آلومینیوم و استقلال؛ یک بازی و هزار قصه
لبه تیغ
آریا طاری
امشب، عقربههای ساعت که به ۱۹ برسند، سوت آغاز یکی از حساسترین، پیچیدهترین و شاید سرنوشتسازترین دیدارهای هفته ششم لیگ برتر در ورزشگاه امام خمینی اراک به صدا درخواهد آمد. تقابل آلومینیوم اراک و استقلال تهران در شرایط عادی هم همیشه آبستن حوادث جذابی بوده است، اما اینبار، داستان کاملا متفاوت است. این فقط یک مسابقه فوتبال برای کسب سه امتیاز نیست؛ این یک تریلر روانشناختی، یک نبرد حیثیتی روی نیمکتها و از همه مهمتر، یک آزمون بزرگ برای فلسفه نوین مربیگری در اردوگاه آبیپوشان پایتخت است. هر دو تیم از پنج بازی ابتدایی خود ۱۱امتیاز دشت کردهاند؛ استقلال در رده دوم و آلومینیوم چسبیده به این تیم در رده سوم ایستاده است. اما تمام این آمار و ارقام، تمام هیجانات جدال بالای جدول و تمام کینههای فوتبالی، زیر سایه یک تصمیم بزرگ، یک زلزله انضباطی و یک نام پنهان شده است؛ صالح حردانی.
در فوتبال ایران، معمولا ستارهها و کاپیتانها حاشیه امنیتی نامرئی دارند. مربیان، به ویژه در تیمهای بزرگ و پرهواداری مثل استقلال، ترجیح میدهند با ستارههای یاغی مدارا کنند تا مبادا در بازیهای آینده تیغ انتقادات هواداران گلویشان را بخراشد. اما سهراب نشان داد که از جنس دیگری است. او صالح حردانی را در یک اقدام ضربتی و بدون تعارف از تمرینات کنار گذاشت
فصل اول؛ آناتومی یک شورش کوچک و چکشی که فرود آمد
برای درک اهمیت بازی امروز، باید به چند روز قبل و سوت پایان دربی پایتخت برگردیم. تابلوی ورزشگاه نتیجه یک-یک را مقابل نام استقلال و پرسپولیس نشان میداد. دربی با تمام حواشیاش به پایان رسیده بود، سهراب بختیاریزاده در کنار زمین قابهای زیبایی از احترام و بلوغ را ثبت کرده بود؛ از خوشوبش گرم با مهدی تارتار تا بوسه بر صورت کریم باقری. اما در زیر پوست این آرامش ظاهری، آتشفشانی در حال فوران بود. ماجرا از یک ضربه ایستگاهی شروع شد. صالح حردانی، ستارهای که انتظار داشت مرد اول آن صحنه باشد، با تصمیمی از سوی کادرفنی مواجه شد که باب میلش نبود. اعتراض، دلخوری و رفتارهایی که بوی تمرد میداد، کلیدواژههای اتفاقاتی بودند که در پسکوچههای دربی گم شدند اما از چشم سهراب دور نماندند. در فوتبال ایران، معمولا ستارهها و کاپیتانها حاشیه امنیتی نامرئی دارند. مربیان، به ویژه در تیمهای بزرگ و پرهواداری مثل استقلال، ترجیح میدهند با ستارههای یاغی مدارا کنند تا مبادا در بازیهای آینده تیغ انتقادات هواداران گلویشان را بخراشد. اما سهراب نشان داد که از جنس دیگری است. او صالح حردانی را در یک اقدام ضربتی و بدون تعارف از تمرینات کنار گذاشت. پادرمیانیها شروع شد؛ از بازیکنان باتجربه تا مدیران و نزدیکان باشگاه، همه تلاش کردند تا آب رفته را به جوی بازگردانند و حردانی را برای بازی حساس با آلومینیوم به لیست برگردانند. اما پاسخ سهراب یک «نه» قاطع و تاریخی بود. مردی که در ماجرای تمدید قرارداد، با رامین رضاییان راه نیامده بود و پیشتر کوشکی را به خاطر یک اعتراض ساده به تعویض نقرهداغ کرده بود، حالا شمشیر انضباط را روی گردن یکی از کلیدیترین مهرههای تیمش گذاشته بود. سهراب با این تصمیم فریاد زد که در تیم او، بازوبند کاپیتانی مصونیت نمیآورد. ستاره باشی، کاپیتان باشی یا امید اول گلزنی، وقتی پای انضباط وسط بیاید، هیچ نامی بزرگتر از استقلال نیست.
