مرثیهای برای تراژدی خاموش جزیره «مارو» در هیاهوی جنگ و بایکوت خبری
شیدور؛ بهشتی که در قیر دفن شد
سعیده علیپور
با گذشت نزدیک به سه ماه از قطع گسترده اینترنت در پی آغاز درگیریهای نظامی از 9 اسفند ۱۴۰۴، اکنون که برخی از شهروندان در نقاط مختلف ایران به تدریج و با لطایفالحیلی چون خرید کانفیگ و اینترنت پرو به شبکه جهانی متصل میشوند، ابعاد فاجعهای که در سکوت خبری بر پیکره محیطزیست ایران وارد شده، فراتر از میدانهای نبرد فیزیکی نمایان میشود.
در میان انبوه تصاویر تلخ از ویرانی زیرساختها، تصاویری که از «جزیره شیدور» یا همان «مارو» مخابره شده، قلب هر بینندهای را به درد میآورد. این تصاویر نشان میدهند که بهشت کوچک خلیج فارس، که روزی نگین سبز و سفید این پهنه آبی بود، اکنون در غبار غلیظی از نفت و قیر فرو رفته است.
روزی که آسمان لاوان سیاه شد
تراژدی از حوالی ساعت ۱۰ صبح چهارشنبه، ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، درست در لحظاتی که کورسوی امیدی برای برقراری یک آتشبس موقت در صدر اخبار خبرگزاریهای بینالمللی قرار گرفته بود، آغاز شد. در حالی که ساکنان نوار ساحلی جنوب در انتظار آرامش بودند، صدای مهیب چندین انفجار پیاپی، سکوت جزیره استراتژیک لاوان را در هم شکست. هدف، قلب تپنده تاسیسات پالایشگاهی و مخازن ذخیرهسازی نفت خام بود.
دود غلیظ و سیاهی که از این انفجارها برخاست، به سرعت آسمان فیروزهای خلیج فارس را در تاریکی فرو برد. طبق گزارشهای میدانی و تأیید مقامات ارشد شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی، هرچند پروتکلهای اضطراری و تخلیه سریع کارکنان مانع از وقوع یک فاجعه انسانی با تلفات جانی گسترده شد، اما تخریب زیرساختها ابعادی آخرالزمانی داشت. اصابت مستقیم به مخازن عظیم «سقف شناور» که حاوی هزاران بشکه نفت خام و فرآوردههای فوقسنگین بودند، باعث شد تا دیوارههای حفاظتی فرو بریزند.
با فروپاشی این سدها، سیلابی از نفت خام مشتعل و قیر مذاب به سوی سواحل مرجانی سرازیر شد. نشت نفت که به دلیل وسعت تخریب خطوط لوله انتقال بینجزیرهای و مخازن ساحلی به سرعت از کنترل خارج شده بود، همچون لکهای شوم بر تن دریا نشست. در آن ساعت از روز، جریانهای دریایی موسوم به «جریانهای ناشی از جزر و مد پادسااعتگرد» و وزش بادهای تند شمال غربی، دست به دست هم دادند تا این توده عظیم آلودگی را نه به سمت آبهای آزاد، بلکه مستقیما به سوی قلب تپنده تنوع زیستی منطقه هدایت کنند.
تودههای نفتی به دلیل غلظت بالا و دمای ناشی از احتراق، پیش از آنکه فرصتی برای تجزیه طبیعی داشته باشند، به سواحل بکر و سپید شیدور هجوم بردند؛ جایی که پناهگاه امن لاکپشتها و پرندگان بود، به قتلگاهی از نفت و آتش تبدیل شد
این فرش سیاه و چسبنده، با سرعتی باورنکردنی فاصله چند کیلومتری میان لاوان و همسایه شرقیاش، یعنی جزیره «شیدور» (مارو) را درنوردید. گزارشهای دیدهبانی محیطزیست که بعدها منتشر شد، حکایت از آن دارد که تودههای نفتی به دلیل غلظت بالا و دمای ناشی از احتراق، پیش از آنکه فرصتی برای تجزیه طبیعی داشته باشند، به سواحل بکر و سپید شیدور هجوم بردند؛ جایی که پناهگاه امن لاکپشتها و پرندگان بود، حالا به قتلگاهی از نفت و آتش تبدیل شده بود که بوی تند هیدروکربنهای سوخته آن تا فرسنگها دورتر، مشام ساکنان لنگه و مقام را میآزارد.
