بیش از سه‌چهارم جامعه درباره تحمل وضعیت موجود اقناع نشده‌اند

یک انسان‌شناس و عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، با هشدار نسبت به فرسایش امید، اعتماد و همبستگی اجتماعی در شرایط پس از جنگ گفت: بیش از سه‌چهارم جامعه درباره چرایی تحمل وضعیت موجود اقناع نشده‌اند و ادامه فشارهای اقتصادی و اجتماعی بدون ارائه چشم‌اندازی روشن می‌تواند شکاف میان جامعه و حاکمیت را عمیق‌تر کند.

به گزارش جماران، جبار رحمانی، در گفت‌وگویی درباره الزامات بازسازی پس از جنگ تأکید کرد: بازسازی را نباید تنها به ترمیم زیرساخت‌ها، ساختمان‌ها و خسارت‌های اقتصادی محدود کرد، زیرا جنگ هم‌زمان سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و تصویر مردم از آینده را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

او گفت: برخلاف تصور رایج، مرحله پساجنگ از زمان پایان رسمی درگیری‌ها آغاز نمی‌شود، بلکه از همان لحظه شروع جنگ باید برای آن برنامه داشت. به گفته او، تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد نحوه مواجهه دولت‌ها با بازسازی می‌تواند سرنوشت جامعه پس از بحران را تعیین کند.

بازسازی فقط ساختن ساختمان‌ها نیست

رحمانی با اشاره به تجربه ژاپن گفت: در یکی از موفق‌ترین الگوهای بازسازی، دولت همه امور را مستقیماً در اختیار نمی‌گیرد، بلکه نقش راهبری و تسهیل‌گری دارد و نهادهای مدنی را نیز وارد فرآیند بازسازی می‌کند. در چنین الگویی، هم‌زمان با بازسازی فیزیکی، اصلاحات ساختاری نیز انجام می‌شود تا سیاست‌ها و رویه‌هایی که به بحران منتهی شده‌اند تکرار نشوند.

او الگوی دولت رفاه در کشورهای اروپای شمالی و غربی را نیز نمونه دیگری دانست و در مقابل، به مدل‌هایی اشاره کرد که در آنها روند بازسازی عملاً به نیروها و شرکت‌های خارجی سپرده شده است. به گفته رحمانی، تجربه افغانستان نمونه‌ای از شکست این الگوی وابسته بود.

وی افزود: الگویی که به وضعیت ایران نزدیک‌تر است، ادامه نوعی بسیج عمومی و نگاه جنگی به جامعه است؛ مدلی که در آن از مردم خواسته می‌شود برای مدت طولانی فشار اقتصادی و اجتماعی را تحمل کنند و رفاه و کیفیت زندگی خود را به تعویق بیندازند.

رحمانی هشدار داد: چنین رویکردی ممکن است در کوتاه‌مدت انسجام ایجاد کند، اما اگر به یک وضعیت دائمی تبدیل شود، آزادی‌های اجتماعی را محدود و جامعه را از نظر فرهنگی و اجتماعی فرسوده می‌کند.

«جامعه قدرتمند» شرط اصلی بازسازی

این استاد انسان‌شناسی مهم‌ترین رکن بازسازی را خود جامعه دانست و گفت: تجربه تاریخی نشان داده است جامعه‌ای که از انسجام و توان زندگی بالاتری برخوردار باشد، حتی پس از شکست نظامی نیز امکان بازیابی خود را دارد؛ در مقابل، جامعه‌ای که در آن شکاف، فساد و تبعیض افزایش یابد، حتی در صورت پیروزی نظامی ممکن است در بلندمدت با فروپاشی اجتماعی مواجه شود.

او تأکید کرد: کاهش نابرابری، تقویت نهادهای مدنی، افزایش مشارکت مردم و پاسخگو شدن قدرت از الزامات موفقیت در دوره پساجنگ است.

رحمانی همچنین گفت: منظور از مشارکت مردم فقط حضور آنان در صحنه‌های عمومی نیست، بلکه باید سازوکاری فراهم شود تا نهادهای مدنی و گروه‌های مختلف اجتماعی بتوانند درباره اولویت‌های بازسازی نظر دهند، بر اجرای برنامه‌ها نظارت کنند و احساس کنند صدای آنان شنیده می‌شود.

به گفته او، اگر جامعه نسبت به چرایی تصمیم‌ها و اولویت‌های بازسازی اقناع شود، احتمال مشارکت و همراهی آن نیز افزایش پیدا می‌کند.

دولت هنوز درگیر معیشت است

رحمانی با اشاره به وضعیت اقتصادی گفت دولت در مرحله نخست ناچار است معیشت مردم را کنترل کند و مانع از تشدید بحران‌های روزمره شود. او توزیع کالابرگ و تلاش برای تأمین کالاهای اساسی را از جمله اقداماتی دانست که با هدف کاهش فشار معیشتی انجام شده، اما افزود تصویر کلان اقتصاد همچنان نامطمئن است.

