در میزگرد مجازی «توسعه ایرانی» پاسخ داده شد؛
آیا میتوان به میانجیها برای پایان جنگ امید داشت؟
حمیدرضا مهدیزاده
و سرانجام جنگ آغاز شد! در این لحظات سخت که کشور عزیزمان ایران درگیر جنگی دوباره شده و هر صبح و شب با حملات غیرقانونی ایالات متحده و رژیم اسرائیل موج تازهای از صدای انفجار و ویرانی به راه میافتد؛ هنوز هم باور دارم که امکانش وجود داشت تا از وقوع این جنگ خانمانسوز، جلوگیری کرد؛ اما مورخان، تاریخ را برمبنای باور ما نمینویسند و ورق نمیزنند! روایت تاریخ با فکتها صورت میگیرد و با روندها بهپیش میرود.
خانمها و آقایان! لطفا به این آخرین شماره از «میز سیاست خارجی توسعه ایرانی» در سال مصیبتبار ۱۴۰۴ که شاهد جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات دیماه بودیم و در حال حاضر هم جنگ دوباره آمریکا و رژیم اسرائیل علیه کشورمان را به نظاره نشستهایم، به گفت و گو با دکتر نیروانا مهرآیین «مدرس، پژوهشگر ارشد خاورمیانه و از اعضای کانون نویسندگان»، دکتر صلاحالدین هرسنی «استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بینالملل» و دکتر رضا اختیاری «دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران»، بپیوندید.
**
#ضمن سپاس از هر سه عزیز که در این شرایط وحشتناک روحی و روانی حاکم بر جامعه ایران و با همه رنج ناشی از نبودن اینترنت، حاضر به گفت و گو در پلتفرم داخلی بله شدید، اولین سوال را مطرح میکنم و به رسم ادب با خانم مهرآیین شروع میکنیم. آقایان! موافقید؟
بله! حتما.
#پیشبینی شما از اینکه جنگ تا چه زمانی طول میکشد و یا به چه نحوی ادامه مییابد، چیست؟
مهرآیین: با درود خدمت مهمانان ارجمند و مخاطبان نازنین «توسعه ایرانی». از منظر حقوق بینالملل، تداوم جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران تنها در صورت تحقق دفاع مشروع طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد قابل توجیه است و هرگونه فراتر رفتن از این چارچوب، مشروعیت حقوقی مخاصمه را از بین میبرد. در سطح سیاسی، توان بازدارندگی نامتقارن ایران، محدودیت تحمل اقتصادی و سیاسی طرفهای مهاجم، و فشار بینالمللی سه عامل اصلی تعیینکننده مدت جنگ بهحساب میآید. تجربه جنگهای مشابه نشان میدهد فاز فعال درگیریها معمولاً بین چهار تا 10 هفته طول میکشد و سپس به دورهای چندماهه از تنشهای کمشدت میانجامد. استمرار بیش از این دوره بدون حلوفصل سیاسی، نقض مستمر قاعده منع توسل به زور به شمار میرود. در نتیجه، برآورد علمی نشان میدهد جنگ یا ظرف چند هفته پایان مییابد یا در کمتر از یک سال تحت فشار سیاسی و دیپلماتیک به آتشبس و مذاکره ختم خواهد شد.
# با سپاس از سرکار، جناب هرسنی بفرمایید!
هرسنی: آقای مهدیزاده ممنون از دعوت دوباره و ضمن سلام به هر دو عزیز کارشناس و مراتب ادب نثار مخاطبان «توسعه ایرانی». درباره اینکه تداوم یا استمرار جنگ چگونه رقم خواهد خورد؟ چهار دیدگاه قابل خوانش و تفسیر است.
