چرا متحدان سنتی خلیج فارس 

وارد جنگ سرد جدید شدند؟

«مکّاوی الملک» فعال و تحلیلگر سودانی در تحلیلی با عنوان «جنگ سرد خلیج فارس، نظام جدیدی را در خاورمیانه آشکار می‌کند»، نوشت: آنچه اکنون در منطقه در حال وقوع است، دیگر صرفاً یک تنش گذرا نیست، بلکه یک تحول راهبردی عمیق است که در آن ساختار خلیج فارس از درون در حال بازسازی است، نه فقط از بیرون.

وی می‌نویسد: گزارش‌های غربی و اسرائیل و همچنین ارزیابی‌های نهادهای اطلاعاتی نظیر «تاکتیکال ریپورت» و «آفریقا اینتلیجنس» صرفاً تحلیل رسانه‌ای نیستند، بلکه نشانه‌های روشنی از ورود نظام سنتی خلیج فارس به مرحله «بازتعریف کامل»، از سازمان اوپک گرفته تا شورای همکاری خلیج فارس، به شمار می‌روند. این وضعیت صرفاً اختلافات موقتی نیست، بلکه نوعی «جدایی آرام» است که از جنگ آشکار نیز خطرناک‌تر به نظر می‌رسد، زیرا در حال بازطراحی ائتلاف‌هایی است که طی نیم قرن گذشته شکل گرفته‌اند.

به گفته این تحلیل‌گر سودانی، در حالی که افکار عمومی جهان بر جنگ آشکار با ایران متمرکز شده است، نبرد واقعی که آینده منطقه را برای پنجاه سال آینده تعیین خواهد کرد، یعنی «جنگ سرد خلیج فارس» میان ریاض و ابوظبی به راه افتاده، جنگی که با ابزارهای بی‌ثباتی‌ پیش می‌رود که یکی از طرف‌ها خود در ایجاد آن نقش داشته است.

مکّاوی الملک ادامه داد: بحران تنگه هرمز نشان داد که اتحاد نظامی در خلیج فارس دیگر تضمین‌کننده نیست. او با استناد به گزارش‌های «ان‌بی‌سی»، «وال‌استریت ژورنال»، «نیویورک تایمز» و «تاکتیکال ریپورت» در این‌باره می‌نویسد که سکوت عربستان نه از سر تردید، بلکه «عقب‌نشینی راهبردی حساب‌ شده» بوده است. مخالفت عربستان با استفاده از پایگاه‌ها و حریم هوایی خود برای عملیات موسوم به «پروژه آزادی»، پیام روشنی داشت مبنی بر اینکه ریاض حاضر نیست به نگهبان پروژه نتانیاهو ـ ترامپ تبدیل شود؛ پروژه‌ای که هدف آن کشاندن منطقه به جنگی فرسایشی در خدمت منافع رژیم صهیونیستی است.

وی تصریح کرد که همین تصمیم عربستان نشان داد نظریه «امنیت جمعی خلیج فارس» عملاً فروپاشیده و هر کشور اکنون مانند یک «دولت ـ ملت» مستقل عمل می‌کند.

الملک سپس به حمله اخیر به بندر الفجیره اشاره و گفت که این حمله فقط یک پیام ایرانی نبود، بلکه پیامی رمزگذاری‌شده از سوی تهران بود؛ پیامی که احتمالاً با «هماهنگی خاموش» همراه بوده است. او با استناد به برخی گزارش‌های اطلاعاتی ادعا کرد که میان عربستان و ایران نوعی هماهنگی غیرعلنی در مدیریت سطح تنش‌ها وجود دارد و پیام این حمله به امارات آن بوده که «آخرین گذرگاه امارات پس از بسته شدن هرمز نیز در تیررس قرار دارد».

این تحلیلگر با بیان اینکه الفجیره در آتش می‌سوزد و آمریکا و اسرائیل سکوت می‌کنند گفت: ابوظبی اکنون درمی‌یابد که در برابر طوفانی که خود در شعله‌ور شدن آن نقش داشته، تنها مانده است. به اعتقاد نویسنده، پیام ریاض از طریق تهران به ابوظبی رسیده و بر این نکته تاکید دارد که «هرکس از توازن خارج شود و اقتصاد سعودی را هدف قرار دهد، تنها رها خواهد شد». 

به اعتقاد او، الفجیره صرفاً یک بندر نبود، بلکه «عروسک سوخته‌ای» بود که محور ریاض ـ تهران برای رساندن این پیام از آن استفاده کرد که هرکس آتش بحران را روشن کند، خود نخستین قربانی آن خواهد بود. الملک در ادامه می‌نویسد: گزارش‌های غربی اخیر از یک تحول خطرناک دیگر پرده برمی‌دارند و آن تحول این است که عربستان و امارات که پس از بهار عربی متحدانی نزدیک بودند، اکنون وارد مرحله رقابت راهبردی شده‌اند. دو کشور در جنگ یمن در کنار یکدیگر جنگیدند، قطر را با هم محاصره کردند و در مقابله با ایران هماهنگ بودند، اما اکنون دیگر موضع واحدی وجود ندارد و هر کشور مطابق محاسبات خود عمل می‌کند. بنابراین رقابت اقتصادی جایگزین هماهنگی سیاسی شده و تصمیم‌گیری فردی به‌تدریج جای سازوکار جمعی را می‌گیرد.

این تحلیلگر سودانی در ادامه آورده است که خروج امارات از اوپک صرفاً تصمیمی اقتصادی نیست، بلکه اعلان یک «جنگ اقتصادی سرد» علیه عربستان و آغاز نبرد قیمت‌ها است. ابوظبی که طی دو سال گذشته خواستار افزایش سهمیه تولید نفت خود از ۳.۴ میلیون بشکه به ۴.۸ میلیون بشکه در روز بود، اکنون به‌دنبال آن است که بدون نیاز به موافقت عربستان، نفت خود را با یوان به چین بفروشد.

الملک این اقدام را «محاصره مالی ریاض» در شرایط حساس کنونی توصیف و می‌گوید که امارات برای کاهش وابستگی به دلار حتی به‌دنبال توافق تبادل ارزی با فدرال رزرو آمریکا بوده است. به اعتقاد نویسنده، منطقه اکنون از مرحله «هماهنگی نفتی» وارد مرحله «رقابت نفتی» شده و عربستان نیز در واکنش، گزینه استقبال از نفت ایران را در صورت نیاز باز گذاشته است و این همان لحظه‌ای است که نبرد تاج‌وتخت در کشورهای حاشیه خلیج فارس از اتاق‌های بسته به میدان بازارهای جهانی منتقل شد. به گفته وی، ریاض به‌خوبی می‌داند که کنترل قیمت نفت به معنای کنترل تصمیم جنگ و صلح است.