پرهیز از تبدیل «پیمان مکه» به ائتلاف جنگی

رامین پرتو

تحولات شتابان امنیتی در منطقه، به‌ویژه تشدید درگیری‌ها در یمن، موجب شده است پیمان دفاع مشترک مکه، تنها چند هفته پس از شکل‌گیری، با نخستین آزمون جدی خود روبه‌رو شود. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روز گذشته (دوشنبه) در ریاض نشستی راهبردی برگزار کردند؛ نشستی که برخلاف جلسات معمول برای نهادینه‌سازی یک ائتلاف تازه‌تأسیس، در فضایی برگزار می‌شود که احتمال گسترش جنگ یمن و سرایت پیامدهای آن به دیگر کشورهای منطقه افزایش یافته است.

بر اساس اعلام وزارت امور خارجه پاکستان، محمد اسحاق دار، معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه، خواجه محمد آصف، وزیر دفاع و فیلد مارشال سید عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور به ریاض سفر کرده‌اند. ترکیه نیز هاکان فیدان، وزیر امور خارجه، یاشار گولر، وزیر دفاع ملی و رئیس ستاد ارتش را به این نشست اعزام کرده و قرار است در این جلسه آخرین تحولات منطقه، وضعیت امنیتی عربستان و روند عملیاتی‌کردن ساختار پیمان دفاعی بررسی شود.

پیمان مکه در ۷ اوت ۲۰۲۶ میان عربستان، ترکیه و پاکستان امضا شد و اصل محوری آن این است که حمله به یکی از اعضا، حمله به تمامی اعضا تلقی شود. این توافق، سه کشور دارای ظرفیت‌های متفاوت اما مکمل را در کنار یکدیگر قرار داده است؛ به گونه‌ای که عربستان با منابع مالی و موقعیت راهبردی در خلیج فارس، ترکیه با صنایع دفاعی، تجربه ناتو و ظرفیت‌های فناورانه و پاکستان با ارتش قدرتمند، توان هسته‌ای و ارتباطات گسترده در جهان اسلام در کنار هم قرار گرفتند.

عربستان خود یکی از طرف‌های اصلی این جنگ بوده و در نتیجه، مسئله با سناریویی که در آن یک عضو پیمان به‌طور ناگهانی هدف حمله خارجی قرار می‌گیرد، یکسان نیست؛ از این منظر، تلاش برای تفسیر جنگ یمن به‌عنوان معادل ماده پنجم ناتو، با موانع سیاسی و حقوقی جدی روبه‌رو خواهد بود

اما اکنون مسئله اصلی این است که آیا این تعهد دفاعی، در شرایط فعلی جنگ یمن، صرفاً یک سازوکار بازدارنده باقی می‌ماند یا به چارچوبی برای اقدام عملی تبدیل خواهد شد؟

چرا نشست ریاض با فوریت برگزار شد؟

فوریت نشست را باید در دو تحول هم‌زمان جست‌وجو کرد. نخست، افزایش تهدیدهای امنیتی علیه عربستان و دوم، آغاز عملیات تازه نیروهای دولت یمن برای بازپس‌گیری مناطق تحت کنترل انصارالله. حوثی‌ها نیز اعلام کرده‌اند تأسیسات آرامکو در ریاض و منطقه خریص را هدف موشکی و پهپادی قرار داده‌اند؛ ادعایی که ائتلاف به رهبری عربستان آن را گمراه‌کننده خوانده و رد کرده است. پیش‌تر نیز ائتلاف از حمله به یک ایستگاه توزیع برق در مدینه خبر داده بود.

در چنین شرایطی، ریاض نیاز دارد بداند تعهدات دو شریک خود، یعنی ترکیه و پاکستان، در صورت افزایش حملات تا چه سطحی عملی خواهد شد. اظهارات خواجه آصف در همین زمینه اهمیت ویژه‌ای دارد. وزیر دفاع پاکستان گفته است اسلام‌آباد برای دفاع از عربستان در برابر حملات حوثی‌ها از «هر وسیله‌ای که در دسترس باشد» استفاده می‌کند و تأکید کرده است: «هر دشمن عربستان، دشمن پاکستان است.»

این موضع، از نگاه ریاض، یک پیام بازدارنده مهم است؛ اما الزاماً به معنای ورود فوری ارتش پاکستان به جنگ نیست. حتی آصف از پاسخ روشن به این پرسش که آیا نیروهای پاکستانی تاکنون در حملات هوایی مشارکت داشته‌اند، خودداری کرده است.

ترکیه نیز موضعی مشابه اما محتاطانه‌تر دارد. هاکان فیدان اعلام کرده است عربستان ممکن است به نیازهای نظامی مختلفی احتیاج داشته باشد و ترکیه آماده ارائه کمک در چارچوب پیمان مکه است. این کمک می‌تواند طیفی از پشتیبانی فنی، تجهیزاتی و اطلاعاتی تا همکاری‌های دفاعی را دربرگیرد، اما آنکارا تاکنون از اعلام مشارکت مستقیم در عملیات رزمی خودداری کرده است. بنابراین، هدف فوری نشست ریاض را می‌توان تعیین حدود تعهدات اعضا دانست و اینکه چه چیزی دفاع جمعی محسوب می‌شود، چه نوع حمایتی قابل ارائه است و چگونه باید میان حفاظت از عربستان و پرهیز از تبدیل پیمان مکه به یک ائتلاف جنگی توازن برقرار کرد.

