حضور سربازان ترامپ برای تضمین صلح!

رامین پرتو

در حالی که طی روزهای گذشته انتشار اخباری درباره احتمال استقرار نیروهای نظامی آمریکا در خاک لبنان ابتدا از سوی بسیاری از تحلیلگران به‌عنوان یک عملیات روانی یا فضاسازی رسانه‌ای ارزیابی می‌شد، تأیید رسمی این موضوع از سوی وزارت دفاع آمریکا، بار دیگر نشان داد که معادلات امنیتی خاورمیانه همچنان در حال ورود به مرحله‌ای تازه و غیرقابل پیش‌بینی است. این تحول تنها چند روز پس از امضای «توافق چارچوب» میان لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا رخ داده و از هم‌اکنون پرسش‌های فراوانی را درباره اهداف واقعی واشنگتن، آینده حزب‌الله، میزان پایبندی اسرائیل به توافق و سرنوشت امنیت جنوب لبنان ایجاد کرده است.

بر اساس گزارش روزنامه واشنگتن‌پست، نیروهای آمریکایی قرار است در لبنان و همچنین در مناطق تحت اشغال اسرائیل مستقر شوند تا بر اجرای توافق نظارت کنند. مطابق مفاد این توافق، ارتش لبنان موظف شده است روند خلع سلاح گروه‌های مسلح غیردولتی، به‌ویژه حزب‌الله، را دنبال کند و پس از تحقق این روند، اسرائیل به‌صورت مرحله‌ای از مناطق اشغالی جنوب لبنان خارج شود.

با این حال، هم‌زمان و قبل از انتشار این اخبار، تحولات میدانی تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد. سفر دریاسالار «برد کوپر» فرمانده سنتکام به لبنان و سرزمین‌های اشغالی، دیدارهای وی با رئیس‌جمهور و فرمانده ارتش لبنان، حضور در مقر نیروهای آمریکایی و همچنین سفر بنیامین نتانیاهو و یسرائیل کاتس به جنوب لبنان، همگی بیانگر آن است که توافق هنوز وارد مرحله‌ای کاملاً باثبات نشده و اختلافات جدی درباره نحوه اجرای آن همچنان پابرجاست.

از سوی دیگر، حزب‌الله این توافق را از اساس رد کرده و آن را فاقد مشروعیت دانسته است. رهبران این جنبش هشدار داده‌اند که تلاش برای تحمیل چنین توافقی می‌تواند زمینه‌ساز بی‌ثباتی داخلی در لبنان شود؛ موضوعی که اجرای توافق را با پیچیدگی‌های بیشتری روبه‌رو خواهد کرد.

پس از جنگ‌های اخیر و افزایش تنش میان اسرائیل و حزب‌الله، آمریکا به این جمع‌بندی رسیده است که بدون حضور مستقیم خود، امکان اجرای هیچ توافق امنیتی پایداری وجود ندارد، چراکه از نگاه واشنگتن، ارتش لبنان به تنهایی توان یا حتی اراده کافی برای اجرای کامل روند خلع سلاح حزب‌الله را ندارد و از سوی دیگر اسرائیل نیز نسبت به عملکرد ارتش لبنان بی‌اعتماد است

اهداف آمریکا در لبنان 

نگاهی دقیق‌تر به تحولات اخیر نشان می‌دهد که استقرار احتمالی نیروهای آمریکایی صرفاً یک مأموریت نظارتی ساده نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد گسترده‌تر واشنگتن برای بازطراحی موازنه امنیتی در شرق مدیترانه محسوب می‌شود.

پس از جنگ‌های اخیر و افزایش تنش میان اسرائیل و حزب‌الله، آمریکا به این جمع‌بندی رسیده است که بدون حضور مستقیم خود، امکان اجرای هیچ توافق امنیتی پایداری وجود ندارد. از نگاه واشنگتن، ارتش لبنان به تنهایی توان یا حتی اراده کافی برای اجرای کامل روند خلع سلاح حزب‌الله را ندارد و از سوی دیگر اسرائیل نیز نسبت به عملکرد ارتش لبنان بی‌اعتماد است.

در چنین شرایطی، حضور نیروهای آمریکایی سه هدف اصلی را دنبال می‌کند. نخست، ایجاد یک سازوکار نظارتی مستقیم بر عملکرد دو طرف و جلوگیری از نقض توافق؛ دوم، اعمال فشار سیاسی بر دولت لبنان برای اجرای تعهدات مربوط به کنترل جنوب کشور و محدود کردن فعالیت‌های حزب‌الله؛ و سوم، ایجاد یک کانال مستقیم میان تل‌آویو و بیروت که بدون واسطه سازمان ملل بتواند اختلافات امنیتی را مدیریت کند.

در واقع آمریکا تلاش می‌کند برای نخستین بار پس از سال‌ها، نقش اصلی مدیریت امنیت جنوب لبنان را از نیروهای بین‌المللی یونیفل به یک سازوکار آمریکامحور منتقل کند؛ اقدامی که در صورت تحقق، جایگاه واشنگتن را در معادلات امنیتی لبنان به شکل قابل توجهی افزایش خواهد داد.

با وجود این، بعید به نظر می‌رسد حضور نظامیان آمریکایی در لبنان یک مأموریت دائمی باشد. تجربه حضور نیروهای آمریکایی در عراق، سوریه و حتی لبنان در دهه ۱۹۸۰ نشان داده است که واشنگتن معمولاً از استقرار بلندمدت نیروهای خود در محیط‌های پرریسک پرهیز می‌کند.

