وقتی خانمهای ایرانی در ناگویا طوفان به راه انداختند
روز دختران
نگار رشیدی
آبهای ناگویا در سپیدهدم روز پنجشنبه، شاهد تپش قلبهایی بود که برای تاریخسازی میتپیدند. باد خنک پاییزی روی موجهای کوتاه دریاچه میرقصید، اما در دل دختران کاروان ایران، آتشی روشن بود که سرمای هیچ ترسی نمیتوانست آن را خاموش کند. پنجشنبه، روزی نبود که فقط در تقویمهای ورزشی ثبت شود؛ پنجشنبه برگهای از تاریخ بود که با عرق، اشک و ارادهی پولادین زنانی نوشته شد که مرزهای توانستن را فرسنگها جابهجا کردند. در روز پنجم بازیهای آسیایی، کاروان ورزشی ایران به تماشای شاهکاری نـشـسـت کـه قهرمانانش، با هر پارویی که به سینه آب میکوبیدند و با هر مشتی که در میدان رها میکردند، سمفونی باشکوهی از غرور را مینواختند؛ روایتی حماسی که ریتم تند آن همچون کوبشهای بیوقفه دف و اوجگیریهای مسحورکننده کمانچه، بند بند وجود هر تماشاگری را به لرزه درمیآورد.
قصه این روز طلایی از رویینگ آغاز شد؛ ورزشی که در آن سکوت آب با فریاد اراده در هم میآمیزد. فاطمه مجلل، نامی که از این پس با حروف طلایی در تاریخ ورزش ایران حک خواهد شد، در فینال تکنفره سبکوزن روی خط استارت ایستاد. او در آن لحظه فقط یک پاروزن نبود؛ او نماینده نسلها امید و آرزوی فروخورده بود. در آن دقایقی که پاروها سینه آب را میشکافتند، نفسها در سینه حبس شده بود. مجلل با تمرکزی مثالزدنی خط پایان را عبور کرد و به محض ثبت زمان ۷:۲۴.۵۷، بغضها شکست. او اولین زن رویینگ تاریخ ایران لقب گرفت که طلای بازیهای آسیایی را به گردن میآویخت. فاطمه در همان روز، در سنگینوزن نیز به آب زد و با کسب مدال برنز، نشان داد که خستگی برای اراده او واژهای بیگانه است. اشکهای شوق او روی سکو، تصویری بود که تا سالها در ذهن قاب خواهد شد.
اما این پایان کار روی آبهای ناگویا نبود و طوفان دختران ایران تازه شروع شده بود. در فینال دو نفره سبکوزن، زینب نوروزی و کیمیا زارعی، همچون دو روح در یک کالبد، هماهنگ و بینقص به آب زدند. هماهنگی آنها چیزی فراتر از تکنیک و تاکتیک ورزشی بود؛ تبلور خواهری و همدلی در اوج فشار مسابقه. آنها با زمان ۶:۵۳:۹۳ از همه رقبا گذشتند و دومین طلای کاروان را دشت کردند. زینب و کیمیا چند ساعت بعد در سنگینوزن نیز شاهکار خود را تکرار کردند و نقره گرفتند تا زینب نوروزی با یک طلا و دو نقره، پرافتخارترین ورزشکار ایرانی از نظر مرغوبیت مدال در این مسابقات شود. در کنار این لبخندهای طلایی، قاب دیگری نیز در کنار دریاچه ثبت شد که قلبها را فشرد. دختران تیم چهار نفره رویینگ؛ مهسا جاور، سها فخری، ساقی ملکی و هنگامه کامیاب. آنها پس از طی مسافت طاقتفرسای دو هزار متری، با تمام وجود جنگیدند و با ثبت زمان ۶:۲۷:۲۴ به مدال نقره رسیدند. اما وقتی از خط پایان گذشتند، در حالی که نایی در بدن نداشتند، از اینکه مدالشان طلایی نشده بود روی قایق اشک میریختند. این اشکها، نماد اوج غیرت و جاهطلبی دختران ما بود؛ نقرهای که شاید برای خود آنها قانعکننده نبود، اما برای یک ملت، نماد ایستادگی تا آخرین نفس بود.
