دعوت هوشمندانه تهران به تداوم جنگ با آمریکا!

در دنیای دیپلماسی، یک ضرب‌المثل معروف وجود دارد: «کسی به شما شام رایگان نمی‌دهد.» خصوصا اگر ضیافت شام در کرملین برگزار شود! برای روس‌ها این قائده تغییرناپذیر است. «هیچ تمجیدی بی‌هزینه نیست و هیچ لبخندی بدون محاسبه راهبردی روی لب‌های ولادیمیر پوتین نمی‌نشیند.» در تازه‌ترین اظهارات، «رئیس‌جمهور روسیه» با لحنی ستایش‌آمیز به تمجید از عملکرد شناورهای تندرو و ناوگان پهپادی و موشکی سپاه پاسداران در درگیری و تقابل با ایالات متحده پرداخته و از «کارآمدی بالا» و «تکنولوژی‌های جدید» ایران سخن گفته است. هم‌زمان، «دیمیتری پسکوف» سخنگوی کرملین، در واکنش به تعرض نظامی کی‌یف به یک کشتی تجاری ایران که در بندرگاه رود ولگا پهلو گرفته بود، با لحنی حمایت‌گرانه اعلام کرد: «ایران کشوری مستقل است که قاطعانه از حقوق خود دفاع می‌کند و پتانسیل لازم برای این کار را دارد.» در نگاه نخست و برای ناظران ساده‌انگار، شاید این مواضع مسکو نوعی «حمایت راهبردی» یا «ایستادن روسیه در کنار ایران» برابر جبهه اسرائیلی-آمریکایی تعبیر شود. اما رمزگشایی از واقعیات میدان دیپلماسی و رفتارشناسی کرملین طی چند سال گذشته نشان می‌دهد که پشت این تمجیدهای ظاهرالصلاح، دقیقاً چه نیت شومی نهفته است: «کشانیدن پای ایران به‌عمق یک درگیری پرهزینه و فرسایشی با ایالات متحده، تا کرملین بتواند از بارسنگین و کمرشکن فشار نظامی و دیپلماتیک غرب در جبهه اوکراین، کمی بکاهد.» خانم‌ها و آقایان، به «میز سیاست‌خارجی توسعه ایرانی خوش آمدید.»

حمیدرضا مهدیزاده

    

وقتی ولادیمیر پوتین از توان تسلیحاتی و شناورهای سبک ایران در نبرد با ایالات متحده تمجید می‌کند، و «ناوگان پشه‌ای» سپاه پاسداران را می‌ستاید؛ قطعا هدف او ارائه یک ارزیابی نظامی بی‌طرفانه نیست. کرملین به‌خوبی می‌داند که هرگونه تنش مستقیم و گسترش یافتن دامنه درگیری میان تهران و واشنگتن، حواس، تمرکز و منابع مالی-نظامی پنتاگون و ناتو را از صحنه نبرد در اروپا به سمت خلیج فارس و خاورمیانه منحرف خواهد کرد.

پوتین به زبان ساده در حال تزریق این گزاره به معادله منطقه‌ای است که در یک سال اخیر به ‌آتش کشیده شده و دود بیشتر آن، به چشم مردم ایران رفته است. معادله‌ای که می‌گوید: «ایران توانایی کافی برای رویارویی مستقیم با آمریکا را دارد و باید در این مسیر پیش برود.»

