شاخص فلاکت 96 درصدی «آتش زیر خاکستر» است

رامتین موثق

از دی‌ماه 1404، بعد از اجرای سیاست گران‌سازی نرخ ارز، تورم اوج گرفت و همچنان نیز در مسیر صعودی قرار دارد و میانگین تورم کشور، با استناد به آمارهای رسمی، به 70 تا 80 درصد رسیده است. در کنار سیاست‌های مخرب داخلی، جنگ نیز زخم‌های خود را بر پیکر نحیف اقتصاد کشور برجای گذاشت و در عین تشدید تورم، نرخ بیکاری را نیز به 9 درصد رساند که با تشدید نرخ‌های بیکاری و تورم، شاخص فلاکت نیز رکورد زد.

تشدید شاخص فلاکت مربوط به اوج‌گیری نرخ تورم است و می‌دانیم که تورم در نتیجه حذف ارز ترجیحی و افزایش نرخ ارز اتفاق افتاده است و این سیاست‌ها مربوط به قبل از آغاز جنگ در اسفند 1404 بوده است

شاخص فلاکت کل کشور در بهار ۱۴۰۵، با جمع نرخ بیکاری ۸.۱ درصدی و میانگین ۸۱.۹ درصدی تورم نقطه‌به‌نقطه سه ماه نخست سال، به حدود 96 درصد رسیده است. با بررسی این محاسبات مشخص می‌شود موتور اصلی رشد فلاکت در کشور، تورم است چرا که به محدوده 80 درصدی رسیده اما بیکاری همچنان تک رقمی باقی مانده است؛ هرچند که می‌توان بنا به اظهارات برخی کارشناسان، در صحت آمارهای رسمی شک کرد.

در گزارشی مربوط به شاخص فلاکت، در اقتصاد24، آمده است: «اصلی‌ترین سوخت این موتور مخرب، «تورم ساختاری» است. بانک مرکزی و دولت‌ها طی سالیان گذشته برای جبران کسری بودجه خود دست به چاپ پول و رشد بی‌رویه پایه پولی زده‌اند. این تورم افسارگسیخته، در کنار نرخ بیکاری واقعی (به‌ویژه بیکاری فارغ‌التحصیلان و زنان) که بسیار بالاتر از آمار‌های رسمی احساس می‌شود، شاخص فلاکت را به این ارتفاع پرتاب کرده است. تحریم‌های بین‌المللی و عدم جذب سرمایه‌گذاری خارجی نیز امکان توسعه تولید و ایجاد شغل‌های پایدار را سلب کرده تا هر دو اهرم فشار بر مردم به صورت هم‌زمان فعال باقی بمانند.»

شکاف شدید آماری میان استان‌ها

در بررسی شاخص فلاکت باید دقت داشت که میانگین این شاخص در کل کشور به 96 درصد رسیده است اما محاسبه این شاخص در هر استان، بنا به نرخ تورم و بیکاری همان استان سنجیده می‌شود و این شاخص برای 13 استان به بیش از 100 درصد رسیده است.

تجارت‌نیوز در بررسی این آمار، در گزارشی نوشته است: «ایلام با شاخص ۱۱۳.۱ درصد در صدر جدول قرار گرفت. پس از آن لرستان با ۱۱۱.۵ درصد، کردستان با ۱۱۱.۱ درصد و کرمانشاه با ۱۱۰.۳ درصد ایستادند. تجمع چهار استان غربی در صدر جدول، از شکل‌گیری یک کانون جغرافیایی فشار اقتصادی حکایت دارد. در رده‌های بعدی، خراسان شمالی با شاخص ۱۰۴.۶ درصد، آذربایجان غربی و گلستان هر کدام با ۱۰۴.۱ درصد و چهارمحال و بختیاری با ۱۰۳.۹ درصد قرار گرفتند. هرمزگان، خوزستان، مرکزی، کهگیلویه و بویراحمد و خراسان رضوی نیز دیگر استان‌هایی بودند که شاخص آن‌ها 3 ‌رقمی شد.» در عین حال، تهران در هر دو مقطع بهار و تیرماه پایین‌ترین شاخص فلاکت را میان استان‌های کشور ثبت کرد. شاخص این استان در بهار ۷۹.۶ درصد و در تیرماه ۸۳.۵ درصد محاسبه شد.

