جنگ به زیرساخت‌ها رسید

حمله به پل‌ها و زیرساخت‌های حمل‌ونقل در جنوب ایران، همزمان با ادامه حملات متقابل تهران به مواضع آمریکا در منطقه، نشان می‌دهد جنگ از اهداف صرفاً نظامی فراتر رفته است.

به گزارش رویداد24، درگیری مستقیم ایران و آمریکا بامداد جمعه وارد مرحله تازه‌ای شد؛ مرحله‌ای که این بار علاوه بر مراکز نظامی، زیرساخت‌های حمل‌ونقل در جنوب کشور نیز در فهرست اهداف قرار گرفت. حمله به پل‌های هرمزگان، ایستگاه راه‌آهن بندرعباس و برج مراقبت دریایی چابهار، در کنار ادامه حملات به مراکز نظامی، نشان می‌دهد دامنه نبرد از تاسیسات نظامی فراتر رفته و به زیرساخت‌های ارتباطی و لجستیکی نیز کشیده شده است. همزمان تهران نیز با اعلام حملات موشکی و پهپادی به مواضع آمریکا در کشور‌های منطقه و سوریه، از ادامه عملیات «مقابله به مثل» خبر داده است؛ روندی که چشم‌انداز بازگشت به مذاکره را بیش از گذشته با ابهام روبه‌رو کرده است.

پل‌ها؛ هدف تازه حملات آمریکا

مهم‌ترین تحول بامداد جمعه، حمله به شش پل در شهرستان خمیر هرمزگان بود. استانداری هرمزگان اعلام کرد پل گریوه، پل لاتیدان، دو پل مسیر کهورستان، پل نیمه‌کاره محور بندرخمیر-کشار و پل روستای مارو هدف حملات قرار گرفته‌اند. رسانه‌های داخلی نیز از کشته شدن دست‌کم هفت نفر در این حملات خبر داده‌اند.

هدف قرار گرفتن این پل‌ها، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، نشانه تغییر تاکتیک واشنگتن است؛ تغییری که به جای تمرکز صرف بر پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی، مسیر‌های پشتیبانی و انتقال تجهیزات را نیز دربرمی‌گیرد. مقام‌های آمریکایی نیز به رسانه‌های بین‌المللی گفته‌اند هدف از این حملات، محدود کردن توان لجستیکی ایران در منطقه تنگه هرمز بوده است.

بندرعباس و چابهار زیر آتش

همزمان با حمله به پل‌ها، ایستگاه انشعاب راه‌آهن بندرعباس نیز هدف قرار گرفت. استانداری هرمزگان اعلام کرد در این حمله دو نفر مجروح شدند و با وجود آسیب به محل حادثه، خسارت گسترده‌ای به زیرساخت‌های اصلی وارد نشده است.

در شرق کشور نیز برج مراقبت دریایی بندر چابهار برای سومین بار هدف حمله قرار گرفت. بر اساس گزارش ایرنا، این برج به طور کامل تخریب شد، هرچند مقام‌های محلی تاکید کرده‌اند اسکله‌ها و تجهیزات عملیاتی بندر آسیب جدی ندیده‌اند.

در کنار این حملات، گزارش‌هایی از حمله به اهواز، ایرانشهر، کنارک، دشتی بوشهر، کبودرآهنگ همدان و مناطقی در لرستان نیز منتشر شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد دامنه عملیات آمریکا از سواحل جنوبی فراتر رفته و چند استان را دربر گرفته است.

سنتکام: ده‌ها هدف نظامی وزیرساخت‌های لجستیکی هدف قرار گرفت

فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرد در ششمین موج حملات خود علیه ایران ده‌ها هدف نظامی از جمله سامانه‌های پدافندی، مراکز دیده‌بانی ساحلی، زیرساخت‌های لجستیکی نظامی و توانمندی‌های دریایی هدف قرار گرفته‌اند.

واشنگتن همچنان تاکید می‌کند هدف این عملیات، کاهش توان ایران برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز است. همزمان مقام‌های آمریکایی از ادامه محاصره دریایی ایران و توقیف یا بازرسی برخی نفتکش‌های مرتبط با صادرات نفت ایران خبر داده‌اند.

پاسخ تهران؛ از خلیج فارس تا سوریه و عمان

در مقابل، سپاه پاسداران از ادامه عملیات تلافی‌جویانه خبر داده است. بر اساس اطلاعیه‌های رسمی، ایران مواضعی را در قطر، بحرین، کویت، امارات، اقلیم کردستان عراق و همچنین پایگاه آمریکا در منطقه التنف سوریه هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داده است.

