی و امنیتی آمریکا تا چه اندازه با این دستورالعمل همراهی کرده و از ورود این پرچمها به استادیوم ممانعت به عمل خواهند آورد.
•در حالی که تمام توجهات به پرچمهای قبل از انقلاب جلب شده، موضوع دیگری در سکوت رسانهای در حال تبدیل شدن به یک بحران جدی است؛ «پرچم و نمادهای همجنسگرایان». اطلاعات به دست آمده نشان میدهد مهدی تاج در شروط دهگانهاش، خواستار ممنوعیت ورود نمادهای همجنسگرایان و پرچمهای رنگینکمانی به ورزشگاه نیز شده بود. اما در این مورد، اخبار اصلا به سود فدراسیون ایران نیست. برخلاف پیامهای مثبت واسطهها درباره پرچم قبل از انقلاب، فیفا در مورد نمادهای رنگینکمانی هیچ خبری که فدراسیون ایران را خوشحال کند، منتشر نکرده است.
•حالا یکی دو رسانه روسی و انگلیسی خبر دادهاند که در جریان بازی حساس تیمهای ملی ایران و مصر، سکوهای ورزشگاه میزبان این نمادها خواهند بود. سایت «اسپورت روسیه» در گزارشی مفصل اعلام کرد که برنامه راهپیمایی همجنسگرایان که از قبل در شهر سیاتل (محل برگزاری مسابقه) برنامهریزی شده بود، به قوت خود باقی است و این رویداد قرار است به درون ورزشگاه و جریان بازی ایران و مصر نیز کشیده شود.
•اگرچه فیفا هنوز موضع رسمی و آشکاری اتخاذ نکرده، اما اظهارات «اریک وال»، عضو کمیته مشورتی این رویداد، ابعاد پنهان ماجرا را روشنتر میکند. وال به طور رسمی در این گزارش عنوان کرده است:«بیرون از ورزشگاه و در سطح شهر که کاملا برنامه همجنسگرایان برقرار است. درباره بازی ایران و مصر، این سازمان دخالتی در امور داخلی ورزشگاه نخواهد داشت، اما بردن پرچم و نماد همجنسگرایان روی سکوهای ورزشگاه در این بازی امری معمول و مرسوم است. ما میدانیم که مصر و ایران نسبت به این موضوع اعتراض کردهاند، اما همانطور که فیفا خواستار احترام فرهنگی در جام جهانی قطر شد، اینجا هم خواستار احترام گذاشتن به این برنامه فرهنگی هستیم.» این جملات به نوعی یک پاتک دیپلماتیک به شمار میرود؛ فیفا با یادآوری قوانین سختگیرانه فرهنگی در قطر ۲۰۲۲، اکنون از ایران و مصر میخواهد که به فرهنگ و برنامههای کشور میزبان (آمریکا) احترام بگذارند.
•با توجه به اینکه مهدی تاج در یکی از شروط دهگانهاش مشخصا به ممنوعیت ورود پرچمهای رنگینکمانی اشاره کرده بود، اکنون فدراسیون فوتبال ایران در یک برزخ و نگرانی عمیق به سر میبرد. واقعیت این است که فیفا نتوانست حتی شرط اول ایران، یعنی صدور ویزا برای همه افراد کاروان را برآورده کند و فدراسیون ناچار به پذیرش این عقبنشینی شد.
•همین بدعهدی اول، این ترس بزرگ را در دل مسئولان فدراسیون کاشته است که مبادا فیفا خواستهها و وعدههایش درباره پرچمهای قبل از انقلاب و نمادهای همجنسگرایان را نیز زیر پا بگذارد. یوزهای ایرانی اکنون خود را در محاصرهای از حواشی سیاسی و فرهنگی میبینند؛ جایی که فراتر از مستطیل سبز، سکوها و پرچمها سرنوشت این رویداد را تحتالشعاع قرار دادهاند و مشخص نیست که آیا فیفا در نهایت روی قولش خواهد ماند یا خیر.
دیدگاه تان را بنویسید