پسکوف با رندی از مسئولیت امنیتی مسکو در قبال خزر شانه خالی‌ کرده و سپس توپ را به زمین تهران می‌اندازد که ایران خود کشور مستقلی است و پتانسیل دفاع از خود مقابل کی‌یف را دارد

این نوعی ترغیب هوشمندانه برای تاثیر روانی بر جبهه افراطی داخلی در ایران است که خواهان «جنگ جنگ تا پیروزی» مقابل ارتش ایالات متحده آمریکاست. همچنین برای عمیق‌تر کردن باتلاقی است که واشنگتن و تهران در آن قرار گرفته‌اند. مسکو از طریق این تشویق‌های کلامی، نه ابزار دفاعی حساسی به ایران منتقل می‌کند و نه سپر حمایتی مؤثری در شورای امنیت سازمان ملل می‌گسترد؛ بلکه صرفاً کاتالیزوری می‌شود برای افزایش سطح تپش‌های نظامی در منطقه. تحسین توان دفاعی ایران از زبان رئیس‌جمهور روسیه، بیش‌از آن‌که یک پشتیبانی لجستیک باشد، نوعی «دعوت به ادامه و تعمیق اصطکاک» با سامانه نظامی آمریکا است.

 فرمول طلایی کرملین از زبان ظریف: ایران باید همواره در وضعیت تحریم، تنش هدایت‌شده و درگیری خیزابه‌ای با غرب بماند

- دو خط قرمز کرملین برای تهران: برای درک رفتار کرملین در این مقطع، باید به برخی‌از تحلیل‌های دیپلماتیک نگاه کرد. «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه پیشین ایران، پیش‌تر در مهرماه ۱۴۰۴ در تبیین رفتارشناسی روس‌ها به نکته‌ای حیاتی اشاره کرده بود. او با صراحت از «دو خط قرمز روسیه در قبال ایران» پرده 

برداشت:

-عدم عادی‌سازی روابط ایران با غرب (جهان): مسکو تحت هیچ شرایطی نمی‌پذیرد که تهران پرونده‌های تنش‌زای خود با واشنگتن و اروپا را ببندد؛ زیرا یک ایران بدون تحریم و دارای روابط متوازن با غرب، دیگر محتاج و وابسته به کرملین نخواهد بود و بازار انرژی اروپا را نیز هدف خواهد گرفت.

-عدم ورود ایران به یک جنگ آخرالزمانی: مسکو در عین حال نمی‌خواهد ایران به طور کامل نابود یا ساختار سیاسی آن متلاشی شود، زیرا نابودی کامل یک متحد منطقه‌ای، خلأ قدرتی ایجاد می‌کند که ممکن است توسط ناتو یا متحدان اقلیمی آمریکا پر شود. و نیز نمی‌خواهد تا «رژیم چنج» مدنظر افراطیون حزب جمهوری‌خواه ایالات متحده صورت بگیرد، چراکه به‌خوبی می‌داند که در پساجمهوری اسلامی حتی آرزوی داشتن کاردار در ایران برای روسیه مانند رسیدن انسان به خدا است! چه رسد به داشتن سفیر و برقراری سفارت در تهران. 

بنابراین، ترکیب این دو خط قرمز، بازگوکننده فرمول طلایی روسیه است: «ایران باید همواره در وضعیت تنش هدایت‌شده، تحریم و درگیری فرسایشی با آمریکا، باقی بماند.»

تمجیدهای اخیر پوتین دقیقا در همین چارچوب معنا می‌یابد. مسکو می‌کوشد ایران را در سطحی از نبرد با آمریکا نگه دارد که نه به سمت «دیپلماسی و حل مناقشه» حرکت کند و نه وارد مرحله‌ای شود که موجودیت خودش به‌خطر بیافتد. این یعنی نگه داشتن کشور در یک وضعیت تعلیق و فرسایش دائمی.

