چرا درختان تهران گروهی خشک می‌شوند؟!

سعیده علیپور

 

خشک‌شدن درختان پارک جنگلی چیتگر و دیگر فضاهای سبز تهران، نشانه‌ای نگران‌کننده از بحرانی است که سال‌هاست منابع طبیعی پایتخت و البته دیگر شهرهای کشور را تحت فشار قرار داده است؛ بحرانی که نمی‌توان آن را صرفاً به کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی نسبت داد. در شهری که جمعیت آن طی دهه‌های گذشته افزایش یافته، ساخت‌وساز گسترش پیدا کرده و تقاضا برای آب پیوسته بیشتر شده است، درختان نیز بیش از گذشته با کمبود منابع حیاتی خود روبه‌رو هستند. از همین رو شاهد خشک شدن و مرگ آنها هستیم.

درختان در محیط شهری فقط عناصر تزئینی نیستند. از دست رفتن آن‌ها شرایط محیطی شهر را تغییر می‌دهد و بر کیفیت زندگی شهروندان اثر می‌گذارد. به همین دلیل، باید نگران کیفیت زیست شهروندان در ماه‌ها و سال‌های آتی بود

اسماعیل کهرم، بوم‌شناس و فعال محیط زیست ایرانی، در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی» تأکید می‌کند که اگرچه ایران به‌طور طبیعی در کمربند اقلیم خشک و نیمه‌خشک قرار دارد، نمی‌توان همه پیامدهای بحران آب را به شرایط اقلیمی نسبت داد. از نگاه او، افزایش جمعیت، گسترش بی‌رویه شهر و شیوه مدیریت منابع آب، نقش مهمی در تشدید این وضعیت دارند. در ادامه دیدگاه‌های این فعال پیشکسوت محیط زیست را می‌خوانید.

خشک‌شدن درختان پارک جنگلی چیتگر و دیگر پارک‌های تهران تا چه اندازه ناشی از تغییرات اقلیمی و خشکسالی است و چه سهمی از آن را باید به سوءمدیریت منابع آب و نگهداری فضای سبز نسبت داد؟

به نظر من، مسئله را نمی‌توان فقط به خشکسالی نسبت داد. جمعیت تهران به‌شدت افزایش پیدا کرده و هم‌زمان، مصرف آب در شهر بالا رفته است. امروز در بسیاری از ساختمان‌ها پمپ‌هایی وجود دارد که آب را از منابع زیرزمینی بالا می‌کشند. وقتی برداشت از آب‌های زیرزمینی افزایش پیدا می‌کند، سطح آب پایین می‌رود و ریشه درختان دیگر به‌آسانی به آن دسترسی ندارند.

کشور ما همیشه با محدودیت آب روبه‌رو بوده است، اما نحوه مدیریت منابع، میزان برداشت از آب‌های زیرزمینی و شیوه گسترش شهرها در تشدید بحران نقش دارند. وقتی جمعیت و فعالیت‌های انسانی از ظرفیت منابع منطقه فراتر می‌روند و برداشت از آب زیرزمینی ادامه پیدا می‌کند، هم درختان آسیب می‌بینند و هم خطر فرونشست افزایش می‌یابد

من به یاد دارم زمانی که در بعضی نقاط تهران ریشه درختان در عمق شش تا هفت‌متری به آب می‌رسید. امروز شرایط به‌گونه‌ای تغییر کرده که ممکن است آب در عمقی باشد که ریشه درخت دیگر نتواند به آن برسد. درخت برای ادامه حیات به آب نیاز دارد و وقتی آب در دسترسش نباشد، به‌تدریج ضعیف می‌شود و سرانجام از بین می‌رود. بنابراین، در کنار شرایط اقلیمی، باید به شیوه مصرف و مدیریت منابع آب هم توجه کنیم.

در واقع مسئله اصلی این است که ظرفیت طبیعی تهران با جمعیتی که در آن مستقر شده تناسب ندارد. وقتی جمعیت و تقاضا برای آب از توان منابع موجود فراتر می‌رود، فشار آن فقط بر انسان‌ها وارد نمی‌شود؛ درختان و دیگر اجزای محیط‌زیست شهری نیز آسیب می‌بینند. خشک‌شدن گروهی درختان را باید در همین چارچوب بررسی کرد.

