از پشت نوبت ماندن برای اسکان موقت تا رفت و آمدهای بی‌نتیجه

شادی مکی

حبیب‌اله طاهرخانی معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهرسازی از آغاز فرآیندهای مربوط به ساخت واحدهای مسکونی تخریب شده در اثر جنگ خبر داده است. خواجه دلویی رئیس بنیاد مسکن کشور هم گفته است که تسهیلات ودیعه مسکن به ارزش ۳۰۰۰ میلیارد ریال به آسیب دیدگان جنگ پرداخت شده است.

علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر تهران هم می‌گوید تامین اجاره بهای جنگ‌زدگان تا زمان تکمیل ساخت منزل بر عهده شهرداری است. او همچنین گفته است که شهروندان آسیب‌دیده در جنگ در ۴۵ هتل شهر اسکان موقت داده شده‌اند. فعالیت گروه‌های جهادی برای بازسازی و کمک به شهروندان حادثه‌دیده هم خبر دیگری که مسئولان به آن اشاره می‌کنند. 

به گزارش ایلنا، اما همه این خبرهای خوب روی دیگری هم دارد. گلایه‌های برخی حادثه‌دیدگان جنگ از روند کند کارها، رفتارهایی که دیگر گرم و همدلانه نیست، عدم برخورداری از اسکان موقت و ماندن پشت نوبت حضور در این اماکن آنهم در شرایطی که واحد مسکونی هم قابل سکونت نیست. فعالیت‌ها و کمک‌های همدلانه اما غیرتخصصی گروه‌های جهادی هم موضوع دیگری است که مورد انتقاد برخی از آسیب‌دیدگان جنگ قرار می‌گیرد. درست مانند حامد که این روزها دل پری از شرایط دارد و با وجود بی‌حوصلگی اما به دلیل خبرنگار بودن بیش از سایرین حوصله صحبت دارد و با خبرنگار ایلنا به گفتگو می‌نشیند. 

بیش از دو هفته زندگی در محل کار

بخت با حامد و خانواده‌اش یار بود که زمان اصابت موشک به پایگاه نظامی نزدیک محل سکونتش، خانه خالی بود. اتفاقی که در آخرین روزهای نوروز رخ داد. حالا از منزل استیجاری او در یکی از خیابان‌های استراتژیک تهران تنها بنایی سست، دیوارهایی با ترک عمیق، شیشه‌های شکسته و قاب پنجره‌هایی از هم پاشیده باقی مانده است. اگر بگوییم صدمات وارد شده به لوازم زندگی‌اش آنهم در این وضعیت گرانی‌های مهارناشدنی و دستمزدهای پایین و مشاغل از دست رفته قابل جبران نیست، گزاف نگفته‌ایم. 

حالا خانواده این خبرنگار از یکدیگر جدا افتاده‌اند. همسرش در شهری دیگر و دور از او زندگی می‌کنند و خودش هم در محلی که رسانه محل کارش در اختیار او قرار داده شب را به صبح می‌رساند. شرایطی که حامد دیگر توان تحملش را ندارد. 

حامد به ایلنا می‌گوید: «همان روز اول جنگ و با توجه به خطری که منطقه محل زندگی ما را تهدید می‌کرد با همسرم به شهر خودمان برگشتیم تا در امنیت باشیم. نزدیک نوروز بود و رسانه هم مشکلی نداشت. آخرین روزهای عید بود که با خبر شدیم پایگاه نظامی نزدیک منزل‌مان مورد اصابت قرار گرفته و ساختمان دچار آسیب شدید شده است. این اتفاق مصادف شد با پایان عید و من چاره‌ای نداشتم به جز اینکه اینکه برای شروع کار و حضور در رسانه به تهران بازگردم.

در اولین روزها تدابیر امنیتی در محله ما بسیار شدید بود شاید آن زمان هنوز هم خطر احساس می‌شد. ما با شرایط خاص مانند ممنوعیت ورود خودرو به محله یا همراه نداشتن تلفن همراه مواجه بودیم. اما از یک هفته پیش تقریبا عبور و مرور در منطقه ما به حالت عادی بازگشته است.»

ساختمانی که کنار آپارتمان محل سکونت حامد و خانواده‌اش بود در این حملات کاملا تخریب می‌شود، اما ساختمان محل زندگی حامد تنها با تخریب تقریبا شدید مواجه می‌شود به نحوی که میزان مقاومت آن برای امکان سکونت باید مورد ارزیابی قرار بگیرد. اتفاقی که با وجود گذشت بیش از دو هفته از حادثه هنوز رخ نداده است: «کارشناسان در ارزیابی‌ها به ما اعلام کردند که آسیب وارد شده به ساختمان شدید است. برخی هم گفته‌اند که نباید در ساختمان زندگی کنیم و باید دیوارها کاملا تخریب شود. زیرا هم سقف و هم دیوارها به صورت عمیق ترک  خورده است.»

