یک کارشناس: مسئله بازار دلار عرضه و تقاضا نیست؛ ریسکهای سیاسی است
دلار ۲۲۸ هزارتومانی؛ و بازاری که گوشش به «مداخله» همتی بدهکار نیست
رامتین موثق
در روز ابتدایی هفته سوم شهریور، دلار باز هم به روند صعودی خود ادامه داد و قیمت 228 هزارتومان را رد کرد. این روند صعودی دلار از هفتههای گذشته آغاز شد و ادامه آن تاکنون، قیمت دلار را از کانال 180 هزارتومانی به کانال 220 هزارتومانی کشانده است.
کارشناس و تحلیلگر بازارهای مالی : نشانههای موجود در بازار فعلی جالب است. از یک طرف بانک مرکزی از منابع کافی و آمادگی عرضه قابل توجه سخن گفته و از طرف دیگر، میزان تقاضای جذبشده در برخی کانالهای رسمی بسیار کمتر از حجم عرضه بوده است. این وضعیت به ما میگوید که مسئله فقط عرضه و تقاضای تجاری ارز نیست؛ قیمت بازار غیررسمی تا حد زیادی در حال قیمتگذاری ریسک و انتظارات آینده نیز هست
در تمام این مدتی که روند دلار صعودی بوده است، رئیسکل بانک مرکزی ادعا میکند که «گردوخاک» بازار ارز به زودی فرومینشیند و این نهاد نظارهگر این التهابات باقی نمیماند و حتما در بازار مداخله موثر خواهد کرد. عبدالناصر همتی دیروز در آخرین اظهارنظر خود، با بیان اینکه بانک مرکزی، در برابر نوسانات غیرعادی بازار تماشاگر نخواهد بود، تاکید کرد: «هر جا نرخها از واقعیتهای بنیادی اقتصاد فاصله بگیرند و نوسانات انتظاری تشدید شود، بانک مرکزی با استفاده از ظرفیت ارزی و ابزارهای در اختیار خود، بهموقع و با قدرت در بازار مداخله خواهد کرد. زمان، نحوه و حجم این مداخلات نیز متناسب با شرایط بازار تعیین خواهد شد و فعالان بازار نباید نوسانات فعلی را یکطرفه یا بدون پاسخ تلقی کنند.»
اما به نظر میرسد گوش بازار ارز دیگر به این سخنان بدهکار نیست و روند عینی بازار نشان از بیتاثیری ابزارهای بانک مرکزی، مخصوصا عرضه ارز و به اصطلاح «ارزپاشی»، دارد. در این میان برخی میپرسند قیمت دلار تا کجا باید بالا برود که دخالت بانک مرکزی کارساز شود؟
کبریت اول جهش دلار را خود بانک مرکزی کشید
در این سالیانی که قیمت دلار به یکی از مهمترین شاخصهای اقتصادی تبدیل شده است، برخی کارشناسان عنوان میکنند که خود بانک مرکزی و دیگر نهادهای حاکمیتی در ردیف اول متهمین افزایش قیمت ارز قرار دارند چرا که درآمد دولت، دلاری اما مخارجش ریالی است بنابراین از افزایش نرخ ارز، برای تامین بودجه، سود میبرد.
اکنون نیز یک اقتصاددان اظهار داشته است که بانک مرکزی خود به جهش قیمت دلار دامن زده اما پس از این اقدام میخواهد با ارزپاشی مانع افزایش بیشتر قیمت دلار شود! آلبرت بغزیان در گفتوگو با اقتصاد24، درباره علل اصلی جهش شتابان قیمت دلار در روزهای اخیر، گفته است: «بدون آنکه بخواهیم دوباره بحثهای تکراری ناترازی بانکها و رشد نقدینگی را مطرح کنیم، متغیر جدیدی که باعث شد قیمت دلار از کانال ۲۰۰ هزار تومان در هفته گذشته به سطوح فعلی برسد، سیگنالهای منفی و تهدید به تشدید تحریمها بوده است. رئیس کل بانک مرکزی چندی پیش اعلام کرد که صادرات نفت و درآمدهای ارزی کشور بسیار محدود شده و همین صحبتها تصویری منفی از وضعیت ارزی ساخته است.»