خوانش اول، مبتنی بر دیدگاه ترامپ و جنگطلبان کابینه او و در راس همه آنها «پیت هگزیت» وزیر دفاع آمریکاست. اگرچه ادبیات آنها مرتب دچار چرخش زبانی میشود و پایدار نیست، اما دیدگاه فعلیشان این است که جنگ تاحصول نتیجه یعنی فروپاشی کامل ساختارهای حکومتی ادامه یابد. این ادبیات، مداوم از زبان ترامپ و هگزیت تکرار و رسانهای شده است. توجیه آنها بابت ادامه جنگ این است که شروع جنگ منجر به نتایج مطلوب و قدرتیابی رودیگرز ایرانی نشد و مدل ونزوئلا نتوانست اجرایی شود و شرایط فعلی در ادامه شرایط گذشته است. از طرف دیگر باور ترامپ و کابینه جنگطلبش این است که چون به واسطه بمباران، زیرساختها و مراکز تصمیمساز بمباران شده است، باید کار را در فرصت به دست آمده تمام کرد و ضربه آخر را محکمتر زد.
خوانش دوم، از طرف تصمیمسازان و راهبردشناسان جمهوری اسلامی ایران قابل تفسیر است.
بنا به دیدگاه این راهبردشناسان به رغم آنکه جنگ از موضع برابر نیست، ولی مقاومت بجا و هوشمند ایران سناریوی تسلیم را نقش بر آب کرد. ضمن آنکه ایران با اتکا به توان موشکی و استفاده هوشمندانه از آنها در حمله به اسرائیل توانست ثابت کند که میتواند یک تهدید موجودیتی برای اسرائیل باشد. افزون بر این ایران توانست پایگاههای امریکا در منطقه را دستخوش حملات موشکی شدید قرار دهد حتی توانایی خود را در بستن تنگه هرمز نشان داد. حملات به پایگاههای آمریکا و بستن تنگه هرمز و سقوط سه اف ۱۵ و چهار سوخترسان، نشان داد که ایران میتواند در ادامه جنگ و نقش بر آب کردن مطامع آمریکا و اسرائیل امیدوار باشد.
خوانش سوم، از سوی اسرائیل تفسیر میشود. اگرچه پیداست که جنگ را نتانیاهو به ترامپ فروخته اما در شرایط حاضر دیدگاه نتانیاهو البته به شرط اینکه زنده باشد! نیز همانند ترامپ این است که شروع جنگ منجر به نتایج مطلوب و تغییر رژیم نشد. چون پندار و انگاره نتانیاهو بر این امر استوار است که قدرتیابی آیتالله مجتبی خامنهای در تداوم گذشته است بنابراین برای تغییرات ماهوی به میل و مراد مقامات راستگرا و ارتدوکس تلآویو اجنتابناپذیر خواهد بود. ضمنا تداوم جنگ از طرف نتانیاهو قماری برای مشروعیت سیاسی در انتخابات آینده اسرائیل محسوب میشود.
و خوانش چهارم، از سوی محافل کلاسیک دنیای عرب و کشورهایی مطرح میشود که آمریکا در خاک آنها پایگاه دارد. ایران اعلام کرده بود که در صورت شروع جنگ هیچ یک از پایگاههای منطقه ایمن نخواهد بود. و ایران در ابتدا با حمله به این پایگاهها نشان داد که میتواند منطقه را ناامن کند. از منظر علتشناسی اقدام ایران در حمله به پایگاههای نظامی آمریکا بیشتر به این جهت بود تا رهبران عرب بتوانند ترامپ و نتانیاهو را متقاعد کنند که جنگ را به پایان رسانند. اما این خطای استراتژیک ایران باعث گشایش جبهه دیگری از جنگ شد. به واقع این خطای استراتژیک باعث شد که آنها خواهان ادامه جنگ از سوی ترامپ و نتانیاهو شوند. کشورهای بحرین، عربستان، امارات، کویت و قطر و حتی در رفتار مقامات ترکیه به صورت ضمنی ادبیاتی رسانهای شده که خواهان تداوم جنگ هستند.
