همزمان با تحرکات میانجیها، قرارگاه از تهدید میگوید و ترامپ از «اتفاق بزرگ»؛
یک دریچه دیپلماتیک کوچک در بانک اهداف نظامی
طهمورث گیلانی
در حالی که عقربههای ساعت دیپلماسی در آستانه مجمع عمومی سازمان ملل به سرعت در حال حرکت است، اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، موجی از گمانهزنیها و نگرانیهای بینالمللی را درباره احتمال وقوع یک درگیری نظامی گسترده میان آمریکا، اسرائیل و ایران برانگیخته است. دونالد ترامپ که همواره با ادبیاتی غیرقابل پیشبینی در عرصه سیاست خارجی شناخته میشود، روز گذشته در گفتگو با شبکه خبری فاکسنیوز، فضای ملتهب منطقه را به نقطه جوش نزدیک کرد. او با بیانی که بسیاری از ناظران آن را «شمارش معکوس برای یک اقدام نظامی» خواندند، عنوان کرد: «ممکن است به زودی اتفاق بزرگی در مورد ایران رخ دهد.» رئیسجمهور آمریکا با تکرار صحبتهای پیشین خود، گزینههای کنونی واشنگتن را در سه محور «محو ایران، فروپاشی اقتصادی یا دستیابی به توافق» خلاصه کرد. ترامپ در این گفتوگو، ضمن فراموشی سوابق تنشزای دولت خود، مدعی شد که ایران باید «درست رفتار کند»، اما در عین حال با ایجاد یک دریچه دیپلماتیک کوچک، از ایده دیدار با مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، استقبال کرد تا نشان دهد راهبرد «فشار و مذاکره» همچنان محور اصلی تفکر اوست.
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) با اشاره به نشست محرمانه فرماندهان سنتکام و اسرائیل در آلمان، اعلام کرد که دوران خویشتنداری یکجانبه به پایان رسیده است. این نهاد نظامی هشدار داد که در صورت هرگونه خطای محاسباتی از سوی واشنگتن، تمامی مراکز استقراری و منافع آمریکا در منطقه بدون هیچ ملاحظهای هدف حملات «مستمر و دردناک» قرار خواهند گرفت
افشای نشست محرمانه در آلمان و بانک اهداف روی میز
اما آنچه اظهارات ترامپ را از یک لفاظی ساده انتخاباتی متمایز میکند، گزارشهایی است که از پشت پرده نشستهای نظامی در اروپا به گوش میرسد. بنا به روایت تسنیم، که به نهادهای نظامی نزدیک است، بیانیه اخیر قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) پرده از یک توطئه منطقهای برداشته است. این خبرگزاری نوشت که «به احتمال بسیار»، منظور از نشست مشترکی که قرارگاه به آن اشاره کرده، یک «جلسه محرمانه» با حضور فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و چندین کشور عربی در خاک آلمان بوده است. نخستین بار، وبسایت اکسیوس ۱۵ سپتامبر فاش کرد که این نشست در یک اقامتگاه اسکی دورافتاده در آلمان برگزار شده است. بنا بر این گزارش، فرماندهان ارشد نظامی از کشورهای عربستان، امارات، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر در کنار «برد کوپر»، فرمانده سنتکام و «ایال زمیر»، رئیس ستاد نیروهای مسلح اسرائیل حضور داشتند. اکسیوس به نقل از مقامات اسرائیلی که نخواستند نامشان فاش شود، نوشت که این یک فرصت کمیاب برای دیدار فرماندهان اسرائیلی و عرب در غیاب روابط دیپلماتیک رسمی بود تا درباره «جنگ ایران» و تنشهای خاورمیانه گفتوگو کنند. در این نشست، ژنرال ایال زمیر گزارشی مفصل از عملیاتهای ارتش اسرائیل در جبهههای مختلف ارائه کرد و برد کوپر نیز اطمینان داد که آمریکا نیروهایش را از منطقه خارج نخواهد کرد.
همزمان، رسانه اماراتی «ارمنیوز» که به مواضع رسمی ابوظبی نزدیک است، در گزارشی مدعی شد که ایالات متحده در حال بهروزرسانی نهایی «بانک اهداف» خود در خاک ایران است. این رسانه به نقل از منابع غربی نوشت که این بانک اهداف شامل مراکز فرماندهی و کنترل، شبکههای ارتباطات نظامی، نیروگاههای حیاتی، پالایشگاهها و تأسیسات اصلی انرژی ایران است تا در صورت شکست کامل مسیرهای دیپلماتیک، حمله هوایی و موشکی گستردهای علیه آنها صورت گیرد. این تحرکات نظامی با هشدار جدی وزارت خارجه آمریکا همزمان شده است که پس از شنیده شدن صدای انفجار در نزدیکی فرودگاه ریاض و حملات موشکی حوثیها، اعلام کرد که «خصومت و درگیری میان عربستان و نیروهای تحت حمایت ایران میتواند بهسرعت بالا بگیرد» و از شهروندان آمریکایی خواست از سفر به خاورمیانه خودداری کنند. هر چند تحلیلگران بر این باورند این هشدارهای منطقه برای احتمال تشدید تنشها در یمن است اما حضور نیروهای غربی در این درگیریها میتواند تهدیدی جدید برای ایران باشد.