او تاکید کرده است: «این رفتارهای هیجانی در بازار نیست که در ابتدا ارز را گران میکند، بلکه این بازارساز و دارنده اصلی ارز یعنی بانک مرکزی است که کبریت اول افزایش قیمت را میکشد و در پی آن، رفتار هیجانی مردم شکل میگیرد. حرکت اول از سوی بازارساز رخ میدهد و همین حرکت، جرقهزننده موجهای بعدی صعود دلار در بازار میشود.»
عضو هیاتعلمی دانشگاه تهران در نقد سیاست ارزپاشی بانک مرکزی همچنین بیان داشته است: «ارزپاشی تنها زمانی یک اقدام مثبت و کارآمد محسوب میشود که بتواند اثر پایدار و طولانیمدت بر بازار بگذارد، نه اینکه صرفاً بهصورت مداوم منابع را تلف کنیم. وقتی تزریق ارز در شرایط تنشهای شدید سیاسی انجام شود، ارزپاشی درست مانند ریختن آب در بیابان است و اثر ملموسی بر جای نمیگذارد. اقدام هفته گذشته بانک مرکزی برای عرضه ارز با اختلاف جزئی نسبت به نرخ بازار نیز جذابیت یا شوک مثبتی برای مهار قیمتها ایجاد نکرد.»
ارزپاشی روند دلار را تغییر نمیدهد
علاوه بر اقتصاددانان، کارشناسان و تحلیلگران بازارهای مالی نیز منتقد این سیاست بانک مرکزی هستند و بیشتر از اینکه تاثیر آن را واقعی بدانند، کارکرد آن را محدود و بیشتر در حوزه روانی و انتظارات میدانند.
بهنام صمدی در گفتوگو با «توسعه ایرانی»: عرضه ارز زمانی میتواند ابزار موثری باشد که منشأ جهش بازار، کمبود نقدینگی ارزی یا یک شوک موقت تقاضا باشد اما اگر علت اصلی افزایش نرخ ارز، تغییر پایدار در انتظارات تورمی یا افزایش ریسک کشور باشد، تزریق ارز به تنهایی اثر ماندگار ندارد
در همین راستا، سیاوش غفاری، کارشناس بازارهای مالی، در گفتوگو با تجارتنیوز، درباره عرضه 500 میلیون دلار اخیر بانک مرکزی، گفته است: «این عرضه بیش از آنکه به معنای ایجاد یک مسیر جدید در سیاست ارزی باشد، دارای کارکردی در حوزه مدیریت انتظارات است. بانک مرکزی با این اقدام نشان میدهد که همچنان از ذخایر و منابع ارزی برای مداخله در بازار برخوردار است. بانک مرکزی به صورت مستمر از مسیرهای مختلف در بازار ارز مداخله میکند و ارز را در بازار تجاری و سایر سازوکارهای رسمی عرضه میکند. بنابراین عرضه 500 میلیون دلار را نمیتوان یک سیاست کاملا جدید تلقی کرد؛ اهمیت این اقدام در شرایط فعلی، بیشتر به سیگنالی بازمیگردد که به فعالان بازار ارسال میکند.»
او همچنین درباره تاثیر محدود شدن منابع ارزی بانک مرکزی بر این سیاست، عنوان کرده است: «در شرایط فعلی، صادرات غیرنفتی کشور تقریبا به کمتر از نصف کاهش یافته است. صادرات نفتی نیز متوقف شده و منابعی که از این محل در اختیار کشور قرار دارد، با محدودیتهای جدی در مسیر فروش و وصول مواجه است. پس نمیتوان انتظار داشت این میزان عرضه برای مدت طولانی با همین شدت ادامه پیدا کند. اگر در این مرحله 500 میلیون دلار عرضه شده است، در مراحل بعدی ممکن است حجم عرضه کاهش پیدا کند زیرا ظرفیت درآمدهای صادراتی کشور نیز کاهش یافته است.»
اظهارات همتی قابل دفاع است؛ اما مشروط!
یک تحلیلگر بازارهای مالی در گفتوگو با «توسعه ایرانی»، درباره ارزیابی خود از موفقیت یا عدم موفقیت دخالت بانک مرکزی در بازار ارز، اظهار کرد: به اعتقاد من یک خطای رایج این است که موفقیت یا شکست مداخله بانک مرکزی را صرفاً با قیمت لحظهای دلار بسنجیم.
