مطالبه ملی اعزام جنگ‌طلب‌ها به خط مقدم

طهمورث گیلانی

در حالی که منطقه در آستانه تحولات بی‌سابقه‌ای قرار گرفته و سایه سنگین درگیری‌ها بر سر ایران بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، افشای اسناد جدید از کارزارهای نفوذ خارجی و پول‌پاشی لابی‌های اسرائیلی برای فروپاشی توافق و هم‌زمانی آن با تحرکات جریان‌های تندرو در داخل کشور، پرسش‌های جدی را در افکار عمومی ایجاد کرده است. گزارش‌های واصله از منابع بین‌المللی حاکی از آن است که دولت اسرائیل در سال‌های اخیر هزینه‌های سرسام‌آوری را صرف کرده تا هرگونه مسیر دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن را مسدود کند. این تلاش‌ها که با هدف بدنام کردن مذاکره‌کنندگان و به شکست کشاندن تفاهمات صورت گرفته، اکنون با مواضع جریانی در داخل گره خورده است که با وجود ادعای انقلابی‌گری، دقیقاً در مسیری گام برمی‌دارند که خروجی آن چیزی جز انزوای ایران و برافروختن آتش جنگ نیست. این هم‌سویی نانوشته میان دشمن خارجی و افراطیون داخلی، دیپلماسی کشور را در وضعیتی قرار داده که گویی از دو سو تحت محاصره قرار گرفته است؛ از یک سو دلارهای نفتی و لابی‌های اسرائیلی و از سوی دیگر، تریبون‌هایی که در داخل، هرگونه تلاش برای صلح را خیانت قلمداد می‌کنند.

ردپای میلیون‌ها دلار اسرائیل در کارزار ضدتوافق

به گزارش مجله «تایم»، پژوهشگران این رسانه به اسنادی دست یافته‌اند که نشان می‌دهد اسرائیل برای به هم زدن توافق آمریکا با ایران، میلیون‌ها دلار در شبکه‌های مجازی هزینه تبلیغات کرده است. این پژوهش فاش می‌کند که اسرائیل با «برد پارسکیل»، مالک شرکت‌های تبلیغاتی و کمپین‌های رسانه‌ای، قراردادهای کلانی بسته است تا به این وسیله توافق دولت وقت آمریکا با ایران را خائنانه و شکست‌خورده جلوه دهند. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در مصاحبه‌ای به این موضوع واکنش نشان داده و گفته است: «اسرائیل هزینه‌های هنگفتی صرف کرد تا مذاکرات ما با ایران را به شکست بکشاند و کسانی را که به دنبال توافق بودند، بدنام کند. وقتی صفحات مجله تایم را باز می‌کنم و می‌بینم که یک کارزار نفوذ خارجی به‌طور مستقیم تأمین مالی می‌شود تا توافقی را که من دنبال می‌کردم نابود کند، و بسیاری از افرادی که آن پول را دریافت می‌کردند با روش‌هایی کاملا غیرصادقانه به من حمله می‌کردند، واکنش من این است: بروید به جهنم!» این اظهارات ونس نشان‌دهنده ابعاد گسترده‌ای از یک نفوذ سیستماتیک است که هدف آن نه تنها ایران، بلکه تخریب هرگونه عقلانیت سیاسی در نظام بین‌الملل بوده است.

در همین راستا، مشاهدات میدانی و تحلیل محتوای فضای مجازی نشان می‌دهد که تبلیغات گسترده‌ای که اخیراً در حمایت از جبهه پایداری و چهره‌هایی چون سعید جلیلی علیه مقامات ایران و توافقات پایان جنگ در اپلیکیشن‌های خارجی دیده شده، دقیقاً در راستای همان کارزارهای نفوذ ارزیابی می‌شود. بسیاری از خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای که پیش از این بارها از سوی همین جریان‌های تندرو به اتهام «تولید خوراک خبری برای رسانه‌های معاند» مورد هجمه قرار گرفته بودند، اکنون با شگفتی شاهد هستند که مواضع رهبران این جریان و محتوای تولیدی آن‌ها به سرعت در رسانه‌هایی بازنشر می‌شود که توسط سرویس‌های خارجی مدیریت می‌شوند. 

