سیم آخر مخالفان توافق کجاست؟

نهال فرخی

هنوز هیچ توافقی میان ایران و آمریکا امضا نشده و حتی متن نهایی آن نیز به صورت رسمی منتشر نشده و مقام‌های دو طرف همچنان از ادامه مذاکرات و نهایی نشدن جزئیات سخن می‌گویند. اما با این حال فضای سیاسی ایران از هم‌اکنون وارد مرحله‌ای شده که گویی توافق به ایستگاه پایانی رسیده و از نامه‌نگاری نمایندگان مجلس و هشدارهای چهره‌های نزدیک به جبهه پایداری گرفته تا فراخوان برای حضور خیابانی و متهم کردن مذاکره‌کنندگان به سازش، همه نشانه‌ها حکایت از آن دارد که جدال اصلی تنها در میز مذاکره جریان ندارد؛ بلکه در داخل ایران نیز نبردی سنگین بر سر روایت توافق آغاز شده است. 

نبردی که ریشه‌های آن به امروز محدود نمی‌شود و دست‌کم دو دهه است که هر پرونده مهم سیاست خارجی ایران را تحت تأثیر قرار داده است.

جنگی که قبل از امضای توافق آغاز شد

در حالی که مقام‌های ایرانی و آمریکایی از نزدیک شدن به یک تفاهم اولیه سخن می‌گویند، فضای سیاسی داخل کشور روز به روز ملتهب‌تر می‌شود. مجموعه اظهارات اخیر نشان می‌دهد مخالفان توافق احتمالی تصمیم گرفته‌اند پیش از انتشار متن نهایی، میدان افکار عمومی را به دست بگیرند.

در روزهای اخیر، سیدحسین موسویان، دیپلمات پیشین ایران، در یادداشتی هشدار داد که برخی رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی از هم‌اکنون با هدف تخریب روند مذاکرات وارد میدان شده‌اند. او معتقد است حتی اگر تفاهم اولیه میان تهران و واشنگتن امضا شود، مخالفان در دو کشور تلاش خواهند کرد مذاکره‌کنندگان را به خیانت، سازش و تسلیم متهم کنند تا مانع رسیدن مذاکرات به توافق نهایی شوند.

اهمیت سخنان موسویان در آن است که او صرفاً درباره اختلاف میان ایران و آمریکا صحبت نمی‌کند، بلکه از شکل‌گیری یک جبهه داخلی علیه توافق سخن می‌گوید؛ جبهه‌ای که از نگاه او می‌تواند حتی پس از امضای تفاهم اولیه نیز روند مذاکرات را متوقف کند.

از برجام تا   امروز؛  تکرار یک الگوی آشنا

آنچه امروز در فضای سیاسی ایران دیده می‌شود، برای ناظران سیاست داخلی چندان تازه نیست. تقریباً تمام توافق‌های مهم سیاست خارجی جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته با مخالفت‌های جدی داخلی روبه‌رو بوده‌اند و از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ ایران و عراق گرفته تا توافق سعدآباد، برجام و حتی مذاکرات منطقه‌ای سال‌های اخیر، همواره بخشی از جریان سیاسی کشور نسبت به مصالحه و توافق نگاه بدبینانه داشته است.

دلیل این موضوع نیز صرفاً اختلاف بر سر متن توافق نیست. در واقع هر توافق خارجی در ایران به سرعت به یک مساله داخلی تبدیل می‌شود. موافقان آن را راهی برای کاهش فشارهای اقتصادی و امنیتی می‌دانند و مخالفان از آن به عنوان عقب‌نشینی در برابر دشمن یاد می‌کنند. همین مساله باعث شده است که توافق‌ها در ایران کمتر به عنوان یک موضوع فنی و دیپلماتیک دیده شوند و بیشتر به میدان رقابت سیاسی داخلی تبدیل شوند.

نامه ۶۰ نماینده و آغاز صف‌بندی رسمی

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های آغاز این جدال، نامه بیش از ۶۰ نماینده مجلس به محمدباقر قالیباف و دبیر شورای عالی امنیت ملی بود؛ نامه‌ای که به ابتکار محمود نبویان تهیه شد و در آن ۱۱ پرسش اساسی درباره روند مذاکرات مطرح شده بود.