بهنام صمدی توضیح داد: نرخ ارز در اقتصادی مانند ایران، تابع مجموعهای از متغیرهاست؛ از تورم و رشد نقدینگی گرفته تا درآمدهای ارزی، دسترسی به منابع خارجی و مهمتر از همه در مقطع کنونی، ریسک سیاسی و انتظارات فعالان اقتصادی. وقتی شوک انتظاری وارد بازار میشود، وظیفه بانک مرکزی الزاماً برگرداندن دلار به نرخ چند هفته قبل نیست؛ بلکه باید مانع بیشواکنشی بازار شود. به همین دلیل اینکه آقای همتی میگویند بانک مرکزی مداخله خواهد کرد، از منظر سیاستگذاری حرف قابل دفاعی است، مشروط بر اینکه این مداخله هدفمند و متناسب با شرایط بازار باشد.
او افزود: من برای اثربخشی مداخله عدد مشخصی برای دلار تعیین نمیکنم. اگر سیاستگذار اعلام کند به هر قیمتی از یک نرخ معین دفاع خواهد کرد، اتفاقاً ممکن است بازار ذخایر بانک مرکزی را آزمایش کند. شاخص بهتر این است که نرخ ارز از متغیرهای بنیادی اقتصاد فاصله بسیار زیادی نگیرد، نوسانهای روزانه کنترل شود و تقاضاهای واقعی اقتصاد بدون اختلال پاسخ داده شوند.
به اعتقاد این کارشناس، بالا رفتن نرخ ارز لزوماً به معنای بیاثر بودن مداخله نیست؛ باید دید اگر بانک مرکزی مداخله نمیکرد، دامنه افزایش و بیثباتی بازار تا چه حد بیشتر میشد.
تزریق ارز بهتنهایی اثر ماندگار ندارد
صمدی در تحلیل خود از ارزپاشی بانک مرکزی در بازار، بیان داشت: عرضه ارز زمانی میتواند ابزار موثری باشد که منشأ جهش بازار، کمبود نقدینگی ارزی یا یک شوک موقت تقاضا باشد اما اگر علت اصلی افزایش نرخ ارز، تغییر پایدار در انتظارات تورمی یا افزایش ریسک کشور باشد، تزریق ارز به تنهایی اثر ماندگار ندارد.
او با اشاره به تحولات بازار ارز ایران، مطرح کرد: نشانههای موجود در بازار فعلی جالب است. از یک طرف بانک مرکزی از منابع کافی و آمادگی عرضه قابل توجه سخن گفته و از طرف دیگر، میزان تقاضای جذبشده در برخی کانالهای رسمی بسیار کمتر از حجم عرضه بوده است. این وضعیت به ما میگوید که مسئله فقط عرضه و تقاضای تجاری ارز نیست؛ قیمت بازار غیررسمی تا حد زیادی در حال قیمتگذاری ریسک و انتظارات آینده نیز هست.
بانک مرکزی در زمان جهشهای هیجانی عرضه انجام دهد، بازار رسمی را عمیق کند و اجازه شکلگیری کمبود مصنوعی ندهد اما ذخایر ارزی را برای دفاع نامحدود از یک نرخ از پیش تعیینشده مصرف نکند. در کنار آن، سیاست پولی، بودجهای و تجاری نیز باید به کاهش انتظارات تورمی کمک کند
این تحلیلگر بازار ارز معتقد است که سیاست درست باید به شکل «مداخله هوشمندانه» باشد. صمدی در پایان درباره ویژگیهای مداخله هوشمندانه، گفت: یعنی بانک مرکزی در زمان جهشهای هیجانی عرضه انجام دهد، بازار رسمی را عمیق کند و اجازه شکلگیری کمبود مصنوعی ندهد اما ذخایر ارزی را برای دفاع نامحدود از یک نرخ از پیش تعیینشده مصرف نکند. در کنار آن، سیاست پولی، بودجهای و تجاری نیز باید به کاهش انتظارات تورمی کمک کند.
دیدگاه تان را بنویسید