فصل دوم؛ تولد یک سرمربی و اقتدار بدون عربده
چیزی که تصمیم سهراب در مورد حردانی را به سوژه اصلی بازی امروز تبدیل کرده، فقط کنار گذاشتن یک بازیکن نیست، بلکه بلوغ شخصیتی یک سرمربی است. در فوتبال ایران کم نداریم مربیانی که با داد و فریاد، پرتاب بطری و مصاحبههای طوفانی سعی در اثبات اقتدار خود دارند. اما سهراب، مردی که آرامآرام از پوسته سهراب فوتبالیست خارج شده و لباس برازنده سهراب سرمربی را به تن کرده، مسیر متفاوتی را برگزیده است؛ اقتدار بدون عربده. او در دربی نشان داد که برای بزرگ کردن خودش نیازی به کوچک کردن حریف ندارد. مربیای که حریفش را دشمن نمیبیند و سهم خودش را در موفقیتها ناچیز میشمارد، حالا در آزمون سخت اراک باید ثابت کند که انضباط آهنینش تاوان سنگینی نخواهد داشت. سهراب میداند که هواداران استقلال، فعلا و تا این لحظه، تمامقد پشت تصمیم شجاعانه او ایستادهاند. آنها سالهاست که تشنه یک دیسیپلین واقعی در تیمشان هستند، تشنه مربیای که با هیچکس شوخی نداشته باشد. اما فوتبال بیرحم است. این حمایت تا زمانی پابرجاست که تیم نتیجه بگیرد. اگر استقلال امروز در اراک امتیاز از دست بدهد، همان تصمیم شجاعانه به پتکی تبدیل خواهد شد که منتقدان بر سر سهراب خواهند کوبید؛ چرا در روزهایی که پنجره تیم بسته است و نیمکت خالی، بهترین بازیکنانش را قربانی غرورش کرد؟ این قمار بزرگ سهراب است؛ قماری روی اصول، در کازینویی که هیچ رحمی به بازندهها ندارد.
سهراب بختیاریزاده، با کنار گذاشتن صالح حردانی، تمام پلهای پشت سرش برای بهانهجویی را خراب کرده است. او نشان داد که انضباط برایش از هر نتیجهای مهمتر است، اما در کشوری که فوتبال در آن با احساسات ثانیهای قضاوت میشود، پیروزی تنها راهی است که میتواند این اقتدار بدون عربده را در تاریخ باشگاه تثبیت کند
فصل سوم؛ سامان تورانیان و جوانی در دهانه آتشفشان
غیبت حردانی، یک خلاء بزرگ در سمت راست یا کمربند میانی استقلال (بسته به آرایش تیمی سهراب) ایجاد خواهد کرد. در شرایطی که پنجره نقلوانتقالات استقلال بسته مانده و تیم با کمبود شدید بازیکن روی نیمکت دستوپنجه نرم میکند، بار این تصمیم انضباطی به احتمال فراوان روی دوش یک جوان خواهد افتاد؛ سامان تورانیان. چهره جوانی که حالا باید در یکی از ملتهبترین بازیهای فصل، جانشین بازیکنی شود که خودش یک وزنه در تیم بود. بازی دادن به تورانیان در این مسابقه، یک پیام دوگانه دارد. از یک سو، سهراب به جوانان تیمش اعتماد به نفس تزریق میکند و نشان میدهد که میدان برای کسانی که در خدمت سیستم باشند باز است. از سوی دیگر، افت وزن تجربی تیم در زمینی که همیشه برای استقلال سخت بوده، ریسک بزرگی است. سامان امروز نهتنها باید با وینگرهای سرعتی آلومینیوم بجنگد، بلکه باید با سایه سنگین صالح حردانی که از روی سکوها یا از پای گیرندههای تلویزیونی بازی را تماشا میکند نیز رقابت کند. هر اشتباه تورانیان در بازی امروز، میتواند داغ دل منتقدان تصمیم سهراب را تازه کند. این جوان امروز در دهانه آتشفشان بازی خواهد کرد؛ یا میسوزد و خاکستر میشود، یا به عنوان یک پدیده جدید، در مکتب انضباطی سهراب متولد خواهد شد.
