مرگ حسامالدین ۱۰ ساله در هوتک دشتیاری؛
مدیران و خیریههای نمایشی، فقط از فقر فیلم میگیرند
صبح دیروز خبر غرق شدن «حسامالدین ابیر»، کودک ۱۰ ساله اهل روستای محمدزهی از توابع بخش پلان دشتیاری منتشر شد. این حادثه، نخستین مورد از مرگ کودکان در هوتکهای سیستان و بلوچستان نیست. در سالهای گذشته نیز گزارشهای متعددی از غرقشدگی، نقص عضو و آسیبهای جسمی کودکان در این گودالهای آب منتشر شده است.
به گزارش رکنا، ساجده عربسرخی، فعال اجتماعی و پژوهشگر حوزه آسیبهای اجتماعی در استان سیستان و بلوچستان گفت: هوتکها بخشی از زندگی روزمره مردم بلوچ در مناطقی مانند دشتیاری هستند. این گودالها برای مردم منطقه صرفا یک محل تجمع آب نیستند، بلکه منبعی برای شستوشوی لباس و ظروف، تأمین آب دام و در برخی موارد استفادههای روزمره خانوارها محسوب میشوند.
او توضیح داد: همین وابستگی روزمره باعث شده حذف هوتکها بدون جایگزین پایدار ممکن نباشد. به گفته عربسرخی، مسئله اصلی نه فقط وجود هوتکها، بلکه نبود ایمنسازی، نبود لایروبی مستمر، نبود زیرساخت انتقال آب و رهاشدگی مدیریتی در حوزه
آب است.
این فعال اجتماعی گفت: هوتکها پس از مدتی به دلیل بارندگی، خشکی، فرسایش دیوارهها و استفاده مداوم، خطرناکتر میشوند. برای کاهش خطر باید لایروبی شوند، اطراف آنها ایمنسازی شود، پمپ آب نصب شود و آب از طریق لوله یا شیر در دسترس مردم قرار بگیرد تا نیازی به نزدیک شدن مستقیم کودکان و زنان به لبه هوتک نباشد. عربسرخی با اشاره به پراکندگی بالای هوتکها در شهرستانهایی مانند چابهار و دشتیاری افزود: گفته میشود در این مناطق حدود هزار هوتک وجود دارد. همین پراکندگی، کار ایمنسازی را دشوار و پرهزینه کرده، اما دشواری کار نمیتواند دلیل تداوم مرگ کودکان باشد. سالهاست خبر غرق شدن یا آسیب دیدن کودکان در هوتکها تکرار میشود و همچنان اقدام ساختاری کافی دیده نمیشود.
او ریشه مسئله را در بحران آب و نبود برنامهریزی پایدار دانست و گفت: ساماندهی هوتکها باید ذیل مسئله کلان آب در استان دیده شود. در سیستان و بلوچستان، هم خشکسالی وجود دارد و هم مدیریتنشدن منابع آب. مردم ناچارند از منابعی استفاده کنند که هم ناایمناند و هم از نظر بهداشتی مشکل دارند.
به گفته این پژوهشگر اجتماعی، خطر هوتکها تنها به غرقشدگی محدود نمیشود. آب موجود در هوتکها در بسیاری از مناطق همزمان برای دام، شستوشوی ظروف، شستن لباس و مصرف روزمره استفاده میشود. همین موضوع میتواند زمینهساز آسیبهای جدی بهداشتی برای اهالی روستاها باشد.
عربسرخی در ادامه با اشاره به موقعیت اقلیمی جنوب سیستان و بلوچستان گفت: این منطقه از سیلخیزترین نقاط کشور است. بارانهای موسمی و مونسون در این استان رخ میدهد و نزدیکی به دریا نیز وجود دارد، اما به دلیل نبود زیرساخت مناسب برای آبخیزداری و مدیریت روانآبها، بخش زیادی از آب باران رها میشود و در نهایت به دریا میریزد.
او نمونههایی از اقدامات مؤثر در ایمنسازی هوتکها را نیز یادآور شد و گفت: در برخی پروژههای خیریه، از جمله اقداماتی که نرگس کلباسی در مناطقی مانند پلان و دشتیاری انجام داد، اطراف هوتکها فنسکشی شد، پمپ آب نصب شد و حوضچه یا محل برداشت ایمن آب برای مردم ایجاد شد. در نتیجه مردم به جای نزدیک شدن مستقیم به لبه هوتک، از آبی استفاده میکردند که با موتور به شیر انتقال داده شده بود.
عربسرخی افزود: این مدلها هنوز در برخی روستاها کارکرد دارند و مردم از آن استفاده میکنند، اما اجرای گسترده آن هزینهبر است و نیاز به اراده جدی دارد. مسئله این است که چنین همتی برای حل ریشهای بحران آب و ایمنسازی هوتکها دیده نمیشود.
او با انتقاد از غلبه نگاه مقطعی در کمکرسانی به منطقه گفت: بخش زیادی از تلاشها به سمت توزیع سبد غذایی رفته است؛ در حالی که مردم منطقه بیش از کمکهای موقت، به زیرساخت نیاز دارند. اگر مسئله آب حل نشود، هوتکها همچنان باقی میمانند و خطر مرگ کودکان نیز ادامه خواهد داشت.