سپاه همچنین اعلام کرده دو مرکز راداری آمریکا در مناطق سلامه و غنم عمان را هدف قرار داده و منهدم کرده است؛ ادعایی که تاکنون از سوی منابع مستقل تایید نشده است. سنتکام نیز اعلام کرده حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا در کشور‌های حوزه خلیج فارس، تاثیری بر توان عملیاتی نیرو‌های آمریکایی نداشته است.

تنگه هرمز؛ همچنان مهم‌ترین میدان نبرد

در میانه این رویارویی، تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین نقطه اختلاف دو طرف است. سپاه بار دیگر اعلام کرده کنترل کامل تنگه در اختیار نیرو‌های ایرانی است و تا زمان ادامه حملات آمریکا، صادرات نفت و گاز از این مسیر متوقف خواهد ماند.

در مقابل، آمریکا می‌گوید عملیات نظامی خود را با هدف تضمین امنیت کشتیرانی بین‌المللی ادامه می‌دهد. همین وضعیت باعث کاهش شدید تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز و افزایش نگرانی‌ها درباره بازار جهانی انرژی  شده است.

نگرانی جهانی؛ درخواست برای بازگشت به دیپلماسی

همزمان با تشدید درگیری‌ها، فشار‌های دیپلماتیک نیز افزایش یافته است. چین و پاکستان با صدور بیانیه‌ای مشترک خواستار توقف فوری درگیری‌ها و ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشنگتن شدند. فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بین‌المللی انرژی نیز هشدار داده ادامه اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز می‌تواند امنیت انرژی جهان را با تهدیدی جدی روبه‌رو کند؛ موضوعی که بیش از همه کشور‌های آسیایی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

دیپلماسی زیر سایه جنگ

با وجود تبادل سنگین حملات، نشانه‌هایی از بسته شدن کامل مسیر دیپلماسی دیده نمی‌شود. رسانه‌های آمریکایی گزارش داده‌اند که کاخ سفید همچنان از امکان مذاکره سخن می‌گوید و مقام‌های این کشور تاکید دارند در صورت تغییر رفتار تهران، مسیر گفت‌و‌گو همچنان باز است. در مقابل، ایران نیز اگرچه بر ادامه پاسخ نظامی تاکید دارد، اما تاکنون رسما از پایان کامل مسیر مذاکره سخن نگفته است.

آنچه اکنون بیش از هر چیز به چشم می‌آید، گسترش جغرافیای درگیری است؛ از پل‌ها و خطوط ریلی در جنوب ایران تا پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه. همین مسئله باعث شده است که علاوه بر هزینه‌های انسانی و نظامی، زیرساخت‌های حمل‌ونقل، تجارت دریایی و امنیت انرژی نیز به بخشی از میدان این تقابل تبدیل شوند؛ وضعیتی که هرچه طولانی‌تر شود، بازگرداندن طرفین به میز مذاکره دشوارتر خواهد بود.

افزایش پرواز‌های نظامی آمریکا به خاورمیانه

داده‌های منابع متن‌باز و سامانه‌های رصد پرواز نشان می‌دهد همزمان با تشدید تنش‌ها در منطقه، شمار قابل توجهی از هواپیما‌های ترابری، سوخت‌رسان و شناسایی نیروی هوایی آمریکا از اروپا و خاک ایالات متحده به سمت پایگاه‌های این کشور در خاورمیانه به پرواز درآمده‌اند. مقام‌های آمریکایی تاکنون درباره مأموریت این پرواز‌ها توضیحی ارائه نکرده‌اند.

این داده‌ها حاکی از آن است که دست‌کم ۱۰ فروند C-۱۷A نیروی هوایی ایالات متحده از پایگاه‌های آلمان، صبح جمعه به سمت پایگاه‌های ایالات متحده در منطقه، اردن، عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی در حرکت هستند.

به گزارش فرارو، براساس این اطلاعات، یک فروند هواپیمای گشت دریایی، شناسایی و پشتیبانی جنگ الکترونیک P-۸ Poseidon نیز از ایتالیا به مقصد خاورمیانه در حال پرواز است.

همچنین داده‌های پروازی از حرکت دست‌کم یک فروند هواپیمای سوخت‌رسان KC-۱۳۵R Stratotanker و یک فروند هواپیمای ترابری C-۱۷A Globemaster III از خاک آمریکا به سمت منطقه خاورمیانه حکایت دارد.

برخی رسانه‌ها و ناظران نظامی احتمال می‌دهند مقصد این پرواز‌ها پایگاه‌های آمریکا در اردن، عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی باشد، اما مقصد نهایی این هواپیما‌ها در اطلاعات پروازی منتشرشده مشخص نشده است.