احسان سلطانی در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»: نرخ تورم معمولا کمتر از میزان واقعی محاسبه می‌شود و متاسفانه در محاسبه نرخ بیکاری نیز دستکاری‌های غیرکارشناسی، اعمال می‌شود. پس بنا به این دلایل، شاخص فلاکت واقعی بسیار بیش از 96 درصد اعلامی است و به نظر من، ایران بالاترین میزان را در شاخص فلاکت در میان تمامی کشورها دارد

همانطور که مشاهده می‌شود، استان‌هایی در صدر شاخص فلاکت قرار گرفته‌اند که از قبل، به عنوان استان‌های محروم شناخته می‌شدند و وضعیت معیشتی این استان‌ها همواره بحرانی بوده اما اکنون که سراسر کشور را از این نظر بحران فراگرفته است، باز هم می‌توان تفاوت وضعیت این استان‌ها را به وضوح مشاهده کرد.

هشدارها و راهکارهای عبور از «فلاکت»

هرچند که برخی اقتصاددانان اعتقاد دارند شاخص فلاکت معیار مناسبی برای سنجش وضعیت رفاهی نیست اما برخی دیگر از تحلیلگران، با استناد به این شاخص، درباره وضعیت بحرانی اقتصادی و معیشتی هشدار می‌دهند.

در گزارش اقتصاد24 آمده است: «شاخص فلاکت ۹۶ درصدی، رقمی نیست که بتوان با آمارسازی، دلخوشی‌های موقت یا شعار‌های درمانی آن را کم‌اثر جلوه داد. این عدد، فریاد خاموش سفره‌های خالی، اجاره‌نامه‌های کمرشکن و جوانان جویای کاری است که آینده خود را در ابهام می‌بینند.»

راهکارهای عبور از این وضعیت نیز در سیاست‌های ضدتورمی نهفته شده است و اکنون پرواضح است که مهمترین عامل در آشفتگی اقتصاد و بازارها، ریسک‌های سیاسی است بنابراین بسیاری از صاحب‌نظران درباره تداوم فضای جنگی و ریسک‌ها، هشدار می‌دهند.

در این گزارش همچنین درباره راهکارهای عبور از شاخص فلاکت بالا، نوشته شده است: «اولین و عاجل‌ترین گام، مهار تورم از طریق اصلاح ساختار بودجه، قطع دست‌اندازی دولت به منابع بانک مرکزی و کنترل خلق پول بی‌ضابطه است. تا زمانی که تورم‌های بالای ۵۰ و ۸۰ درصد در کشور نهادینه باشد، هیچ برنامه حمایتی و یارانه‌ای نمی‌تواند سفره مردم را نجات دهد. گام دوم، گشایش واقعی در سیاست خارجی، رفع تحریم‌ها و ایجاد ثبات اقتصادی برای جذب سرمایه و رونق تولید است تا بازار کار توان جذب جوانان را پیدا کند. درنهایت، تمرکززدایی از پایتخت و تخصیص منابع ویژه به استان‌های محروم مرزی مانند ایلام، کردستان و لرستان، تنها راه مهار شکاف طبقاتی و منطقه‌ای است.»

نرخ تورم و بیکاری واقعی بیشتر است

یک اقتصاددان در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»، درباره شاخص فلاکت 96 درصدی، مطرح کرد: اگر بخواهیم این شاخص را به صورت واقعی حساب کنیم، به درصد بالاتری نیز می‌رسیم.