هشدار سخت تهران؛ پایان خویشتنداری
در واکنش به این تحرکات، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) اطلاعیهای اعلام کرد: «آمریکای جنایتکار در پی پوشش شکستها و دستیابی به دستاوردهای کاذب در جنگی که با اتکا به دروغ و صحنهسازی صهیونیستها آغاز شده، بار دیگر تصمیم گرفته است با چراغ سبز برخی کشورهای منطقه، اقداماتی علیه ایران اسلامی را از سر بگیرد.» این قرارگاه هشدار داد: «چنانچه آمریکا علیه ایران اسلامی خطایی مرتکب شود، تمامی مراکز استقراری و منافع آن کشور در منطقه، بدون هیچگونه محدودیت و ملاحظهای، هدف حملات مستمر، موثر و دردناک قرار خواهد گرفت.» در بخش دیگری از این بیانیه، خطاب به کشورهای منطقه آمده است که در صورت همسویی با «تجاوز شیطان بزرگ»، همگی در این شرارت شریک تلقی شده و دیگر نمیتوانند از نیروهای مسلح ایران انتظار «خویشتنداری یا نجابت» داشته باشند. این بیانیه که به نظر میرسد از احتمال یک درگیری گسترده خبر میدهد، بیانگر احتمال از سرگیری دوباره جنگ است.
در همین راستا، محمدجعفر اسدی، از فرماندهان ارشد نظامی، با اشاره به توانمندیهای دفاعی کشور تصریح کرد که امروز بخش قابل توجهی از بار توان دفاعی بر دوش جوانان بسیجی است و «شگفتیهای جدیدی در راه است که بهزودی شاهد آن خواهید بود.» از سوی دیگر، سرتیپ علی جهانشاهی نیز در حاشیه مراسم اختتامیه رزم مقدماتی ارتش، بر آمادگی کامل یگانهای نیروی زمینی در تمامی مرزهای شمالغرب تا جنوبشرق و سواحل مکران تاکید و وضعیت آمادگی نیروها را در بالاترین سطح توصیف کرد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور نیز در سخنانی با تاکید بر ایستادگی در برابر قلدری، خاطرنشان کرد که اگرچه بر مبنای دین، صلحی که دشمن به آن دعوت کند را نباید دفع کرد، اما «از مکر و دشمن نباید غافل شد و از همینرو بههیچوجه به دشمن حسن ظن نداریم.» با این همه دولت همچنان بر مدار دیپلماسی مانده است و محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکرهکننده نیز روز گذشته شروط جدید ایران را اعلام کرد.
در حالی که دونالد ترامپ با ادبیات «اتفاق بزرگ» به دنبال احیای فشار حداکثری در آستانه انتخابات است، تحلیلگران معتقدند هزینههای سرسامآور جنگ و هراس متحدان عرب از نابودی زیرساختهای انرژی، فضای مانور نظامی واشنگتن را محدود کرده است مانند وضعیتی که محمدباقر قالیباف آن را ضرورت عبور از دوگانه کاذب «جنگ یا مذاکره» توصیف کرده و معتقد است ایران باید ضمن حفظ آمادگی رزمی، شروط خود را برای پایان درگیری از طریق میانجیها دیکته کند
طرحهای پیشنهادی روی میز
در حالی که طبل جنگ نواخته میشود، در فضای سیاسی داخلی و بینالمللی، بحث بر سر «فرمول پایان جنگ» داغ شده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، با انتقاد از نگاههای تکبعدی به بحران، اظهار کرد: «نگاهی وجود دارد که از جنگ سخن میگوید، اما هیچ سازوکاری برای پایان مقتدرانه آن ندارد؛ این نگاه با نفی دیپلماسی، عملاً کشور را به سمت فرسایش و درگیری بیپایان میبرد.» قالیباف با رد دوگانه «جنگ یا مذاکره»، تاکید کرد که «هم باید جنگید و هم مذاکره کرد» و اعلام نمود که شروط و پیامهای ایران با صراحت از طریق میانجیها به طرف مقابل منتقل شده است.