# جناب اختیاری بفرمایید لطفا!
اختیاری: بنده هم بهنوبه خودم سلام خدمت عزیزان دارم و خسته نباشید به حضرتعالی. جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی اسرائیل و ایالات متحده آمریکا علیه ایران به دلایل داخلی، منطقهای و بینالمللی زیر نمیتواند یک جنگ بلندمدت و طولانی باشد:
نخست، اینکه دونالد ترامپ همواره اعلام کرده است که به دنبال جنگافروزی یا حداقل جنگ طولانیمدت در جهان نیست.
دوم، کمبود منابع و ظرفیتهای مادی و انسانی اسرائیل مانع از پیگیری یک جنگ طولانی مدت است و به همین دلیل؛ منازعات این رژیم در طول تاریخ مبتنی بر جنگ کوتاهمدت و پرقدرت بوده است.
سوم، با توجه به تغییر دکترین نظامی از دفاعی به آفندی و بدنبال آن پاسخ قدرتمند و گسترده نظامی ایران، طولانی شدن جنگ میتواند شرایط میدانی و موازنه را به ضرر اسرائیل تغییر دهد.
چهارم، کشورهای عرب درگیر جنگ نیز تحمل جنگ بلندمدت را ندارند.
پنجم، تبعات سیاسی-اقتصادی گسترده جنگ برای کشورهای جهان نیز مانع از طولانی شدن آن خواهد شد.
#آیا شرایط اجتماعی موجود با همزمانی جنگ میتواند منجر به «آنومیزه شدن جامعه» شود؟
مهرآیین: جنگ، به مثابه یک بحران کلان اجتماعی، با برهم زدن نظم هنجاری جامعه و ایجاد گسست عمیق بین اهداف و ابزارهای متعارف، زمینه را برای بروز پدیده «آنومی» فراهم میآورد؛ چراکه مبنای معنایی و جهتگیریهای ارزشی افراد متزلزل میشود. تداوم درگیریهای نظامی، تشدید ناامنی، فروپاشی زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی، و نقض گسترده حقوق، به طور سیستماتیک، اعتماد به نهادها و باورهای پیشین را از بین برده و حس عاملیت و پیشبینیپذیری زندگی فردی را مختل میکند. این وضعیت که با افزایش اضطراب، انزوا و سردرگمی همراه است، میتواند به انفعال اجتماعی، رفتار جمعی غیرمنطقی، یا حتی فروپاشی همبستگی اجتماعی منجر شود. از این رو همزمانی جنگ با بحرانهای اجتماعی موجود، پتانسیل تشدید آنومی را به سطوح بحرانی و تبعات ویرانگر افزایش میدهد.
هرسنی: واقعیت این است که شرایط اجتماعی بهجهت وقایع دیماه هماهنگ با حاکمیت نیست و شاهد گسست و اعتراضاتی هستیم که هرازگاه پژواک و انعکاس آن شنیده میشود. هرچند که میبینیم این اعتراضات بهجهت شرایط جنگی به سمت همبستگی و انسجام در حال شیفت کردن است. اما مهمترین خطری که ممکن است منجر به ناآرامی و آنومیزه شدن بیشتر شرایط باشد فراخوانی است که گروه تبهکار پهلوی برای شب چهارشنبه سوری تدارک دیده است. اگرچه دست تبهکار و ماهیت دروغین و پوشالی پهلوی رو شده است و حتی بخش بزرگی از مردم به این نتیجه رسیدهاند که مسئولیت سیاسی، حقوقی و اخلاقی کشتار دیماه برعهده اوست، بعید است که دوباره بخواهند با فراخوان رضا پهلوی مصایب دیگری در شرایط جنگ به مصائب کشور اضافه کنند. بهواقع خودآگاهیهای اُرگانیکی و تاریخی و احساسات وطندوستانه مردم فهیم ایران در عصر همبستگی ایران فرصت را از فرقه پهلوی میگیرد.
