نازنین دشتی 

در دنیای پرهیاهو و بی‌رحم فوتبال، گاهی سرنوشت یک ستاره نه در چمن‌های خوش‌عطر استادیوم و با سوت داور، بلکه در تاریکی یک اتاق و با یک تماس تلفنی ناشناس رقم می‌خورد. فوتبال ایران همیشه آبستن حوادث عجیب و غریب بوده است؛ لیگی که در آن حاشیه‌ها گاهی از متن پررنگ‌تر می‌شوند و شایعات، سریع‌تر از هر مهاجم تندوتیزی در خط دفاعی افکار عمومی نفوذ می‌کنند. اما داستانی که این روزها در راهروهای باشگاه پرسپولیس و روی سکوهای سرخ‌پوش زمزمه می‌شود، جنس متفاوتی دارد. داستانی از درخشش، سوءظن و یک علامت سوال بزرگ که روی نام یکی از آماده‌ترین بازیکنان این فصل سایه انداخته است؛ تیوی بیفوما. 

همه‌چیز از یک تماس تلفنی با ستاد ملی مبارزه با دوپینگ شروع شد. یک خط ناشناس، صدایی که هویتش هرگز فاش نشد و ادعایی که مثل یک بمب خوشه‌ای در فضای رسانه‌ای منفجر شد. پیام کوتاه اما ویرانگر بود:«موتور محرک پرسپولیس با سوخت غیرمجاز کار می‌کند؛ بیفوما دوپینگ کرده است.» در عصری که شبکه‌های اجتماعی تشنه‌ کلیک و جنجال هستند، همین یک جمله کافی بود تا آتش به پا شود. هیچ سندی ضمیمه‌ این تماس نبود، هیچ برگه آزمایشگاهی روی میز هیچ سردبیری قرار نگرفت، اما بذر شک کاشته شده بود. برای رسانه‌هایی که همیشه به دنبال صید ماهی از آب گل‌آلود هستند، این تماس یک سوژه طلایی بود. تیترها یکی پس از دیگری ردیف شدند:«ستاره سرخ‌ها در دام دوپینگ؟»، «شوک به پرسپولیس!» و هزاران گمانه‌زنی دیگر که بدون هیچ پشتوانه علمی و قانونی، تنها بر موج یک شایعه سوار بودند. اما چرا بیفوما؟

برای درک ریشه‌های این شایعه، باید به مستطیل سبز برگردیم. تیوی بیفوما، بازیکنی با کوله‌باری از تجربه در فوتبال اروپا و لالیگا، از ابتدای این فصل که پیراهن پرسپولیس را بر تن کرد، چیزی فراتر از یک خرید معمولی بود. او تبدیل به ضربان قلب تیم شد. در روزهایی که گره بازی کور می‌شد، این استارت‌های انفجاری، استقامت بدنی خیره‌کننده و جنگندگی تمام‌نشدنی بیفوما بود که راه را باز می‌کرد. او در دقیقه ۹۰ همان‌طور می‌دوید که در دقیقه یک؛ با همان نفس، با همان طراوت و با همان قدرت. 

در فوتبال، وقتی یک بازیکن از استانداردهای عادی لیگ فراتر می‌رود، دو واکنش متفاوت را برمی‌انگیزد؛ تحسین خودی‌ها و تردید رقبا. ذهن‌های بدبین خیلی زود شروع به داستان‌سرایی کردند. آنها نمی‌توانستند بپذیرند که این حجم از آمادگی جسمانی تنها حاصل تمرینات حرفه‌ای، ژنتیک قدرتمند و زندگی سالم باشد. برای آنها راحت‌تر بود که این درخشش را به یک قرص، یک آمپول یا یک مکمل ممنوعه ربط دهند. در واقع، بیفوما داشت تاوان «بیش از حد خوب بودن» را پس می‌داد. 

فوتبال مدرن دیگر تنها نبرد تاکتیک‌ها در زمین نیست؛ نبرد اعصاب و روان در بیرون از زمین است. آیا این تماس تلفنی یک افشاگری صادقانه بود یا یک سناریوی از پیش تعیین‌شده برای برهم زدن تمرکز ستاره پرسپولیس؟ در کوران مسابقات فشرده لیگ، هیچ‌چیز به اندازه یک اتهام اخلاقی و ورزشی نمی‌تواند شیرازه ذهنی یک بازیکن را از هم بپاشد. 

