«احسان سلطانی» در گفتوگو با «توسعه ایرانی» و با هشدار درباره همزمانی رشد منفی اقتصادی و تورم ۹۰ درصدی:
تداوم رکود تورمی به بحران کمبود اجناس میانجامد
رامتین موثق
شاخصهای کلان اقتصادی ایران به مرز بحران رسیدهاند و تمام شاخصها حاکی از یک بحران اقتصادی شدید با تبعات بسیار هستند. اقتصاد ایران به رشد منفی 10 درصد رسیده اما تورم با عبور از مرز 90 درصد همچنان در مدار صعودی قرار دارد. تلاقی این دو شاخص، حاکی از تشدید رکود تورمی در اقتصاد کشور است.
احسان سلطانی در گفتوگو با «توسعه ایرانی»: به نظر من، رشد اقتصادی بیشتر از ۱۰ درصد افت داشته است. اکنون اگر میبینیم که کمبودی در کشور وجود ندارد و شاهد وفور اجناس در فروشگاهها هستیم، به دلیل کاهش قدرت خرید مردم است اما اگر شرایط تورم 90 درصدی و رشد اقتصادی منفی 10 درصدی تداوم پیدا کند، به بحران کمبود اجناس هم خواهیم رسید
صندوق بینالمللی پول نیز در گزارشهای خود بر تداوم این رکود و تورم، تاکید کرده است. صندوق پیشبینی میکند رشد اقتصادی ایران از منفی ۰.۹ درصد در سال ۲۰۲۵ به منفی ۷.۶ درصد در سال ۲۰۲۶ برسد. همچنین تورم ۷۸.۶ درصدی و افزایش نرخ بیکاری به ۹.۲ درصد برای اقتصاد ایران پیشبینی شده است. عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، درمورد این گزارش واکنشبرانگیز از صندوق بینالمللی پول درخواست کرده است در ارزیابیهای خود از اقتصاد ایران واقعبین باشد؛ غافل از اینکه این نهاد در تدوین گزارشهای خود به آمارهای رسمی کشورها مراجعه میکند.
«توسعه ایرانی» در گفتوگو با احسان سلطانی، کارشناس و تحلیلگر اقتصادی، به بررسی علل تشدید رکود تورمی و تبعات آن پرداخته است.
رشد اقتصادی بیش از 10 درصد افت داشته است
این اقتصاددان در گفتوگو با «توسعه ایرانی»، درباره همزمانی تورم 90 درصدی و رشد اقتصادی منفی 10 درصدی، عنوان کرد: به نظر من، رشد اقتصادی بیشتر از ۱۰ درصد افت داشته است.
احسان سلطانی توضیح داد: در شرایط فعلی، قدرت خرید مردم از نصف هم کمتر شده است. برای مثال اگر به آمار تولید مرغداریها مراجعه کنیم، میبینیم که تولید مرغ نصف شده است.
او افزود: در طرف تقاضای اقتصاد ما، قدرت خریدی وجود ندارد و در طرف عرضه نیز، قیمتها افزایش پیدا کردهاند. اکنون اگر میبینیم که کمبودی در کشور وجود ندارد و شاهد وفور اجناس در فروشگاهها هستیم، به دلیل کاهش قدرت خرید مردم است. اگر قدرت خرید مردم از بین نرفته بود، اکنون با یک کمبود شدید مواجه بودیم.
این کارشناس اقتصادی پیشبینی کرد که درصورت تداوم شرایط رکودی و تورمی، به کمبود اجناس در بازار هم برسیم!
یک اقتصاددان: وظیفه دولت در این میان چیست؟ آیا وظیفه دولت تامین رفاه مردم است یا ضربه زدن به ترامپ؟ چه چیزی در پشت این سیاستهای متناقض قرار دارد و چه عایدیای برای مردم و اقتصاد تاکنون داشته است؟ حکومت ما برخلاف تمام دولتهای دنیا، وظیفه خود را تامین رفاه مردم، رشد اقتصادی و پیشرفت معیشتی نمیداند
رکود، قبل از جنگ شروع شد
سلطانی درباره دلایل رسیدن به این وضعیت رکودی و تورمی، اظهار کرد: یکی از دلایل مهم رسیدن به این وضعیت، جنگ و تبعات آن است.