احسان سلطانی درباره آمار تورم، اظهار کرد: نرخ تورم معمولا کمتر از میزان واقعی محاسبه می‌شود. برای مثال اگر به آمار مربوط به تورم اجاره‌بها نگاه کنیم، متوجه فاصله آمارهای رسمی از واقعیات اقتصادی و قیمت‌ها می‌شویم. در محاسبه نرخ بیکاری نیز دستکاری‌های غیرکارشناسی، اعمال می‌شود. در واقعیت نرخ بیکاری به مراتب بیشتر است زیرا در محاسبه رسمی نرخ اشتغال، در صورت کسر تعداد اشتغال را قرار می‌دهند و در مخرج آن، جمعیت آماده به کار قرار می‌گیرد اما در محاسبه جمعیت آماده به کار، تعداد زیادی از افراد را حذف می‌کنند فلذا مخرج کسر کوچک می‌شود. این تحلیلگر مسائل اقتصادی، افزود: برای مثال اگر فردی مدتی به‌دنبال شغل مناسب بگردد اما این شغل را پیدا نکرده باشد، جزو جمعیت بیکار حساب نمی‌شود یا اگر فردی تنها چند ساعت در هفته، آن هم به صورت تفننی، شغلی داشته باشد، به عنوان جمعیت شاغل  حساب می‌شود.

کارشناس و تحلیلگر اقتصادی: تبعات جنگ هنوز آشکار نشده است و تبعات آن در آینده مشخص خواهد شد و حتی اگر صلحی هم اتفاق بیفتد، این فلاکت ادامه‌دار خواهد بود. شاخص فلاکت 96 درصدی کنونی، با اینکه کمتر از میزان واقعی است اما تنها آتش زیر خاکستر است و گرفتاری‌های عظیم‌تری نیز در اقتصاد کشور ایجاد خواهد شد

او تصریح کرد: در محاسبه شاخص فلاکت، بایستی آن مشاغلی که با درآمد خود نمی‌توانند هزینه‌های زندگی خود را پوشش دهند نیز جزو بیکاران حساب کرد. پس بنا به این دلایل، شاخص فلاکت واقعی بسیار بیش از 96 درصد اعلامی است و به نظر من، ایران بالاترین میزان را در شاخص فلاکت در میان تمامی کشورها دارد کما اینکه  نرخ تورم ایران بیشترین نرخ در دنیا است.

کاهش کیفیت زندگی مردم

سلطانی درباره وضعیت معیشتی ایران، تشریح کرد: اکنون کیفیت زندگی خانوارها کاهش پیدا کرده است به صورتی که 10 میلیون نفر در تاکسی‌های اینترنتی مشغول به فعالیت هستند.

او عنوان کرد: تعداد زیادی از افراد 2 یا حتی 3 شغل دارند اما با این حال قادر به تامین نیازهای خود نیستند. به شخصه فردی را می‌شناسم که 3 شغل دارد که 2 شغل او، آزاد است اما باز هم درگیر مسائل معیشتی است و درآمد او پاسخگوی نیازهایش نیست.

این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: شاخص فلاکت واقعی از میزان آمارهای رسمی بیشتر است و عمق آن نیز بیش از مقدار اعلام شده است و می‌توان هشدار داد که عمق واقعی آن به میزان وحشتناکی رسیده است. اکنون هزینه زندگی تمام افراد شاغل 2 تا 3 برابر شده است و خیلی از خانوارها، بسیاری از مصارف خود را حذف کرده‌اند. 

او هشدار داد با اینکه حتی آمارهای دستکاری شده فعلی هم وحشتناک است، اما وضعیت بد و بدتر نیز خواهد شد.

«آتش زیر خاکستر»

سلطانی در پاسخ به این سوال که «گرچه تبعات جنگ در تشدید شاخص فلاکت موثر بوده است اما آیا احتمال داشت که بدون جنگ هم به وضعیت بحرانی فعلی برسیم؟»، بیان کرد: اولا تشدید شاخص فلاکت مربوط به اوج‌گیری نرخ تورم است و می‌دانیم که تورم در نتیجه حذف ارز ترجیحی و افزایش نرخ ارز اتفاق افتاده است و این سیاست‌ها مربوط به قبل از آغاز جنگ در اسفند 1404 بوده است.

این اقتصاددان تصریح کرد: تبعات جنگ هنوز آشکار نشده است و تبعات آن در آینده مشخص خواهد شد و حتی اگر صلحی هم اتفاق بیافتد، این فلاکت ادامه‌دار خواهد بود.

سلطانی در نهایت خاطرنشان کرد که شاخص فلاکت 96 درصدی کنونی، تنها آتش زیر خاکستر است و گرفتاری‌های عظیم‌تری نیز در اقتصاد کشور ایجاد خواهد شد.