وی گفت: افزایش مستمر قیمت‌ها، کاهش قدرت خرید و ابهام نسبت به آینده سبب شده است بخش بزرگی از جامعه نتواند درباره ضرورت تحمل شرایط موجود قانع شود.

او تأکید کرد: «بیش از سه‌چهارم جامعه اقناع نمی‌شود که چرا باید این وضعیت را تحمل کند» و در چنین شرایطی بخش قابل توجهی از مردم در معرض فشار روانی قرار می‌گیرند.

رحمانی بازسازی واقعی را متفاوت از بازگرداندن کشور به شرایط پیش از جنگ دانست و گفت: اگر همان مناسبات و مشکلات گذشته دوباره ایجاد شوند، نمی‌توان از بازسازی سخن گفت. بازسازی باید فرصتی برای ساختن شرایطی متفاوت و پایدارتر باشد.

دانشگاه می‌تواند واسطه جامعه و حاکمیت باشد

بخش دیگری از سخنان رحمانی به نقش دانشگاه اختصاص داشت. او با استناد به یک پیمایش گفت: دانشگاهیان از بالاترین میزان سرمایه اجتماعی در جامعه برخوردارند و اعتماد عمومی به آنان همچنان قابل توجه است.

به گفته وی، دانشگاه علاوه بر برخورداری از متخصصان در حوزه‌های مختلف، می‌تواند به دلیل استقلال نسبی از منافع مستقیم اقتصادی و سیاسی، عملکرد سیاست‌ها را ارزیابی و تصویری واقع‌بینانه از شرایط جامعه در اختیار تصمیم‌گیران قرار دهد.

رحمانی معتقد است: دانشگاه قادر است از یک سو صدای جامعه را منتقل کند و از سوی دیگر درباره ضرورت و منطق برخی تصمیم‌ها با مردم سخن بگوید و در فرآیند اقناع اجتماعی نقش داشته باشد.

او در عین حال انتقاد کرد که دولت‌ها و بخش‌های مختلف حاکمیت هنگام مراجعه به دانشگاه، اغلب تنها سراغ گروه‌های نزدیک به خود می‌روند و پژوهشگران مستقل و حرفه‌ای کمتر مجال اثرگذاری بر تصمیم‌ها پیدا می‌کنند.

هشدار نسبت به فرسایش امید و تاب‌آوری

رحمانی درباره تأخیر در بازسازی اجتماعی هشدار داد و گفت: هرچه این فرآیند به تعویق بیفتد، تاب‌آوری، امیدواری و همبستگی جامعه بیشتر فرسوده خواهد شد. او مدعی شد: بررسی واکنش‌های اجتماعی در جریان جنگ‌های اخیر و حوادث سیاسی و اجتماعی نشان‌دهنده یک روند نزولی در اعتماد است و اگرچه در مقاطعی بحران خارجی باعث افزایش همبستگی شده، این انسجام عمدتاً کوتاه‌مدت 

بوده است.

به گفته وی، همبستگی ناشی از جنگ را نمی‌توان جایگزین انسجام پایدار اجتماعی کرد و اگر زمینه‌های نارضایتی برطرف نشود، نام جنگ نیز در بلندمدت قادر به ایجاد همبستگی نخواهد بود.

رحمانی همچنین گفت: فشار معیشتی و آسیب‌های اجتماعی رو به افزایش است و در صورت تداوم شرایط و نشنیدن مطالبات، احتمال شکل‌گیری اعتراضات دوباره وجود دارد.

او تأکید کرد: زمان بروز اعتراض اجتماعی قابل پیش‌بینی نیست، اما هرچه زمینه‌های نارضایتی بیشتر و امکان تخلیه مسالمت‌آمیز آن کمتر شود، فشار انباشته نیز افزایش خواهد یافت.

دانشگاه؛ تهدید یا فرصت؟

این استاد دانشگاه درباره نگرانی‌ها از بازگشایی دانشگاه‌ها نیز گفت اگر دانشگاه به‌عنوان منشأ بحران و تهدید دیده شود، سیاست‌های محدودکننده می‌تواند خود به افزایش اعتراض منجر شود؛ اما اگر دانشگاه فضایی برای گفت‌وگو و سنجش نبض جامعه تلقی شود، می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد.

رحمانی گفت: مشکلات اقتصادی، فساد، ناامیدی و نارضایتی خارج از دانشگاه شکل می‌گیرند و سپس بازتاب آنها در دانشگاه دیده می‌شود؛ بنابراین نمی‌توان مسئولیت بحران‌های اجتماعی را متوجه دانشجویان کرد.

وی تأکید کرد: برخوردهای افراطی انضباطی با دانشگاه می‌تواند دانشجویان را به سمت رادیکال‌تر شدن سوق دهد، در حالی که فراهم کردن امکان گفت‌وگو و اعتراض در چارچوب دانشگاه به کاهش خشونت اجتماعی کمک می‌کند.