درس کاناوارو به ژنرال

 آریا طاری

نسیم پاییزی تاشکند این‌بار بوی تغییر می‌دهد؛ بوی یک انقلاب تمام‌عیار در مستطیل سبز. وقتی فابیو کاناوارو، کاپیتان افسانه‌ای آتزوری و مردی که جام‌جهانی را در آسمان برلین بالای سر برده بود، هدایت گرگ‌های سفید را بر عهده گرفت، بسیاری منتظر بودند تا تفکرات ناب دفاعی ایتالیایی را در تیم ملی ازبکستان ببینند. اما کاناوارو نشان داد که در قامت یک سرمربی، به جای ساختن یک دژ بتنی با سربازان قدیمی، ترجیح می‌دهد یک ارتش جوان، جسور و غیرقابل پیش‌بینی بسازد. لیست ۳۲‌نفره اخیر تیم ملی ازبکستان برای سه دیدار دوستانه و حساس مقابل ایران، سوریه و کره‌جنوبی، تنها یک فهرست ساده از اسامی بازیکنان نیست؛ این لیست یک مانیفست است. بیانیه‌ای رسمی از سوی فابیو کاناوارو که نشان می‌دهد دوران محافظه‌کاری در فوتبال آسیای مرکزی به پایان رسیده و زمان پوست‌اندازی فرا رسیده است. 

خداحافظی موقت با ژنرال‌های جام‌جهانی؛ زلزله در رختکن

شاید بزرگ‌ترین شوک این فهرست، غیبت ۱۲‌بازیکن از ترکیب ۲۶‌نفره‌ای باشد که ازبکستان را در جام‌جهانی ۲۰۲۶ همراهی کردند. نام‌هایی که خط خوردن هر کدام‌شان می‌تواند تیتر یک رسانه‌های ورزشی باشد. اوستون اورونوف، جلال‌الدین ماشاریپوف، رستم آشورماتوف، اوتکیر یوسوپوف و ایگور سرگیف؛ ستاره‌هایی که بسیاری از آنها برای فوتبال‌دوستان ایرانی نام‌هایی کاملا آشنا و حتی ترسناک هستند، حالا جایی در تفکرات کاناوارو برای این پنجره فیفادی ندارند. آیا درهای تیم ملی به روی این ستارگان باتجربه بسته شده است؟ بعید به نظر می‌رسد. مرد باهوش ایتالیایی به خوبی می‌داند که برای موفقیت در جام ملت‌های آسیا به تجربه این بازیکنان نیاز خواهد داشت. اما او با خط کشیدن روی نام آنها در بازی‌های دوستانه، دو پیام واضح را مخابره کرده است؛ اول اینکه هیچ بازیکنی حاشیه امنیت دائمی ندارد و دوم اینکه بازی‌های دوستانه، دقیقا همان جایی است که باید خون تازه به رگ‌های تیم تزریق شود، نه میدانی برای تکرار مکررات.

پدیده ۱۶‌ساله؛ نماد انقلاب فابیو

برای درک عمق جوان‌گرایی کاناوارو، باید به اعداد نگاه کرد؛ اعدادی که در فوتبال ایران بیشتر شبیه به یک رویای دست‌نیافتنی هستند. از جمع ۳۲‌بازیکن دعوت شده، ۱۹‌بازیکن ۲۳‌ساله یا کمتر هستند. اما شگفت‌انگیزترین بخش ماجرا، حضور پنج ‌بازیکن زیر ۲۰‌سال در این فهرست است که در راس آنها نام محمد حکیموف، پدیده ۱۶‌ساله باشگاه بنیادکار می‌درخشد. تصور کنید؛ در حالی که در فوتبال ما به بازیکنان ۲۴ساله برچسب جوان و آینده‌دار می‌زنیم، کاناوارو یک نوجوان ۱۶‌ساله را به اردوی تیم ملی بزرگسالان فراخوانده است. نوجوانی که احتمالا زمانی که کاناوارو توپ طلای جهان را می‌برد، هنوز به دنیا نیامده بود! در کنار این طراوت جوانی، الدور شومورودوف ۳۱‌ساله به عنوان مسن‌ترین و باتجربه‌ترین بازیکن تیم (در کنار دو بازیکن ۳۰‌ساله دیگر)، نقش لنگرگاه و رهبر این تیم جوان را در زمین ایفا خواهد کرد.

