آمریکا در جستجوی فرمول تازه توافق در قاهره

رامین پرتو

پرونده غزه در روزهای اخیر وارد مرحله‌ای شده که در آن دیپلماسی آمریکا، میانجی‌گری منطقه‌ای و واقعیت‌های میدانی بیش از گذشته به یکدیگر گره خورده‌اند. سفر جرد کوشنر، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، به قاهره و دیدار او با مقام‌های مصر، قطر و ترکیه و همچنین نمایندگان حماس، در کنار حضور تونی بلر و نیکولای ملادینوف، نشان می‌دهد واشنگتن تلاش دارد بن‌بست موجود بر سر مرحله دوم طرح خود برای غزه را بشکند. اهمیت این سفر فقط در برگزاری چند نشست نیست؛ بلکه مسئله اصلی این است که آمریکا می‌خواهد میان دو شرط متعارض، یعنی خلع سلاح حماس از یک سو و عقب‌نشینی اسرائیل و آغاز بازسازی غزه از سوی دیگر، راهی برای اجرای طرح ترامپ پیدا کند.

تشریک مساعی در قاهره

دیدار مستقیم نمایندگان آمریکا با حماس در قاهره را باید نشانه‌ای از پذیرش یک واقعیت مهم دانست: اجرای طرح غزه بدون گفت‌وگو با بازیگری که همچنان در ساختار سیاسی، اجتماعی و امنیتی این باریکه نفوذ دارد، عملاً امکان‌پذیر نیست. کوشنر و همراهانش در قاهره تلاش کردند مواضع حماس را درباره خلع سلاح، آینده اداره غزه و اجرای تعهدات مرحله نخست بشنوند و همزمان این پیام را منتقل کنند که ترامپ مصمم است طرح خود را پیش ببرد.

اما انتخاب قاهره نیز معنادار است. مصر یکی از مهم‌ترین کانال‌های ارتباطی میان اسرائیل، حماس و طرف‌های فلسطینی است و در کنار قطر و ترکیه از کشورهای ضامن تفاهمات به شمار می‌رود. بنابراین واشنگتن با انتقال مذاکرات به قاهره، می‌کوشد فشار سیاسی را میان چند بازیگر تقسیم کند و موضوع را از یک مناقشه صرفاً آمریکایی ـ اسرائیلی به یک روند چندجانبه تبدیل کند. حضور بلر نیز از همین منظر قابل توجه است؛ او عضو شورای صلح است و می‌تواند در بحث اداره آینده غزه، بازسازی و طراحی ساختار سیاسی پس از جنگ نقش داشته باشد.

دیدار با حماس همچنین برای آمریکا کارکرد اطلاعاتی و سیاسی دارد. واشنگتن می‌خواهد بداند حماس تا چه اندازه آماده پذیرش خلع سلاح است و در مقابل، چه تضمین‌هایی برای خروج اسرائیل، توقف حملات، ورود کمک‌های انسانی و آغاز بازسازی مطالبه می‌کند. حماس نیز در قاهره تلاش کرد نقض‌های اسرائیل را به میانجی‌ها منتقل کند و نشان دهد که از نگاه این جنبش، نمی‌توان مرحله دوم را با نادیده گرفتن تعهدات مرحله نخست آغاز کرد.

در واقع، قاهره محل تلاش برای یافتن یک فرمول میانی است: آمریکا خواهان خلع سلاح قابل راستی‌آزمایی حماس است، در حالی که حماس می‌خواهد پیش از تحویل سلاح، تضمین روشن و عملی برای عقب‌نشینی اسرائیل و پایان حملات دریافت کند. همین تضاد، علت اصلی سفرهای دیپلماتیک اخیر است.

چرا اسرائیل با طرح ترامپ مشکل دارد؟

مخالفت تل‌آویو با طرح آمریکا فقط یک اختلاف تاکتیکی درباره زمان‌بندی نیست؛ ریشه آن در تضاد میان اهداف امنیتی اسرائیل و تصویری است که واشنگتن از آینده غزه ترسیم می‌کند. نقشه راه مورد حمایت آمریکا شامل خلع سلاح حماس، عقب‌نشینی مرحله‌ای نیروهای اسرائیلی، انتقال اداره غزه به یک کمیته تکنوکرات فلسطینی، استقرار نیروی ثبات بین‌المللی و آغاز بازسازی است. نتانیاهو اما عقب‌نشینی اسرائیل را به خلع سلاح کامل حماس مشروط کرده است.

ترامپ اگر اجرای طرح خود را اولویت سیاست خاورمیانه‌ای قرار دهد، می‌تواند از طریق فشار سیاسی، تعیین شروط برای حمایت‌ها و استفاده از اهرم دیپلماتیک، تل‌آویو را به انعطاف وادار کند اما میزان این فشار به محاسبه ترامپ درباره هزینه رویارویی با دولت اسرائیل و لابی‌های داخلی آمریکا بستگی دارد

از نگاه دولت اسرائیل، هرگونه خروج پیش از اطمینان از نابودی توان نظامی حماس می‌تواند فرصت بازسازی توان این جنبش را ایجاد کند. تجربه سال‌های گذشته نیز در محاسبات تل‌آویو نقش دارد. اسرائیل نمی‌خواهد پس از خروج، دوباره با تهدید موشکی، تونل‌ها و عملیات مسلحانه روبه‌رو شود. گزارش‌های مربوط به نزدیک شدن افراد مسلح به تجهیزات مهندسی ارتش در اطراف خط زرد نیز برای اسرائیل نشانه‌ای از تداوم تهدید تلقی می‌شود. افزایش این تحرکات و محدودیت‌های اعمال‌شده بر استفاده از آتش، به نگرانی‌های امنیتی در داخل اسرائیل افزوده است.

