شهرداری به اعتراضات اعضای شورای شهر درخصوص وامهای نجومی و تبلیغات پنج هزار میلیاردی بیاعتناست
تهرانِ «دوست داشتنی»زیر پوسته بدهی و رانت!
سعیده علیپور
شهرداری تهران تحت مدیریت علیرضا زاکانی در حالی با بیلبوردهای رنگارنگ و شعاری چون «تهران دوستداشتنی» در سراسر شهر تلاش میکند چهرهای پرتلاش و پیگیر از خود بسازد که پشت این نمایش بیلبوردی، شفافیت مالی و ساختاری شهر هر روز تاریکتر از قبل میشود.
در حالی که برخی اعضای شورای شهر از افزایش چشمگیر وامهای بانکی، پرداخت تسهیلات ویژه به مدیران و امضای قراردادهایی با ارقام میلیاردی و بدون شفافیت کافی خبر میدهند؛ زاکانی بیآنکه پاسخگو باشد، در حال تصویرسازی و نصب بیلبوردهای رنگارنگ با شعارهای پرطمطراق در تهران است.
در این شرایط اما این پرسش ساده مطرح است: منابع این بریز و بپاشهای نمایشی از کجا میآید، کجا هزینه میشود و آیا نتیجهای هم برای مردم شهر دارد؟!
هرچند برخی اعضای شهر چون نرجس سلیمانی، به صراحت خواستهاند «میزان کل بدهیهای بانکی شهرداری در ابتدای دوره ششم»، «وامهای گرفتهشده»، «شرایط بازپرداخت»، «وثایق»، «تغییرات بدهی طی دوره»، «خالص بدهی اکنون» و ... همه به تفکیک اعلام شود، اما پاسخ رسمی شهرداری و شخص زاکانی همیشه نادیده گرفتن و بیاعتنایی بوده است. لااقل تا این لحظه هیچ جدول شفاف، گزارش تحلیلی یا سندی در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است. این حجم بیتوجهی و پاسخهای سربالای شهردار حتی مهدی چمران، رئیس همیشه مدافع او در شورای شهر را هم به اعتراض واداشت و زاکانی را به سوءاستفاده از اعتماد خود
متهم کرد.
سایه بدهیهای بانکی و وامهای نجومی
شهردار تهران مدعی است که با ورود به دوره جدید مدیریت شهری، بخش عمده بدهیهای بانکی را «تسویه» کرده است؛ زاکانی در جلسه «جام رسانه امید» که از سوی بسیج رسانه- نهادی که زیرمجموعه نهادهای نظارتی و امنیتی است- در روزهای آخر آبان ماه برگزار شد؛ ادعا کرد که بدهی اولیه شهرداری ۸۳.۳ هزار میلیارد تومان بوده و اکنون «بخش عمده» آن رفع شده است.
این در حالی است که در برخی گزارشهای اخیر منتشر شده از سوی اعضای شورای شهر، شهرداری تهران برای جبران کسری بودجه و تسویه بدهیها، چند ملک شهری را واگذار کرده است. اما برخی از اعضای شورا میگویند قیمت فروش املاک «هزار تا دو هزار میلیارد تومان» کمتر از ارزش واقعی بوده و اطلاعات دقیق درباره مالکیت و کاربری در دست نیست، موضوعی که شفافیت و عدالت در مدیریت داراییهای عمومی را زیر سؤال میبرد.
از سوی دیگر همزمان مستنداتی منتشر شدهاند که نشان میدهند شهرداری در دوران زاکانی از بانکها برای مدیران خود وامهای مسکن با شرایط استثنایی (سود پایین) دریافت کرده است و مبلغ کمکهزینه ودیعه مسکن به ۳۶ مدیر شهرداری بالغ بر ۲۵.۵ میلیارد تومان اعلام شده است.
آنچه مشکلساز است، این است که این ارقام بسیار فراتر از سقف قانونی وام ودیعه مسکن برای یک خانوار معمولی است. طبق آییننامه، سقف وام ودیعه برای کارکنان شهرداری مشخص و محدود است، اما در عمل، برخی مدیران تنها چند ماه پس از دریافت وام سنگین، دوباره وامهای مشابه گرفتهاند؛ این رفتار نشان میدهد که ضوابط رسمی رعایت نشده و مدیریت شهری آشکارا از قوانین سرپیچی کرده است.