از دریاچه که فاصله بگیریم و به سالنهای سرپوشیده ناگویا برویم، روایت درخشش زنان ایرانی رنگ دیگری به خود میگیرد؛ رنگ مبارزه، تن به تن و نفس به نفس. در سالن ووشو، سوگند سینکایی در وزن منهای ۵۲کیلوگرم ساندای زنان، با شجاعتی مثالزدنی به مصاف حریفان رفت. او برای رسیدن به فینال از سد رقبای قدرتمندی از هند، ویتنام و هنگکنگ گذشت و در نهایت مدال نقره را بر گردن آویخت تا نام خود را به عنوان اولین زن نقرهای ووشوی ایران در این مسابقات جاودانه کند.
اما شاید یکی از ملتهبترین و تاریخیترین لحظات روز پنجم در رینگ بوکس رقم خورد. سارینا نقش، نامی که به عنوان نخستین بانوی بوکسور تاریخ ایران در بازیهای آسیایی ثبت شد. قدم گذاشتن او روی رینگ، به تنهایی یک پیروزی بزرگ و یک سدشکنی تاریخی بود، اما سارینا به صرف حضور قناعت نکرد. او در یک مبارزه تماشایی و نفسگیر در سه راند، حریف اندونزیایی را با نتیجه سه بر دو شکست داد. مشتهای سارینا، فقط به حریف نمیخورد؛ این مشتها، دیوارهای بلند محدودیت را فرو میریخت و راه را برای دخترانی که رویای رینگ را در سر دارند، باز میکرد.
در ورزشگاه دوومیدانی نیز نگین دیگری در حال درخشش بود. فاطمه محیطیزاده در ماده طاقتفرسای هفتگانه، با پرشهای بلند و دویدنهای بیامانش، تحسین همگان را برانگیخت. پرش ۱.۷۷ متری او در ارتفاع و قرار گرفتنش در رتبه نخست این بخش، نشان از پرواز دختری داشت که جاذبه زمین حریف ارادهاش نمیشد. او با پرتاب ۱۱.۷۲ متری در وزنه و درخشش در پیست تارتان، در پایان چهار بخش ابتدایی در صدر جدول ایستاد تا امیدواریها برای یک مدال تاریخی دیگر در رشته مادر به اوج برسد.
روز پنجشنبه، روزی بود که دختران ایران، فعل خواستن را با زیباترین لحن ممکن صرف کردند. آنها نشان دادند که در پس آن چهرههای آرام، جنگجویانی نهفتهاند که میتوانند معادلات قاره کهن را به هم بریزند. ارزش این حماسهآفرینی آنقدر بالا بود که حتی ساختارهای پاداشدهی را نیز تغییر داد؛ جایی که مقرر شد به پاس این افتخارآفرینی بینظیر، پاداش زنان طلایی هفت میلیارد تومان باشد؛ یعنی یک میلیارد تومان بیشتر از مردان قهرمان. تصمیمی که نشان داد ارزش کار این زنان تا چه حد فراتر از استانداردهای معمول است.
خورشید روز پنجم در ناگویا در حالی غروب کرد که سایه بلند دختران قهرمان ما روی تمام آسیا افتاده بود. آنها ثابت کردند که رویینگ فقط کشیدن پارو نیست، بوکس فقط پرتاب مشت نیست و ورزش تنها یک رقابت فیزیکی نیست؛ بلکه عرصهای است برای اثبات وجود، برای فریاد زدن نام یک سرزمین، و برای اینکه به تمام دنیا بگویند هیچ موجی نمیتواند قایق اراده دختران ایران را غرق کند.
دیدگاه تان را بنویسید