اختیاری: علیرغم مشکلات سیاسی-اقتصادی متعدد کشور در طول سالیان اخیر و همزمانی آن با جنگ فعلی به نظر نمیرسد شاهد آنومیزه شدن جامعه باشیم. تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که ایرانیان در برابر تهاجمات خارجی انسجام و وحدت خاصی از خود بروز میدهند؛ در واقع اولویت به سوی حفظ تمامیت سرزمینی کشور تغییر مییابد.
# خوشبختانه همچنان اینترنت داخلی قطع نشده و عزیزان هم به صورت مفید و مختصر پاسخ میدهید که سپاسگزارم. اما برسیم به پرسش سوم: این جنگ چه آثار و تبعاتی بر وضعیت اقتصادی کشور و همچنین مردم ایران خواهد داشت؟
مهرآیین: جنگ، با ایجاد تخریب گسترده در زیرساختهای حیاتی و اخلال در جریان کالا و خدمات، به طور مستقیم منجر به کاهش شدید تولید ناخالص داخلی و تورم سیستمی میشود؛ زیرا منابع عظیم اقتصادی به سمت هزینههای نظامی منحرف شده و سرمایهگذاری مولد به شدت کاهش مییابد که پیامد آن بیکاری فزاینده و افت شدید استاندارد زندگی است. علاوه براین، ریسکهای امنیتی و سیاسی ناشی از جنگ، سرمایهگذاری خارجی را متوقف کرده و حتی منجر به گریز سرمایه داخلی میشود که این امر فرایند بازسازی اقتصادی پس از جنگ را بسیار دشوار، پرهزینه و طولانی میسازد. این شرایط، همراه با افزایش نابرابری درآمدی و فروپاشی ارزش پول ملی، اقتصاد کشور را در معرض ناپایداری مزمن و وابستگی بلندمدت قرار میدهد.
هرسنی: واقعیت این است که شرایط بد اقتصادی پیش از جنگ موجب اعتراضات دیماه شد. نیک پیداست که در شرایط جنگی وضعیت اقتصادی نیز ناامیدکنندهتر باشد. متاسفانه توزیع کالابرگها هم برای خانوارهای ایرانی نتوانست کمکی به نرمال شدن وضعیت اقتصادی کند. در مقام تمثیل میتوانم اینگونه بگویم که توزیع کالابرگها فقط میتواند موجب کاهش درد زایمان شود اما مسلما موجب میشود که نوزاد مرده به دنیا آید.
اما مهمترین تبعات این جنگ بعد از پایان آن خود را نشان میدهد. متاسفانه بسیاری از زیرساختارها مورد حمله و هجمه قرار گرفته و اگرچه دولتین متخاصمی چون آمریکا و اسرائیل مایل به دادن غرامت نیستند اما ترمیم و بازسازی این زیرساختارها با توجه به کسری بودجه و وجود انسدادهای اقتصادی و تحریمهای بالقوه و حتی بالفعل میتواند موجب بحران اقتصادی شود و کشور را با رکود همراه کند.
اختیاری: هر جنگی قطعا تبعات اقتصادی خودش را به دنبال دارد. در مورد ایران، کاهش صادرات مواد نفتی و کالاهای غیرنفتی، تعطیلی خطوط هواپیمایی، بسته شدن مرزهای زمینی، قطع مبادلات مالی جهانی و همچنین کاهش شدید واردات میتواند در بلندمدت شرایط اقتصادی کشور را دشوارتر سازد.
