نشست چهارجانبه اعضای پیمان مکه و ایران برگزار شد؛
جستجوی امنیت منطقهای در تهران
نهال فرخی
روز دوشنبه شاید بسیاری با شگفتی به ورود مقامات برخی کشورهای همسایه به ایران نگاه میکردند. سه کشوری که تنها دو ماه پیش در مکه پیمان دفاع مشترک امضا کردند، حالا برای گفتوگو درباره امنیت منطقه به تهران آمدهاند؛ آن هم در شرایطی که گزارشهای تازه از آمادگی آمریکا و اسرائیل برای عملیات نظامی گستردهتر علیه ایران حکایت دارند.
حضور وزیر دفاع عربستان سعودی، فرمانده ارتش پاکستان و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه در پایتخت ایران، درست پس از نشست اضطراری اعضای پیمان مکه در ریاض، سفر عاصم منیر به تهران و افزایش حملات انصارالله یمن به عربستان، پرسش مهمی را پیش کشیده که آیا احتمال نزدیک شدن جنگی تازه، کشورهای منطقه را به تکاپوی دیپلماتیک انداخته یا تحرکات نظامی جدیدی پشت این رفتوآمدهای کمسابقه قرار دارد؟ شاید بتوان گفت که همزمانی این تحولات دیگر اجازه نمیدهد نشست تهران صرفاً یک دیدار دیپلماتیک معمولی تلقی شود.
روز دوشنبه چهارم آبان، خبرگزاری رویترز از سفر خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه به تهران خبر داد. علی باقریکنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز این سفر را تأیید کرد و گفت مقامهای سه کشور برای رایزنی با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، و بررسی امنیت منطقهای به ایران میآیند.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اعلام کرد پیشنهاد برگزاری نشست در جریان سفر هفته گذشته عاصم منیر به تهران مطرح شده است. او همچنین تأیید کرد که رویارویی نظامی ایران و آمریکا از موضوعات طبیعی این گفتوگوها خواهد بود. با این حال، دستور کار رسمی نشست به این موضوع محدود نیست و تحولات فلسطین، لبنان، سیاستهای اسرائیل و پیامدهای حملات نظامی آمریکا و اسرائیل نیز در آن جای دارند.
از پیمان مکه تا تهران؛ چه اتفاقی افتاده است؟
برای درک اهمیت این نشست باید به تابستان امسال بازگشت؛ زمانی که عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه توافقنامه دفاع مشترک مکه را امضا کردند. بر اساس این پیمان، حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به تمام اعضا تلقی میشود و طرفها متعهد شدهاند برای مقابله با تهدیدها علیه حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر از ابزارهای لازم استفاده کنند.
این توافق، سه ظرفیت متفاوت توان اقتصادی و انرژی عربستان، قدرت نظامی و هستهای پاکستان و توانمندیهای دفاعی ترکیه که عضو ناتو نیز هست؛ را در یک چارچوب دفاعی قرار داده است. پاکستان پیمان را تصویب کرده و روند تصویب آن در پارلمان ترکیه همچنان ادامه دارد.
اما اهمیت این پیمان فقط در متن آن نیست و در هفتههای اخیر، حملات موشکی و پهپادی انصارالله یمن به عربستان افزایش یافته و ریاض را در موقعیتی قرار داده که خطر سرایت جنگ منطقهای را بیش از گذشته احساس میکند. چنان که در ماههای اخیر نیز وزیران کشورهای عضو پیمان مکه در ریاض نشست اضطراری برگزار کردند و درباره استقرار سریع نیروها و توانمندیهای نظامی در عربستان به توافق رسیدند. اکنون، تنها چند هفته بعد، مقامهای ارشد همین کشورها به تهران آمدهاند. این توالی زمانی معنادار است و ابتدا تقویت همکاری نظامی در ریاض، سپس افزایش رایزنیهای پاکستان با ایران و سرانجام نشست مشترک در تهران را نشان میدهد.
آمادهسازی برای جنگ تازه یا دیپلماسی فعال؟
مهمترین تحول همزمان با نشست تهران، انتشار گزارش تازه سیانان درباره آمادگی نظامی آمریکاست. این شبکه به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داده نیروهای ایالات متحده در خاورمیانه توانایی آغاز عملیاتی گسترده علیه ایران را ظرف ۹۶ ساعت پس از دریافت دستور دونالد ترامپ دارند. چنان که به گفته منابع سیانان، نیروهای کافی در منطقه مستقر شدهاند و برنامهریزیهای نظامی، اهدافی فراتر از رادارها و سکوهای پرتاب موشک را دربرمیگیرد. زیرساختهای انرژی، مراکز نظامی و تأسیسات هستهای نیز در فهرست اهداف احتمالی قرار دارند.
سیانان همچنین گزارش داده بنیامین نتانیاهو برای انجام حملات تازه علیه ایران فشار آورده، اما واشنگتن خواستار تعویق اقدام تا زمان آمادگی برای عملیات مشترک شده است. دفتر نخستوزیری اسرائیل این روایت را رد کرده است.