هشدار نخبگان نسبت به بازی  در زمین نتانیاهو

واکنش‌ها به این رویکرد در داخل کشور نیز ابعاد وسیعی یافته است. فاضل میبدی، فعال سیاسی و روحانی نواندیش، در یادداشتی تند به نقش این افراد در برافروختن آتش جنگ اشاره کرده و نوشته است: «پاکستان تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکارا به امضا رسانید.آتش جنگ خاموش شد. مذاکرات دنبال می‌شد. مردم خوشحال بودند. چه کسی با شلیک چندموشک آتش جنگ را دوباره برافروخت؟ در این چند روز آمریکای قلدر خط ساحلی جنوب و چند شهر و استان را زیرآتش گرفت و ده‌ها شهید داشتیم. نگرانی میان ملت برگشت.آی جنگ‌طلب‌ها رحم کنید. شگفتا! برخی روحانیون که هیچ جایگاه حقوقی در مسائل جنگ و امنیت کشورندارند، برای جنگ و عدم‌صلح فرمان می‌دهند! تفاهم‌نامه را همصدا با ترامپ‌پایان یافته می‌دانند. اگر جای خوش نشسته‌اید،آتش جنگ ‌سفره‌های مردم را سوزانده است.»  این سخنان نشان‌دهنده عمق نگرانی دلسوزان کشور از تکرار تجربه‌های تلخ است.

تداوم رویکرد جنگ‌طلبانه از سوی تندروهایی که جنگ را ابزاری برای سرکوب داخلی و بقای سیاسی خود می‌دانند، خشم عمومی بی‌سابقه‌ای را برانگیخته و منجر به راه‌اندازی کارزارهای مردمی برای اعزام این چهره‌ها به مناطق تحت آتش در جنوب کشور شده است. مردم با اشاره به شهادت سربازان در پادگان‌هایی نظیر بمپور، از چهره‌های مدعی این جریان خواسته‌اند تا از فضای امن پایتخت خارج شده و در خطوط مقدم جبهه حضور یابند

حسین مرعشی، دیگر فعال سیاسی، نیز با هشدار نسبت به تضعیف نهادهای حکومتی توسط این جریان، تأکید کرده است: «خیلی ساده می‌توان فهمید برخی به اسم دفاع از نظام و ارزش‌ها دقیقاً در زمین نتانیاهو بازی می‌کنند. برخی در اصل دارند در زمین اسرائیل بازی می‌کنند!» این در حالی است که اسحاق جهانگیری، معاون اول سابق رئیس‌جمهور، نیز دفاع از جنوب را دفاع از کل ایران دانسته و تأکید کرده است که بازدارندگی محصول هم‌زمانی «میدان و دیپلماسی» است. جهانگیری با انتقاد از قطبی‌سازی‌های سیاسی، هشدار داد که اتهام‌زنی به دولت و تیم مذاکره‌کننده، با القای اختلاف در حاکمیت، طمع دشمنان را برای ضربه زدن به ایران بیشتر می‌کند. او معتقد است که باید از جریان‌های داخلی خواست تا با پرهیز از قطبی‌سازی‌های سیاسی، به فضای انسجام حاصل از جنگ رمضان و نیز تشییع و وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب آسیب نزنند.

فراخوان مردمی برای اعزام  «سربازان مبل‌نشین» به جنوب

در لایه‌های اجتماعی نیز، خشم مردم از مواضع عافیت‌طلبانه تندروها به شکل کارزارهای مدنی بروز کرده است. مردم در یک کارزار گسترده از اعضای جبهه پایداری خواسته‌اند تا به جای شعار دادن در تهران، در مناطق جنوبی کشور به‌ویژه سیریک و بندرعباس حضور یابند. در متن این کارزار آمده است: «با عنایت به اظهارات برخی از اعضای محترم حزب پایداری مبنی بر ضرورت حضور در وضعیت جنگ و همچنین نبود تجربه کافی از شرایط دشوار اقلیمی و امنیتی جنوب کشور، تقاضا می‌شود اعضای این حزب به منظور درک بیشتر واقعیت‌های موجود، از نزدیک در مناطق جنوبی به‌ویژه سیریک و بندرعباس حضور یابند و با مسائل و دغدغه‌های مردم و نیروهای مستقر آشنا شوند.» این مطالبه عمومی در حالی مطرح می‌شود که روزنامه «جمهوری اسلامی» نیز با زبانی گزنده خطاب به تندروها نوشت: «کسانی را که شعار جنگ می‌دهند و به مذاکره‌کنندگان بی‌حرمتی می‌کنند به مناطق جنوب کشور ببرید. بزرگ‌ترهای اینها در دوران جنگ ۸ساله از جبهه فرار می‌کردند.»

از سوی دیگر، اظهارات برخی چهره‌های تندرو مانند رحیم‌پور ازغندی که مدعی شده است «اگر جنگ نباشد اغتشاشات شروع خواهد شد»، موجی از بهت و حیرت را برانگیخته است. این سخنان که تلویحاً جنگ را ابزاری برای پنهان کردن مسائل داخلی معرفی می‌کند، با واکنش‌های تندی مواجه شده است. منتقدان می‌گویند این جریان حاضر است کشور با خاک یکسان شود اما صدای اعتراضی از سوی مردم بلند نشود. همچنین، سخنان برخی تحلیلگران جریان تندرو مبنی بر اینکه «اگه به آمریکا حمله کنیم، قدرت پاسخ‌گویی به ما را ندارند!» در حالی مطرح می‌شود که زیرساخت‌های جنوب کشور زیر حملات سنگین قرار گرفته است. این شکاف میان ادعاهای مقامات تندرو و واقعیت‌های روی زمین، باعث شده تا بسیاری از شهروندان در پیام‌های خود تأکیدکنند که درد جنوب، درد تمام ایران است و کسانی که ماه‌ها در تجمعات از جنگ حمایت کرده‌اند، اکنون باید در خط مقدم حاضر شوند.

