اگر دیدارهای نمایندگان ایران در مرحله پلی‌آف لیگ قهرمانان به تعویق نمی‌افتاد، استقلال مجیدی حالا اولین بازی‌اش را با الکویت کویت پشت سر می‌گذاشت. البته که برای مربی جاه‌طلبی مثل فرهاد، انصراف احتمالی از لیگ قهرمانان خبر خوبی به شمار نمی‌رود اما بازی نکردن استقلال در این تورنمنت، حداقل بار قضاوت‌های زودهنگام را از شانه‌های مجیدی برمی‌دارد و به او زمان بیشتری برای ساختن تیم مطلوبش می‌دهد. مهم‌ترین چالش فرهاد در استقلال، این است که راه خودش را پیدا کند و به دنبال تعقیب ردپای استراماچونی نباشد.

آریا طاری

حتی با وجود تعویق دیدار با الکویت، نیم‌فصل دوم برای استقلال به زودی آغاز خواهد شد. آبی‌ها در تعطیلات، با یک تغییر بزرگ روبه‌رو شده‌اند و هوادارها در انتظار تماشای نتایج این تغییر هستند. کار فرهاد روی نیمکت استقلال، اصلا ساده به نظر نمی‌رسد. اگر لیگ نوزدهم هنوز شروع نشده بود، او چند هفته فرصت داشت تا ترکیب اصلی را بشناسد و تیمش را به طرف موفقیت هدایت کند. حالا اما استقلال هیچ زمانی برای هدر دادن ندارد و با هر نتیجه ناخوشایند، یک قدم از صدر جدول دورتر خواهد شد. استراماچونی در این فصل، زمان نسبتا زیادی را برای آزمون و خطا در اختیار داشت و در هفته‌های ابتدایی لیگ، نتایج ناامیدکننده‌ای را پشت سر گذاشت تا سرانجام شیوه بازی درست را بری استقلال پیدا کرد. این فرصت اما در اختیار سرمربی جدید تیم قرار نمی‌گیرد. چراکه دوران آزمون و خطا برای این باشگاه در این فصل، دیگر سپری شده است. مجیدی برای قهرمانی در این فصل، کارش را با «منفی 5» امتیاز شروع خواهد کرد. جبران چنین امتیازی در 19 هفته، اصلا غیرممکن نیست اما لیگ برتر، چند تیم مدعی دیگر هم دارد که هیچ فرصتی را برای نتیجه‌گرفتن به سادگی از دست نمی‌دهند. فرهاد برای نتیجه‌گرفتن، چند قابلیت مشخص دارد. اول اینکه او در بین هوادارها محبوب است و خیلی زود روی سکوها پذیرفته می‌شود. شاید اگر هر مربی داخلی دیگری جانشین استراما می‌شد، تماشاگرها علیه او دست به طغیان می‌زدند و با اولین گل خورده فصل، نام سرمربی ایتالیایی را به میان شعارهای‌شان می‌آوردند اما داستان، فرهاد کمی متفاوت به نظر می‌رسد. او چندین سال در ترکیب استقلال درخشیده و به عنوان یکی از چهره‌های محبوب در دهه‌های گذشته باشگاه، حداقل در شروع راه حمایت حداکثری هوادارها را خواهد داشت. علاوه بر این، او در بین بازیکنان نیز چهره‌ای مقبول به نظر می‌رسد و حتی ستاره‌های تیم در شرایط فعلی، کاملا گوش به فرمان مجیدی هستند. انگیزه و اشتیاق فرهاد و آشنایی کامل او با بازیکنان تیم و شرایط کار در فوتبال ایران، برای استقلال امیدوارکننده هستند اما تجربه کم، یکی از نگرانی‌هایی است که در مورد این مربی شنیده می‌شود. به جز این، یک نگرانی مهم دیگر نیز در مورد استقلال مجیدی وجود دارد و آن، اصرار به «کپی‌« کردن نقشه‌های فنی استراماچونی است.

شاید اگر هر مربی داخلی دیگری جانشین استراما می‌شد، تماشاگرها علیه او دست به طغیان می‌زدند و با اولین گل خورده فصل، نام سرمربی ایتالیایی را به میان شعارهای‌شان می‌آوردند اما داستان، فرهاد کمی متفاوت به نظر می‌رسد

دوران استراماچونی با همه فراز و نشیب‌ها، دیگر «تمام» شده و کادر فنی جدید باید زودتر از همه این حقیقت را بپذیرند. مرد ایتالیایی دیگر پاسخگوی نتایج استقلال نیست و این فرهاد خواهد بود که با هر نتیجه بد، باید در کنفرانس مطبوعاتی روبه‌روی رگباری از سوال‌های کنایه‌آمیز قرار بگیرد. البته که سیستم و نقشه استراماچونی در نیم‌فصل اول جواب داده اما نباید فراموش کرد که این مربی، برای سال‌ها از چنین نقشه‌هایی استفاده کرده و همیشه شیفته دفاع سه نفره بوده است. فرهاد اما در دوران کوتاه مربیگری، هرگز تیمش را با سه دفاع به زمین نفرستاده است. مجیدی باید سیستم دلخواه خودش را در تیم پیاده کند و استقلال را هر طور که سلیقه خودش می‌خواهد، به زمین بفرستد. طبیعی به نظر می‌رسد که تغییرات مثبت سرمربی سابق باشگاه، می‌توانند در تیم حفظ شوند اما نباید فراموش کرد که تیم، حالا دیگر سرمربی دیگری دارد و به نفع مجیدی خواهد بود که به جای کفش‌های استرا، با کفش‌های خودش راه برود. او نه بدل استراماچونی است و نه برای کپی‌کردن به استقلال آورده شده است. فرهاد باید راهی برای تاثیر گذاشتن روی تیم پیدا کند و به این موضوع نیز توجه نشان بدهد که سیستم و نقشه‌های مربی پیشین تیم، تنها راه رسیدن استقلال به موفقیت نیستند. آبی‌ها پیش‌تر با سیستم‌ها و سبک‌های دیگری نیز به موفقیت در فوتبال ایران رسیده‌اند و این اتفاق، می‌تواند دوباره نیز تکرار شود.

حتی اگر دنباله‌روی فرهاد از استراماچونی «موفقیت‌آمیز» باشد، به تدریج همه نقش این مربی جوان را نادیده می‌گیرند و موفقیت تیم را نتیجه تفکرات استراماچونی می‌دانند. پس بسیار مهم است که فرهاد گذشته را از یاد ببرد و برای رقم زدن یک دوران جدید در باشگاه تلاش کند. دورانی که همه المان‌ها و نشانه‌های آن، مربوط به خود مجیدی باشند. استقلال برای نیمکت، به اندیشه‌های «قرضی» نیاز ندارد. تا اینجا همه به فرهاد ایمان داشته‌اند و این انتخاب را درست می‌دانند و حالا، این مربی هم باید به خودش اعتماد کند و به جای اصرار برای قدم گذاشتن به جای قدم‌های مربی پیشین، مسیر تازه‌ای در این تیم بسازد.