امضاکنندگان این نامه درباره موضوعاتی مانند حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، آزادسازی منابع بلوکه‌شده، دریافت غرامت جنگ، رفع تحریم‌ها، حفظ ظرفیت‌های هسته‌ای و تضمین جلوگیری از تکرار تجربه برجام پرسش کرده‌اند.

در ظاهر، این نامه تنها مجموعه‌ای از سؤالات است؛ اما در عمل پیام سیاسی روشنی دارد. نویسندگان آن می‌خواهند نشان دهند که نسبت به روند مذاکرات بدبین هستند و نگران‌اند امتیازهای مهمی در جریان توافق واگذار شود. اهمیت این نامه در آن است که برای نخستین بار بخشی از مخالفان توافق از مرحله هشدارهای رسانه‌ای عبور کرده و تلاش کرده‌اند اعتراض خود را در قالب اقدامی رسمی و پارلمانی ثبت کنند.

تندروها چه می‌گویند؟

از سوی دیگر در کنار نامه نمایندگان، چهره‌های نزدیک به جریان‌های رادیکال نیز به شکل بی‌سابقه‌ای فعال شده‌اند. محمود نبویان توافق احتمالی را «خسارت محض» توصیف کرده و مدعی شده که تحریم‌های اصلی آمریکا لغو نخواهد شد. او همچنین نسبت به موضوع تنگه هرمز، مواد هسته‌ای و سازوکارهای مالی مطرح‌شده در مذاکرات هشدار داده است.

امیرحسین ثابتی نیز با تکرار همین مواضع گفته توافق احتمالی حتی از برجام نیز بدتر خواهد بود و نه گشایش اقتصادی ایجاد می‌کند و نه مانع جنگ می‌شود.

در سطح رسانه‌ای نیز روزنامه کیهان با ادبیاتی تند نسبت به تضعیف اهرم‌های بازدارندگی ایران هشدار داده و تأکید کرده است که توافق نباید به قیمت از دست رفتن ابزارهای راهبردی کشور تمام شود. وجه مشترک تمام این مواضع یک نکته است؛ بی‌اعتمادی مطلق به آمریکا و این فرض که هر توافقی در نهایت به سود واشنگتن تمام خواهد شد.

خیابان؛ میدان جدید فشار سیاسی

اما شاید جنجالی‌ترین تحول روزهای اخیر به اظهارات میثم نیلی بازگردد. مدیرمسئول رجانیوز و از چهره‌های نزدیک به جریان‌های اصولگرای رادیکال، با انتشار پیامی از مخالفان توافق خواست به خیابان بیایند و با «فریاد و قدرت خیابان» مانع شکل‌گیری آن شوند.

این موضع‌گیری از آن جهت اهمیت دارد که برای نخستین بار مخالفت با مذاکرات از سطح رسانه و مجلس فراتر رفته و به سمت بسیج خیابانی حرکت کرده است. منتقدان این رویکرد معتقدند چنین فراخوان‌هایی می‌تواند فضای سیاسی کشور را متشنج کند و به جای نقد کارشناسی توافق، جامعه را وارد دوقطبی‌های تازه کند و در مقابل، حامیان این مواضع استدلال می‌کنند که توافق احتمالی به اندازه‌ای مهم است که مخالفان آن حق دارند نگرانی‌های خود را در عرصه عمومی  بیان کنند.

هشدار درباره سیاسی شدن تجمعات

در برابر این موج مخالفت‌ها، بخشی از جریان سیاسی کشور تلاش می کند اما از زاویه دیگری به موضوع نگاه کند. احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، یکی از صریح‌ترین مواضع را در این زمینه مطرح کرده است. او ضمن اشاره به تأکید نهادهای تصمیم‌گیر بر هماهنگی میان «میدان، مذاکره و مردم»، هشدار داده که نباید اجازه داد یکی از این اضلاع بر دو ضلع دیگر غلبه کند. بخشایش معتقد است برخی تجمعات شبانه که در ابتدا با اهداف دیگری شکل گرفته بودند، به تدریج به محلی برای تسویه‌حساب‌های سیاسی تبدیل شده‌اند و در مواردی مذاکره‌کنندگان و مسئولان رسمی کشور را هدف شعارهای تند قرار داده‌اند.

