گزارشی تحلیلی از فراز و فرود داوطلبان از ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۵
کنکور بهمثابة آینهای از جامعه
محمد تقیزاده
کنکور در ایران، تنها یک آزمون ورودی دانشگاه نیست. آیینی است که از سال ۱۳۴۸ که نخستین بار برگزار شد، تا امروز، به یکی از تعیینکنندهترین لحظات زندگی میلیونها ایرانی تبدیل شده است. آزمونی که در ابتدا با چند هزار داوطلب آغاز شد، در دهه هفتاد به مرز یک میلیون نفر رسید، در دهه هشتاد از یک میلیون و نیم گذشت و در دهه نود با وجود فراز و فرودهای بسیار، هرگز از کانون توجه عمومی خارج نشد.
در طول بیش از نیم قرن، کنکور بارها تغییر کرده است. گاهی دو مرحلهای شده، گاهی یکمرحلهای. گاهی سوابق تحصیلی تأثیر کمتری داشتهاند، گاهی سهم آنها به ۶۰ درصد رسیده است. گاهی سهمیهها گستردهتر شدهاند، گاهی محدودتر. گاهی آزمون در تیر برگزار میشود، گاهی در دی، گاهی در دو نوبت. اما آنچه در تمام این سالها ثابت مانده، نقش کنکور بهعنوان مهمترین ابزار تخصیص فرصت در ایران بوده است. فرصتی که مسیر زندگی، طبقه اجتماعی و حتی سلامت روان میلیونها انسان را تعیین کرده است.
تاریخ کنکور در ایران، تاریخ تحولات اجتماعی نیز هست. وقتی تعداد داوطلبان در دهه 80 به اوج رسید، دانشگاهها گسترش یافتند. وقتی سهم دختران در دهه نود از ۶۰ درصد گذشت، بحث درباره بازار کار و اشتغال زنان جدیتر شد. وقتی در دهه ۱۴۰۰ سوابق تحصیلی سهم ۶۰ درصدی گرفت، جدال بر سر عدالت آموزشی به اوج رسید. هر تغییر در سیاستهای کنکور، بازتابی از تغییرات بزرگتر در جامعه ایران بوده است: از رشد جمعیت و موج جوانی تا تغییر نگرش به آموزش عالی، از گسترش شهرنشینی تا تحول در نظام ارزشها و انتخابهای نسلی.
آنچه این گزارش را از تحلیلهای صرفاً آموزشی متمایز میکند، نگاه به کنکور بهعنوان آینهای از جامعه ایران است. آینهای که در آن میتوان شکافهای طبقاتی، تفاوتهای جنسیتی، تغییرات جمعیتی و تحولات فرهنگی را دید. کنکور فقط یک آزمون نیست؛ یک نهاد اجتماعی است که در طول دههها، با جامعه ایران همزیستی کرده، از آن تأثیر گرفته و بر آن اثر گذاشته است.
در این گزارش، با تکیه بر دادههای تاریخی داوطلبان از سال ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۵، تلاش میکنیم تصویری از این نهاد در گذر زمان ترسیم کنیم. تصویری که فراز و فرود تعداد داوطلبان، جابهجایی سهم گروههای آزمایشی، رشد پیوسته سهم دختران و تحولات ترکیب جمعیتی را در خود جای داده است. این تصویر، نه فقط روایت گذشته، که چراغی برای فهم آینده نیز هست. آیندهای که در آن، کنکور یا تغییر خواهد کرد یا همچنان بهعنوان یکی از پرمناقشهترین نهادهای اجتماعی ایران باقی خواهد ماند.
پیش از ورود به تحلیل، باید به یک نکته مهم اشاره کرد: این مجموعه داده، مانند بسیاری از آمارهای تاریخی کنکور، خالی از کاستی نیست. در برخی سالها تعداد داوطلبان با جمع جنسیتها یا جمع گروههای آزمایشی همخوانی ندارد. برای نمونه، در سال ۱۴۰۳ جمع دختران و پسران ۱,۱۶۲,۵۱۸ نفر است، در حالی که تعداد کل داوطلبان ۱,۱۵۲,۵۱۸ نفر ثبت شده؛ یعنی ۱۰ هزار نفر اختلاف. در سال ۱۳۹۹ نیز جمع جنسیتها ۱,۱۴۶,۱۲۸ نفر است، اما تعداد کل داوطلبان ۱,۳۹۱,۵۲۴ نفر گزارش شده که اختلافی ۲۴۵ هزار نفری را نشان میدهد. در سال ۱۳۸۴ نیز جمع گروهها کمی بیشتر از تعداد کل داوطلبان است. این اختلافها میتواند ناشی از تفاوت در تعریف «داوطلب»، «کارت صادرشده» و «شرکتکننده» باشد. بنابراین، اعداد این گزارش را باید بهعنوان تصویری تقریبی از روندها خواند، نه آمار قطعی و نهایی.