او ادامه داد: اما نباید فراموش کنیم که قبل از آغاز جنگ هم، قیمت ارز سه برابر شد و قدرت خرید خانوار، که قبلا هم از بین رفته بود، باز هم زیر فشار شوکهای قیمتی قرار گرفت و این رکود آغاز شد.
این تحلیلگر با تاکید بر اینکه قبل از اینکه جنگ نظامی شروع شود، جنگ اقتصادی با مردم شروع شده بود، مطرح کرد: در این شرایط یکی از دلایل بالا رفتن قیمتها، شرایط جنگی و تبعات آن است اما قطعا بخش مهم دیگری از دلایل رسیدن به این شرایط را سودجوییهایی تشکیل میدهد که وضعیت بازارها را نوسانی کرده است.
سیاستهای دولت با شرایط جنگی تناقض کامل دارد
سلطانی با بیان اینکه در این شرایط رکوردی و تورمی، دولت هم به معیشت مردم ضربه میزند، تصریح کرد: اگر ما کشوری هستیم که درگیر جنگ و تحریم شده است، سیاستهای اقتصادی خود را باید منطبق با همین وضعیت تنظیم کنیم اما در سیاستهای کنونی دولت، هیچ توجهی به وضعیت جنگی نشده است. اگر واقعا دولت میخواهد کشور را در شرایط جنگی مدیریت کند، باید حداقل نیازها را تامین کند تا مردم ریاضت نکشند.
دچار یک دوگانگی کاملا متناقض در سیاستهای اقتصادی هستیم و این موضوع هم مربوط به امروز نیست و تجربه این وضعیت به چندین دهه بازمیگردد که به نام و بهانه تحریم، مردم را غارت کردهاند. در شرایط جنگی حداقل توقع میرفت که برخی کنترلها صورت بگیرد اما اکنون اقتصاد به امان خدا رها شده است
این اقتصاددان با اشاره به ضدونقیض بودن سیاستهای دولت، در این خصوص گفت: سیاستها با شرایط جنگی، کاملا در تضاد است. برای مثال در همین لحظه که صحبت میکنیم، خودروهای لوکس خارجی وارد کشور میشوند در صورتی که ادعا میشود برای واردات دارو و ارزاق عمومی، ارز کافی در خزانه موجود نیست.
به اعتقاد او، کشور ما دچار یک دوگانگی کاملا متناقض در سیاستهای اقتصادی شده است و این موضوع هم مربوط به امروز نیست. تجربه این وضعیت به چندین دهه بازمیگردد که به نام و بهانه تحریم، مردم را غارت کردهاند.
اقتصاد به امان خدا رها شده است!
سلطانی تاکید کرد که در شرایط جنگی حداقل توقع میرفت که برخی کنترلها صورت بگیرد اما اکنون اقتصاد به امان خدا رها شده است!
او درباره سیاستهای متناقض دولت، تشریح کرد: در شرایطی که خطر کمبود ما را تهدید میکند و حداقل میدانیم نهادههای دامی به دلیل حجیم بودن وارد نمیشوند، چه دلیلی دارد که برخی مواد غذایی مردم را صادر کنیم؟ این سیاست چه منفعتی جز سود برای عدهای محدود دارد؟ من مخالف این سیاستها نیستم اما مسئله این است که در چه شرایطی این سیاستها را اعمال میکنیم. در عوض دولت نباید اجازه بدهد که اقلام مورد نیاز مردم، روزبهروز گرانتر شوند.
این کارشناس مسائل اقتصادی خاطرنشان کرد: وظیفه دولت در این میان چیست؟ آیا وظیفه دولت تامین رفاه مردم است یا ضربه زدن به ترامپ؟ چه چیزی در پشت این سیاستهای متناقض قرار دارد و چه عایدیای برای مردم و اقتصاد تاکنون داشته است؟ حکومت ما برخلاف تمام دولتهای دنیا، وظیفه خود را تامین رفاه مردم، رشد اقتصادی و پیشرفت معیشتی نمیداند.
مردم به نقطه بقا رسیدهاند!
سلطانی در ادامه، درباره تبعات تداوم رکود تورمی، اظهار کرد: همین حالا هم از نگرانی برای بهبود معیشت رد شدهایم زیرا دغدغه ۹۵ درصد مردم تنها این شده است که دیگر چطور زنده بمانند! بحث اصلی اقتصاد ما اکنون به زنده ماندن مردم محدود شده است.