حامد از نیروهای جهادی که سعی می‌کنند با هزینه‌ها و تلاش خودشان به مردمی که خانه‌های‌شان آسیب‌دیده کمک کنند تشکر می‌کند، رفتاری که به گفته او نشانه همدلی مشترک یک ملت است، با این حال اما حامد، نقدی جدی هم بر اقدامات جهادی خیرخواهانه وارد می‌داند: «روزی یکی از همین داوطلبان با خود گچ آورده بود و قصد داشت خانه ما را تعمیر کند. من تشکر کردم اما اجازه این کار را ندادم. حقیقت آن است که برخی اقدامات نیازمند مداخله تخصصی و کارشناسی هستند. قطعا در جنگ، دولت در برابر آسیب‌دیدگان وظایفی دارد و نباید مردم به تنهایی کار را به دست بگیرند. اگر مردم مبالغی را به دولت اهدا کنند تا دولت بتواند به چنین اموری رسیدگی کند، بهتر از آن است که مداخلات غیرتخصصی انجام شود.»

او اضافه می‌کند: «خانه‌هایی که تخریب شده سست هستند و نیاز به اقداماتی دارند که از عهده افرادی با تحصیلات یا مهارت‌های خاص ساختمان‌سازی برمی‌آید. اما متاسفانه به نظر من ۹۰ درصد از اقدامات و کمک‌ها از سوی همین نیروهای جهادی انجام می‌شود که با همه حسن نیت و محبتی که دارند، اما من اقدامات‌شان را اصولی نمی‌دانم. به علاوه این اقدامات خطرات خاصی هم ممکن است به دنبال داشته باشد. من نمی‌دانم فردی که به منزل من برای کمک مراجعه می‌کند چه کسی است؟ قطعا نمی‌توان هویت فردی را از لباس او حدس زد. حالا اگر در این میان حادثه‌ای رخ دهد، چه کسی پاسخگوی ما خواهد بود؟ 

رفت و آمدهای بی‌نتیجه به ستاد بحران

حامد بارها به ستاد بحران مراجعه کرده اما به نتیجه ملموسی نرسیده است: «هر بار که مراجعه کردم فرمی را در اختیار من گذاشتند تا درباره حادثه و آسیب‌های ناشی از آن را توضیح دهم. واقعیت این است که هر بار وارد منزلم می‌شوم، انگار دفعه اولی است که خانه‌ام را می‌بینم یعنی هر بار متوجه یک نقص و ایراد جدید ناشی از همان حادثه می‌شوم که در فرم ستاد بحران نیاورده‌ام و اصولا در زمان پرکردن فرم متوجه آن نشده بودم.»

این خبرنگار می‌گوید: «به نظر می‌رسد شهرداری با همه تلاشی که می‌کند، نیروی لازم را برای رسیدگی سریع به مشکلات آسیب‌دیدگان ندارد. به عنوان مثال شیشه‌های دوجداره منزل ما شکسته است و نسبت به تعمیر آن هم اقدامی صورت نگرفته است. فقط چند روز پیش یکی از نیروهای جهادی آمد و پیشنهاد داد به جای شیشه فعلا پلاستیک به پنجره‌ام بزند. وقتی پلاستیک را به جای پنجره‌ام تصور کردم حالم بد شد و آوارگی را با همه وجودم حس کردم. مسئولان هم می‌گویند فعلا شیشه معمولی دارند، در حالی که پنجره ما دوجداره بوده و شیشه معمولی برای خانه من قابل استفاده نیست.»

ماندن پشت نوبت اسکان موقت 

او به اقامت ۲۴ ساعته‌اش در محل کار اشاره می‌کند و اینکه محلی برای اسکان موقت ندارد: «وقتی برای اسکان موقت به شهرداری مراجعه کردم اعلام شد که پشت نوبت قرار دارم و هر وقت جایی خالی شد اطلاع می‌دهند. سوال من این است که وقتی جایی برای زندگی ندارم و به دلیل مساله شغلی امکان بازگشت به شهرم را هم ندارم باید چه کنم؟ اگر خانواده‌ام در شهرستان ساکن نبودند و محل کارم هم نمازخانه را برای اقامت در اختیارم نمی‌گذاشت باید چه می‌کردم؟

«من خبرنگار هستم و با توجه به حرفه‌ام به جزئیات دقت می‌کنم. هربار که برای اسکان به شهرداری مراجعه می‌کنم حداقل ۵، ۶ نفر با شرایط من حضور دارند که به دنبال اسکان هستند.» این را حامد می‌گوید و ادامه می‌دهد: «با توجه به وضعیت خانه‌های آسیب‌دیده بعید است افرادی که در هتل‌ها اسکان داده شده‌اند به این زودی اتاق‌های هتل‌ها را تخلیه کنند که حق هم دارند. من هم اگر بودم تا زمانی که خانه‌ام کاملا بازسازی شده و خانواده‌ام در امنیت باشند، اتاق هتل را تخلیه نمی‌کردم. اما پرسش این است تا چه زمانی من و افرادی در شرایط من باید منتظر اسکان باشیم. 

حامد دو سه روز پیش هم بار دیگر به امید یافتن جایی برای اسکان موقت به شهرداری مراجعه می‌کند: «مسئول مربوطه اعلام کرد که هنوز نتوانسته‌اند برای افرادی که از ۱۲ فروردین به بعد ثبت‌نام کرده‌اند، محلی برای اسکان فراهم کنند. واقعیت این است که بعد از دو ماه من و خانواده‌ام نمی‌توانیم بیش از این جدا از هم زندگی کنیم، به علاوه آنکه هزینه این زندگی جدا بسیار زیاد است و منابع مالی خانواده رو به پایان.»