این اختلاف روایت، اصل نگرانی را از بین نمیبرد. اگر عملیات احتمالی آمریکا گستردهتر از حملات محدود پیشین باشد، احتمال پاسخ متقابل ایران و گسترش درگیری به پایگاهها، تأسیسات و مسیرهای انرژی منطقه افزایش مییابد. در چنین شرایطی، کشورهای همسایه نمیتوانند نسبت به زمان و دامنه جنگ بیتفاوت بمانند.
تحرکات تازه از تنگه هرمز تا تهدید زیرساختهای خلیج فارس
اما آیا صرفاً انتشار گزارشهای مربوط به حمله احتمالی آمریکا باعث سفر مقامهای منطقهای شده است؛ به نظر میرسد که پاسخ را باید در مجموعهای از تحرکات تازه جستوجو کرد. نخستین موضوع شاید افزایش حملات انصارالله به عربستان است. ریاض روز یکشنبه نیز از رهگیری موج دیگری از موشکها و پهپادها خبر داد. این حملات نشان میدهد که عربستان، حتی بدون مشارکت مستقیم در جنگ ایران و آمریکا، ممکن است هزینههای سنگینی متحمل شود.
موضوع دوم، تشدید تهدیدهای متقابل تهران و واشنگتن است. ترامپ روز جمعه احتمال عملیات نظامی دیگری علیه ایران را مطرح کرد. مقامهای ایرانی نیز هشدار دادهاند که پاسخ به حمله تازه، شدیدتر از گذشته خواهد بود. اما نشانه سوم، گزارش رویترز درباره برنامههای احتمالی ایران برای هدف قرار دادن کابلهای زیردریایی خلیج فارس در صورت حمله مجدد آمریکاست و این خبرگزاری به نقل از مقامهای امنیتی ایرانی چنین ادعایی را مطرح کرده؛ ادعایی که اجرای آن تأیید نشده، اما نشاندهنده ابعاد احتمالی گسترش درگیری به زیرساختهای غیرنظامی است.
همزمان نیز اختلاف بر سر تنگه هرمز و مسیرهای انتقال انرژی همچنان پابرجاست. بنابراین نگرانی کشورهای منطقه فقط حملات موشکی نیست؛ اختلال در تجارت، صادرات انرژی و زیرساختهای ارتباطی نیز بخشی از محاسبات امنیتی آنهاست.
چرا عربستان به تهران آمد؟
در میان سه کشور، موقعیت عربستان پیچیدهتر است. ریاض از یک سو متحد امنیتی واشنگتن محسوب میشود و از سوی دیگر، با حملات انصارالله و خطر گسترش جنگ روبهروست. عربستان تجربه حمله به زیرساختهای نفتی و هزینههای جنگ یمن را پشت سر گذاشته و اکنون میداند که تشدید درگیری منطقهای میتواند برنامههای اقتصادی و امنیت انرژی این کشور را با اختلال مواجه کند.
در چنین وضعیتی، حضور خالد بن سلمان در تهران را میتوان تلاشی برای مدیریت همزمان دو مسئله دانست که شاید یکی جلوگیری از گسترش حملات یمن و دیگری کاهش احتمال کشیده شدن عربستان به رویارویی ایران و آمریکا است.
در میان سه کشور حاضر در نشست تهران، موقعیت عربستان پیچیدهتر است. ریاض از یک سو متحد امنیتی واشنگتن محسوب میشود و از سوی دیگر، با حملات انصارالله و خطر گسترش جنگ روبهروست. عربستان تجربه حمله به زیرساختهای نفتی و هزینههای جنگ یمن را پشت سر گذاشته و اکنون میداند که تشدید درگیری منطقهای میتواند برنامههای اقتصادی و امنیت انرژی این کشور را با اختلال مواجه کند
رائد کریملی، معاون وزیر خارجه عربستان در امور دیپلماسی عمومی، نیز اعلام کرده که این سفر در چارچوب تلاش اعضای پیمان مکه برای کاهش بحران و حمایت از میانجیگری قطر و پاکستان انجام میشود. این موضع اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا نشان میدهد دستکم در سطح اعلامی، ریاض مذاکره با تهران را مغایر تعهدات دفاعی خود نمیداند.
میانجیای که خود عضو پیمان نظامی است
نقش پاکستان نیز فراتر از یک واسطه دیپلماتیک معمولی است. عاصم منیر هفته گذشته به تهران سفر کرد و با مسعود پزشکیان و دیگر مقامهای ایرانی دیدار داشت و بر اساس اظهارات بقایی، پیشنهاد نشست چهارجانبه در همان سفر مطرح شد.