او درباره وضعیت بخش تولید کشور هم مطرح کرد: چندین سال است که از بررسی وضعیت تولید هم گذر کردهایم!
این تحلیلگر اقتصادی افزود: چندین سال است که تشکیل سرمایه صفر و منفی بوده است، زیرساختها همه فرسودهاند، همه کارگاهها از رده خارج و همه مناطق ویرانه شدهاند. یک دهه است که در زیرساختها، نیروگاهها و بخش تکنولوژی، سرمایهگذاری نکردهایم. در این شرایط، برخی دائما تاکید میکنند که پوزه استکبار جهانی را به خاک مالیدهاند اما ما نمیدانیم که چرا هرچه بیشتر پوزه استکبار جهانی به خاک مالیده میشود، در مقابل کشور ما تلفات بیشتری میدهد و از لحاظ اقتصادی پسرفت میکند!
آب به آسیاب استکبار ریختهایم!
سلطانی همچنین به مقایسه ضربات اقتصاد جهانی و ایران از وضعیت جنگی پرداخت و بیان کرد: آژانس بینالمللی انرژی گزارشهای متعددی از تبعات جنگ با ایران منتشر کرده است اما خلاصه تمام این گزارشها این است که با گران شدن انرژی، که هدف اعلامی حکومت ما هم بوده است، کشورهای فقیر بیشترین ضربه را دیدهاند و ۱۳۰ میلیون نفر به جمعیت فقیر دنیا اضافه شده است.
او تصریح کرد: این چه مبارزه با استکباری است که شرکتهای نفتی به سود کلان رسیدهاند اما کشورهای فقیر بدبختتر شدهاند؟ ما با سیاستهای خود، آب به آسیاب استکبار جهانی ریختهایم. برای مثال یکی از لابیهای قدرتمند در آمریکا، کارتلهای نفتی است که این لابی هم از این اوضاع، سود بسیاری کسب میکند.
با گران شدن انرژی در پی جنگ ایران، کشورهای فقیر بیشترین ضربه را دیدهاند و ۱۳۰ میلیون نفر به جمعیت فقیر دنیا اضافه شده است. این چه مبارزه با استکباری است که شرکتهای نفتی به سود کلان رسیدهاند اما در عوض کشورهای فقیر بدبختتر شدهاند؟ ما با سیاستهای خود، آب به آسیاب استکبار جهانی ریختهایم
این اقتصاددان ادامه داد: من نمیگویم که نباید با آمریکا مقابله کنیم و اصلا وارد این مقوله نمیشوم اما باید ببینیم دود این مقابله به چشم چه کسانی میرود؟ آیا در آینده، محرومین جهان دیگر روی ما حساب خواهند کرد یا ما را به صورت یک تهدید خواهند دید؟ پرسش مهم در این میان آن است که چه دستاوردی داریم و چه هزینههایی میدهیم؟
به گفته او، ایران تصور داشت که با بستن تنگه هرمز، نفت به 200 تا 300 دلار در هر بشکه برسد اما در عمل، نفت نهایتا به 125 دلار رسید و ایران به همین هدف خود هم نرسیده است.
افزایش تورم ایران و آمریکا غیرقابل مقایسه است
سلطانی در ادامه این مقایسه، عنوان کرد: قیمت تمام کالاها، از تنماهی گرفته تا دلار و قطعات خودرو، 3 برابر شده است. تورم کشور در بهترین حالت به 150 درصد میرسد اما در مقابل، تورم آمریکا از ۲.۵ به ۳.۵ درصد رسیده است.
او تاکید کرد: در پی این جنگ، تورم کشور ما به 100 درصد رسید اما تورم آمریکا نهایتا 1 درصد افزایش یافت. آیا این اعداد اصلا قابل مقایسه هستند؟
این کارشناس در پایان، خاطرنشان کرد: در تمام مقایسهها میبینیم که ایران از جنگ ضربه بیشتری خورده است. همچنین باید توجه داشت که اقتصاد آمریکا، 32 تریلیون دلار است اما اقتصاد ایران تنها 300 میلیارد دلار است و 1 درصد از حجم اقتصاد آمریکا را تشکیل میدهد. در این نسبت است که متوجه میشویم چقدر هزینه کردهایم و در مقابل، چقدر
ضربه زدهایم.
دیدگاه تان را بنویسید