اهمیت این اظهارات در آن است که از درون ساختار رسمی قدرت مطرح می‌شود. بخشایش نه یک فعال سیاسی بیرون از حاکمیت، بلکه عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس است و سخنان او نشان می‌دهد نگرانی نسبت به پیامدهای دوقطبی‌سازی تنها محدود به جریان‌های میانه‌رو نیست. او حتی پا را فراتر گذاشته و گفته است برخی افراد به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی تنها خودشان حافظ انقلاب هستند و دیگران از دایره انقلاب خارج شده‌اند. از نگاه او، چنین رویکردی سرمایه اجتماعی کشور را کاهش می‌دهد و شکاف‌های سیاسی را تعمیق می‌کند.

میدان و دیپلماسی دو بال یک پرواز در سوی دیگر ماجرا، عباس عراقچی نیز کوشیده که روایت متفاوتی از مذاکرات ارائه دهد.

 احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، یکی از صریح‌ترین مواضع را در این زمینه مطرح کرده است. او ضمن اشاره به تأکید نهادهای تصمیم‌گیر بر هماهنگی میان «میدان، مذاکره و مردم»، هشدار داده که نباید اجازه داد یکی از این اضلاع بر دو ضلع دیگر غلبه کند

وزیر امور خارجه در سخنان اخیر خود تأکید کرده که «میدان و دیپلماسی دو بال یک پرواز هستند»؛ عبارتی که در واقع پاسخی مستقیم به تلاش‌هایی است که مذاکره را در برابر بازدارندگی نظامی قرار می‌دهند.

عراقچی معتقد است ایران پس از جنگ و تحولات ماه‌های اخیر به یک پیروزی راهبردی دست یافته و اکنون وظیفه دستگاه دیپلماسی آن است که این دستاورد را در قالب یک تفاهم سیاسی تثبیت کند. او همچنین تأیید کرده که مذاکرات به مراحل پایانی نزدیک شده و حاصل آن یادداشت تفاهمی ۱۴ ماده‌ای است که پس از نهایی شدن جزئیات آن اعلام خواهد شد. نکته قابل توجه در سخنان وزیر امور خارجه این است که عراقچی بارها بر بازنگری‌های متعدد متن تأکید و گفته این سند بارها در نهادهای تصمیم‌گیر کشور بررسی و اصلاح شده است. این بخش از سخنان عوزیر خارجه ایران را می‌توان پاسخی غیرمستقیم به منتقدانی دانست که مذاکرات را پروژه‌ای محدود و خارج از سازوکارهای تصمیم‌گیری کشور معرفی می‌کنند. عراقچی همچنین هشدار داده است که دشمنان توافق، به‌ویژه اسرائیل، تلاش می‌کنند مسیر مذاکرات را تخریب کنند و به همین دلیل خواستار پرهیز از التهاب‌آفرینی رسانه‌ای شده است.

قالیباف و تلاش برای مهار شکاف داخلی

در میانه این جدال، موضع محمدباقر قالیباف نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می کند. رئیس مجلس در پیام صوتی اخیر خود ضمن تأکید بر ضرورت حفظ انسجام ملی، هشدار داد که برخی افراد با نام دفاع از ارزش‌ها در مسیری حرکت می‌کنند که برخلاف راهبردهای اعلامی نظام است. او با تأکید بر مفاهیمی چون «ایستادگی، روشن‌بینی، وحدت و اعتماد متقابل» عملاً تلاش کرد میان دوگانه‌سازی‌های موجود خط فاصله‌ای ایجاد کند.اهمیت موضع قالیباف در این است که او نه در جایگاه مخالف توافق قرار گرفته و نه در نقش مدافع بی‌قید و شرط آن ظاهر شده است. بلکه تلاش کرده است چارچوبی تعریف کند که در آن هم مذاکره و هم بازدارندگی بخشی از یک راهبرد واحد تلقی شوند. این دقیقاً همان مفهومی است که بخشایش نیز از آن با عنوان هماهنگی میان میدان و دیپلماسی یاد کرده بود.