عامل دیگر، سیاست داخلی اسرائیل است. نتانیاهو نمی‌تواند به آسانی توافقی را بپذیرد که در آن عقب‌نشینی، پیش از خلع سلاح کامل حماس، انجام شود؛ زیرا چنین اقدامی می‌تواند حمایت بخش‌های راست‌گرای ائتلاف او را کاهش دهد. از سوی دیگر، او تلاش دارد نشان دهد که امنیت اسرائیل در مذاکرات قربانی ملاحظات سیاسی واشنگتن نخواهد شد.

با این حال، آمریکا ابزارهای مهمی برای فشار دارد. مهم‌ترین اهرم، وابستگی راهبردی اسرائیل به حمایت سیاسی، نظامی و دیپلماتیک واشنگتن است. ترامپ اگر اجرای طرح خود را اولویت سیاست خاورمیانه‌ای قرار دهد، می‌تواند از طریق فشار سیاسی، تعیین شروط برای حمایت‌ها و استفاده از اهرم دیپلماتیک، تل‌آویو را به انعطاف وادار کند. اما میزان این فشار به محاسبه ترامپ درباره هزینه رویارویی با دولت اسرائیل و لابی‌های داخلی آمریکا بستگی دارد. به همین دلیل احتمالاً واشنگتن در مرحله نخست، به جای تقابل مستقیم، تلاش خواهد کرد یک سازوکار مرحله‌ای ایجاد کند.

آمریکا  حماس را برای همیشه  خلع سلاح می‌کند؟

پاسخ به این پرسش که آیا واشنگتن حماس را خلع سلاح خواهد کرد یا خیر، در شرایط کنونی بیش از آنکه به قدرت آمریکا مربوط باشد، به امکان ایجاد یک توافق پایدار درباره آینده سیاسی و امنیتی غزه بستگی دارد. واشنگتن می‌تواند فشار اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک وارد کند و حتی برای کنترل سلاح‌ها سازوکارهای بین‌المللی طراحی کند، اما خلع سلاح دائمی یک جنبش مسلح بدون حل ریشه‌های مناقشه فلسطین و اسرائیل بسیار دشوار است.

حماس اعلام کرده با نقشه راه مرحله دوم موافق است، اما تأکید دارد اسرائیل نیز باید تعهدات خود را اجرا کند. این موضع نشان می‌دهد که مسئله فقط «تحویل سلاح» نیست؛ برای حماس، خلع سلاح بدون تضمین سیاسی و امنیتی می‌تواند به معنای از دست دادن تنها ابزار بازدارندگی خود باشد. در مقابل، اسرائیل معتقد است هرگونه ساختار سیاسی آینده غزه باید فاقد ظرفیت نظامی حماس باشد.

مصر یکی از مهم‌ترین کانال‌های ارتباطی میان اسرائیل، حماس و طرف‌های فلسطینی است و در کنار قطر و ترکیه از کشورهای ضامن تفاهمات به شمار می‌رود و حالا واشنگتن با انتقال مذاکرات به قاهره، می‌کوشد فشار سیاسی را میان چند بازیگر تقسیم کند و موضوع را از یک مناقشه صرفاً آمریکایی- اسرائیلی به یک روند چندجانبه تبدیل کند

طرح آمریکا برای حل این تضاد، انتقال اداره غزه به ساختاری تکنوکرات و قرار دادن سلاح‌ها تحت نظارت یک سازوکار ملی و بین‌المللی است. اگر این سازوکار با حضور کشورهای عربی، نیروی ثبات بین‌المللی و تضمین‌های امنیتی واقعی همراه شود، امکان کاهش تدریجی توان نظامی حماس وجود دارد. اما تبدیل این روند به خلع سلاح دائمی، بدون توافق سیاسی گسترده، بسیار بعید است.

در نهایت، سفر کوشنر و بلر به قاهره را باید تلاش واشنگتن برای خریدن زمان و ایجاد پل میان حماس و اسرائیل دانست. آمریکا از یک سو می‌خواهد حماس را به پذیرش اصل خلع سلاح وادار کند و از سوی دیگر باید اسرائیل را متقاعد سازد که بدون عقب‌نشینی و پایان حملات، مرحله دوم اجرا نخواهد شد. مخالفت هشت کشور عربی و اسلامی با کارشکنی اسرائیل نیز نشان می‌دهد فشار منطقه‌ای بر تل‌آویو در حال افزایش است.

با این حال، بزرگ‌ترین مانع همچنان ترتیب اقدامات است: اسرائیل می‌گوید ابتدا خلع سلاح، سپس عقب‌نشینی؛ حماس می‌گوید ابتدا تضمین عقب‌نشینی و توقف حملات، سپس ورود به روند خلع سلاح. آمریکا برای عبور از این بن‌بست ناچار است این دو مرحله را همزمان و قابل راستی‌آزمایی کند.