 اظهارات غیرمسئولانه برخی نمایندگان در مجلس اقلیتی در تأیید ارسال سلاح به مسکو، دقیقاً پاس دادن در زمین بازی رسانه‌ای روس‌هاست

هزینه سنگین پرونده‌های ادعایی تسلیحاتی؛ از «شاهد» تا «موشک‌های کروز»

ارزیابی هزینه‌هایی که از محل همکاری‌های شتاب‌زده با روسیه به سیاست خارجی و اقتصاد ایران فرض شده، ابعاد دیگری از این بازی ناهمگون را روشن می‌سازد. از زمان آغاز جنگ اوکراین، ادعاهای متعددی درباره ارسال پهپادهای سری «شاهد» یا سایر اقلام دفاعی مانند موشک‌های کروز، از ایران به روسیه مطرح شد. فارغ از مانورهای تبلیغاتی و گلایه‌های مداوم مقامات اوکراینی در دوره دولت‌های مختلف (از جمله دوران ابراهیم رئیسی) مبنی‌بر استفاده از این تجهیزات در جبهه‌ها -که بارها هزینه‌های گزاف دیپلماتیک و فشارهای تحریمی مضاعفی را برگرده اقتصاد کشور بار کرد- واقعیت محض این است که منفعت نهایی این بده‌بستان‌ها به‌جیب  کرملین رفت.

در حالی که دستگاه دیپلماسی همواره بر عدم دخالت ایران در جنگ اوکراین و سیاست بی‌طرفی تاکید داشته، برخی اظهارات غیرمسئولانه داخلی -اگر نگوییم مطابق دستورات لژ رسوفیل- نیز به ‌این فضا دامن زده است. برای نمونه، اخیراً احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس اقلیتی، با وجود تمامی تکذیب‌های رسمی و منطقی دستگاه دیپلماسی، مجدداً سخنانی درباره تأیید ارسال تسلیحات به روسیه مطرح کرد.

این دست موضع‌گیری‌ها، بدون در نظر گرفتن منافع ملی، درست در زمین بازی روس‌ها گل می‌زند؛ چراکه کرملین دقیقاً مایل است ایران را به‌عنوان «هم‌پیمان نظامی خود در جنگ اروپا» به جهان معرفی کند تا شریک مجازات‌ها و تحریم‌های بین‌المللی‌اش باشد، اما در مقابل، هنگامی که پای تجهیز پدافندی یا واگذاری فناوری‌های کلیدی به ایران پیش می‌آید، قطره‌چکانی و قطعه‌قطعه عمل می‌کند.

 هزینه‌های دیپلماتیک و تحریمی مانورهای ادعایی تسلیحاتی بر دوش ملت ایران بار شد، در حالی که سود راهبردی آن تماماً به جیب مسکو رفت

تعرض کی‌یف در خزر؛ تحریک پسکوف و تنهایی ایران

نگاهی به موضع‌گیری دیمیتری پسکوف در جریان حمله اخیر اوکراین به شناور تجاری ایران در پهنه دریای خزر، خصلت اصلی «حمایت‌های زبانی» مسکو را عیان می‌سازد. سخنگوی کرملین ادعا می‌کند که این اقدام کی‌یف «تهاجمی» است و سپس توپ را به زمین تهران می‌اندازد که: «ایران خود کشور مستقلی است و پتانسیل دفاع از خود را دارد.» و حتی پارا فراتر گذارده و می‌گوید: «حمله به کشتی ایرانی در حقیقت حمله اوکراین به ایران است.»

تمجید پوتین از قایق‌های تندرو و توان نظامی ایران، نه یک پشتیبانی لجستیک، بلکه دعوت هوشمندانه تهران به تعمیق باتلاق اصطکاک نظامی با آمریکا است

حال، پرسش اساسی این است: «آیا امنیت دریای خزر بر اساس کنوانسیون‌های رژیم حقوقی، نیازمند مسئولیت‌پذیری تمام کشورهای ساحلی از جمله روسیه نیست؟»

کرملین به جای آنکه حمله در دریای خزر را خط قرمز امنیتی خود قلمداد کند و در عمل هزینه‌ای بپردازد، با دادن آدرس استقلال ایران، شانه از زیر بار هرگونه مسئولیت امنیتی خود خالی می‌کند. روس‌ها خوشحال می‌شوند که پای منازعه اوکراین به دریای خزر و کشمکش مستقیم با شناورهای ایرانی باز شود؛ زیرا این مسئله نه‌تنها ایران را بیشتر در جبهه مقابل ناتو قرار می‌دهد، بلکه حضور نظامی و امنیتی روسیه در خزر را تحت پوشش «مبارزه مشترک با تهدیدات» موجه‌تر می‌سازد.

