حسرت، حسرت و حسرت

نازنین دشتی

ناگویا می‌توانست نقطه عطفی در تاریخ ورزش زنان ایران باشد. پیست تارتان زیر پای دختری بود که با هر گام، مرزهای توانستن را جابه‌جا می‌کرد و چشم‌ها را به روی استعدادی ناب خیره ساخته بود. فاطمه محیطی‌زاده، ستاره بی‌چون‌وچرای دوومیدانی ایران، فقط یک نفس، یک رقابت و چند صد متر تا لمس مدالی فاصله داشت که تا پیش از آن برای زنان دوومیدانی‌کار ایران در ماده طاقت‌فرسای هفتگانه تنها یک رویای دوردست و دست‌نیافتنی به شمار می‌رفت. او با کسب ۴۹۲۵‌امتیاز در جایگاه دوم جدول رده‌بندی ایستاده بود؛ بالاتر از بسیاری از مدعیان نامدار و تا دندان مسلح آسیا. اما تاریخ، گاهی نه در میدان مبارزه و روی پیست مسابقه، که در اتاق‌های شیشه‌ای تصمیم‌گیری و با خطاهای دردناک آماتورگونه تغییر می‌کند. 

بیایید به مسیر درخشان او در این دو روز نگاهی بیندازیم تا عمق این فاجعه و حسرت بزرگ بیشتر درک شود. رقابت هفتگانه، نماد بی‌بدیل استقامت، سرعت، قدرت و تطبیق‌پذیری است. فاطمه در میان ۱۰‌ورزشکار برتر این رقابت‌ها، نمایشی خیره‌کننده و فراتر از انتظارات داشت. در دوی ۱۰۰‌متر با مانع، استارت کارش را با قدرت زد و به رتبه سوم دست یافت. در پرش ارتفاع، جایی که جاذبه زمین بی‌رحم‌ترین حریف یک ورزشکار است، او بر بام ایستاد و اول شد. در پرتاب وزنه با ثبت رکورد ۱۱.۷۲‌متر در رتبه دوم جای گرفت و روز اول را با قرار گرفتن در رده سوم دوی ۲۰۰متر با ثبت زمان عالی ۲۵.۱۶ ثانیه به پایان رساند. 

صبح روز دوم، شاهکار او در پرش طول رقم خورد. پرشی بی‌نقص به طول ۵.۹۷‌متر که او را با اقتدار در جایگاه نخست این ماده قرار داد. حتی پرتاب نیزه ۳۶.۴۱‌متری و رتبه هشتمی در این بخش نیز نتوانست او را از سکوی قهرمانی دور کند. همه‌چیز مهیا بود تا در ایستگاه پایانی، او مزد ماه‌ها و سال‌ها تلاش، عرق ریختن و تمرین در سکوت را بگیرد. او در یک قدمی تاریخ‌سازی ایستاده بود و قلب یک ملت برای درخشش او می‌تپید. 

اما ناگهان، شوک بزرگ و ویرانگر فرا رسید. دیسکالیفه! واژه‌ای سرد و بی‌رحم که همچون پتکی سنگین بر سر ورزشکار، کاروان اعزامی و ورزش‌دوستان ایرانی کوبیده شد. دلیل؟ غیرقانونی و غیراستاندارد بودن کفش‌های فاطمه در ماده پرش طول. در حالی که این دختر ملی‌پوش آماده می‌شد تا برای آخرین بار بند کفش‌هایش را ببندد و به سمت سکوی افتخار بدود، کمیته برگزاری حکم به حذف او از جدول مسابقات داد. رویای مدال تاریخی، در عجیب‌ترین، تلخ‌ترین و البته مبتدیانه‌ترین حالت ممکن بر باد رفت.

