بحران جدید بر بازار بحرانزده مسکن:
فروش متری مسکن جیب شهرداریها را پر میکند
شهرداری تهران با رونمایی دوباره از طرح «فروش متری مسکن» مدعی است راهی برای سرمایهگذاری خرد و خانهدار شدن تدریجی مردم پیدا کرده؛ اما منتقدان میگویند این طرح بیش از آنکه نسخهای برای درمان بحران مسکن باشد، ابزاری تازه برای جذب نقدینگی و مشروعیتبخشی به سوداگری در بازار ملک است.
به گزارش اقتصاد24، بازار مسکن تهران سالهاست که از یک بخش مصرفی و نیاز اولیه شهروندان، به یک ابربازار سرمایهای، دستنیافتنی و ملتهب تبدیل شده است. جهشهای پیدرپی تورم، سقوط آزاد قدرت خرید طبقه متوسط و ضعیف و فرار سرمایهها از بخش تولید به سمت زمین و مستغلات، رویای خانهدار شدن را برای بخش عمدهای از جامعه به کابوسی ابدی تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، شهرداری تهران با رونمایی مجدد از یک ایده قدیمی تحت عنوان «فروش متری مسکن» یا طرح «خانهریز» در بستر سامانههای هوشمند خود، مدعی است که میخواهد امکان سرمایهگذاری خرد و در نهایت خانهدار شدن تدریجی را برای شهروندان فراهم کند. اما آیا این طرح واقعاً گرهی از کار فرودستان و مستأجران باز میکند یا صرفاً ابزاری برای تأمین مالی پروژههای شهرداری و دامن زدن به انتظارات تورمی در بازار مسکن است؟
مدیرعامل سازمان سرمایهگذاری شهر تهران اخیراً اعلام کرده است که عرضه آزمایشی خانهریز یا همان فروش متری مسکن در تهران آغاز شده و به صورت گسترده از طریق سامانه شهرزاد کلید میخورد. بر اساس اطلاعات رسمی منتشر شده، در این ساختار اجرایی، قیمت هر واحد خانهریز معادل میانگین کل قیمت آن ملک در نظر گرفته میشود و شهروندان میتوانند از چند سانتیمتر و متر تا کل یک واحد آپارتمان را بر اساس توان مالی خود خریداری کنند. به گفته مقامات شهری، حتی شهروندان با مبالغ بسیار خرد نیز میتوانند وارد این چرخه سرمایهگذاری شوند تا ارزش دارایی خود را حفظ کنند. مبنای قیمتگذاری این املاک بر عهده کارشناسان رسمی دادگستری گذاشته شده است، اما نکته ابهامبرانگیز و چالشبرانگیز ماجرا اینجاست که قیمت نهایی و قطعی در روز تحویل ملک و از طریق مکانیزم مزایده تعیین خواهد شد. شهرداری در نظر دارد در گامهای نخست، این طرح را روی پروژههای متعلق به خود در مناطقی مانند منطقه پنج تهران پیادهسازی کند تا اعتماد اولیه جامعه را جلب کند. این ساختار در وهله نخست بسیار جذاب به نظر میرسد و این ذهنیت را ایجاد میکند که شهروند درمانده از تورم میتواند ریال رو به سقوط خود را به سیمان و آجر متصل کند، اما واکاوی ابعاد پنهان آن نشان میدهد که چالشهای بزرگی در مسیر این ایده وجود دارد.
برای درک چرایی ارائه چنین طرحهایی از سوی مدیران شهری، باید ابتدا به وضعیت اسفبار بازار مسکن در سالهای اخیر نگریست. طبق آمارهای رسمی، سهم مسکن در سبد هزینه خانوارهای شهری در تهران به ارقام بیسابقهای بالای شصت درصد رسیده است. دوره انتظار برای خانهدار شدن با درآمدهای فعلی و نرخهای نجومی متری، عملاً از چند دهه فراتر رفته و به معنای حذف کامل امید به خرید خانه برای نسلهای جوان و حقوقبگیر است. این بحران در چند سطح خود را نشان میدهد که بارزترین آن تورم ساختاری است؛ یعنی قیمت مسکن همگام با نوسانات ارزی و تورم عمومی بالا میرود، در حالی که دستمزدها با شیب بسیار ملایمتری حرکت میکنند و نتیجه آن عقبماندگی مزمن قدرت خرید جامعه است. در چنین بستری که نهادهای حاکمیتی در عرضه مسکن ارزانقیمت شکست خوردهاند، ایدههای فانتزی مانند مسکنهای کپسولی کوچک یا فروش متری مسکن به عنوان راهکار اصلی به افکار عمومی قالب میشوند.
بسیاری از تحلیلگران اقتصادی و کارشناسان ارشد بازار مسکن، نسبت به خروجی این طرح نگاهی به شدت بدبینانه و منتقدانه دارند. از دیدگاه این متخصصان، ورود یک نهاد عمومی شبهدولتی مانند شهرداری به بازار خرید و فروش ریزملک، ابهامات بزرگی در خصوص رقابت منصفانه با بخش خصوصی و شفافیت مالی ایجاد میکند. اولین نقد جدی به این طرح، تثبیت رسمی ناتوانی مردم در خانهدار شدن است. علاوه بر این، شهرداری تهران با این کار خود به بازوی گرانی مسکن تبدیل میشود، چرا که سود این نهاد در بالا رفتن قیمت کارشناسی و مزایده ملک در روز تحویل است و ذینفع افزایش قیمتها خواهد بود که این امر انتظارات تورمی را در بازار تشدید میکند.
دیدگاه تان را بنویسید