# آیا میتوان امیدی به نقش میانجیها در پایان دادن به جنگ داشت یا اینکه جنگ وضعیت فرسایشی پیدا میکند؟
مهرآیین: در عرصه سیاست بینالملل، احتمال میانجیگری برای پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا/اسرائیل، به شدت تحت تأثیر منافع قدرتهای بزرگ و منطقهای است؛ بنابراین، نقش میانجیها تنها زمانی مؤثر خواهد بود که با اهداف استراتژیک این بازیگران همسو باشد یا فشار کافی بر آنها وارد کند. نبود اجماع بینالمللی یا وجود رقابتهای قدرتهای جهانی میتواند تلاشهای دیپلماتیک را عقیم گذاشته و جنگ را به سمت فرسایش سوق دهد، جایی که هر طرف سعی در تضعیف طرف مقابل از طریق جنگی طولانیمدت دارد. وضعیت فرسایشی، پیامدهای سیاسی ناخواستهای چون بیثباتی منطقهای، ظهور گروههای افراطی و تغییر موازنه قدرت را تشدید خواهد کرد. پایان جنگ احتمالاً نیازمند یک توافق سیاسی فراگیر است که منافع کلیدی بازیگران را تأمین کند وگرنه جنگ به شکلی فرسایشی ادامه یافته و منطقه را بیش از پیش بیثبات خواهد کرد.
هرسنی: متاسفانه با وجود آنکه برای پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین و جنگ میان اسرائیل و حماس در غزه کشورهایی بودهاند که با مساعی جمیله و نقش میانجی خود تلاش داشتند که جنگ را با آتشبس متوقف سازند اما در جنگ جاری هیچ کشوری جهت میانجیگری پیش قدم نشد. رای جلسه شورای امنیت هم به محکومیت ایران منجر شد. روسیه و چین هم بیشتر به نظر میرسد نظارهگر هستند و نگاه آنها بر اساس سنت مالوف ابزارگرایانه است. بسیار مایه تاسف و حیرت است که رای آنها در جلسه شورای امنیت طبق انتظار، نه وتو بلکه ممتنع بوده است. به نظر میرسد که روسیه از جنگ به واسطه افزایش قیمت انرژی نفع برده و منتفع میشود. بنابراین ترجیح او ادامه جنگ است نه اتشبس.
چین نیز تصور میکند که بزرگترین رقیب اقتصادی پکن اگر درگیر جنگ باشد موازنه رقابت به نفع او سنگینی خواهد کرد. چین از درگیری و فرورفتن آمریکا در باتلاق ایران و تنگه هرمز سود میبرد. نگاه ترکیه هم بهرغم آنکه مخالف جنگ بوده اما در حال حاضر به زیان ایران در حال چرخش است و مسئله غیرعامدانه شلیک موشکهای ایران به خاک ترکیه را دستمایه آزار تهران قرار داده و رفتار آن در قبال ایران پاندولی و سینوسی است. اما در همین جا لازم میدانم که نکتهای به کسانی گوشزد کنم که خواهان جنگ نتانیاهو و ترامپ علیه ایران بودهاند.
آیا دود جنگ نتانیاهو و ترامپ حالا به چشمشان نرفته است؟ پاسخگوی خون شهدای دانشآموزان میناب و هزاران بیگناه دیگر چه کسی خواهد بود و پول و هزینه ترمیم زیرساختهای مخروبه قرار است از جیب چه کسانی خرج شود؟امیدوارم جنگطلبان و متوسلان به ترامپ و نتانیاهو به خود بیایند و بدانند که آنها امامزادههایی هستند که کور میکنند اما شفا نمیدهند.
اختیاری: به دلیل گستره منطقهای و جهانی جنگ، در حال حاضر تلاشهای منطقهای و بینالمللی از سوی برخی از کشورها مانند عمان، ترکیه و روسیه برای خاتمه دادن به جنگ در حال انجام است. با این حال به نظر میرسد که پایان جنگ عمدتا منوط به نیات و اراده مهاجمین یعنی رژیم اسرائیل و دولت آمریکا باشد. ایران هیچگاه خواستار جنگ نبوده است، به همین دلیل از آمادگی بیشتری برای خاتمه دادن به جنگ برخوردار است.
