داستان دختری که ماشین گلزنی استقلال شد
نیلوفر آبی!
نگار رشیدی
فوتبال پیش از آنکه علم تاکتیکها و اعداد باشد، صحنه خلق داستانهای دراماتیک است؛ قصههایی از سقوط، ایستادگی و برخاستنی دوباره که در حافظه مستطیل سبز جاودانه میشوند. در روزهایی که فوتبال زنان ایران با شتابی تحسینبرانگیز مسیر توسعه را طی میکند، ظهور یک ستاره جدید تمام معادلات را بر هم زده است. تیمی که پس از یک دهه انحلال و دوری از سطح اول فوتبال، از خاکستر خود برخاسته و دختری که پس از گم کردن مسیرش در زمین چمن، به سالنهای فوتسال پناه برد اما دوباره بازگشت تا تبدیل به بیرحمترین مهاجم این روزهای لیگ برتر شود. این داستان نیلوفر عظیمی است؛ الماس تراشخورده خط حمله استقلال که این روزها هیچ دروازهای از گزند ضربات او در امان نیست.
تیم زنان استقلال پس از انحلال تلخ در اواسط دهه ۹۰ خورشیدی، روزهای تاریکی را سپری کرد. اما در سه سال گذشته، مدیریت باشگاه تصمیم به احیای این تیم گرفت. آنها مسیر را از صفر مطلق، یعنی لیگ دسته دوم آغاز کردند و با صبوری، پلهپله بالا آمدند تا سرانجام به لیگ برتر رسیدند. بازگشت به بالاترین سطح مسابقات، آن هم با قرعهای که به درستی قرعه مرگ نامیده میشد، میتوانست هر تیم تازهواردی را در هم بشکند. رویارویی پیاپی با تیمهای قدرتمندی چون پالایش گاز ایلام، خاتون بم (مدافع بلامنازع قهرمانی)، گلگهر سیرجان و سپاهان اصفهان، آزمونی سخت برای دختران آبیپوش بود.
اما نقطه عطف این مسیر پرپیچوخم، عصر جمعه رقم خورد. استقلال در تقابلی نفسگیر مقابل سپاهان مدعی، نیمه اول را با شکست یک بر صفر به رختکن رفت. همهچیز بوی یک ناکامی دیگر را میداد، اما در نیمه مربیان، معجزهای از جنس اراده رخ داد. آبیپوشان با یک بازگشت رویایی موفق شدند بازی باخته را با پیروزی دو بر یک عوض کنند. این برد ۶امتیازی، استقلال را با هفت امتیاز در رتبه پنجم جدول و در قلب ترافیک جذاب مدعیان قرار داد. معمار اصلی این پیروزی باشکوه، کسی نبود جز ستارهای که حالا نامش لرزه بر اندام مدافعان حریف میاندازد؛ نیلوفر عظیمی.
مسیر رسیدن به قله برای نیلوفر عظیمی هرگز فرش شده با گلبرگهای رز نبود. او که از نسل پرانرژی و جسور دهههشتادیهاست، روزگاری در تیمهای بادرود و آوا تهران توپ میزد. در آن برهه، فشارها و عدم موفقیتهای مقطعی در فوتبال چمنی باعث شد تا این استعداد جوان در تصمیمی عجیب، زمین سبز را ترک کرده و به فوتسال روی بیاورد. حضور او در تیم فوتسال مهرعظام، نشان از دختری داشت که در جستوجوی مسیر واقعی خود دست و پا میزند.
اما سرنوشت، نقشههای دیگری برای او داشت. فوتبال نمیتوانست از چنین استعداد نابی چشمپوشی کند. با احیای تیم زنان استقلال، ورق برای عظیمی برگشت. او در فصل گذشته به جمع آبیپوشان پایتخت پیوست و اینجا بود که قطعه گمشده پازل زندگی ورزشیاش پیدا شد. نیلوفر در استقلال نهتنها دوباره متولد شد، بلکه تبدیل به قلب تپنده تیمی شد که تشنه صعود بود.
