کورتر شدن گره خودرو با لاتاریهای تکراری:
خودروسازان با پارکینگهای پر، بازار را گروگان گرفتهاند
بازار خودرو بیش از هر زمان دیگری بحرانزده است؛ تولید در دو ماه نخست سال نزدیک به نصف شده، زیان خودروسازان رکوردهای تازهای ثبت کرده و قرعهکشی همچنان جایگزین یک بازار رقابتی است. در چنین شرایطی، بسیاری از کارشناسان ریشه مشکلات را نه در تحریم و کمبود قطعه، بلکه در انحصار، ناکارآمدی مدیریتی و ساختار معیوب صنعت خودرو جستوجو میکنند.
به گزارش اقتصائ24، بحران بازار خودرو در ایران دیگر نیازی به تحلیلهای پیچیده و نمودارهای چندرنگ ندارد. صفهای طولانی متقاضیان در سامانه یکپارچه، بختآزماییهای تحقیرآمیز تحت عنوان قرعهکشی پیش فروش خودرو و پرواز روزمره قیمتها، به وضوح نشان میدهند که موتور این صنعت نهتنها فضایی برای توسعه ایجاد نکرده، بلکه در حال بلعیدن سرمایههای ملی است. وضعیت امروز، برآیند سالها اصرار بر انحصار، مدیریتهای رانتی و ساختارهای شکستخوردهای است که به اسم حمایت از تولید داخل، حق انتخاب را از شهروند ایرانی سلب کردهاند. بررسی ریشههای این بنبست، واقعیتهای تکاندهندهای را از پشت پرده صنعت خودرو آشکار میسازد.
تازهترین دادههای آماری از وضعیت خطوط تولید، از یک فاجعه تمامعیار حکایت دارند. گزارشهای رسمی نشان میدهند که سال جدید برای جاده مخصوص با یک سکته بزرگ آغاز شده است. بر اساس آمارهای منتشرشده، مجموع تولید سواری سه خودروساز بزرگ کشور یعنی ایرانخودرو، سایپا و پارسخودرو در دو ماه ابتدایی سال، حتی به مرز ۷۳ هزار دستگاه هم نرسیده است. این رقم یعنی کاهش نزدیک به ۴۸ درصدی تیراژ نسبت به مدت مشابه سال گذشته؛ سقوطی که بخش عمدهای از زنجیره تامین و فروش را به کما برده است. وقتی جزییات این ریزش آماری را مرور کنیم، عمق ماجرا مشخصتر و نگرانکنندهتر میشود. پارسخودرو با سقوط آزاد ۷۸ درصدی تولید، رکورددار این ناکامی است. سایپا با ۶۶ درصد افت، نیمی از توان تولیدی خود را از دست داده و ایرانخودرو نیز با وجود مدیریت بهتر بحران، افت ۳۳ درصدی را ثبت کرده است. این وضعیت ادامه همان روند نزولی اواخر سال گذشته است که در فروردینماه با کاهش ۶۸ درصدی تولید، زنگ خطر را با بلندترین صدای ممکن به صدا درآورد. این اعداد صرفاً آمار روی کاغذ نیستند، بلکه به معنای نصف شدن ورود خودرو به بازاری است که تشنه نوسازی و تشنه خرید است.
در شرایطی که کارخانهها با افت شدید تولید روبهرو هستند، پدیدهای قدیمی دوباره در پارکینگهای خودروسازان ریشه دوانده است؛ خودروهای ناقص و انبارشده. بهانه همیشگی خودروسازان برای پر شدن پارکینگها، «کمبود قطعات هایتک یا ریزتراشهها» به دلیل موانع ارزی و تحریمهاست. اما نگاهی به چرخه عرضه و تقاضا در این بازار انحصاری، شائبههای دیگری را تقویت میکند. کارشناسان و فعالان مستقل بازار معتقدند که حبس خودروها در پارکینگها، در بسیاری از مواقع یک ابزار استراتژیک برای تنظیم بازار به نفع خودروساز است. زمانی که تیراژ عرضه قطرهچکانی میشود، عطش بازار بالا میرود. در این فضا، خودروسازان با انبار کردن استراتژیک محصولات، سیگنال کمبود شدید را به بازار مخابره میکنند تا زمینه را برای جهشهای بعدی قیمت کارخانه فراهم سازند. این فرآیند که نوعی احتکار ساختاری تحت پوشش «نقص قطعه» به شمار میرود، سود کلانی را از مابهالتفاوت قیمتها به جیب شرکتها سرازیر میکند، در حالی که خریدار واقعی باید ماهها در صف انتظار بماند یا به قیمتهای نجومی بازار آزاد
تن بدهد.
تا زمانی که بازار خودروی ایران با دیوارهای بلند تعرفهای و ممنوعیتهای وارداتی محافظت میشود، هیچ انگیزهای برای بهبود کیفیت، افزایش تیراژ تولید و اصلاح ساختار مالی در میان خودروسازان ایجاد نخواهد شد. خودروساز ایرانی آموخته است که در سایه این انحصار، حتی با نصف کردن تولید و انبار کردن محصولات، میتواند سود خود را از طریق گرانی ساختاری تضمین کند. تنها راه برونرفت از این بنبست، پذیرش قواعد اقتصاد آزاد، حذف کامل قیمتگذاری دستوری به موازات برچیدن تعرفههای نجومی واردات، و ایجاد یک فضای رقابتی واقعی است. شهروند ایرانی حق دارد خودروی ایمن و مدرن را به قیمت جهانی خریداری کند. ادامه مسیر فعلی نهتنها به معنای نابودی بیشتر سرمایههای این مرز و بوم است، بلکه خشم و بیاعتمادی عمومی را نسبت به کارآمدی سیاستهای اقتصادی دولتها عمیقتر خواهد کرد. وقت آن رسیده که گره کور این صنعت با ابزار رقابت و شفافیت باز شود، نه با لاتاریهای مکرر و جلسات بیحاصل پشت درهای بسته.
دیدگاه تان را بنویسید