#و آخرین پرسش. با توجه بهاین واقعیت که با بسته ماندن تنگه هرمز اعلام پیروزی ترامپ جهت خروج از جنگ در واقع اعلام شکست اوست، آیا رئیس جمهور ایالات متحده علیرغم مخالفت متحدانش تا این لحظه، امکان ایجاد اجماع بینالمللی برای بازکردن تنگه هرمز را پیدا خواهد کرد و با باز کردن تنگه هرمز تا مرز «رژیم چنج» همانطور که پیشتر مدعی شده بود، پیش خواهد رفت و یا درنهایت تنگه هرمز به عنوان «شمشیر داموکلس» عمل کرده و ترامپ را وادار به توافق بلندمدت با تهران خواهد کرد؟
مهرآیین: بستن تنگه هرمز، به مثابه فعالسازی یک اهرم استراتژیک برای ایران است که میتواند با افزایش چشمگیر هزینههای اقتصادی و نظامی جهانی، جامعه بینالمللی را به سمت اجماع برای یافتن راهحلی دیپلماتیک سوق دهد. جامعه جهانی خصوصاً قدرتهای اقتصادی وابسته به نفت، خواهان بازگشایی این آبراه حیاتی خواهند بود اما گزینه نظامی برای بازگشایی، با توجه به توان بازدارندگی ایران و احتمال درگیری گستردهتر، با مقاومت جدی مواجه خواهد شد. در نتیجه، سناریوی "شمشیر داموکلوس" محتملتر است؛ یعنی تهدید بسته ماندن تنگه، ایران را در موقعیت قویتری برای مذاکره بر سر توافقی بلندمدت قرار میدهد که ضمن تضمین منافع ملی ایران (مانند لغو تحریمها) امنیت کشتیرانی را نیز تامین و از تنشهای نظامی و سناریوی پرهزینه "رژیم چنج" جلوگیری کند.
هرسنی: جنگ میان ایران و ترامپ در بسته شدن تنگه هرمز لااقل تا به اینجای کار به زیان ترامپ رقم خورده است. البته اجماع بینالمللی برای باز شدن تنگه هرمز با توجه به اینکه ۲۰ در صد انرژی جهان از این گلوگاه عبور میکند منتفی نیست. چون این تنگه مختص ایران نیست و به واقع بینالمللی است. اما مسئله این است که ترامپ بابت توان نیروی دریایی ایران دچار خطای محاسباتی شده چون توان نیروی دریایی ایران فقط در ناو دنا نبود که در آبهای سریلانکا مورد هدف اژدرهای دریایی آمریکا قرار گرفت. ایران توان بسته ماندن تنگه هرمز را به مثابه ابزار فشار استفاده میکند و از طرف دیگر با شلیک هدفمند موشکهایی با کلاهکهای بارشی و خوشهای تهدیدات خود را به وقت ضرورت عملی میسازد. ضمن آنکه ایران توان مینگذاری را در مسیر کشتیهای تجاری در این تنگه را دارد و تا به این جای کار مقاومت آن هم قرین توفیق است. قطعا اگر ایران بتواند به مقاومت خود ادامه دهد و نرخ انرژی هم در صورت تداوم بحران افزایش یابد، پای اجماع بینالمللی منتفی خواهد شد و شاید همین بسته ماندن به مثابه چشم اسفندیار و پاشنه آشیل ترامپ را از ترس شکست در برابر مقاومت ایران به سمت یک توافق و پایان جنگ سوق دهد. البته جدای از جدال بر سر تنگه هرمز یک سناریو ممکن است آمریکا را در موضع برتر قرار دهد و آن این است که آمریکا بخواهد با نیروهای هنگ ۸۲ جزیره خارک را به عنوان پمپاژ انرژی ایران تصرف کند. ایران همزمان با واپایش تنگه هرمز باید با اقدامات پیشگیرانه از سناریوی اقدامات ایذایی آمریکا در جزیره خارک نیز جلوگیری کند و ترامپ را از ترس شکست به سمت یک توافق و پایان جنگ سوق دهد.
اختیاری: ایران دو شرط را برای عبور از تنگه هرمز گذاشته است:
نخست، کشتیهای نیروهای متجاوز و همپیمانان آنان در جنگ حق عبور از تنگه را ندارند.