ضرورت هوشمندی؛ بازی در زمین منافع ملی ونه پازل پوتین

تجربه تاریخی تحولات دیپلماتیک به ما می‌آموزد که مسکو هیچ‌گاه یک متحد ایدئولوژیک یا استراتژیکِ بدون قید و شرط برای تهران نبوده و نخواهد بود. روسیه یک قدرت کلان جهانی با محاسبات خودمحورانه است. برای پوتین، تعمیق جنگ ایران با آمریکا یا تشدید اصطکاک‌های نظامی در خلیج فارس و دریای عمان، بهترین سوخت برای موتور جنگ فرسایشی او در اوکراین است.

دستگاه دیپلماسی و تصمیم‌گیرندگان عرصه امنیت ملی جمهوری اسلامی باید با هشیاری کامل، مرز میان «توسعه روابط متوازن با همسایگان» و «افتادن در تله بازیگری نیابتی برای قدرت‌های بزرگ» را تفکیک کنند.

سخنان پوتین در تمجید از قایق‌های تندرو و توان نظامی ایران را نباید به حساب دستاوردی دیپلماتیک گذاشت؛ این سخنان، تابلوی راهنمایی است که نشان می‌دهد کرملین تمایل دارد ایران تا آخر در خط مقدم مواجهه با آمریکا باقی بماند تا مسکو در پشت جبهه، منافع اقتصادی و سیاسی خود را با «دونالد ترامپ» چانه‌زنی کند.

راهبرد راهگشا برای تهران، نه آتش‌بیاری در تنش‌های نیابتی روس‌ها، بلکه «مدیریت هوشمندانه سطح اصطکاک با واشنگتن» و «شکستن انحصار دیپلماتیک» است. ایران زمانی می‌تواند از حقوق ملی خود دفاع کند که کنترل «ساعت تنش» را خود در دست داشته باشد، نه آنکه ریتم حرکت آن توسط «نئوتزار کرملین» تنظیم شود. هرچند بعید است که افراطی‌های ایدئولوژیک در جبهه پایداری و اعضای لژ رسوفیل -کرواتی و دارای ریش- اجازه حرکت اصولی تهران بر«مدارمنافع ملی» را به‌این سادگی‌ها بدهند.

 

    بازی دوگانه کرملین  در تنش تهران - واشنگتن

1. تشویق کلامی ایران به پایداری و رویارویی مستقیم با ایالات متحده 

2. انحراف تمرکز تسلیحاتی و رسانه‌ای غرب از جبهه نبرد اوکراین

3. بهره‌برداری اقتصادی از انزوای خاورمیانه و انسداد راه‌های ارتباطی غرب

4. نگه‌داشتن ایران در وضعیت نه جنگ آخرالزمانی، نه صلح و عادی‌سازی»

 

سود و زیان ایران در معامله بازی با کارت روسیه

هزینه‌های پرداختی ایران:

- تشدید تحریم‌های اقتصادی و انزوای بین‌المللی

- مسدود شدن روزنه‌های دیپلماسی و احیای توافقات با غرب

- قرار گرفتن در معرض تهدیدات نیابتی و سخت‌افزاری

دستاوردهای حاصله ایران از حمایت‌های لفظی روسیه:

- بیانیه‌ها و تمجیدهای شفاهی پوتین، اولیانوف، لاوروف و پسکوف

- ادامه متناع مسکو از تحویل سامانه‌های حیاتی دفاعی و سوخو35ها

- استفاده ابزاری روسیه از کارت ایران در چانه‌زنی‌های پنهان با آمریکا