لژیونرهایی از قلب اروپا تا حاشیه خلیج فارس

یکی دیگر از نکات برجسته لیست ازبکستان، حضور پررنگ لژیونرهاست. ۱۰‌بازیکن از نقاط مختلف اروپا و آسیا به تاشکند فراخوانده شده‌اند تا نشان دهند برنامه توسعه فوتبال در ازبکستان تا چه حد سیستماتیک و هدفمند پیش می‌رود. حضور عبدالقادر خوسانوف در تیم رویایی منچسترسیتی، به تنهایی وزن این لیست را بالا می‌برد. در کنار او، بازیکنانی چون بهروز کریموف (لوگانو سوئیس)، عباس‌بک فیض‌اللائف و الدور شومورودوف (باشاک‌شهیر ترکیه)، و عادل‌جان خامروبکوف (تراکتور ایران) حضور دارند. همچنین بازیکنانی از دیناموماخاچ‌قلعه، روبین‌کازان، صباح آذربایجان، آنتورپ بلژیک و بنی‌یاس امارات نیز این پازل بین‌المللی را تکمیل می‌کنند. ازبکستان دیگر تنها به استعدادهای داخلی پاختاکور، نسف و نوفباخور متکی نیست، بلکه حالا بازیکنانی با ذهنیت اروپایی در اختیار دارد. 

درس جسارت؛ کاناوارو در برابر قلعه‌نویی

اما شاید مهم‌ترین و تلخ‌ترین بخش این داستان برای ما ایرانی‌ها، مقایسه تفکرات حاکم بر نیمکت دو تیم باشد. کاناوارو در شرایطی به استقبال بازی‌های دوستانه مقابل قدرت‌هایی چون ایران و کره جنوبی می‌رود که ۱۳‌بازیکن لیستش حتی یک بازی ملی هم در کارنامه ندارند و ۹بازیکن دیگر نیز تعداد بازی‌های ملی‌شان تک‌رقمی است. او ترسی از شکست در یک بازی دوستانه ندارد، زیرا می‌داند که نتیجه واقعی در جام ملت‌ها و جام‌های جهانی آینده رقم خواهد خورد. او در حال ساختن نسلی است که تا یک دهه آینده فوتبال آسیا را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در نقطه مقابل، تیم ملی ایران با هدایت امیر قلعه‌نویی قرار دارد. تیمی با میانگین سنی بالا که حتی در بازی‌های دوستانه و تدارکاتی نیز حاضر به عبور از نام‌های کهنه‌کار و میدان‌دیده نیست. احتیاط بیش از حد، ترس از انتقادات رسانه‌ای پس از یک نتیجه ضعیف در بازی دوستانه و عطش برای کسب بردهای مقطعی، باعث شده تا درهای تیم ملی ایران به روی جوانان مستعد بسته بماند. اثرات این دو نگاه متفاوت، جسارت ایتالیایی در تاشکند و محافظه‌کاری سنتی در تهران، شاید امروز و در یک بازی دوستانه چندان به چشم نیاید. ممکن است ایران با تکیه بر تجربه ستاره‌هایش ازبکستان جوان را شکست دهد، اما برنده واقعی در بلندمدت تیمی است که امروز بذر تغییر را می‌کارد تا فردا محصول قهرمانی درو کند. انقلاب کاناوارو در ازبکستان، یک کلاس درس رایگان برای فوتبال ماست؛ کلاسی که ای کاش مدیران و مربیان فوتبال ایران، شجاعت نشستن در آن را داشتند.