مقام‌های آمریکایی تاکنون درباره مأموریت این هواپیما‌ها یا ماهیت محموله‌های منتقل‌شده توضیحی ارائه نکرده‌اند و جزئیات رسمی درباره هدف این جابه‌جایی‌ها منتشر نشده است.

در همین حال، برخی تحلیلگران با استناد به الگوی این پرواز‌ها معتقدند این تحرکات می‌تواند در راستای جابه‌جایی نیرو‌ها و تجهیزات، انتقال مهمات و تدارکات، تقویت توان عملیاتی پایگاه‌های آمریکا در منطقه یا بازگرداندن بخشی از نیرو‌ها و تجهیزات انجام شده باشد.

این تحرکات در شرایطی صورت می‌گیرد که در روز‌های اخیر حملات نظامی آمریکا علیه ایران تشدید شده و واشنگتن نیز بر افزایش آمادگی و تقویت استقرار نیرو‌های خود در خاورمیانه تأکید کرده است.

راهبرد تازه تهران در برابر آمریکا

ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه جانز هاپکینز نیز در یادداشتی برای روزنامه بریتانیایی فایننشیال تایمز نوشت: ایالات متحده و ایران در حال لغزیدن دوباره به سمت جنگ هستند. این اتفاق به آن دلیل نیست که یکی از دو کشور مفاد تفاهم‌نامه امضا شده برای پایان دادن به فاز اول درگیری را اشتباه متوقف کرده باشد. آن تفاهم‌نامه مبهم و مستعد تفسیر‌های نادرست بود، اما ایراد اصلی‌اش این بود که بر پایه حفظ موازنه قدرت در همان لحظه امضا استوار بود؛ موازنه‌ای که واشنگتن مصمم به تغییر آن و تهران متعهد به محافظت  از آن بود.

رهبران ایران به شدت سوءظن داشتند که این تفاهم‌نامه تنها یک عقب‌نشینی موقت از سوی آمریکا است تا فشار را از روی اقتصاد جهانی بردارد و خود را برای دور دیگری از جنگ آماده کند. 

رهبران ایران بر این باورند که هرگونه نشان دادن خویشتن‌داری، تنها چراغ سبزی برای فشار‌های بیشتر آمریکا خواهد بود. آنها معتقدند برای بازدارندگی در برابر آمریکا و مجبور کردن آن به مذاکره جدی جهت پایان دادن به جنگ و دستیابی به یک توافق هسته‌ای گسترده‌تر (که امنیت و گشایش اقتصادی مورد نیاز تهران را فراهم کند) ایران باید تهاجمی عمل کرده و درگیری را فراتر از حد تحمل آمریکا افزایش دهد.

تنها اهرم فشاری که ایران حاضر به دست کشیدن از آن نیست، ادعای مالکیت بر تنگه هرمز و توانایی کنترل دسترسی به آن است. از دست دادن تسلط بر این تنگه، ایران را بدون هیچ اهرم فشاری در مذاکرات آینده رها خواهد کرد. رهبران ایران به این نتیجه رسیده‌اند که حفظ کنترل تنگه برای تضمین پیروزی‌های آینده در میز مذاکره و اطمینان از اینکه آمریکا به جای خروج از توافق، آن را اجرا کند، حیاتی است.

تشدید تنش‌ها و محاسبات استراتژیک

اما ایران انتظار جنگ را داشت وتلاش خواهد کرد فشار نظامی آمریکا را جذب کرده و حملات خود را به اهداف نظامی آمریکا و زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی در سراسر خلیج فارس شدت بخشد. هدف تهران این است که نشان دهد جنگ در سطحی که واشنگتن انتخاب می‌کند، باقی نخواهد ماند. در این میان، تهران سختی‌های اقتصادی اجتناب‌ناپذیری را که محاصره دریایی مجدد آمریکا به همراه خواهد داشت، خواهد پذیرفت؛ با این باور که فشار خودش بر اقتصاد جهانی از طریق بستن تنگه هرمز (و احتمالاً تنگه باب‌المندب و دریای سرخ) ترامپ را مجبور خواهد کرد که اول عقب‌نشینی کند.

رهبران ایران ممکن است توانایی خود را در پیشبرد این استراتژی بیش از حد ارزیابی کنند، اما معتقدند که تمایل آنها به تشدید تنش در فاز اول درگیری به نفع کشور بوده و جنگ شاید تنها راه برای متقاعد کردن ترامپ جهت جدی گرفتن دیپلماسی باشد.

حکومت ایران وارد یک نبرد وجودی شده است. شرط‌بندی تهران بر این است که آمادگی‌اش برای تحمل درد و سختی بیشتر، به آن مزیتی می‌دهد که در میز مذاکرات آینده جایگاه محکمی برایش فراهم خواهد ساخت.