این تناقضها- یعنی هم ادعای «تسویه کامل بدهیهای بانکی» و هم پرداخت وامهای نجومی به برخی مدیران- یک سؤال بزرگ و روشن ایجاد میکند: آیا این وامهای حمایتی برای انگیزه دادن به مدیران بوده یا در واقع نشانهای از رانت و سوءاستفاده است؟
منتقدان این وامها را نه کمک واقعی، بلکه «ودیعه نجومی مدیران» خواندهاند که در تضاد آشکار با شرایط زندگی کارگران و شهروندان عادی همان مجموعه شهرداری است.
وقتی شهروندان تهران با ترافیک، آلودگی هوا، بیآبی، کمبود ناوگان حملونقل عمومی و کیفیت پایین خدمات روبهرو هستند، هزینه میلیاردی برای بیلبورد و تبلیغاتی که عمدتا شعار هستند، چه معنایی دارد؟
تار و پود قرارداد
پنج هزار میلیاردی «تبلیغاتی»
در بحبوحه بدهی و وامهای سنگین، شهرداری تهران یک قرارداد «نامحدود» با صدا و سیما هم امضا کرده است.
طبق اعلام ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران، این توافق میتواند تا سقف پنج هزار میلیارد تومان هزینه دربرداشته باشد؛ پولی هنگفت که میتوانست صرف زیرساخت، حملونقل، بهبود خدمات عمومی یا کاهش فقر شهری شود.
در توضیح این قرارداد آمده است که با تبصرهای در بودجه ۱۴۰۴، امکان «اطلاعرسانی وسیع» بدون محدودیت زمانی و مالی داده شده است؛ ناصر امانی هشدار داده که این حجم هزینه میتواند به وضعیت «حکمرانی نمایشی» منجر شود: تمرکز بر تصویرسازی، نه خدمات واقعی.
منتقدان میگویند که وقتی شهروندان تهران با ترافیک، آلودگی هوا، بیآبی، کمبود ناوگان حملونقل عمومی و کیفیت پایین خدمات روبهرو هستند، هزینه میلیاردی برای بیلبوردها و تبلیغاتی که عمدتا شعار هستند، چه معنایی دارد؟ این پول متعلق به مردم است، آیا حقشان نیست که پیش از هر بیلبوردی، هوای پاک تنفس کنند، خیابانهاشان آسفالت شود، اتوبوس داشته باشند و زبالهها جمع شود؟
ابهامات قرارداد بینالمللی
و «عدم شفافیت»
ماجرا تنها در وام و تبلیغ خلاصه نمیشود. در سال گذشته، قرارداد عظیمی با شرکت(های) چینی برای تجدید ناوگان حملونقل عمومی، خرید وسایل نقلیه برقی و تجهیزات شهری به ارزش ۲.۷ میلیارد یورو منعقد شد.
اما انتشار عمومی این قرارداد با مقاومت مواجه شد؛ برخی اعضای شورای شهر جلسه توضیح آن را ترک کردند و شماری از مسئولان حاضر نشدند جزئیات مالی، شرکت طرف قرارداد و شرایط تامین مالی را شفاف کنند.
در حالی که برخی اعضای شورای شهر از افزایش چشمگیر وامهای بانکی، پرداخت تسهیلات ویژه به مدیران و امضای قراردادهایی با ارقام میلیاردی و بدون شفافیت کافی در شهرداری خبر میدهند؛ زاکانی بیآنکه پاسخگو باشد، در حال تصویرسازی «تهران دوستداشتنی» و نصب بیلبوردهای رنگارنگ با شعارهای پرطمطراق در پایتخت است؛ حال آنکه تا وقتی شفافیت واقعی وجود نداشته باشد، این شعارها چیزی جز نمایشی از فریب برای شهروندان خسته از ناکارآمدی روزافزون نیست
در واکنش، شهرداری اشاره کرده که قرارداد محرمانه است؛ این وقتی دردناکتر است که شهر ما درگیر مشکلات روزمرهای چون آلودگی، بافت فرسوده، حملونقل ناکارآمد و بحران خدمات است. آیا چنین قراردادی واقعا با هدف رفاه شهر بسته شده، یا برای پنهانکاری و انتقال منافع به
گروه خاص؟
جای خالی شفافیت
زاکانی در گزارش اخیر خود عنوان کرده که بودجه سال ۱۴۰۴ شهرداری «بهطور جهشی» افزایش یافته و از حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان در سال ۹۹ تا ۲۳۱ هزار میلیارد تومان در ۱۴۰۴ رسیده است. او تأکید کرده بخش عمده این بودجه صرف پروژههای عمرانی شده است.
