تحلیلگر مسائل بینالملل:
تنگه هرمز در حال از دست دادن جایگاه استراتژیک خود است
یک تحلیلگر مسائل بینالملل در خصوص اینکه ایران تا کجا میتواند تنگه هرمز را به عنوان یک اهرم فشار خود حفظ کند، گفت: از یک ابزار نمیتوان در درازمدت استفاده کرد، زیرا رفتهرفته، تاثیرگذاری آن به ضد خودش تبدیل میشود. اکنون تنگه هرمز در حال از دست دادن جایگاه استراتژیک خود است و این نوعی تنزل ژئوپلیتیک برای ایران به ارمغان میآورد.
جهانبخش ایزدی در گفتوگو با جماران افزود: عبور نفت و انرژی، مهمترین ارزش ذاتی تنگه هرمز است و اگر دیگر کشورها بتوانند از طریق ایجاد راههای جایگزین، بحران پیشآمده را مدیریت کنند، وابستگی به تنگه هرمز کمتر میشود و هرچه این وابستگی کاهش یابد، از ارزش ذاتی تنگه نیز کاسته خواهد شد. این موضوع باید در اتخاذ سیاستهای کلان مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به ادعاهای ترامپ مبنی بر احتمال حمله به کوه کلنگ، اضافه کرد: کوه کلنگ نه جزو سایتهای بمبارانشده است و نه مانند نطنز، اصفهان و فردو، جزو سایتهای مطرح در دو دهه اخیر. طی سالهای گذشته، آژانس مکررا در گزارشهای خود از این سه سایت نام میبرد و خواهان همکاری بیشتر جمهوری اسلامی در بازدید از آنها میشد، اما تا کنون نامی از کوه کلنگ مطرح نشده است. بنابراین، نمیتوان گفت گزارش جدید آژانس نیز مانند دو دفعه قبل، به ترامپ برای حمله به کشورمان بهانه میدهد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه «ابهام» تبدیل به استراتژی اصلی آمریکا شده است، اظهار کرد: آمریکا، ایران را در حالت نه جنگ و نه صلح نگه داشته و میخواهد وضعیت را در حالت فرسایشی حفظ کند تا قدرت ایران تحلیل رود و دیگر اشکال جنگ اعم از اقتصادی و روانی نیز در ذیل همین استراتژی ابهام در حال انجام است. در این نوع منازعات بینالمللی، معمولا بازیگری که از حیث تجهیزات دست برتر را دارد، در استراتژی نمیبازد، زیرا در این صورت پایان خود را رقم زده است. آمریکا و اسرائیل اکنون به بنبست راهبردی رسیدهاند؛ یعنی جنگ تا اینجا برای جمهوری اسلامی باخت تاکتیکی بوده و برای آنها باخت استراتژیکی و لذا میخواهند این صحنه را تغییر دهند. بنابراین، آمریکا میخواهد با فرسایش ایران، جمهوری اسلامی را وادار کند در میدان و دیپلماسی، امتیازات فراوانی را بدهد.
ایزدی همچنین با اشاره به تصرف تپه علیالطاهر لبنان توسط رژیم صهیونیستی، بیان کرد: به نظر میرسد یکی از اهداف اسرائیل از این کار، این است که توان جمهوری اسلامی برای مقابله با خود در لبنان را بسنجد. اگر ما واکنش جدی نشان ندهیم، طرف مقابل امتیازات بیشتری را در عرصه جنگ و دیپلماسی طلب خواهد کرد و اگر واکنش ما به حدی جدی باشد که قدرت ایران را نشان دهد، ممکن است در راهبردهای طرف مقابل تعدیل ایجاد کند.
دیدگاه تان را بنویسید