با این حال، همین دادههای ناقص نیز الگوهای روشنی را آشکار میکنند که برای درک تحولات دو دهه اخیر کنکور ایران ارزشمند است.
روند کلی داوطلبان؛ از اوج ۱۳۸۱ تا دره ۱۳۹۵
تعداد کل داوطلبان کنکور در سال ۱۳۸۱ حدود یک میلیون و ۴۵۵ هزار نفر بود. این رقم در سال ۱۳۸۴ به یک میلیون و ۳۸۷ هزار، در ۱۳۸۶ به یک میلیون و ۲۹۸ هزار و در ۱۳۸۹ به یک میلیون و ۲۸۶ هزار نفر رسید. اما از سال ۱۳۹۰ شیب نزولی تندتری آغاز شد. در سال ۱۳۹۰ تعداد داوطلبان یک میلیون و ۱۳۲ هزار نفر بود که در ۱۳۹۱ به یک میلیون و ۶۶ هزار، در ۱۳۹۳ به یک میلیون و ۳۱ هزار و در ۱۳۹۴ به ۸۷۷ هزار نفر کاهش یافت. سال ۱۳۹۵ نقطه کف این روند بود: ۸۶۰ هزار و ۱۰۹ داوطلب.
از سال ۱۳۹۶ بار دیگر روند صعودی آغاز شد. تعداد داوطلبان در ۱۳۹۶ به ۹۳۰ هزار، در ۱۳۹۷ به یک میلیون و ۱۱ هزار و در ۱۳۹۸ به یک میلیون و ۱۱۹ هزار نفر رسید. سال ۱۳۹۹ جهش قابل توجهی داشت: یک میلیون و ۳۹۱ هزار داوطلب. سال ۱۴۰۰ افت نسبی را تجربه کرد (یک میلیون و ۱۱۱ هزار) و سال ۱۴۰۱ به اوج دو دهه اخیر رسید: یک میلیون و ۴۸۹ هزار و ۲۲۰ داوطلب.
پس از این اوج، روند نزولی بازگشت. سال ۱۴۰۲ تعداد داوطلبان به یک میلیون و ۱۱۹ هزار، سال ۱۴۰۳ به یک میلیون و ۱۵۲ هزار و سال ۱۴۰۴ به ۹۵۷ هزار و ۷۹۸ نفر (نوبت اول) کاهش یافت. سال ۱۴۰۵ با یک میلیون و ۷۰ هزار و ۲۴۱ داوطلب، رشد ۱۱.۷ درصدی نسبت به ۱۴۰۴ را نشان میدهد، اما همچنان از اوج ۱۴۰۱ فاصله زیادی دارد.
این نوسانها تنها بازتاب تغییرات جمعیتی نیستند. عواملی چون رشد ظرفیت دانشگاهها، تغییر سیاستهای پذیرش، شرایط اقتصادی و اجتماعی، و در سالهای اخیر همهگیری کرونا و تنشهای سیاسی، هر یک سهمی در این فراز و فرود داشتهاند.
ترکیب گروههای آزمایشی؛ سلطه پایدار تجربی
در تمام سالهایی که دادههای تفکیکی در دسترس است، گروه علوم تجربی بزرگترین گروه آزمایشی بوده است. در سال ۱۴۰۵، از یک میلیون و ۷۰ هزار داوطلب، ۴۵۱ هزار و ۵۲۲ نفر (۴۲.۲ درصد) تجربی، ۳۲۷ هزار و ۷۳۴ نفر (۳۰.۶ درصد) انسانی، ۱۳۵ هزار و ۸۱۳ نفر (۱۲.۷ درصد) ریاضی، ۹۰ هزار و ۱۷۳ نفر (۸.۴ درصد) زبان و ۶۴ هزار و ۹۹۹ نفر (۶.۱ درصد) هنر بودند.
آنچه در این جدول دیده میشود، رشد نسبی گروه ریاضی در ۱۴۰۵ نسبت به ۱۴۰۴ است. تعداد داوطلبان ریاضی از ۱۱۶ هزار به ۱۳۵ هزار نفر رسید؛ رشدی ۱۷ درصدی. گروه هنر نیز با رشد ۲۴ درصدی، از ۵۱ هزار به ۶۴ هزار نفر رسید. در مقابل، گروه تجربی با رشد ۷ درصدی و انسانی با رشد ۱۳ درصدی، کمتر از ریاضی و هنر رشد کردند.
نکته مهم دیگر، سهم تاریخی گروه تجربی است. در سال ۱۴۰۰، تجربی ۵۵۴ هزار و ۸۶۰ داوطلب داشت که ۴۹.۹ درصد کل داوطلبان آن سال بود. این سهم در ۱۴۰۵ به ۴۲.۲ درصد کاهش یافته است. هرچند تجربی همچنان بزرگترین گروه است، اما سهم آن از کل داوطلبان روندی نزولی دارد. در مقابل، سهم انسانی از ۳۳.۳ درصد در ۱۴۰۰ به ۳۰.۶ درصد در ۱۴۰۵ رسیده و سهم ریاضی از ۱۲.۸ به ۱۲.۷ درصد تقریباً ثابت مانده است.