اینجا دقیقا همان نقطه‌ای است که باید یقه مسئولان، کادر فنی و مدیران اعزامی را گرفت. چه فاجعه‌ای بالاتر از این؟ آیا این ورزشکار در میدان به این بزرگی مربی نداشته است؟ سرپرست تیم، مدیران فدراسیون و کسانی که با عنوان کادر فنی راهی ژاپن شده‌اند، دقیقا چه وظیفه‌ای بر عهده دارند؟ مگر نه اینکه بررسی استانداردهای اولیه تجهیزات، از جمله ضخامت کفی کفش مسابقه، پیش‌پاافتاده‌ترین و بدیهی‌ترین وظیفه یک مربی و سرپرست حرفه‌ای است؟

در دنیای ورزش حرفه‌ای امروز، به‌ویژه در عصر تکنولوژی‌های جدید ورزشی، میلی‌مترها سرنوشت‌ساز هستند. قوانین مربوط به تجهیزات، به‌خصوص در دوومیدانی و در بحث کفش‌های تکنولوژیک، به شدت سخت‌گیرانه، دقیق و شفاف است. چگونه ممکن است یک ملی‌پوش در رویدادی به این اهمیت، با کفشی به میدان برود که استانداردهای لازم برای یک ماده خاص مانند پرش طول را ندارد یا حداقل با ابهام و حساسیت داوران مواجه است؟ این دردناک و غیرقابل هضم است که ستاره درخشان ما نه به خاطر ضعف فیزیکی، نه به خاطر کم‌آوردن نفس در برابر رقبای قدرتمندتر، بلکه صرفا به دلیل یک گاف بزرگ مدیریتی و فنی از رقابت‌ها حذف می‌شود. قهرمانان ما پیش از آنکه حریفان را مقصر ناکامی خود بدانند، باید نگران بی‌برنامگی و غفلت خودی‌ها باشند. 

البته فدراسیون دوومیدانی پس از وقوع این فاجعه بلافاصله واکنش نشان داد و دست به قلم شد. در نامه اعتراضی ایران که به هیئت داوران استیناف ارسال شده، آمده است که کفش ورزشکار ( Nike Maxfly 2 مدل FD8395) پیش از آغاز رقابت‌ها در اتاق فراخوان و بازرسی تجهیزات پیش از مسابقه ارائه شده و به تایید رسمی مسئولان رسیده بود. تیم ایران به درستی استدلال کرده که ابطال نتیجه پس از پایان رویداد و تنها به دنبال اعتراض یک تیم رقیب صورت گرفته است؛ آن هم خارج از مهلت قانونی و در شرایطی که طبق مقررات فدراسیون جهانی، بررسی این موضوعات تنها تا ۳۰ دقیقه پس از پایان هر رویداد امکان‌پذیر است. استدلال تیم ایران این است که ورزشکار با حسن نیت و بر اساس تایید رسمی بازرسان وارد پیست شده و هرگونه خطایی در تشخیص مجاز بودن کفش، متوجه فرایند بازرسی کمیته برگزاری است و نه شخص ورزشکار. 

این دفاعیات و نامه‌نگاری‌ها روی کاغذ کاملا منطقی و بر اساس قوانین حقوقی مسابقات (ماده  TR 5.2) است، اما سوال اصلی و بی‌پاسخ افکار عمومی این است؛ چرا اصلا باید کار به اینجا بکشد؟ چرا کادر فنی ایران نباید آن‌قدر روی قوانین به‌روز و نوع کفش‌ها اشراف داشته باشد که بهانه‌ای به این بزرگی دست تیم‌های رقیب و کمیته برگزاری ندهد؟ تیم‌های رقیب همواره در کمین هستند تا با کوچک‌ترین روزنه‌ای، رقبای قدرتمند خود را از پیش رو بردارند و متاسفانه ما این روزنه را با دستان خودمان و به دلیل عدم تسلط کامل به قوانین تجهیزات در اختیارشان قرار دادیم. 

فاطمه محیطی‌زاده امروز روی کاغذ دیسکالیفه شد، اما در واقع این سیستم پشتیبانی و فنی ورزش ماست که بارها دیسکالیفه شده و هنوز از اشتباهات خود درس نمی‌گیرد. دختری که با دست خالی و کمترین امکانات، خود را به جمع برترین‌های آسیا رساند و نشان داد پتانسیل کسب مدال در فرساینده‌ترین ماده دوومیدانی را دارد، حالا باید با قلبی شکسته، بغضی در گلو و دستانی خالی به خانه برگردد. نامه‌نگاری‌های پس از فاجعه، شاید در بهترین حالت منجر به یک عذرخواهی یا توجیه آیین‌نامه‌ای شود، اما مدال از دست رفته، زحمات بر باد رفته و غرور جریحه‌دار شده این قهرمان را هرگز بازنمی‌گرداند.