پاکستان در ماههای گذشته از میانجیهای اصلی میان ایران و آمریکا بوده و با این حال، عضویت این کشور در پیمان دفاعی مکه موقعیت تازهای ایجاد کرده است.اسلامآباد اکنون باید میان تعهدات دفاعی به عربستان، روابط با ایران و نقش میانجیگرانه خود تعادل برقرار کند. هرگونه تشدید حملات علیه عربستان میتواند این تعادل را دشوارتر سازد.
در این میان، حضور ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، نیز نشان میدهد گفتوگوها صرفاً به روابط سیاسی محدود نیست و آنکارا، با وجود عضویت در ناتو، منافع مستقلی در جلوگیری از گسترش جنگ و بیثباتی در همسایگی خود دارد.
آیا منطقه در حال فاصله گرفتن از آمریکاست؟
اما یکی از قابلتوجهترین تحلیلها درباره نشست تهران را دنیس سیترونوویچ، تحلیلگر مسائل ایران، مطرح کرده. او معتقد است پیمان مکه و گفتوگو با تهران دو اقدام متناقض نیستند؛ بلکه میتوانند دو بخش از یک راهبرد باشند که یکی تقویت بازدارندگی مستقل منطقهای و دیگری تلاش برای کاهش خطر رویارویی از مسیر دیپلماسی است.
در کنار نشست تهران، سفر هیات قطری به تهران نیز اهمیت دارد. قطر و پاکستان در ماههای گذشته برای کاهش اختلافات ایران و آمریکا تلاش کردهاند، اما توافق موقت پیشین نتوانست مانع ازسرگیری درگیریها شود و اکنون بار دیگر تحرکات دیپلماتیک درست در زمانی افزایش یافته که گزارشها از آمادهسازی گزینههای نظامی گستردهتر حکایت دارند
از نگاه او، کشورهای منطقه دریافتهاند که حتی با وجود اختلافات جدی با تهران، نمیتوان بدون در نظر گرفتن ایران نظم امنیتی پایداری ایجاد کرد. با این حال، چنین تحلیلی الزاماً به معنای خروج عربستان از همکاری امنیتی با آمریکا یا فاصله گرفتن ترکیه از ناتو نیست. واقعبینانهتر آن است که این تحرکات را نشانه تلاش برای متنوع کردن ابزارهای امنیتی و کاهش وابستگی به تصمیمات واشنگتن بدانیم.
در همین چارچوب، نیز محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران، پیشنهاد کرده از نشست تهران برای پایهگذاری «شبکه امنیتی آسیای غربی» موسوم به «وصل» استفاده شود؛ ابتکاری مبتنی بر عدم تجاوز، اعتمادسازی متقابل و رفاه مشترک.
این پیشنهاد میتواند بحث امنیت منطقهای را از ائتلافهای دفاعی محدود به سازوکاری فراگیرتر منتقل کند. با این حال، هنوز نشانهای از پذیرش آن توسط کشورهای حاضر در نشست منتشر نشده است.
دیپلماسی پیش از جنگ یا آغاز یک نظم تازه؟
در کنار نشست چهارجانبه، سفر هیات قطری به تهران در روز یکشنبه نیز اهمیت دارد. قطر و پاکستان در ماههای گذشته برای کاهش اختلافات ایران و آمریکا تلاش کردهاند، اما توافق موقت پیشین نتوانست مانع ازسرگیری درگیریها شود. اکنون بار دیگر تحرکات دیپلماتیک درست در زمانی افزایش یافته که گزارشها از آمادهسازی گزینههای نظامی گستردهتر حکایت دارند.
این همزمانی میتواند نشان دهد کشورهای منطقه خطر جنگ را جدیتر از گذشته ارزیابی میکنند. با این حال، نمیتوان نتیجه گرفت که آنها از تصمیم قطعی یا زمانبندی محرمانه حمله آمریکا اطلاع دارند. شواهد موجود چنین ادعایی را اثبات نمیکند.
اما اکنون آن چه قابل مشاهده است، تغییر در رفتار کشورهای منطقه است که اعضای پیمان مکه همزمان با تقویت آمادگی دفاعی خود، مسیر مذاکره مستقیم با تهران را نیز فعال کردهاند.
این رفتار بیش از آن که نشانه تشکیل یک ائتلاف تازه با ایران باشد، بیانگر تلاش برای جلوگیری از تبدیل شدن کشورهای منطقه به میدان جنگ بعدی است.در این میان پرسش نهایی اما همچنان بیپاسخ مانده که آیا این رفتوآمدها میتواند پیش از صدور فرمان حمله، مسیر دیپلماسی را باز کند یا نشست تهران صرفاً آخرین تلاش کشورهای منطقه برای دور ماندن از جنگی خواهد بود که تصمیم آغاز آن در جایی دیگر گرفته میشود؟
در شرایط کنونی، شاید مهمترین پیام نشست تهران همین باشد که کشورهایی که برای روز جنگ پیمان دفاعی بستهاند، اکنون برای جلوگیری از رسیدن آن روز، پای میز مذاکره با ایران نشستهاند.
دیدگاه تان را بنویسید