در همین حال، رسانه اماراتی «ارمنیوز» مدعی شد که ایران بستهای پیشنهادی را به آمریکا ارائه داده است که شامل «توقف فوری غنیسازی اورانیوم در سطوح بالاتر از ۵ درصد» در ازای آزادسازی بخشی از داراییهای مسدود شده در کره جنوبی و ژاپن برای خرید کالاهای بشردوستانه است. همچنین، این رسانه مدعی شد که ایران آماده است تضمینهایی برای بازگشایی کامل و امن تنگه هرمز و توقف تهدیدات علیه کشتیرانی ارائه دهد. این در حالی است که به گفته این منبع، چین نیز به دلیل وابستگی به صادرات نفت ایران، فشارهایی را برای تضمین امنیت انرژی در تنگه هرمز اعمال کرده است. از سوی دیگر، سخنگوی وزارت خارجه قطر نیز تایید کرد که تیم میانجیگری این کشور در حال رفتوآمد میان تهران و واشنگتن است و تاکیداتی از سوی مقامات آمریکایی مبنی بر تمایل به توافق دریافت کردهاند.
تحلیل اقتصادی و هزینههای سرسامآور نبرد
تهدیدات ترامپ را نباید خارج از بافتار اقتصادی و داخلی آمریکا تحلیل کرد. گزارش فارنپالیسی نشان میدهد که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد ماه هفتم شده و هزینههای آن در دورههای نبرد شدید به حدود یک میلیارد دلار در روز میرسد. این نشریه معتقد است که ترامپ با وجود برتری نظامی، در رسیدن به اهداف اولیه خود ناکام مانده و اکنون تهران در تعیین زمان و شرایط پایان درگیری دست بالاتری پیدا کرده است. از سوی دیگر، نزدیکی به انتخابات میاندورهای نوامبر در آمریکا، ترامپ را در موقعیت دشواری قرار داده است؛ قیمت بالای سوخت و فشارهای اقتصادی ناشی از ناامنی در دریای سرخ و تنگه هرمز، محبوبیت او را تهدید میکند.
نورالدین الدغیر، تحلیلگر الجزیره، نیز معتقد است که تهدیدات اخیر ترامپ بیشتر «زمینهسازی برای مذاکره» است تا یک تصمیم قطعی برای حمله، بهویژه آنکه این سخنان پس از رایزنیهای دیپلماتیک میان چین و آمریکا مطرح شده است. با این حال، احمد زیدآبادی، روزنامهنگار، با نگاهی بدبینانهتر معتقد است که آمریکا و متحدانش خود را برای حملهای سخت و گسترده، بهویژه در جبهه یمن و علیه حوثیها آماده میکنند که میتواند شامل ورود نیروهای زمینی برخی کشورهای منطقه به خاک یمن باشد. در این میان، برخی چهرههای داخلی نظیر غضنفری، نماینده مجلس، با اشاره به فشارهای اقتصادی و ناترازی انرژی، حتی از احتمال تغییر در دکترین هستهای ایران در صورت احساس خطر جدی برای موجودیت نظام سخن گفتهاند.
خاورمیانه در لبه پرتگاه
آنچه از برآیند گزارشهای خبرگزاریهای بینالمللی برمیآید، خاورمیانه در یکی از حساسترین پیچهای تاریخی خود قرار گرفته است. بازگشت زودهنگام ترامپ از کمپدیوید به کاخ سفید پس از حملات موشکی به ریاض، نشاندهنده آن است که واشنگتن وضعیت را «بحرانی» ارزیابی میکند. ترامپ از یک سو با فشار متحدان عرب خود (عربستان و قطر) مواجه است که نگران هدف قرار گرفتن زیرساختهای نفت و گازشان هستند، و از سوی دیگر با فشار تندروهای اسرائیلی که خواهان یکسره کردن کار در جبهه شمال و مرکز هستند. واقعیت این است که تهدید به «اتفاق بزرگ» میتواند آخرین تیر ترامپ در ترکش دیپلماسی اجبار باشد، همانطور که تحلیلگران فارنپالیسی هشدار دادهاند، شروع یک جنگ با آمریکا است،اما پایان دادن به آن لزوماً در اختیار واشنگتن نخواهد بود. ایران با تکیه بر استراتژی «پایان خویشتنداری» و فعالسازی دیپلماسی میدانی، نشان داده است که هرگونه اقدام نظامی میتواند به یک درگیری فرسایشی با هزینههای غیرقابلپیشبینی برای اقتصاد جهانی تبدیل شود. در روزهای آتی، نشست مجمع عمومی سازمان ملل و دیدارهای ترامپ با سران شورای همکاری خلیج فارس، مشخص خواهد کرد که آیا جهان شاهد یک «توافق بزرگ» خواهد بود یا خاورمیانه در شعلههای یک «اتفاق بزرگ» نظامی فرو خواهد رفت.
دیدگاه تان را بنویسید