حمله دوباره آمریکا به ایران از کجا شروع می‌شود؟

در شرایطی که از تحلیل‌گران رسانه‌های خارجی گرفته تا داخلی‌ها تقریبا همه وقوع جنگ دوباره را حتمی می‌دانند، عمده بحث حول محور ابعاد و اهداف احتمالی درگیری‌های پیش رو است. برای پیش‌بینی اهداف اولیه حمله احتمالی، باید به اهدافی توجه کرد که واشینگتن در عملیات نظامی پیشین اعلام کرده و در گزارش‌های مربوط به طرح‌های جدید نیز نام آنها مطرح شده است. بر این اساس، توان موشکی و پهپادی، زیرساخت‌های نظامی و فرماندهی، و ظرفیت‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران از مهم‌ترین محور‌های محتمل حمله خواهند بود. با این حال، هیچ اطلاعات عمومی معتبری در دست نیست که ترتیب قطعی اهداف یا فهرست نهایی عملیات احتمالی را مشخص کند.

به گزارش رویداد۲۴، گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا که در ۲۰ اکتبر به‌روزرسانی شده، نشان می‌دهد عملیات آمریکا و اسرائیل از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، علاوه بر برنامه هسته‌ای، تأسیسات و تجهیزات مرتبط با موشک‌های بالستیک ایران را نیز هدف قرار داده است. این گزارش همچنین به تلاش ایران برای بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده و حفظ ظرفیت موشکی و پهپادی اشاره می‌کند. در نتیجه، اگر واشینگتن به این جمع‌بندی برسد که توان نظامی ایران همچنان امکان پاسخ گسترده را فراهم می‌کند، تضعیف این ظرفیت‌ها می‌تواند یکی از اهداف اصلی عملیات تازه باشد.

در چنین سناریویی، هدف صرفاً انهدام تعدادی موشک یا پهپاد نخواهد بود؛ ممکن است مراکز نگهداری، تولید، پشتیبانی و زیرساخت‌های عملیاتی مرتبط نیز در معرض حمله قرار بگیرند. از نگاه نظامی، کاهش توان ایران برای پاسخ به حمله نخست می‌تواند به واشینگتن امکان دهد عملیات را با هزینه و خطر کمتری ادامه دهد. با این حال، میزان موفقیت چنین حملاتی به محل استقرار تجهیزات، پراکندگی آنها، ظرفیت‌های زیرزمینی و توان بازسازی ایران بستگی دارد؛ عواملی که ارزیابی دقیق آنها از اطلاعات علنی ممکن نیست.

در حوزه هسته‌ای نیز، با وجود ادعا‌های پیشین آمریکا درباره واردکردن خسارت شدید به تأسیسات ایران، احتمال بازگشت این پرونده به مرکز عملیات منتفی نیست. اگر دولت ترامپ هدف خود را نه صرفاً توقف موقت فعالیت‌ها، بلکه جلوگیری بلندمدت از دستیابی ایران به ظرفیت ساخت سلاح هسته‌ای تعریف کند، ممکن است تأسیسات، تجهیزات و زنجیره‌های پشتیبانی مرتبط با برنامه هسته‌ای را دوباره در فهرست اهداف قرار دهد. تهدیدات اخیر ترامپ و اشاراتی که دائم به کوه کلنگ می‌شود را می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد.

از مراکز نظامی تا زیرساخت‌های انرژی؛ 

خط قرمز حمله کجاست؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که آیا آمریکا به حمله به اهداف نظامی بسنده می‌کند یا دامنه عملیات را به زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی نیز گسترش می‌دهد. گزارش‌های منتشرشده از طرح‌های احتمالی پنتاگون نشان می‌دهد که تأسیسات انرژی نیز در میان گزینه‌های بررسی‌شده قرار داشته‌اند. نشریه هیل به نقل از هریسون من، افسر پیشین سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا، دو مسیر احتمالی را مطرح کرده است: بازگشت به حمله علیه اهداف نظامی و سیاسی در داخل ایران، یا گسترش حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی و انرژی؛ مسیری که به گفته او، در صورت مشارکت اسرائیل می‌تواند محتمل‌تر شود.

البته مطرح‌بودن یک هدف در برنامه‌ریزی نظامی به معنای تصمیم قطعی برای حمله به آن نیست. حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران می‌تواند خسارت اقتصادی و اختلال در تأمین انرژی را به دنبال داشته باشد، اما خطر گسترش جنگ به منطقه را نیز افزایش می‌دهد. ایران پیش‌تر هشدار داده است که در صورت حمله تازه و کشته‌شدن مقام‌های ایرانی یا غیرنظامیان، دارایی‌های سیاسی آمریکا و زیرساخت‌های کشور‌های مشارکت‌کننده در جنگ را هدف مشروع پاسخ خود تلقی خواهد کرد.

