چرا سوءقصد به عباس آخوندی یک پرونده امنیتی ساده نیست؟

احمد زیدآبادی در واکنش به ماجرای سوءقصد به عباس آخوندی، نوشت: اگر با تهدید تهدیدگران برخورد قانونی سریع نشود، ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای به صورتی بسیار وسیع‌تر و دهشتنا‌ک‌تر تکرار خواهد شد.

به گزارش رویداد۲۴، رویداد تلخ و تکان‌دهنده‌ای که در حاشیه نشست بنیاد باران در مجموعه کتابخانه ملی رخ داد، بار دیگر زنگ خطری جدی و اثربخش را در عرصه سیاسی کشور به صدا درآورد. سوءقصد ناکام یک فرد مسلح به عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی و از چهره‌های فکری و توسعه‌گرای جریان اصلاح‌طلب، تنش‌های زیرپوستی و رفتار‌های فوق‌افراطی را از سطح تهدید‌ها کلامی به سطح اقدام عملی رساند. هرچند هوشیاری راننده آخوندی و مداخله به موقع نیرو‌های حراست و پلیس مانع از وقوع یک جنایت شد، اما ابعاد این حادثه، اعترافات تکان‌دهنده فرد ضارب و نوع مواجهه زودهنگام برخی رسانه‌های اصولگرا، نگرانی‌های عمیقی را درباره امنیت فعالان سیاسی، مدنی و نخبگان کشور ایجاد کرده است.

از سناریوی تعقیب و مراقبت تا اعترافات هولناک ضارب

روایت‌های رسمی منتشرشده از سوی جبهه اصلاحات ایران و توضیحات جواد امام، مدیرعامل بنیاد باران، نشان می‌دهد که این سوءقصد یک اتفاق لحظه‌ای، هیجانی یا برآمده از تصادف نبوده، بلکه سناریویی کاملاً پیش‌بینی‌شده و بر پایه مراقبت‌های قبلی بوده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که فرد مهاجم پیش‌تر نیز در محیط‌های گوناگون از جمله دانشگاه، تحرکات و رفت‌وآمد‌های عباس آخوندی را تحت نظر داشته و حتی یک روز پیش از حادثه به محل کتابخانه ملی مراجعه کرده و منطقه را به دقت شناسایی کرده بود.

او پیش از آنکه آخوندی سوار خودروی خود شود، وارد خودرو شده و با تهدید راننده قصد اجرای نقشه خود را داشت. با خروج راننده و درگیری فیزیکی ایجادشده، راننده با شجاعت موفق به خلع سلاح مهاجم می‌شود و در ادامه با مداخله حراست و پلیس، فرد مذکور بازداشت می‌شود. اما نگران‌کننده‌ترین و هولناک‌ترین بخش ماجرا، سخنان صریح و با اعتمادبه‌نفس مهاجم پس از دستگیری است؛ جایی که او صریحا ادعا کرده عضوی از یک «گروه ۵ یا ۶ نفره» است که هدف خود را حذف فیزیکی چند شخصیت مطرح کشور قرار داده‌اند و با وقاحت تاکید کرده که حتی در صورت بازداشت او، سایر اعضای شبکه این ماموریت را ادامه خواهند داد.

هشدار نسبت به احیای «شبح قتل‌های زنجیره‌ای»

این حادثه با واکنش‌هایی نیز همراه بود، مثلا احمد زیدآبادی، تحلیل‌گر مسائل سیاسی، با هشداری جدی و صریح نوشت: «ماجرایی که برای دکتر عباس آخوندی پیش آمده، بی‌نهایت مهم و خطرناک است. من مدت‌هاست در باره ظهور باند‌های متمایل به ترور و حذف فیزیکی شهروندان منتقد یا مخالف، توسط شماری از فوق‌افراطی‌های مدعی دفاع از انقلاب و نظام و ارزش‌ها هشدار می‌دهم! کسی که با سخن، تهدید به خشونت و ترور می‌کند، فقط در مرحله لفاظی باقی نمی‌ماند و سرانجام برنامه‌ای عملی هم برای تهدید‌های خود تدارک می‌بیند! اینکه دستگاه قضایی و نهاد‌های امنیتی در برابر تهدید علنی به خشونت و حذف فیزیکی شهروندان منتقد یا مخالفِ برخی از رویه‌ها و سیاست‌ها، خونسرد و بی‌اعتنا برخورد می‌کنند، واقعاً باعث حیرت و نگرانی است. اگر با تهدید تهدیدگران برخورد قانونی سریع نشود، ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای به صورتی بسیار وسیع‌تر و دهشتنا‌ک‌تر تکرار خواهد شد.»

این موضع‌گیری نشان می‌دهد که تساهل و مدارا در برابر تهدید‌های علنی به خشونت، لفاظی‌ها را دیر یا زود به برنامه‌ای عملی و جنایتکارانه تبدیل می‌کند. اگر محافل فوق‌افراطی که خود را فوق قانون می‌دانند احساس مصونیت کنند، بستر برای بازگشت تاریک‌ترین روز‌های ترور سیاسی و تکرار تجربه‌های دهشتناکی، چون قتل‌های زنجیره‌ای هموار می‌شود.