اتهام دوپینگ، مانند شمشیر داموکلس روی سر ورزشکار قرار می‌گیرد. بازیکن مجبور است در هر تمرین، در هر مسابقه و حتی در زندگی شخصی‌اش، نگاه‌های سنگین و پچ‌پچ‌های اطرافیان را تحمل کند. این شایعه می‌تواند تلاشی ناجوانمردانه از سوی رقبایی باشد که در زمین بازی، حریف تکنیک و قدرت بیفوما نشده‌اند و حالا می‌خواهند با ابزار حاشیه، او را از کار بیندازند. ایجاد یک جنگ روانی، ارزان‌ترین و گاهی موثرترین راه برای متوقف کردن یک ستاره است. 

اما دنیای حرفه‌ای مبارزه با دوپینگ، بر اساس شنیده‌ها و تماس‌های تلفنی اداره نمی‌شود. اینجاست که پای نهادهای رسمی و پروتکل‌های سخت‌گیرانه به میان می‌آید. ساختار ستاد ملی مبارزه با دوپینگ (نادو) و آژانس جهانی (وادا)، ساختاری آهنین و نفوذناپذیر است. همان‌طور که پیش‌تر توسط مقامات رسمی تایید شده، پروسه تست‌گیری یک روند تصادفی، علمی و بسیار پرهزینه است. 

نمونه‌هایی که در ایران گرفته می‌شوند، تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و در شرایط دمایی خاص، پلمپ شده و به یکی از معتبرترین آزمایشگاه‌های جهان در کلن آلمان ارسال می‌شوند. هر کیت آزمایشی حدود ۵۰۰‌دلار هزینه در بر دارد و هیچ نامی روی شیشه‌های آزمایش درج نمی‌شود؛ تنها کدهای بارکدداری که هویت ورزشکار را تا لحظه تایید نهایی پنهان نگه می‌دارند. 

در این سیستم دقیق، یک تماس ناشناس هیچ ارزش قانونی ندارد. تا زمانی که دستگاه‌های پیشرفته طیف‌سنجی جرمی در آزمایشگاه کلن، وجود ماده ممنوعه‌ای را در خون یا ادرار ورزشکار تایید نکنند، او کاملا بی‌گناه است. حتی پس از مثبت شدن اولیه، روند طولانی بررسی نمونه B، ارائه دفاعیات پزشکی و محرمانگی مطلق نام ورزشکار طی می‌شود. بنابراین، هرکسی که پیش از اعلام رسمی مراجع ذی‌صلاح نامی را در رسانه‌ها مطرح کند، تنها در حال اجرای یک نمایش تبلیغاتی یا تخریبی است. 

در میان این طوفان رسانه‌ای، واکنش کادر فنی پرسپولیس و خود تیوی بیفوما جالب توجه است؛ سکوت. آنها به خوبی می‌دانند که ورود به بازی شایعه‌سازان، دقیقا همان چیزی است که دشمنان تیم می‌خواهند. هر پاسخی، هر تکذیبیه‌ای و هر مصاحبه‌ای، تنها به این آتش دامن می‌زند و شایعه را در صدر اخبار نگه می‌دارد. بهترین استراتژی در برابر یک اتهام بی‌اساس، درخشش بیشتر در زمین است. بیفوما باید بندهای کفش‌هایش را محکم‌تر ببندد، استارت‌هایش را سریع‌تر بزند و به جای زبان، با ساق‌هایش پاسخ دهد. برای یک فوتبالیست حرفه‌ای، مستطیل سبز تنها دادگاهی است که در آن می‌تواند حقانیت خود را ثابت کند.

پرونده شایعه دوپینگ تیوی بیفوما، آینه‌ای تمام‌نما از فضای ملتهب و گاه غیرحرفه‌ای رسانه‌های ورزشی است. جایی که یک ادعای پوچ می‌تواند روزها تیتر یک باشد، بدون آنکه کسی از مدعی بپرسد مدرکت کجاست؟ تا این لحظه که این کلمات نوشته می‌شوند، بیفوما یک ستاره پاک، یک موتور محرک خستگی‌ناپذیر و یکی از جذاب‌ترین تماشاگرپسندهای لیگ است. هیچ آزمایشی مثبت نشده، هیچ نامه‌ای از آلمان نیامده و هیچ نهاد رسمی این بازیکن را محکوم نکرده است. ماجرای آن تماس تلفنی، فعلا چیزی جز یک داستان جنایی-تخیلی در حاشیه فوتبال نیست. شاید روزی مشخص شود که پشت پرده آن تماس ناشناس چه کسی بوده است؛ شاید یک رقیب ترسیده، شاید یک دلال طردشده و شاید تنها یک هوادار افراطی تیم رقیب. اما تا آن روز، تنها یک حقیقت وجود دارد؛ فوتبال در زمین چمن بازی می‌شود، نه در صفحات زرد مجازی و در زمین چمن، بیفوما فعلا پادشاهی می‌کند. باوری جز این، خیانت به روح پاک ورزش است.