به همین دلیل، زیرساخت‌های انرژی در این سناریو وضعیتی دوگانه دارند: از یک سو، می‌توانند ابزار فشار نظامی و اقتصادی بر تهران باشند و از سوی دیگر، هدفی هستند که حمله به آنها ممکن است پاسخ متقابل و بحران انرژی در منطقه را در پی داشته باشد. این مسئله به‌ویژه با توجه به اهمیت تنگه هرمز، مسیر انتقال نفت و گاز و حضور نیرو‌های آمریکایی در کشور‌های حاشیه خلیج فارس، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

آیا حمله به مقام‌های سیاسی و مراکز فرماندهی هم  محتمل است؟

دونالد ترامپ در تازه‎این اظهارات خود گفته که باید کشتن مقامات ایران را متوقف کنیم تا بدانیم که با چه کسی مذاکره می‌کنیم اما ترامپ از آن دسته افرادی است که نمی‌توان که خیلی به حرف‌هایش اطمینان داشت. در مواردی حتی حرف و عمل او کاملا عکس هم بوده است لذا هنوز هم حمله به مراکز فرماندهی و کنترل نظامی می‌تواند بخشی از هر عملیات گسترده برای کاهش توان پاسخ‌گویی ایران باشد. در کنار آن، احتمال هدف‌گرفتن چهره‌های ارشد نظامی یا سیاسی نیز در محاسبات یک عملیات شدیدتر مطرح می‌شود؛ هشدار‌هایی که در روز‌های اخیر از سوی یک مقام امنیتی در این خصوص مطرح شده بود، این گمانه را تقویت می‌کند. با این حال، شواهد علنی موجود برای نتیجه‌گیری درباره تصمیم قطعی آمریکا به ترور یا حذف فیزیکی مقام‌های مشخص 

کافی نیست.

تجربه درگیری‌های گذشته نشان داده است که هدف‌گرفتن فرماندهان و مسئولان ارشد لزوماً به فروپاشی ساختار تصمیم‌گیری یا توقف پاسخ نظامی منجر نمی‌شود. حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و به تشدید واکنش‌ها بینجامد. بنابراین، اگر هدف واشینگتن وادارکردن تهران به پذیرش توافق باشد، حمله به مراکز نظامی و ظرفیت‌های راهبردی با هدف محدودکردن توان پاسخ ایران، از نظر سیاسی با سناریوی حمله‌ای که هدف آن تغییر ساختار قدرت باشد، تفاوت دارد.

چرا انتخابات آمریکا می‌تواند زمان حمله را 

تغییر دهد؟

تاریخ ۳ نوامبر، زمان برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا، در محاسبات کنونی اهمیت ویژه‌ای دارد. شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلی توضیح داده است که ترامپ با سه انتخاب اصلی روبه‌روست: تشدید نظامی، ادامه مذاکرات یا حفظ وضعیت موجود. این تحلیل تأکید می‌کند که ادامه جنگ می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای دولت آمریکا ایجاد کند و حتی بدون دستیابی به امتیاز‌های مورد انتظار، بحران را تشدید کند.

از این منظر، عبور از انتخابات ممکن است بخشی از محدودیت‌های سیاسی ترامپ را کاهش دهد؛ به‌ویژه اگر دولت او بخواهد از تهدید نظامی برای افزایش فشار بر ایران استفاده کند. با این حال، نباید نتیجه گرفت که حمله پس از انتخابات قطعی است. هزینه جنگ، نگرانی از افزایش قیمت نفت و سوخت، آسیب‌پذیری نیرو‌های آمریکایی در منطقه و تردید درباره امکان تحمیل توافق بر تهران، همچنان عوامل بازدارنده‌اند.

در واقع، حمله نظامی برای واشینگتن زمانی جذاب‌تر خواهد بود که دولت آمریکا تصور کند می‌تواند با عملیاتی محدود و پرقدرت، بدون گرفتارشدن در جنگی طولانی، امتیاز‌های سیاسی موردنظر خود را به دست آورد. اما همین محاسبه ممکن است برآوردی نادرست از توان پاسخ ایران یا اراده سیاسی تهران باشد.

خطرناک‌ترین سناریو؛ حمله محدود

 که به جنگی بزرگ تبدیل می‌شود

نگرانی اصلی در وضعیت کنونی، صرفاً انتخاب یک هدف مشخص از سوی آمریکا نیست؛ بلکه احتمال زنجیره‌ای از واکنش‌هاست که از یک عملیات محدود آغاز شود و به درگیری گسترده‌تر بینجامد. برای مثال، حمله به زیرساخت‌های نظامی ایران ممکن است با پاسخ موشکی علیه نیرو‌های آمریکایی یا اهداف مرتبط با آنها در منطقه روبه‌رو شود. اگر در ادامه، حمله به زیرساخت‌های انرژی یا مراکز سیاسی نیز در دستور کار قرار گیرد، دامنه پاسخ ایران می‌تواند گسترش پیدا کند و امنیت کشتیرانی و بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.

شورای روابط خارجی آمریکا نیز هشدار داده است که ازسرگیری جنگ ممکن است به افزایش شدید قیمت انرژی و تشدید فشار بر اقتصاد جهانی منجر شود، بی‌آنکه لزوماً تهران را به پذیرش خواسته‌های واشینگتن وادار کند.

از سوی دیگر، گزارش‌های مربوط به تهدید‌های اطلاعاتی و احتمال حمله به مقام‌های آمریکایی می‌تواند فضای تصمیم‌گیری را حساس‌تر کند. اگر یکی از طرفین یک حادثه را اقدامی عمدی و سازمان‌یافته تلقی کند و پیش از روشن‌شدن ابعاد آن دست به واکنش نظامی بزند، مسیر دیپلماسی تنگ‌تر خواهد شد.

برای ایران نیز هزینه چنین سناریویی فقط نظامی نیست. گسترش جنگ به تأسیسات انرژی و زیرساخت‌های اقتصادی می‌تواند فشار بر تولید، تجارت، درآمد‌های ارزی و زندگی روزمره مردم را افزایش دهد. در چنین وضعیتی، حتی اگر حمله نظامی به اهداف اعلام‌شده خود نرسد، جامعه و اقتصاد ایران ممکن است هزینه سنگینی بپردازند.