مقامات ارشد امنیتی روسیه در میانة تنشهای جنوب آسیا به افغانستان سفر کردند؛
تقویت طالبان، پیام موازنهسازی مسکو به پاکستان
رامین پرتو
سفر سرگئی ناریشکین، رئیس سرویس اطلاعات خارجی روسیه، به کابل و دیدار او با عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات حکومت طالبان، نشانهای مهم از گسترش مناسبات امنیتی مسکو و کابل است؛ مناسباتی که از شناسایی رسمی طالبان فراتر رفته و به همکاریهای اطلاعاتی، نظامی و هماهنگیهای منطقهای نزدیک شده است.
همزمانی این سفر با رایزنیهای دفاعی روسیه و پاکستان و هشدارهای مکرر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه درباره تهدیدهای تروریستی افغانستان، پرسشهایی جدی درباره اهداف راهبردی کرملین، نگرانیهای امنیتی آن و واکنش احتمالی اسلامآباد ایجاد میکند.
از تعامل سیاسی تا محاسبات راهبردی
سفر ناریشکین به کابل، به دلیل جایگاه سازمانی او، اهمیتی فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمول دارد. سرویس اطلاعات خارجی روسیه (SVR) مسئولیت جمعآوری و تحلیل اطلاعات درباره تحولات خارجی را برعهده دارد و ارتباط مستقیم رئیس این نهاد با مقامهای استخباراتی طالبان میتواند زمینه هماهنگی نزدیکتر درباره تهدیدهای مشترک را فراهم کند. هرچند جزئیات این مذاکرات منتشر نشده، اما گزارشها از تمرکز گفتوگوها بر توسعه روابط استخباراتی، تبادل اطلاعات و همکاریهای امنیتی حکایت دارند.
روسیه پس از بازگشت طالبان به قدرت، بهتدریج رویکرد خود را از تعامل محتاطانه به همکاری گستردهتر تغییر داده است. مسکو در سال ۲۰۲۵ نخستین کشوری شد که حکومت طالبان را بهطور رسمی به رسمیت شناخت. این تصمیم، علاوه بر اهمیت نمادین، امکان گسترش ارتباطات رسمی و پیگیری منافع امنیتی و اقتصادی روسیه را افزایش داد. امضای توافق همکاری امنیتی میان دو طرف، بنا بر اعلام طالبان در ژوئیه گذشته، و دعوت از هیئت نظامی وابسته به وزارت دفاع طالبان برای مشاهده رزمایش نظامی روسیه در سال ۲۰۲۶، شواهد دیگری از گسترش این مناسبات هستند.
روسیه همچنین نگران است که بیثباتی افغانستان به گسترش فعالیت گروههای افراطی در مناطقی منجر شود که از نظر تاریخی و جغرافیایی برای امنیت مرزهای جنوبی آن اهمیت دارند و از این منظر، مقابله با تروریسم صرفاً مسئله داخلی افغانستان نیست، بلکه بخشی از دفاع پیشگیرانه از حوزه نفوذ امنیتی روسیه بهشمار میرود
محاسبه اصلی مسکو را باید در موقعیت جغرافیایی افغانستان جستوجو کرد. این کشور با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان هممرز است و تحولات امنیتی آن میتواند بر ثبات آسیای مرکزی، منطقهای که روسیه همچنان در آن منافع راهبردی دارد، تأثیر بگذارد. از دید کرملین، افغانستان باثباتتر میتواند احتمال سرایت ناامنی به کشورهای همسایه و گسترش فعالیت گروههای مسلح را کاهش دهد و همکاری با طالبان، که کنترل نهادهای حکومتی و بخشهای اصلی دستگاه امنیتی افغانستان را در اختیار دارند، راهی عملی برای دسترسی به اطلاعات میدانی و پیگیری این هدف محسوب میشود.
بااینحال، نزدیکی اطلاعاتی لزوماً به معنای اعتماد کامل مسکو به طالبان نیست. روسیه ممکن است همزمان که تواناییهای امنیتی حکومت طالبان را تقویت میکند، درباره ظرفیت واقعی این حکومت برای مهار گروههای افراطی نیز ارزیابی مستقلی داشته باشد. ارتباط مستقیم میان دو دستگاه اطلاعاتی میتواند امکان سنجش ادعاهای کابل، تبادل هشدارهای امنیتی و شناسایی تهدیدهای مشترک را فراهم کند. در این چارچوب، همکاری اطلاعاتی هم ابزار مقابله با خطرهاست و هم وسیلهای برای کاهش ابهام درباره وضعیت امنیتی افغانستان.
نگرانی مسکو از تروریسم
در این میان هشدارهای لاوروف درباره تداوم تهدیدهای امنیتی در افغانستان را باید در پیوند با تجربه تاریخی روسیه و حساسیت این کشور نسبت به گسترش افراطگرایی تحلیل کرد. مسکو معتقد است پیامدهای حضور بیستساله آمریکا و ناتو در افغانستان بهسرعت از میان نخواهد رفت و همچنان بر محیط امنیتی منطقه اثر خواهد گذاشت. این موضع، افزون بر بازتاب نگرانیهای امنیتی روسیه، بخشی از انتقاد دیرینه کرملین به مداخله نظامی غرب و تلاش آن برای بازتعریف ترتیبات امنیتی منطقه پس از خروج نیروهای خارجی است.