اما از سوی دیگر، معلوم نیست این «پروژههای عمرانی» دقیقا کدامند، در چه مناطقی اجرا شدهاند و آیا منافع آن به شهروندان رسیده است. همزمان با این ادعا، مبالغ کلان صرف تبلیغات و وامهای نجومی شده؛ دو داده که با هم همخوانی ندارند.
«ریختوپاش»ی که نفرت و بیاعتمادی
ایجاد میکند
در شهری که مردم برای آب سالم، حملونقل مناسب، مدیریت پسماند و دسترسی به مسکن مناسب با دشواری مواجهاند، صرف میلیاردها تومان برای تبلیغ و رقص اعداد در گزارش مالی، «ریختوپاش»ی است که نفرت و بیاعتمادی ایجاد میکند.
اقتصاد شهری وقتی زیر بار بدهی و وامهای داخلی و خارجی است، نباید هزینههای نمایشی اولویتش باشد؛ به ویژه وقتی عدم شفافیت، شرایط بازگشت بدهی، اقساط وامها، شرکتهای طرف قرارداد و هزینه دقیق پروژهها روشن نیست.
ممکن است برخی از این مصارف با عنوان «پیشرفت» یا «سرمایهگذاری برای آینده شهر» توجیه شوند؛ اما وقتی شهروندان امروز مشکل دارند، وعده آینده امیدبخش نیست.
توسعه خطوط مترو؛
وعدهای که همچنان متوقف مانده
در حالی که شهرداری تهران بر پروژههای بزرگ تبلیغاتی و قراردادهای میلیاردی تمرکز کرده، روند توسعه خطوط مترو به کندی پیش میرود. طول خطوط جدید با وعدههای قبلی فاصله زیادی دارد و تکمیل ایستگاهها با تأخیر مواجه شده است؛ این در حالی است که شهروندان هر روز در ترافیک سنگین و ازدحام وسایل نقلیه عمومی گیر کردهاند.
کارشناسان حملونقل معتقدند که عدم تخصیص بودجه کافی و اولویت دادن به تبلیغات و پروژههای نمایشی، عامل اصلی کندی توسعه متروست. حتی برخی از اعضای شورای شهر از جمله نرجس سلیمانی بارها خواستار شفافیت در بودجه و پیشرفت پروژههای مترو شدهاند، ولی پاسخ روشنی دریافت نکردهاند.
حکمرانی تصویر و نه واقعیت
مدیریت شهری تحت سیطرة زاکانی در تهران، بیش از هر چیز بر «قاب رسانهای» و «تصویرسازی» متمرکز است؛ ترکیبی از قراردادهای تبلیغاتی سنگین، وامهای ویژه برای مدیران، بدهی بانکی و پروژههای اعلامشده بزرگ بینالمللی.
ادعای «تسویه بدهی» و «انفجار بودجه عمرانی» در کنار وام نجومی، تبلیغات ۵ هزار میلیاردی و قراردادهای محرمانه، بیش از آن که نشانه شفافیت و پیشرفت باشد، زنگ خطری برای ساختار مالی و اخلاقی شهر است.
تا وقتی که اعداد فقط روی کاغذ بمانند، قراردادها پنهان شوند، وامها به اقلیتی برسد که قادر به بازپرداخت نیستند یا اصلا نیازی نداشتند و تبلیغ جای خدمت را بگیرد نمیتوان نام «مدیریت شهری» بر این حکمرانی گذاشت.
شهروند تهرانی حق دارد بداند: پول این حکمرانی از کجاست، کجا میرود و به چه کسانی میرسد؟ تا وقتی شفافیت واقعی وجود نداشته باشد، شعار «تهران دوستداشتنی» چیزی جز نمایشی از فریب از سوی مدیران ساختمان شهرداری برای شهروندان خسته از ناکارآمدی روزافزون نیست.
دیدگاه تان را بنویسید