پیمان مکه وارد جنگ یمن می‌شود؟

مهم‌ترین پرسش درباره نشست ریاض همین است. در ظاهر، متن پیمان دفاعی می‌تواند دست اعضا را برای اقدام جمعی باز بگذارد؛ اما از منظر حقوقی و سیاسی، وضعیت جنگ یمن با یک حمله کلاسیک به یکی از اعضای یک پیمان دفاعی تفاوت دارد.

هدف فوری نشست ریاض را می‌توان تعیین حدود تعهدات اعضا دانست و اینکه دفاع جمعی چیست؟ چه نوع حمایتی قابل ارائه است و چگونه باید میان حفاظت از عربستان و پرهیز از تبدیل پیمان مکه به یک ائتلاف جنگی توازن برقرار کرد؟

تحلیلگران ترکیه بر چند نکته تأکید کرده‌اند. نخست اینکه درگیری عربستان و انصارالله پیش از امضای پیمان مکه وجود داشته است. دوم اینکه عربستان خود یکی از طرف‌های اصلی این جنگ بوده و در نتیجه، مسئله با سناریویی که در آن یک عضو پیمان به‌طور ناگهانی هدف حمله خارجی قرار می‌گیرد، یکسان نیست. از این منظر، تلاش برای تفسیر جنگ یمن به‌عنوان معادل ماده پنجم ناتو، با موانع سیاسی و حقوقی جدی روبه‌رو خواهد بود.

در ترکیه نگرانی از گرفتارشدن در یک جنگ منطقه‌ای جدی است. رجب طیب اردوغان تأکید کرده است پیمان مکه علیه ایران یا اسرائیل نیست. تحلیلگران ترکیه نیز هشدار داده‌اند که ورود مستقیم این کشور به جنگ یمن می‌تواند هزینه‌های امنیتی و سیاسی سنگینی داشته باشد.

پاکستان نیز با وجود اظهارات صریح درباره دفاع از عربستان، هنوز نشانه‌ای قطعی از تصمیم برای اعزام نیرو به میدان جنگ ارائه نکرده است از سوی دیگر، افزایش اعضای پیمان نیز موضوعی جدی است. اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان گفته است بیش از شش کشور علاقه‌مند به پیوستن به ائتلاف هستند. نام‌هایی مانند مصر، بنگلادش، سوریه، قطر، اردن و جمهوری آذربایجان مطرح شده‌اند، هرچند درباره هیچ‌یک از آنها نمی‌توان عضویت قطعی را اعلام کرد. همین موضوع نشان می‌دهد پیمان مکه هنوز در مرحله طراحی ساختار و تعریف حوزه نفوذ خود قرار دارد. بنابراین، نشست ریاض بیش از آنکه نقطه آغاز ورود مستقیم ترکیه و پاکستان به جنگ یمن باشد، می‌تواند تلاشی برای تعیین «خط قرمز» این دو کشور باشد. احتمال ارائه اطلاعات، تجهیزات، پشتیبانی فنی، سامانه‌های دفاعی و همکاری اطلاعاتی وجود دارد؛ اما تبدیل این حمایت‌ها به عملیات رزمی مستقیم، همچنان با موانع جدی روبه‌رو است.

نگاه انصارالله و دولت یمن به نشست ریاض

برای انصارالله، نشست ریاض نشانه‌ای از تلاش عربستان برای بین‌المللی‌کردن چارچوب امنیتی خود و افزایش فشار بر این گروه است. هشدار یکی از رهبران انصارالله به ترکیه و پاکستان نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است؛ چراکه اعلام کرده ورود مستقیم هر یک از اعضای پیمان مکه به جنگ، می‌تواند آنان را به طرف‌های مستقیم منازعه تبدیل کند و با واکنش شدید روبه‌رو شوند.

از نگاه انصارالله، اهمیت نشست فقط به نتیجه رسمی آن محدود نیست؛ بلکه نوع تعهداتی که ترکیه و پاکستان در ریاض می‌پذیرند، تعیین‌کننده خواهد بود. اگر خروجی جلسه به حمایت اطلاعاتی، دفاع هوایی و همکاری لجستیکی محدود شود، انصارالله احتمالاً آن را بخشی از تشدید فشار منطقه‌ای علیه خود تلقی خواهد کرد. اما اگر تصمیمی برای مشارکت نظامی مستقیم اتخاذ شود، معادله جنگ یمن وارد مرحله‌ای تازه خواهد شد.

در سوی دیگر، دولت مورد حمایت عربستان در یمن، نشست ریاض را فرصتی برای تقویت موقعیت خود می‌بیند. این دولت هم‌زمان با نشست سه‌جانبه، عملیات تازه‌ای را برای بازپس‌گیری مناطق تحت کنترل انصارالله آغاز کرده و طبیعی است که از افزایش پشتیبانی سیاسی، اطلاعاتی و نظامی اعضای پیمان استقبال کند.

با این حال، مهم‌ترین نتیجه نشست ریاض احتمالاً نه اعلام جنگ، بلکه تعریف عملیاتی‌تر از مفهوم دفاع جمعی خواهد بود. اعضای پیمان مکه برای تبدیل‌شدن به یک ائتلاف مؤثر، باید مشخص کنند که در برابر حملات موشکی و پهپادی، چه سطحی از واکنش مشترک را متعهد می‌شوند؟