فصل چهارم؛ پیروز قربانی و رویای ناتمام نیمکت آبی
اگر فکر میکنید تمام جذابیتهای بازی امروز به رختکن استقلال محدود میشود، سخت در اشتباهید. روی نیمکت تیم میزبان، مردی نشسته است که ضربان قلبش برای رویارویی با استقلال، تندتر از هر کس دیگری میتپد؛ پیروز قربانی. پیروز، سالها کاپیتان و نماد تعصب در خط دفاعی استقلال بود. او با آلومینیوم در این فصل نتایج درخشانی گرفته و کسب ۱۱امتیاز از پنج بازی، نشان از بلوغ تاکتیکی تیمی دارد که او ساخته است. اما برای پیروز، استقلال همیشه یک داستان ناتمام است. او بارها به صورت مستقیم و غیرمستقیم نشان داده که آرزوی نشستن روی نیمکت تیم محبوبش را در سر میپروراند. امشب، پیروز قربانی در قامت سرمربی آلومینیوم، فقط به دنبال سه امتیاز نیست؛ او میخواهد به مدیران و هواداران استقلال ثابت کند که اگر روزی قرار باشد نیمکت آبیها به یک سرمربی داخلی سپرده شود، او یکی از لایقترینهاست. تقابل تفکرات سهراب بختیاریزاده و پیروز قربانی، دو مدافع و دو کاپیتان اسبق استقلال که هر دو از نسل طلایی آبیها هستند، یک شطرنج تمامعیار روی چمن ورزشگاه اراک خواهد بود. پیروز تیمی جنگنده و دونده ساخته که میتواند از کوچکترین لغزشهای تاکتیکی و کمبود بازیکن استقلال نهایت بهره را ببرد.
فصل پنجم؛ تبعیدیهای اجباری و خنجر از پشت
انگار نمایشنامه بازی امروز را یک نویسنده درامنویس قهار نوشته است؛ چراکه علاوه بر تمام تقابلهای انضباطی و تاریخی، چند چهره فوقالعاده جذاب دیگر هم در این بازی وجود دارد؛ حضور محمد خلیفه و بهرام گودرزی در لباس آلومینیوم. استقلال در پیشفصل با این دو بازیکن مستعد قرارداد بست. آنها با هزار امید و آرزو پیراهن آبی را در دست گرفتند تا در فصل جدید برای تیم محبوب پایتخت به میدان بروند اما فاجعه مدیریتی و بسته ماندن پنجره نقلوانتقالات، رویاهای آنها را موقتا بر باد داد. استقلال نتوانست قرارداد آنها را ثبت کند و این دو بازیکن مجبور شدند برای حفظ آمادگی خود، برای نیمفصل به اراک برگردند و به آلومینیوم بپیوندند. حالا امشب، خلیفه و گودرزی باید مقابل تیمی بازی کنند که در اصل بازیکن آن محسوب میشوند! انگیزه این دو بازیکن برای درخشش مقابل چشمهای سهراب بختیاریزاده و کادر مدیریتی استقلال غیرقابل وصف است. آنها میخواهند ثابت کنند که استقلال چه جواهراتی را به خاطر مشکلات اداری از دست داده است. حضور آنها در زمین، کفه ترازوی انگیزه را به شدت به سود آلومینیوم سنگین میکند و میتواند پاشنه آشیل استقلال خسته و کممهره در بازی امروز باشد.
پرده آخر؛ سوت آغاز برای نبردی فراتر از فوتبال
همه چیز برای یک شب فراموشنشدنی در اراک مهیاست. استقلالیها امروز به زمین میروند در حالی که یک چشمشان به دروازه حریف است و چشم دیگرشان به نیمکت خودی؛ جایی که مردی با آرامش ظاهری اما باطنی طوفانی نشسته است. سهراب بختیاریزاده، با کنار گذاشتن صالح حردانی، تمام پلهای پشت سرش برای بهانهجویی را خراب کرده است. او نشان داد که انضباط برایش از هر نتیجهای مهمتر است، اما در کشوری که فوتبال در آن با احساسات ثانیهای قضاوت میشود، پیروزی تنها راهی است که میتواند این اقتدار بدون عربده را در تاریخ باشگاه تثبیت کند. امشب هواداران استقلال با دلهرهای آمیخته به احترام پای گیرندههای خود مینشینند. اگر استقلال بدون حردانی، با نیمکتی خالی و برابر تیم آماده پیروز قربانی و انگیزههای مضاعف خلیفه و گودرزی پیروز شود، سهراب بختیاریزاده نهتنها سه امتیاز کلیدی را به دست آورده، بلکه یک مکتب جدید را در باشگاه بنا نهاده است؛ مکتبی که میگوید هیچ نامی بزرگتر از قانون تیم نیست. اما اگر نتیجه طور دیگری رقم بخورد... فوتبال استاد بیرحمی در برهمزدن پیشبینیهاست. باید منتظر ماند و دید. امروز در اراک، فقط توپ نیست که در مستطیل سبز به گردش درمیآید؛ بلکه سرنوشت یک تفکر، اعتبار یک تصمیم شجاعانه و آینده نیمکت یکی از بزرگترین تیمهای آسیاست که زیر نور پروژکتورهای ورزشگاه امام خمینی، به قضاوت گذاشته خواهد شد. خوش به حال فوتبالی که چنین قصههای پرکششی برای روایت دارد.
دیدگاه تان را بنویسید