جنسیت؛ چهره زنانه کنکور
یکی از پایدارترین الگوهای این دو دهه، سهم بالای دختران از داوطلبان کنکور است. در سال ۱۳۸۳، دختران ۶۰.۹۶ درصد داوطلبان را تشکیل میدادند. این سهم در سال ۱۳۸۶ به ۶۳ درصد رسید، در ۱۳۹۵ به ۵۹.۲ درصد کاهش یافت و از ۱۳۹۶ بار دیگر روند صعودی گرفت. در سال ۱۴۰۵، سهم دختران به ۶۵ درصد رسید که بالاترین رقم در تمام سالهای مورد بررسی است.
سال سهم دختران سهم پسران
۱۳۸۳ ۶۰.۹۶% ۳۹.۰۴%
۱۳۸۶ ۶۳.۰۰% ۳۷.۰۰%
۱۳۹۵ ۵۹.۱۸% ۴۰.۸۲%
۱۴۰۰ ۵۹.۵۵% ۴۰.۴۵%
۱۴۰۲ ۶۱.۴۱% ۳۸.۵۹%
۱۴۰۳ ۶۲.۷۶% ۳۷.۲۴%
۱۴۰۴ ۶۳.۴۸% ۳۶.۵۲%
۱۴۰۵ ۶۵.۰۰% ۳۵.۰۰%
این جدول نشان میدهد سهم پسران از داوطلبان کنکور در دو دهه اخیر از حدود ۳۹ درصد به ۳۵ درصد کاهش یافته است. به بیان دیگر، کنکور ایران هر سال زنانهتر میشود. این تغییر ترکیب جمعیتی، پیامدهای مهمی برای سیاستگذاری آموزشی دارد؛ از جمله لزوم توجه به انتخاب رشته دختران، فرصتهای شغلی پس از فارغالتحصیلی و نقش دانشگاه در تحولات اجتماعی.
ناسازگاریهای داده؛ آنچه باید با احتیاط خواند
همانطور که در ابتدا اشاره شد، این مجموعه داده چند ناسازگاری جدی دارد. در سال ۱۴۰۳، جمع دختران و پسران ۱۰ هزار نفر بیشتر از تعداد کل داوطلبان است. در سال ۱۳۹۹، جمع جنسیتها ۲۴۵ هزار نفر کمتر از تعداد کل داوطلبان است. در سال ۱۳۸۴، جمع گروههای آزمایشی ۲,۷۴۸ نفر بیشتر از تعداد کل داوطلبان است. همچنین در سالهای ۱۴۰۰، ۱۴۰۱ و ۱۳۹۹، ستونهای «هنر» و «زبان» خالی هستند و بهجای آنها «علاقهمند هنر» و «علاقهمند زبان» ثبت شده که ممکن است با داوطلبان اصلی همپوشانی داشته باشد.
این ناسازگاریها به معنای بیاعتباری کل داده نیست، اما نشان میدهد که برای تحلیلهای دقیقتر، باید هر سال را با منابع اصلی و تعاریف همان سال سنجید. با این حال، روندهای کلانرشد سهم دختران، سلطه تجربی، و نوسان تعداد کلبهقدری پایدار هستند که این کاستیها تصویر کلی را مخدوش نکنند.
جمعبندی
دادههای داوطلبان کنکور از ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۵ سه روند بزرگ را نشان میدهند. نخست، نوسان شدید تعداد کل داوطلبان که از اوج یک میلیون و ۴۸۹ هزار نفر در ۱۴۰۱ به ۹۵۷ هزار نفر در ۱۴۰۴ سقوط کرد و در ۱۴۰۵ بار دیگر به یک میلیون و ۷۰ هزار نفر رسید. دوم، سلطه پایدار گروه تجربی که با وجود کاهش سهم از ۴۹.۹ به ۴۲.۲ درصد، همچنان بزرگترین گروه آزمایشی کشور است. سوم، رشد پیوسته سهم دختران که از ۶۰.۹۶ درصد در ۱۳۸۳ به ۶۵ درصد در ۱۴۰۵ رسیده است.
این اعداد، تنها تصویری از گذشته نیستند؛ آنها زمینهای برای فهم آنچه در آینده رخ خواهد داد نیز فراهم میکنند. اگر روند فعلی ادامه یابد، کنکور ایران در سالهای آینده شاهد سهم بیشتر دختران، سهم کمتر تجربی، و رقابت فزاینده در گروههای ریاضی و هنر خواهد بود. سیاستگذاری آموزشی، از ظرفیت دانشگاهها تا بازار کار فارغالتحصیلان، ناگزیر است این تغییرات را در محاسبات خود لحاظ کند.
دیدگاه تان را بنویسید