شیدور؛ بهشتی که در قیر غرق شد
جزیره شیدور که در میان بومیان با نام افسانهای «مارو» شناخته میشود، فراتر از یک خشکی غیرمسکونی در میان آبها، در واقع «مقدسترین پناهگاه حیاتوحش» در پهنه خلیج فارس است. این جزیره کوچک که به دلیل شنهای سفید و آبهای کریستالیاش به «مالدیو ایران» شهرت داشت، اکنون به زیر لایهای سمی و قیرگون از نفت دفن شده است. اهمیت زیستمحیطی این نگین مرجانی به حدی است که در فهرست تالابهای بینالمللی کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده و به عنوان یکی از مهمترین سایتهای جوجهآوری پرندگان دریایی و تخمگذاری لاکپشتها در کل منطقه غرب آسیا
شناخته میشود.
این جزیره طبق استانداردهای جهانی یک «ذخیرهگاه زیستکره مینیاتوری» است و تخریب آن به معنای نقض پروتکلهای بینالمللی حفاظت از تنوع زیستی است که ایران و جامعه جهانی نسبت به آن تعهد دارند.
تصاویر هولناکی که این روزها در شبکههای اجتماعی و سایتهای خبری داخلی دست به دست میشود، حکایت از یک «نسلکشی خاموش» در حیات وحش دارد. نشت عظیم نفت از تاسیسات لاوان، درست در بدترین زمان ممکن یعنی در اوج فصل «تخمگذاری لاکپشتهای پوزه عقابی» به وقوع پیوست. این گونه که در فهرست قرمز IUCN به عنوان «بهشدت در معرض انقراض» طبقهبندی شده، برای بقای نسل خود به سواحل شیدور وابسته است.
گزارشهای میدانی تکاندهنده نشان میدهند که مادهلاکپشتهای سنگینوزن که طبق غریزه چند میلیونساله خود برای حفر گودال و تخمگذاری به ساحل آمده بودند، در میان تودههای چسبناک و سفتشده نفت خام گرفتار شدهاند. بسیاری از این موجودات پیش از آنکه موفق به بازگشت به آب شوند، به دلیل انسداد مجاری تنفسی و مسمومیت شدید خونی جان باختهاند؛ تصاویری از پیکرهای بیجان این لاکپشتها که در میان نفت سیاه، همچون مجسمههایی سنگی خشک شدهاند، ابعاد این فاجعه را به خوبی نشان میدهد.
در میان انبوه تصاویر تلخ از ویرانی زیرساختها، تصاویری که از «جزیره شیدور» یا همان «مارو» مخابره شده، قلب هر بینندهای را به درد میآورد. این تصاویر نشان میدهند که بهشت کوچک خلیج فارس، که روزی نگین سبز و سفید این پهنه آبی بود، اکنون در غبار غلیظی از نفت و قیر فرو رفته است
علاوه بر این، شیدور خانه هزاران قطعه از پرندگان دریایی نظیر «پرستوهای دریایی گونهسفید» و «کاکلی کوچک» است که در این فصل روی زمین و لابلای بوتههای ساحلی لانهسازی میکنند. نفوذ نفت به بافت ماسهای ساحل نه تنها آشیانههای آنها را نابود کرده، بلکه باعث شده پرهای این پرندگان به نفت آغشته شود؛ امری که منجر به از دست دادن توانایی پرواز، برهم خوردن تنظیم دمای بدن و در نهایت مرگ دستهجمعی آنها بر اثر گرسنگی شده است.
اما فاجعه اصلی در زیر سطح آب در جریان است؛ جایی که «آبسنگهای مرجانی» پیرامون جزیره، که به حق «شُشهای خلیج فارس» نامیده میشوند، هدف هجوم هیدروکربنهای سنگین قرار گرفتهاند. رسوب مواد نفتی و مواد شیمیایی سمی بر روی این کلونیهای حساس مرجانی، مانع از رسیدن نور و اکسیژن شده و منجر به پدیده «سفیدشدگی لایهای» و مرگ بافتهای مرجانی شده است. این مرجانها که زیستگاه و نوزادگاه صدها گونه ماهی و سختپوست هستند، با مرگ خود زنجیره غذایی منطقه را به کلی فروپاشیدهاند. کارشناسان بر این باورند که به دلیل نرخ بسیار پایین رشد مرجانها در شرایط تنشزای خلیج فارس، احیای این اکوسیستم نابودشده نه با سالها، بلکه با «قرنها» سنجیده میشود؛ خسارتی که هیچ غرامت جنگی قادر به جبران آن نخواهد بود.
ردپای سیاه بر آبی بیکران
ابعاد فاجعه آنقدر وسیع است که از جو زمین نیز به وضوح قابل رویت است. در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، شبکه خبری CNN با انتشار تصاویر ماهوارهای جدید، از وجود لکههای نفتی عظیم در پهنه خلیج فارس خبر داد. یکی از این لکهها که در نزدیکی تنگه هرمز و جزیره قشم رصد شده، بیش از ۸ کیلومتر طول دارد.