ایران در منطقه‌ای خشک و نیمه‌خشک قرار دارد و منابع آب آن محدود است. آیا با مدیریت درست نمی‌شد آب مورد نیاز جمعیت تهران را تأمین کرد، بی‌آنکه سهم درختان و فضای سبز شهری کاهش پیدا کند؟

ایران از نظر اقلیمی با محدودیت آب روبه‌روست و نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم منابع آبی ما مانند مناطق پرباران باشد. این واقعیتی است که باید در برنامه‌ریزی برای شهرها در نظر گرفته شود. اما خشک و نیمه‌خشک بودن اقلیم به این معنا نیست که هر اتفاقی در زمینه آب رخ می‌دهد، اجتناب‌ناپذیر است. شیوه مدیریت و میزان مصرف هم اهمیت زیادی دارد.

اگر جمعیت یک شهر بیش از ظرفیت منابع آب آن باشد، تأمین نیازهای مختلف با دشواری روبه‌رو می‌شود و در چنین شرایطی، فضای سبز هم در معرض خطر قرار می‌گیرد. به اعتقاد من، در تهران از مدت‌ها پیش باید محدودیت منابع آب را جدی‌تر می‌گرفتند و توسعه شهر را با توان طبیعی منطقه هماهنگ می‌کردند.

گفته می‌شود برخی از خشک شدن‌ها عمدی و برای باز شدن زمین‌ها برای ساخت و ساز و کسب در آمد بیشتر مدیران شهر است. آیا چنین چیزی می‌تواند درست باشد؟

حتی اگر درست هم نباشد نتیجه آن یک چیز است. چرا که در نهایت در آن زمین های خالی ساختمان ساخته می‌شود و جمعیت بر آن سوار می‌شود. ما نمی‌توانیم از یک طرف جمعیت را افزایش دهیم، ساختمان‌های بیشتری بسازیم و مصرف آب را بالا ببریم و از طرف دیگر انتظار داشته باشیم همه نیازهای شهر، از جمله نیاز درختان، بدون مشکل تأمین شود. مدیریت منابع آب یعنی پیش از آنکه به نقطه بحران برسیم، درباره میزان مصرف، توسعه شهر و سهم بخش‌های مختلف از منابع محدود آب تصمیم بگیریم.

یکی از راه‌هایی که برای کاهش فشار بر منابع آب مطرح می‌شود، بازچرخانی فاضلاب است. آیا این راهکار می‌تواند به حفظ درختان و فضای سبز تهران کمک کند؟

بله، به نظر من بازچرخانی فاضلاب یکی از کارهایی است که باید جدی گرفته شود. سال‌هاست درباره استفاده دوباره از فاضلاب و تصفیه آن صحبت می‌شود، اما پرسش این است که این کار تا چه اندازه به‌طور مؤثر و گسترده انجام شده است. من در عمل، آن‌طور که انتظار می‌رود، شاهد استفاده فراگیر از این ظرفیت نبوده‌ام.

تهران به‌ویژه با توجه به جمعیت زیادش باید زیرساخت‌های مناسبی برای تصفیه و استفاده دوباره از فاضلاب داشته باشد. لازم است تأسیسات تصفیه در نقاط مناسب، از جمله در محدوده‌های شمال تهران و البرز، توسعه پیدا کند تا بتوان آب مصرف‌شده را تصفیه کرد و دوباره به چرخه مصرف بازگرداند. البته آب تصفیه‌شده باید متناسب با نوع مصرف و با رعایت استانداردهای لازم به کار گرفته شود. اما این اولویت در نگاه مدیران ما وجود ندارد.

آیا الگوی توسعه فضای سبز تهران با محدودیت منابع آب سازگار است؟ اساساً در چنین شرایطی می‌توان به ایجاد پارک‌های جدید امیدوار بود؟

به نظر من، پیش از آنکه درباره ایجاد پارک‌های جدید صحبت کنیم، باید ببینیم آیا می‌توانیم فضای سبز موجود را حفظ کنیم یا نه؟ ایجاد فضای سبز فقط کاشتن درخت نیست. درخت به آب، خاک مناسب و مراقبت نیاز دارد و اگر این نیازها تأمین نشود، ممکن است پس از مدتی همان درختانی را که با هزینه زیاد کاشته‌ایم از دست بدهیم.

توسعه شهری و فضای سبز باید بر پایه امکانات واقعی منطقه انجام شود. نمی‌توان صرفاً برای افزایش سطح فضای سبز، درخت کاشت، اما درباره آب مورد نیاز آن‌ها برنامه‌ای نداشت. حفظ درختان موجود و مدیریت درست منابع آب، به همان اندازه ایجاد فضای سبز جدید اهمیت دارد

برای فهم بهتر مسئله، باید به الگوی گسترش تهران هم توجه کنیم. پیش از انقلاب، محدودیت‌هایی برای توسعه شهر و ارائه خدماتی مانند آب، برق و گاز در خارج از محدوده تهران وجود داشت. از نظر من، چنین محدودیت‌هایی در کنترل گسترش شهر و افزایش جمعیت آن نقش داشت. بعدتر، با کنار رفتن این محدودیت‌ها، تهران گسترش پیدا کرد و سکونتگاه‌های اطراف آن نیز توسعه یافتند.