دوم، کشتیهای ثالثی که وجه را به یوان چین پرداخت کنند میتوانند از تنگه عبور کنند. لذا تنگه بهطور کامل بسته نیست و ایران هم هیچگاه اعلام نکرده تنگه را برای همه کشورها خواهم بست. در کوتاه مدت هم بهنظر نمیرسد اجماع بینالمللی علیه ایران در این زمینه شکل گیرد.
مشکلات فیمابین آمریکا و ایران بسیار عمیق و گسترده است. بنابراین مساله تنگه هرمز صرفا نمیتواند زمینهساز توافق امریکا باشد؛ اما میتواند نقش مهمی در پایان دادن به جنگ داشته باشد.
# هرچند میدانم در شرایط فعلی آرزوی داشتن نوروزی دلنشین و پر از خاطرات شاد برای عزیزان «سانتامانتالیستی» بهنظر میرسد؛ اما بهرسم ادب سال خوبی را برای هریک از شما آرزومندم. ممنون از حضورتان و به امید رسیدن به صلحی پایدار در اسرعوقت.
**نیروانا مهرآیین: تهدید بسته ماندن تنگه، ایران را در موقعیت قویتری برای مذاکره بر سر توافقی بلندمدت قرار میدهد که ضمن تضمین منافع ملی ایران (مانند لغو تحریمها) امنیت کشتیرانی را نیز تامین و از تنشهای نظامی و سناریوی پرهزینه "رژیم چنج" جلوگیری کند
** صلاحالدین هرسنی: جدای از جدال بر سر تنگه هرمز یک سناریو ممکن است آمریکا را در موضع برتر قرار دهد و آن این است که آمریکا بخواهد با نیروهای هنگ ۸۲ جزیره خارک را به عنوان پمپاژ انرژی ایران تصرف کند. ایران همزمان با واپایش تنگه هرمز باید با اقدامات پیشگیرانه از سناریوی اقدامات ایذایی آمریکا در جزیره خارک نیز جلوگیری کند و ترامپ را از ترس شکست به سمت یک توافق و پایان جنگ سوق دهد
** رضا اختیاری: تنگه بهطور کامل بسته نیست و ایران هم هیچگاه اعلام نکرده تنگه را برای همه کشورها خواهد بست. در کوتاه مدت هم بهنظر نمیرسد اجماع بینالمللی علیه ایران در این زمینه شکل گیرد. مشکلات فیمابین آمریکا و ایران بسیار عمیق و گسترده است. بنابراین مساله تنگه هرمز صرفا نمیتواند زمینهساز توافق امریکا باشد؛ اما میتواند نقش مهمی در پایان دادن به جنگ داشته باشد
**مدرس، پژوهشگر ارشد خاورمیانه: در عرصه سیاست بینالملل، احتمال میانجیگری برای پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا/اسرائیل، به شدت تحت تأثیر منافع قدرتهای بزرگ و منطقهای است؛ بنابراین، نقش میانجیها تنها زمانی مؤثر خواهد بود که با اهداف استراتژیک این بازیگران همسو باشد یا فشار کافی بر آنها وارد کند
** استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بینالملل: متاسفانه با وجود آنکه برای پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین و جنگ میان اسرائیل و حماس در غزه کشورهایی بودهاند که با مساعی جمیله و نقش میانجی خود تلاش داشتند که جنگ را با آتشبس متوقف سازند اما در جنگ جاری هیچ کشوری جهت میانجیگری پیش قدم نشد
** دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران: در حال حاضر تلاشهای منطقهای و بینالمللی از سوی برخی از کشورها برای خاتمه دادن به جنگ در حال انجام است. با این حال به نظر میرسد که پایان جنگ عمدتا منوط به نیات و اراده مهاجمین یعنی رژیم اسرائیل و دولت آمریکا باشد. ایران هیچگاه خواستار جنگ نبوده است، به همین دلیل از آمادگی بیشتری برای خاتمه دادن به جنگ برخوردار است
دیدگاه تان را بنویسید