به همین دلیل، محتمل‌ترین سناریو، حضور میان‌مدت نیروهای آمریکایی در بازه‌ای یک تا سه‌ساله است؛ دوره‌ای که طی آن واشنگتن تلاش خواهد کرد اجرای توافق، تثبیت ارتش لبنان در جنوب و کاهش توان نظامی حزب‌الله را مدیریت کند. البته اگر شرایط امنیتی به سمت تشدید درگیری حرکت کند یا حزب‌الله این نیروها را به‌عنوان بخشی از جبهه مقابل تلقی کند، مأموریت آمریکا ممکن است زودتر از موعد پایان یابد یا با تغییراتی جدی روبه‌رو شود.

از منظر اسرائیل، حضور آمریکا در لبنان مانعی برای بازگشت سریع نیروهای حزب‌الله به مناطق مرزی خواهد بود و به همین دلیل تل‌آویو نه تنها از این اقدام استقبال کرده، بلکه تعویق مرحله آزمایشی عقب‌نشینی خود از جنوب لبنان را نیز به ایجاد سازوکار نظارتی مشترک با حضور آمریکا مشروط کرده است

نگاه اسرائیل به حضور نظامیان آمریکا

در نگاه نخست، حضور نیروهای آمریکایی در لبنان بیش از همه به سود اسرائیل ارزیابی می‌شود. تل‌آویو سال‌هاست که معتقد است قطعنامه‌های بین‌المللی و مأموریت یونیفل نتوانسته‌اند مانع تقویت توان نظامی حزب‌الله شوند و از همین رو خواهان ایجاد یک سازوکار نظارتی قدرتمندتر بوده است.

استقرار نیروهای آمریکایی تا حد زیادی این مطالبه اسرائیل را محقق می‌کند. واشنگتن به‌عنوان نزدیک‌ترین متحد تل‌آویو می‌تواند اطلاعات میدانی دقیق‌تری درباره تحرکات جنوب لبنان در اختیار اسرائیل قرار دهد و هم‌زمان بر عملکرد ارتش لبنان نیز نظارت داشته باشد.

از منظر اسرائیل، حضور آمریکا همچنین مانعی برای بازگشت سریع نیروهای حزب‌الله به مناطق مرزی خواهد بود. به همین دلیل تل‌آویو نه تنها از این اقدام استقبال کرده، بلکه تعویق مرحله آزمایشی عقب‌نشینی خود از جنوب لبنان را نیز به ایجاد سازوکار نظارتی مشترک با حضور آمریکا مشروط کرده است. با این حال، نگاه اسرائیل به این حضور کاملاً بدون نگرانی نیست. تل‌آویو به خوبی می‌داند که اگر نیروهای آمریکایی در معرض حملات احتمالی قرار گیرند یا درگیر بحران امنیتی شوند، واشنگتن ممکن است برای جلوگیری از افزایش هزینه‌های خود، فشار بیشتری بر اسرائیل جهت اجرای کامل توافق و عقب‌نشینی از مناطق اشغالی وارد کند.

توافق تل‌آویو - بیروت در آستانه فروپاشی؟

مهم‌ترین پرسش امروز این است که آیا توافق تازه امضا شده می‌تواند دوام بیاورد یا اینکه جنوب لبنان بار دیگر به صحنه یک رویارویی گسترده تبدیل خواهد شد؟

واقعیت آن است که نشانه‌های میدانی چندان امیدوارکننده نیست. هم‌زمان با آغاز فرآیند اجرای توافق، ارتش اسرائیل همچنان به ایجاد گذرگاه‌های جدید در جنوب لبنان، تخریب مسیرهای ارتباطی، انفجار منازل مسکونی، قطع درختان و توسعه آنچه «کمربند امنیتی» می‌نامد ادامه داده است.

افزون بر این، بنیامین نتانیاهو نیز در جریان سفر به جنوب لبنان آشکارا اعلام کرد که تا زمانی که حزب‌الله تهدیدی برای اسرائیل محسوب شود، نیروهای اسرائیلی از این مناطق خارج نخواهند شد. این موضع عملاً با روح توافق، که بر عقب‌نشینی مرحله‌ای اسرائیل تأکید دارد، در تعارض قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر، حزب‌الله نیز نه تنها توافق را نپذیرفته، بلکه خلع سلاح خود را رد کرده است. بنابراین یکی از اصلی‌ترین بندهای توافق با مخالفت مهم‌ترین بازیگر نظامی لبنان روبه‌روست؛ مسئله‌ای که احتمال موفقیت کامل آن را کاهش می‌دهد.

در چنین شرایطی، اگر اسرائیل به عملیات‌های نظامی، تخریب زیرساخت‌ها و حفظ حضور نظامی گسترده در جنوب لبنان ادامه دهد، احتمال فروپاشی تدریجی توافق افزایش خواهد یافت. استمرار این اقدامات می‌تواند ارتش لبنان را نیز در موقعیتی دشوار قرار دهد؛ زیرا از یک سو موظف به اجرای توافق است و از سوی دیگر با فشار افکار عمومی و مخالفت جریان‌های سیاسی داخلی مواجه خواهد شد.

در نهایت، به نظر می‌رسد آینده توافق بیش از هر عامل دیگری به رفتار اسرائیل و میزان انعطاف آمریکا بستگی دارد. اگر تل‌آویو از اجرای تعهدات خود، به‌ویژه عقب‌نشینی مرحله‌ای، خودداری کند و هم‌زمان بر فشار برای خلع سلاح حزب‌الله بیفزاید، احتمال بازگشت درگیری‌ها به مرزهای جنوبی لبنان بسیار بالا خواهد بود.