تقابل دو روایت؛ تقلیل به مسئله شخصی 

یا کشف یک جریان خطرناک؟

یکی از مهم‌ترین و تأمل‌برانگیزترین زوایای این رویداد، شکاف عمیق میان تحلیل ناظران جامعه مدنی با روایت زودهنگام رسانه‌های اصولگرا است. در حالی که افکار عمومی و فعالان سیاسی این حرکت را اقدامی سازمان‌یافته و برخاسته از محافل افراطی می‌دانند، برخی خبرگزاری‌های رسمی همچون «فارس» بلافاصله تلاش کردند موضوع را به احتمالات شخصی و مسائل جانبی تقلیل داده و اعلام کنند که قرائنی مبنی بر تروریستی یا سازمان‌یافته بودن حادثه به دست نیامده است.

این تلاش زودهنگام برای «غیرسازمان‌یافته» جلوه دادن چنین اقدام مسلحانه‌ای، مایه حیرت و تأسف شدید است؛ چرا که ساده‌انگاری خشونتی که یک چهره برجسته ملی و فکری را هدف گرفته، نه تنها صورت‌مسئله را پاک نمی‌کند، بلکه عملاً به ایجاد مصونیت حاشیه‌ای برای رفتار‌های فراقانونی و خودسرانه می‌انجامد. چطور می‌توان سخنان صریح ضارب مبنی بر وجود یک شبکه ۵-۶ نفره برای حذف شخصیت‌ها را نادیده گرفت و آن را به اختلافات شخصی فروکاست؟

هدف‌گیری اندیشه، توسعه و عقلانیت

نگاهی به واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که بسیاری از کاربران باور دارند اقدام به این سوءقصد دقیقاً پس از آنکه آخوندی در نشستی حماس را تروریست خواند، می‌تواند تصادفی نباشد. عباس آخوندی در ماه‌ها و سال‌های اخیر از جمله چهره‌هایی بوده که با طرح مباحث نظری گوناگون، نقد ساختار‌های حکمرانی و ارائه راهکار‌هایی برای توسعه ملی، سعی در ایجاد فضا برای عقلانیت و فرارفتن از بن‌بست‌های موجود داشته است.

هم‌زمانی این سوءقصد با برخی هجمه‌های سنگین کلامی و یادداشت‌های انتقادی تند علیه سخنان نظری آخوندی در رسانه‌های خاص، بار دیگر این حقیقت تلخ را نمایان می‌سازد که افراط‌گرایی متمایل به ترور، پیش از هر چیز از «عقلانیت، اندیشه و گفت‌و‌گو» هراس دارد. جریان‌های خودسر هنگامی که توان پاسخگویی در عرصه استدلال و مباحثات نظری را ندارند، دست به سلاح می‌برند تا صدای توسعه‌گرایی و نقد اصلاح‌طلبانه را خاموش کنند.

ضرورت شفاف‌سازی

 بدون مصلحت‌سنجی‌های جناحی

ماجرای سوءقصد به عباس آخوندی را نمی‌توان و نباید در قالب صورت‌جلسه‌های عادی انتظامی یا پرونده‌ای شخصی و پشت در‌های بسته مختومه کرد؛ چراکه مسئله امروز، فراتر از امنیت شخص عباس آخوندی، امنیت کل فضای سیاسی کشور، حفظ مرز‌های مدنیت و حاکمیت قانون است. در همین راستا، جامعه و افکار عمومی حق دارند مطالبات شفاف و قاطعانه‌ای از نهاد‌های امنیتی و قضایی داشته باشند. نخستین گام، شفاف‌سازی کامل هویت و عقبه ضارب است؛ نهاد‌های مسئول باید بدون مصلحت‌سنجی‌های سیاسی، هویت دقیق، وابستگی‌های محفلی و عقبه فکری مهاجم را به اطلاع مردم برسانند.

همچنین پیگیری دقیق ادعای صریح ضارب مبنی بر وجود یک گروه چندنفره برای حذف چهره‌های شاخص، برای کشف و انهدام این شبکه ترور باید با بالاترین حساسیت امنیتی انجام شده و اعضای احتمالی آن بازداشت شوند.

درنهایت، برخورد ریشه‌ای با ترویج‌کنندگان خشونت ضرورتی غیرقابل‌انکار است؛ دستگاه قضایی باید با کسانی که در تریبون‌ها و رسانه‌های مختلف بستر رعب، برچسب‌زنی و تهدید به حذف فیزیکی منتقدان را فراهم می‌کنند، برخوردی قاطع و بدون تبعیض داشته باشد تا بساط افراط‌گرایی مسلحانه برای همیشه از فضای سیاسی ایران برچیده شود.