کارزارهای نفوذ خارجی و پول‌پاشی لابی‌های اسرائیلی برای فروپاشی توافق و کشاندن ایران به یک جنگ بی‌فرجام طراحی شده، در داخل کشور با مواضع جریانی هم‌سو شده است که با وجود ادعاهای انقلابی، با تخریب تیم مذاکره‌کننده و اتهام‌زنی به مسئولان، دقیقاً در نقشه طراحی‌شده توسط تل‌آویو برای ایجاد شکاف در حاکمیت و تضعیف انسجام ملی بازی می‌کنند

خوارج مدرن و تخصص در تخریب

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی با انتقاد از چهره‌هایی چون سعید جلیلی، امیرحسین ثابتی و حمید رسایی، آن‌ها را «خوارج مدرن» نامیده و اظهار کرد:«کسی که پیشنهاد حمله به نشست ناتو را مطرح می‌کند، در واقع ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ از آغاز جنگ جهانی سوم سخن می‌گوید. حتی یک شهروند عادی هم می‌داند که حمله به نشست ناتو به معنای آغاز جنگ جهانی سوم است. امروز مخالفت با مذاکره، مخالفت با نظام است؛ زیرا رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه، دبیر شورای عالی امنیت ملی و دیگر مسئولان، خارج از چارچوب نظام تصمیم‌گیری نمی‌کنند.» او مدعی شد این جریان سه گروه هستند؛ گروهی افراد ساده‌لوح، گروهی کسانی که ناخواسته از اطلاعات هدایت‌شده استفاده می‌کنند و گروهی نیز افرادی که وابستگی دارند و برای پنهان کردن آن، مواضع تند اتخاذ می‌کنند.

مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی اصلاح‌طلب نیز در گفت‌وگو با «ایلنا» تأکید کرد: «به نظر من نمی‌شود اسم تندرو را بر این افراد گذاشت چراکه اصلا افراد تندرو نیستند بلکه این افراد کسانی هستند که در زمین دشمن بازی می‌کنند. یعنی برخلاف اینکه مسئولان کشور تلاش می‌کنند با تدبیر کار را پیش ببرند، این افراد همیشه در زمین دشمن کار می‌کنند و در واقع کمک حال دشمن در داخل کشور هستند.» وی افزود که این افراد با تقلید از لحن ترامپ، هر کلام ناشایستی را مطرح می‌کنند و قوه قضائیه نباید فقط تماشاچی باشد. در همین راستا، نصیرپور، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، از نماینده‌ای نقل کرد که در پاسخ به پیشنهاد حضور در جبهه گفته است: «ما تخصصمان فقط تخریب است؛ این کارها را بلد نیستیم.»

بهای سنگین جنگ برای سربازان وطن

روایت‌های تکان‌دهنده‌ای از وضعیت سربازان در مناطق جنگی منتشر شده است. همین چند روز پیش تیپ مکانیزه ۳۸۸ بمپور ایرانشهر مورد حمله قرار گرفته است و 7 تن از سربازان این پادگان شهید شدند و تعدادی هم مجروح هستند. همه می‌دانم بهای جنگ سنگین است اما آیا 10 تن از مقامات سیاسی حاضرند در شرایط فعلی یک هفته در فضای نظامی جنوب زندگی کنند؟»

این پرسش، جوهره اصلی اعتراضات مردمی به جریانی است که در حالی که کشور درگیر یک جنگ نابرابر شده، همچنان به دنبال تسویه‌حساب‌های سیاسی و به شکست کشاندن دیپلماسی است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که تداوم این رویکرد و هزینه‌تراشی‌های ناشی از رادیکالیسم سیاسی، بدون ارائه هیچ‌گونه راهکار جایگزین، واکنش‌های تندی را در افکار عمومی برانگیخته است. به باور عمومی، روا نیست مردم و نیروهای مسلح هزینه تصمیمات شعاری کسانی را بپردازند که خود بر مبل‌های سیاسی تکیه زده‌اند و در اتحاد نانوشته با دشمن خارجی، آینده این مرز و بوم را به مخاطره می‌اندازند. فردا برای پشیمانی دیر است و باید این سکوت را شکست تا ایران  نابود نشود.