این‌طور که از شواهد پیداست، کمیته اخلاق این روزها به مهم‌ترین سکوی پرتاب در فوتبال ایران تبدیل شده است. حیدر بهاروند یک سال قبل، با حکم محرومیت پنج ساله از سوی این کمیته روبه‌رو شد اما نه‌تنها از فوتبال کنار نرفت، بلکه پس از مدتی نفر اول فدراسیون لقب گرفت. حالا علی کفاشیان نیز کم‌تر از یک سال بعد از روبه‌رو شدن با حکم محرومیت پنج ساله، در آستانه بازگشت به کرسی ریاست فدراسیون است. ظاهرا در ایران برای رسیدن به این صندلی، حتما باید یک حکم محرومیت از سوی کمیته اخلاق را در رزومه خود داشته باشید.

آریا رهنورد

سوءتفاهمی که جدی شد. همین یک جمله، دقیق‌ترین و کامل‌ترین توصیف از نحوه ورود علی کفاشیان به فدراسیون فوتبال بود. مردی که در جایگاه دبیر کل کمیته ملی المپیک، به کارزار انتخابات آمد تا تنور را به سود محمد علی‌آبادی داغ کند. شاید فوتبالی‌ها امروز دیگر نام علی‌آبادی را از یاد برده باشند اما بدون شک، نام علی کفاشیان را به خوبی به یاد دارند. مردی که اصلا برای «برنده‌ شدن» به صحنه انتخابات نیامده بود اما در میان ناباوری، این کرسی مهم را تصاحب کرد. تقریبا همه می‌دانستند که ورود کفاشیان، تنها بخشی از سناریوی انتخاب محمد علی‌آبادی به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال است اما در آن سال‌، ماجراهایی اتفاق افتاد که حق شرکت در انتخابات از علی‌آبادی گرفته شد و درنهایت کفاشیان با انتخاب ‌شدن به عنوان رئیس جدید فدراسیون فوتبال حتی خودش را هم غافلگیر کرد. او حتی نام خیلی از ستاره‌های تیم ملی را نمی‌دانست و نام خیلی از بزرگان دنیای فوتبال را نشنیده بود. آقای رئیس نه سابقه‌ای در فوتبال داشت و نه حتی به این رشته ورزشی علاقه‌مند بود اما دست تقدیر، او و فوتبال را به هم رساند. چند سال بعد از این حضور، کفاشیان اعتراف کرد که تازه در حال علاقه‌مند شدن به فوتبال است. این درست وقتی بود که او متوجه شد حضور در فوتبال، چه مزایای بزرگی برای یک مدیر دارد. در دوران کفاشیان، ناکامی‌های بزرگی را تجربه کردیم. او که در ابتدای راه کاملا گوش به فرمان دولت بود، با تصمیمی که از بالا گرفته شد علی دایی را روی نیمکت تیم ملی نشاند و باز هم با تصمیمی که از بالا گرفته شد، این مربی را از سمتش برکنار کرد. نتیجه همه آن رفت و آمدها، ناتوانی در صعود به جام جهانی 2010 و پس از آن، شکست مطلق در جام ملت‌های 2011 بود. جذب کارلوس کی‌روش به صورت «تصادفی» تنها شانس بزرگ دوران مدیریت کفاشیان به شمار می‌رفت. شانسی که هیچ تناسبی با نحوه کار او در این نهاد نداشت.

علی کفاشیان برخلاف ظاهر ساده‌ای که همواره به نمایش می‌گذاشت، اهل برنامه‌ریزی‌های درازمدت برای تثبیت جایگاه خودش بود. مرد «خندان» در رسانه‌ها از هر دری حرف می‌زد و کم‌تر به مسائل اصلی فوتبال می‌پرداخت. او با یک تاکتیک کاملا حساب شده، مهدی تاج را به جای خود روی صندلی ریاست فدراسیون نشاند

علی کفاشیان برخلاف ظاهر ساده‌ای که همواره به نمایش می‌گذاشت، اهل برنامه‌ریزی‌های درازمدت برای تثبیت جایگاه خودش بود. مرد «خندان» در رسانه‌ها از هر دری حرف می‌زد و کم‌تر به مسائل اصلی فوتبال می‌پرداخت. او با یک تاکتیک کاملا حساب شده، مهدی تاج را به جای خود روی صندلی ریاست فدراسیون نشاند. یک تصمیم سیاستمدارانه که به جای انتقال قدرت در بالاترین نهاد فوتبال در کشور، عملا جایگاه خود او را در این ساختار حفظ می‌کرد. تاکتیک پوتین-مدودف، فوتبال را در سیطره کفاشیان و تاج قرار دارد. مدیرانی که در فجایع بزرگی در این فوتبال سهیم بودند و هرگز نتوانستند با مدیریت درست و اصولی کارلوس کی‌روش، یک مسیر منطقی برای تیم ملی بسازند. تیم ملی البته تنها سطح ماجرا بود. آنها در عمق کار نیز در فعالیت‌های اقتصادی و درآمدزایی، موفقیت چندانی برای فوتبال ایران به ارمغان نیاوردند و هرگز به صورت جدی در بین هواداران فوتبال مورد اعتماد قرار نگرفتند. سرانجام یک «بیماری» مهدی تاج را از فدراسیون جدا کرد. علی کفاشیان نیز با حکم محرومیت از سوی «کمیته اخلاق» از فوتبال فاصله گرفت اما در حالی که هنوز یک سال هم از این محرومیت پنج ساله به طور کامل سپری نشده، سوال بزرگ اینجاست که کفاشیان با چه اعتباری دوباره در آستانه بازگشت به فوتبال قرار گرفته است؟ چرا در فوتبال ایران، مدیرانی که تخلف‌شان محرز شده و حتی حکم برای‌شان صادر شده، بدون یک خط توضیح یا اصلاح، به همین راحتی می‌توانند به سازوکار فوتبال برگردند و حتی ادعای سرپرستی کنند؟ اگر علی کفاشیان یک متخلف نبود، چرا کمیته اخلاق علیه او حکم صادر کرد و اگر این تخلف وجود داشت، چرا مدت زمان محرومیت او ناگهان به شکل مخفی و پنهان از پنج سال به یک سال رسید؟ حتی اگر این تغییر، اصولی و قانونی بوده باشد، باز هم بازگشت یک «متخلف» با سابقه یک سال محرومیت به فدراسیون، اصلا منطقی به نظر نمی‌رسد و می‌تواند سلامت فوتبال را به خطر بیندازد.

شنبه روز خوبی نیست اگر دوباره جناب کفاشیان را در فدراسیون فوتبال ببینیم. شنبه روز خوبی نیست اگر فوتبال، چنین گام وحشتناکی رو به عقب بردارد. البته که مدیریت حیدر بهاروند نیز، فاجعه‌بار است و بین او و علی کفاشیان، تفاوت چندانی وجود ندارد اما هواداران فوتبال، حق دارند که از تجمع متخلفان با سابقه محرومیت در فدراسیون فوتبال راضی نباشند. هوادارانی که می‌دانند خنده‌های تکراری رئیس اسبق، هیچ دردی از فوتبال ایران دوا نمی‌کند.