فصل گذشته در لیگ دسته اول، صحنه هنرنمایی بیرقیب این مهاجم بود. صعود استقلال به لیگ برتر، مدیون پاهای طلایی عظیمی است. از ۲۶گلی که آبیپوشان در مسیر صعود به ثمر رساندند، ۹گل با امضای مستقیم او ثبت شد. اوج این درخشش در حساسترین بازی فصل یعنی دیدار پلیآف مقابل فولاد رقم خورد. در روزی که استرس و فشار روانی میتوانست هر بازیکنی را فلج کند، نیلوفر با یک دبل تماشایی، تیر خلاص را بر پیکره حریف وارد کرد و سند صعود استقلال به لیگ برتر را امضا کرد. او فصل را با کفش طلا و عنوان خانمگلی لیگ یک به پایان رساند تا ثابت کند که دیگر آن بازیکن سردرگم سالهای گذشته نیست؛ او حالا یک گلزن بالفطره است.
با صعود به لیگ برتر، بسیاری از منتقدان منتظر بودند تا ببینند آیا درخشش عظیمی در سطح اول فوتبال ایران هم تداوم خواهد داشت یا او تنها ستارهای مختص به لیگهای پایینتر است. پاسخ نیلوفر به این تردیدها، کوبنده و قاطع بود. در لیگی که تنها پرسپولیس، سپاهان و استقلال موفق شدهاند در تمامی بازیهای خود گلزنی کنند، عظیمی رکوردی خارقالعاده را به نام خود ثبت کرده است؛ او تنها بازیکن شاغل در فصل جدید لیگ برتر است که در تمامی هفتهها موفق به گلزنی شده است.
عملکرد او در چهار هفته ابتدایی لیگ، شبیه به یک سناریوی از پیش نوشته شده هالیوودی است. در هفته نخست، دروازه پالایش گاز ایلام را فروریخت. در هفته دوم، با وجود شکست تیمش، توانست دروازه تیم قدرتمند خاتون بم را باز کند. در هفته سوم مقابل تیم پرستاره گلگهر سیرجان، نهتنها یک گل به ثمر رساند بلکه یک پنالتی ارزشمند نیز برای تیمش گرفت. و درنهایت، شاهکار هنری او در هفته چهارم مقابل سپاهان تکمیل شد؛ جایی که با دو گل حیاتی (دبل)، باخت را برای استقلال به پیروزی تبدیل کرد. چهار بازی و پنج گل؛ آماری که نشان میدهد ماشین گلزنی استقلال در ایدهآلترین فرم ممکن قرار دارد.
درخشش سریالی عظیمی در مقابل تیمهای مطرح، حالا تمام نگاهها را به سمت او خیره کرده است. او در جدول گلزنان، چهرههای شاخص و اسطورههایی نظیر زهرا قنبری و شبنم بهشت را که هر کدام سه گل به ثمر رساندهاند، پشت سر گذاشته و با پنج گل، سایهبهسایه افسانه چترنور (مهاجم باتجربه گلگهر با ۶گل) در حرکت است. رقابت این ستاره جوان و دهههشتادی با مهاجمان باتجربه و ملیپوش، گرمای خاصی به لیگ امسال بخشیده است.
نیلوفر آبیها، حالا که کفش طلای لیگ یک را در ویترین افتخاراتش دارد، رویای بزرگتری را در سر میپروراند؛ فتح عنوان خانمگلی لیگ برتر فوتبال زنان ایران. او ثابت کرده است که استعداد، اگر با پشتکار و انتخاب مسیر درست همراه شود، میتواند کوهها را جابهجا کند. دختری که روزگاری از فوتبال ناامید شده بود، امروز بیرحمترین مهاجم لیگ است و با این فرم درخشان، پوشیدن پیراهن تیم ملی زنان ایران، نه یک آرزوی دوردست، بلکه حقیقتی است که در آیندهای بسیار نزدیک رقم خواهد خورد. فوتبال ایران حالا باید به احترام تولد این ماشین گلزنی بایستد؛ ستارهای که به معنای واقعی کلمه، یک گلزن مادرزاد است.
دیدگاه تان را بنویسید