صدای موج‌های خزر این روزها دیگر آرامش‌بخش نیست؛ از حوالی انزلی فقط بوی نگرانی، دلهره و بلاتکلیفی به مشام می‌رسد. کمتر از دو هفته تا سوت آغاز فصل جدید لیگ برتر در ۲۳ مرداد باقی مانده، اما ضربان قلب قوی سپید به کندترین حالت ممکن می‌تپد. در روزهایی که رقبا با بودجه‌های نجومی در بازار نقل‌وانتقالات جولان می‌دهند و ستاره‌ها را یکی پس از دیگری صید می‌کنند، ملوان، این نماد اصالت و یکی از پرطرفدارترین تیم‌های فوتبال ایران، حتی نمی‌داند فردا قرار است با کدام مالک و کدام اسپانسر از خواب بیدار شود. چگونه ممکن است تیمی که هویت یک شهر و عشق بی‌قیدوشرط هزاران سکونشین است، در چنین برزخ مدیریتی دردناکی رها شود؟ پس از کنار رفتن اشکان پوررشید از مالکیت، انگار سایه سنگین بی‌تفاوتی روی سر این باشگاه افتاده است. سهامداران در یک خواب عمیق به سر می‌برند و توان توافق با هیچ مالک جدیدی را ندارند. صندلی مدیرعامل خالی است، هیات مدیره حتی تکمیل نشده تا جانشینی برای پیمان نوری انتخاب کند و اسپانسر؟ کلمه‌ای که این روزها در انزلی شبیه به یک افسانه دست‌نیافتنی شده است. پوررشید منتظر تعیین تکلیف مدیریت و اسپانسر است تا برای ادامه همکاری تصمیم بگیرد، اما زمان بی‌رحم است و برای ملوان صبر نمی‌کند. 

شاگردان مازیار زارع باید در گام نخست، چمدان‌ها را ببندند و راهی آبادان شوند تا در هفته اول به مصاف صنعت نفت بروند. اما با کدام لشکر؟ با کدام پشتیبانی؟ تیمی که درگیر ابتدایی‌ترین مشکلات مالی است و در بازار نقل‌وانتقالات تنها به تمدید قرارداد چند بازیکن بسنده کرده، چگونه می‌تواند در این کارزار نابرابر لیگ برتر بجنگد؟ بدون جذب بازیکنان جدید و تزریق خون تازه، فرستادن این تیم به مسابقات، چیزی جز بی‌انصافی مطلق در حق هواداران عاشق انزلی‌چی نیست. آقایان مسئول، سهامداران و تصمیم‌گیرندگان! فوتبال برای انزلی فقط یک ورزش نیست، خود زندگی است. این حجم از رهاشدگی و سوءمدیریت، بازی مستقیم با احساسات مردمی است که تنها دلخوشی‌شان در سکوهای استادیوم سیروس قایقران خلاصه می‌شود. عقربه‌های ساعت به سرعت در حال حرکتند و قوی سپید در باتلاق بی‌تفاوتی شما دست‌وپا می‌زند. تا دیر نشده، تا صدای شکستن استخوان‌های این تیم ریشه‌دار در هیاهوی لیگ گم نشده، به داد ملوان برسید. فردا برای نجات این عشق، خیلی دیر است.