وقتی یک شهر بدون توجه کافی به ظرفیت طبیعی و منابعش گسترش پیدا می‌کند، نیاز به آب، انرژی و زمین هم افزایش می‌یابد. در چنین وضعیتی، حتی اگر پارک‌های تازه‌ای ایجاد کنیم، باید از پیش مشخص باشد که آب مورد نیاز آن‌ها از کجا تأمین می‌شود و آیا این تأمین در بلندمدت امکان‌پذیر است یا خیر؟

من معتقدم توسعه شهری و فضای سبز باید بر پایه امکانات واقعی منطقه انجام شود. نمی‌توان صرفاً برای افزایش سطح فضای سبز، درخت کاشت، اما درباره آب مورد نیاز آن‌ها برنامه‌ای نداشت. حفظ درختان موجود و مدیریت درست منابع آب، به همان اندازه ایجاد فضای سبز جدید اهمیت دارد.

درختان در محیط شهری فقط عناصر تزئینی نیستند. از دست رفتن آن‌ها شرایط محیطی شهر را تغییر می‌دهد و بر کیفیت زندگی شهروندان اثر می‌گذارد. به همین دلیل، باید نگران کیفیت زیست شهروندان در ماه‌ها و سال‌های آتی بود.

خشک‌شدن درختان و افت سطح آب‌های زیرزمینی چه تبعات دیگری برای محیط‌زیست تهران و مناطق اطراف آن دارد؟ رابطه این وضعیت با فرونشست زمین چیست؟

یکی از پیامدهای مهم افت آب‌های زیرزمینی، فرونشست زمین است. وقتی آب میان ذرات خاک و در لایه‌های زیرزمینی کاهش پیدا می‌کند، فشار و شرایطی که این لایه‌ها را در وضعیت قبلی نگه داشته تغییر می‌کند. در برخی مناطق، این تغییرات باعث فشرده‌شدن لایه‌های خاک و در نتیجه پایین‌رفتن سطح زمین می‌شود.

فرونشست پدیده‌ای نیست که فقط به یک منطقه محدود باشد. در بخش‌هایی از کشور، از جمله در محدوده‌هایی از استان اصفهان و دشت‌های اطراف همدان، درباره این مسئله هشدار داده شده است. من از کبودراهنگ در استان همدان نیز به‌عنوان یکی از نقاطی یاد می‌کنم که مسئله فرونشست در آن اهمیت دارد. در بعضی مناطق، فرونشست می‌تواند به ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها آسیب بزند و ترک‌خوردگی یا تغییر شکل سازه‌ها را به دنبال داشته باشد. البته میزان فرونشست در هر منطقه باید بر اساس اندازه‌گیری‌های دقیق بیان شود.

به اعتقاد من، نمی‌توان تمام این مشکلات را به اقلیم خشک ایران نسبت داد. کشور ما همیشه با محدودیت آب روبه‌رو بوده است، اما نحوه مدیریت منابع، میزان برداشت از آب‌های زیرزمینی و شیوه گسترش شهرها در تشدید بحران نقش دارند. وقتی جمعیت و فعالیت‌های انسانی از ظرفیت منابع منطقه فراتر می‌روند و برداشت از آب زیرزمینی ادامه پیدا می‌کند، هم درختان آسیب می‌بینند و هم خطر فرونشست افزایش می‌یابد.

ظرفیت طبیعی تهران با جمعیتی که در آن مستقر شده تناسب ندارد. وقتی جمعیت و تقاضا برای آب از توان منابع موجود فراتر می‌رود، فشار آن فقط بر انسان‌ها وارد نمی‌شود؛ درختان و دیگر اجزای محیط‌زیست شهری نیز آسیب می‌بینند. خشک‌شدن گروهی درختان را باید در همین چارچوب بررسی کرد

بنابراین، مسئله فقط خشک‌شدن چند درخت در یک پارک نیست. این اتفاق را باید در پیوند با وضعیت منابع آب، شیوه توسعه تهران و پیامدهای بلندمدت برداشت از آب‌های زیرزمینی دید. اگر قرار است فضای سبز حفظ شود و شهر با خطرهای بیشتری روبه‌رو نشود، مدیریت آب باید با محدودیت‌های واقعی محیط‌زیست هماهنگ باشد.