عربسرخی در پاسخ به پرسشی درباره نقش برخی فعالیتهای خیریه در سیستان و بلوچستان و اینکه آیا در این حوزه نوعی «بیزینس خیریه» شکل گرفته است، گفت: برای اینکه بتوان با قطعیت از بیزینس اقتصادی در پوشش خیریه صحبت کرد، باید آمار و اطلاعات دقیق وجود داشته باشد. من نمیتوانم درباره همه گروهها یا همه افراد چنین حکمی بدهم، اما چیزی که میتوانم با اطمینان از آن صحبت کنم، وجود نوعی فعالیت نمایشی در بخشی از این کمکهاست.
او توضیح داد: برخی افراد یا گروهها برای کسب اعتبار اجتماعی، ساختن یک تابلو از خود یا استفاده از این تصویر در مسیر اهداف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی وارد منطقه میشوند. در چنین مواردی، کمکرسانی به جای حل مسئله، به نمایش فقر و محرومیت تبدیل میشود.
این فعال اجتماعی با انتقاد از شیوه بازنمایی کودکان محروم در برخی فعالیتهای خیریه گفت: بارها دیدهام افرادی به منطقه میروند، با کودکان عکس و فیلم میگیرند، پاهای برهنه بچهها را نمایش میدهند و از این تصاویر برای دیده شدن خود استفاده میکنند. این نوع برخورد، مسئله محرومیت را حل نمیکند و در بسیاری موارد، بیشتر به نفع تصویرسازی فرد یا گروه کمککننده تمام میشود تا مردم منطقه.
عربسرخی با تأکید بر اینکه همه فعالیتهای خیریه را نمیتوان زیر سؤال برد، گفت: در استان، گروهها و افراد مؤثر و دلسوز نیز فعالیت کردهاند، اما مشکل اصلی این است که ظرفیتهای خیریه و داوطلبانه، مدیریت و هدایت نمیشود. کمکها پراکندهاند و نیازها بهدرستی شناسایی و اولویتبندی نمیشوند.
او در ادامه به نقل از یکی از استانداران پیشین سیستان و بلوچستان اشاره کرد و گفت: یکبار یکی از استانداران سابق میگفت بودجه و نیرویی که بهصورت خیریه و داوطلبانه وارد استان میشود، با بودجه استان و نیروی کار رسمی قابل مقایسه است، اما مسئله این است که این ظرفیت عظیم سازماندهی نمیشود.
به گفته این پژوهشگر حوزه آسیبهای اجتماعی، مدیریت استان باید بتواند نیازهای واقعی مناطق مختلف را شناسایی کند، ظرفیتهای داوطلبانه و کمکهای مالی را تجمیع کند و آنها را به سمت اولویتهای واقعی مردم هدایت کند؛ اتفاقی که به گفته او، در عمل رخ نمیدهد.
عربسرخی برای توضیح این مسئله به تجربه سیلهای اخیر در استان اشاره کرد و گفت: وقتی در دشتیاری سیل میآید، به دلیل اینکه آب مدت طولانی روی زمین میماند، امکان تصویربرداری و دیده شدن بیشتر است. در نتیجه بخش زیادی از خبرنگاران، مسئولان و گروههای داوطلب به آن منطقه میروند. اما ممکن است همان بارندگی در نیکشهر نیز خسارت سنگینی به پلها، راهها و زیرساختها زده باشد، با این تفاوت که به دلیل کوهستانی بودن منطقه و جریان سریع آب، دیگر تصویر ماندگاری از سیلاب وجود ندارد.
او افزود: در سیل ۱۴۰۲، من حتی یک خبرنگار را در برخی مناطق آسیبدیده مانند نیکشهر ندیدم، در حالی که همه مسئولان و خبرنگاران در دشتیاری حضور داشتند. این یعنی کمکرسانی و حتی پوشش رسانهای نیز گاهی تابع دیده شدن صحنه بحران است، نه لزوما شدت و گستره واقعی خسارت.
این فعال اجتماعی گفت: مدیریت استان باید نقش هدایتگر داشته باشد. یعنی کمکهای مالی، خدمات داوطلبانه، گروههای جهادی و نیروهای مردمی را شناسایی و تجمیع کند و براساس نیاز واقعی مناطق مختلف، آنها را توزیع کند. برای مثال، به یک گروه بگوید به قصرقند برود، گروه دیگری را به نیمروز بفرستد و بخشی دیگر را به مناطقی هدایت کند که کمتر دیده شدهاند اما نیاز بیشتری دارند.
او با انتقاد از نبود چنین سازوکاری گفت: بارها دیدهام در یک روز چند گروه خیر میخواهند در یک روستای مشخص مدرسه بسازند، چون دهیار آن روستا روابط عمومی قوی دارد و میتواند با خیرین ارتباط بگیرد. در مقابل، صدها روستای دیگر وجود دارند که کسی به آنها توجه نمیکند، در حالی که ممکن است نیازشان بسیار جدیتر باشد.
عربسرخی در پایان تأکید کرد: مشکل اصلی، نبود مدیریت واحد در سطح استان برای شناسایی نیازها، تجمیع ظرفیتها و هدایت کمکهاست. تا زمانی که این مدیریت شکل نگیرد، بخش زیادی از کمکها پراکنده، مقطعی و وابسته به دیده شدن خواهد بود، نه متناسب با نیاز واقعی مردم.
دیدگاه تان را بنویسید