در این میان، داعش و بهویژه شاخه خراسان آن، یکی از مهمترین محورهای نگرانی مسکو محسوب میشود. فعالیت این گروه در افغانستان و پیرامون آن میتواند امنیت کشورهای آسیای مرکزی را تهدید کند و زمینه جذب نیرو، سازماندهی حملات و ایجاد شبکههای فرامرزی را فراهم آورد. روسیه همچنین نگران است که بیثباتی افغانستان به گسترش فعالیت گروههای افراطی در مناطقی منجر شود که از نظر تاریخی و جغرافیایی برای امنیت مرزهای جنوبی آن اهمیت دارند. از این منظر، مقابله با تروریسم صرفاً مسئله داخلی افغانستان نیست، بلکه بخشی از دفاع پیشگیرانه از حوزه نفوذ امنیتی روسیه به شمار میرود.
از دید کرملین، افغانستان باثباتتر میتواند احتمال سرایت ناامنی به کشورهای همسایه و گسترش فعالیت گروههای مسلح را کاهش دهد و همکاری با طالبان، که کنترل نهادهای حکومتی و بخشهای اصلی دستگاه امنیتی افغانستان را در اختیار دارند، راهی عملی برای دسترسی به اطلاعات میدانی و پیگیری این هدف محسوب میشود
اظهارات لاوروف درباره حمایت از تقویت مرز تاجیکستان و افغانستان نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند. مسکو اعلام کرده است که از طریق سازمان پیمان امنیت جمعی، برای تقویت توان دفاعی تاجیکستان و تأمین تجهیزات موردنیاز حفاظت مرزی اقدام میکند. چنین حمایتی نشان میدهد که روسیه صرفاً به همکاری با کابل اکتفا نمیکند، بلکه همزمان میکوشد در سمت دیگر مرز نیز ظرفیت بازدارندگی ایجاد کند. این رویکرد دوگانه، یعنی تعامل با طالبان و تقویت امنیت همسایگان افغانستان، بیانگر آن است که کرملین همچنان درباره احتمال بروز تهدیدها از داخل افغانستان احتیاط میکند.
در این زمینه، تمجید مقامهای روسیه از اقدامات طالبان علیه داعش را نباید به معنای پایان نگرانیهای مسکو دانست. لاوروف از تلاشهای کابل برای مقابله با تروریسم و قاچاق مواد مخدر سخن گفته و بر ضرورت پشتیبانی فنی و تخصصی تأکید کرده است. چنین موضعی نشان میدهد که روسیه تواناییهای طالبان را برای کنترل تهدیدها مهم میداند، اما تقویت این تواناییها را همچنان ضروری ارزیابی میکند. به بیان دیگر، همکاری امنیتی مسکو با کابل میتواند پاسخی به خطر موجود باشد، نه دلیلی بر رفع کامل آن.
همچنین اظهارات سفیر طالبان در روسیه درباره نقش پاکستان در پناهدادن به مخالفان مسلح و فراهمکردن زمینه فعالیت داعش، لایه دیگری از پیچیدگی بحران را آشکار میکند. این ادعاها موضع رسمی طالبان هستند و بهتنهایی اثباتکننده مسئولیت پاکستان نیستند. بااینحال، طرح چنین اتهاماتی در نشستهای منطقهای نشان میدهد که اختلافات سیاسی کابل و اسلامآباد چگونه با نگرانیهای ضدتروریستی درهمآمیختهاند. برای مسکو، مدیریت این وضعیت مستلزم دسترسی به اطلاعات معتبر از طرفهای مختلف و جلوگیری از تبدیل اختلافات دوجانبه به بحرانی گستردهتر است.
پاکستان و معادله تازه
از نگاه پاکستان، گسترش همکاریهای اطلاعاتی و نظامی روسیه با طالبان میتواند هم فرصتساز باشد و هم نگرانیآفرین. اسلامآباد بهطور سنتی تحولات افغانستان را از دریچه امنیت مرزها، فعالیت گروههای مسلح مخالف خود و موازنه منطقهای ارزیابی میکند. بنابراین، هرگونه افزایش توان اطلاعاتی یا نظامی طالبان ممکن است در محاسبات امنیتی پاکستان اهمیت پیدا کند؛ بهویژه در شرایطی که تنشهای کابل و اسلامآباد ادامه دارد و دو طرف یکدیگر را به فراهمکردن زمینه فعالیت گروههای مسلح متهم میکنند.
بااینحال، نمیتوان نتیجه گرفت که روسیه با توسعه روابط خود با طالبان الزاماً در پی تضعیف پاکستان است. سفر جداگانه وزیر کشور روسیه به اسلامآباد و دیدار او با عاصم منیر، فرمانده کل نیروهای مسلح پاکستان، نشان میدهد که مسکو همزمان کانال ارتباطی خود را با طرف پاکستانی حفظ میکند. تأکید دو طرف بر همکاری دفاعی و بررسی چشمانداز امنیت منطقهای نیز با این برداشت سازگار است که روسیه میخواهد روابط خود را با بازیگران رقیب حفظ کند و از وابستگی کامل به یک طرف بپرهیزد. البته اطلاعات موجود برای اثبات وجود هماهنگی مستقیم میان دو سفر کافی نیست.
در نهایت، روسیه تلاش میکند هم از گسترش تهدیدهای تروریستی جلوگیری کند و هم جایگاه خود را در ترتیبات امنیتی منطقه حفظ کند. طالبان به همکاری خارجی نیاز دارند، پاکستان خواهان جلوگیری از تهدیدهای فرامرزی است و مسکو نیز نمیخواهد افغانستان به کانون بیثباتی آسیای مرکزی تبدیل شود.
دیدگاه تان را بنویسید