گزارشهای رویترز نیز با استناد به دادههای ماهوارهای، مساحت آلودگی در نزدیکی جزیره خارک را حدود ۴۵ کیلومتر مربع برآورد کرده است. مجموع این نشتها که از پالایشگاههای هدف قرار گرفته در لاوان، خارک و حتی تاسیسات کویت منشأ گرفتهاند، صدها کیلومتر مربع از سطح دریا را پوشانده و یک لایه غیرقابل نفوذ اکسیژن بر روی آب ایجاد کردهاند. این وضعیت، زنجیره غذایی دریایی را از کوچکترین پلانکتونها تا بزرگترین پستانداران دریایی هدف قرار داده است.
جزیره شیدور که در میان بومیان با نام افسانهای «مارو» شناخته میشود، فراتر از یک خشکی غیرمسکونی در میان آبها، در واقع «مقدسترین پناهگاه حیاتوحش» در پهنه خلیج فارس است. این جزیره کوچک که به دلیل شنهای سفید و آبهای کریستالیاش به «مالدیو ایران» شهرت داشت، اکنون به زیر لایهای سمی و قیرگون از نفت دفن شده است
اقتصاد فروپاشیده و سفرههای سمی
جنگ اخیر، معیشت هزاران صیاد بومی در سواحل جنوبی ایران را نابود کرده است. آلودگی شدید دریا نه تنها باعث مرگومیر جمعی ماهیان شده، بلکه گونههای باقیمانده را نیز به دلیل تجمع فلزات سنگین و هیدروکربنها سمی کرده است. مصرف ماهی آلوده اکنون به یک تهدید جدی برای سلامت عمومی تبدیل شده و صیادانی که نسل در نسل از این دریا ارتزاق میکردند، اکنون با بیکاری و فقر مطلق
روبرو هستند.
محیط زیست؛
قربانی خاموش منازعات
«شینا انصاری»، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران، در مکاتبهای با دبیرکل سازمان ملل متحد، هشدار داده است که اقدامات نظامی اخیر یک «تراژدی زیستمحیطی» است. به گفته او، تنها در دو هفته ابتدایی درگیریها، حدود ۵ میلیون تن گاز گلخانهای بر اثر آتشسوزی تاسیسات نفتی منتشر شده که معادل ردپای کربنی ۶۰ کشور کوچک جهان است.
احمدرضا لاهیجانزاده، معاون محیط زیست دریایی، نیز تأکید کرده است که انفجارهای صوتی و آلودگیهای شیمیایی در پهنهای بیش از ۵۰۰ هزار کیلومتر مربع، تنوع زیستی خلیج فارس را با خطرات غیرقابل بازگشت مواجه کرده است. او معتقد است که بازسازی ساختار خاک در مناطقی که ماشینهای جنگی در آن تردد کردهاند، هزاران سال و پاکسازی رسوبات نفتی از کف دریا، چندین دهه زمان میبرد.
با گذشت نزدیک به سه ماه از قطع گسترده اینترنت در پی آغاز درگیریهای نظامی از 9 اسفند ۱۴۰۴، اکنون که برخی از شهروندان در نقاط مختلف ایران به تدریج و با لطایفالحیلی چون خرید کانفیگ و اینترنت پرو به شبکه جهانی متصل میشوند، ابعاد فاجعهای که در سکوت خبری بر پیکره محیطزیست ایران وارد شده، فراتر از میدانهای نبرد فیزیکی نمایان میشود
فاجعه فراتر از مرزها و فراتر از سیاست
فاجعه جزیره شیدور و نشت نفت در لاوان، زنگ خطری است که نشان میدهد محیط زیست هیچ مرزی نمیشناسد. آلودگی که امروز در سواحل ایران دیده میشود، فردا در سواحل امارات، قطر و کویت ظاهر خواهد شد. خلیج فارس، این حوضه آبی بسته و حساس، تحمل این حجم از فشار نظامی و آلودگی صنعتی را ندارد.
هر چند در ایران اینترنت هنوز قطع است. اما به واسطه منابع خبری محدود داخلی تصاویر فاجعه بار کم کم به دست مردم میرسد و جهان با تصاویر «ماروی سیاهپوش» روبرو میشود.
شاید زمان آن رسیده است که نهادهای بینالمللی محیط زیست را به عنوان یک «قربانی جنگی» به رسمیت بشناسند. فجایع زیستمحیطی جنگ ۱۴۰۵، نه تنها میراثی تلخ برای نسل کنونی، بلکه زخمی عمیق بر پیکره آیندگانی است که باید در سرزمینی با آبهای آلوده و خاکهای مرده زندگی کنند.
دیدگاه تان را بنویسید