در کنار نامه نمایندگان، چهره‌های نزدیک به جریان‌های رادیکال نیز به شکل بی‌سابقه‌ای فعال شده‌اند. محمود نبویان توافق احتمالی را «خسارت محض» توصیف کرده و مدعی شده که تحریم‌های اصلی آمریکا لغو نخواهد شد. او همچنین نسبت به موضوع تنگه هرمز، مواد هسته‌ای و سازوکارهای مالی مطرح‌شده در مذاکرات هشدار داده است

هشدار درباره «روز واقعه»

اما شاید تندترین واکنش به تحرکات اخیر مخالفان توافق را احمد زیدآبادی مطرح کرده باشد. او در یادداشتی نوشت که معدود نیروهای تندرو «به سیم آخر زده‌اند» و حاضرند برای برهم زدن توافق، کشور را به سمت بی‌ثباتی سوق دهند. زیدآبادی حتی پا را فراتر گذاشت و هشدار داد که برخی جریان‌ها بیش از آنکه نظام را هدف خود بدانند، می‌خواهند نظام را در خدمت اهداف سیاسی خود قرار دهند؛ و اگر این روند به زیان منافع ملی تمام شود.

این اظهارات البته با واکنش‌های متعددی مواجه شد، اما یک واقعیت را آشکار کرد؛ شکاف موجود صرفاً اختلاف بر سر چند بند توافق نیست، بلکه نزاعی عمیق‌تر درباره نحوه اداره کشور و نسبت میان ایدئولوژی، امنیت و منافع ملی است.

در همین حال برای درک این جدال، باید منطق مخالفان توافق را نیز فهمید. بخش مهمی از منتقدان معتقدند تجربه برجام نشان داد که توافق با آمریکا الزاماً به معنای پایان فشارها نیست و از نگاه این جریان، هر توافق جدیدی باید تضمین‌های بسیار محکم‌تری داشته باشد و نباید اهرم‌های راهبردی ایران را تضعیف کند. به همین دلیل است که موضوعاتی مانند تنگه هرمز، برنامه هسته‌ای، توان بازدارندگی و غرامت جنگی در کانون پرسش‌های آنان قرار گرفته است. 

دوگانه‌ای که همچنان ادامه دارد

اما شاید مهم‌ترین ویژگی وضعیت کنونی آن باشد که هنوز هیچ متن رسمی منتشر نشده، اما جدال سیاسی به اوج رسیده است. این مساله نشان می‌دهد نزاع اصلی صرفاً درباره مفاد توافق نیست. مخالفان و موافقان در واقع بر سر معنای توافق با یکدیگر رقابت می‌کنند.

برای یک جریان، توافق نماد عقب‌نشینی و تکرار تجربه‌های تلخ گذشته است. برای جریان دیگر، توافق نماد خروج از یک بن‌بست فرسایشی و گشودن پنجره‌ای برای کاهش فشارهاست و به همین دلیل نیز هرچه اخبار مربوط به پیشرفت مذاکرات بیشتر می‌شود، شدت این رقابت افزایش پیدا می‌کند.

حال آن چه امروز در فضای سیاسی ایران جریان دارد، ادامه همان دوگانه‌ای است که سال‌هاست سیاست خارجی کشور را تحت تأثیر قرار داده است؛ دوگانه‌ای میان «مقاومت بدون مصالحه» و «مذاکره برای مدیریت بحران.»

توافق احتمالی ایران و آمریکا، هر شکلی که داشته باشد، احتمالاً آخرین میدان این رویارویی نخواهد بود. همان‌گونه که برجام نتوانست این شکاف را از بین ببرد، تفاهم جدید نیز بعید است به این مناقشه پایان دهد. با این حال یک تفاوت مهم وجود دارد؛ این بار جدال تنها بر سر آینده روابط تهران و واشنگتن نیست. پس از ماه‌ها جنگ، تنش و فشار اقتصادی، موضوع توافق به بخشی از بحث بزرگ‌تر درباره آینده ایران تبدیل شده است. از همین رو شاید بتوان گفت رقابت اصلی امروز نه در اتاق‌های مذاکره و نه در پایتخت‌های منطقه، بلکه در داخل ایران و بر سر روایت آینده جریان دارد؛ آینده‌ای که هنوز هیچ‌کس با اطمینان نمی‌داند در نهایت به کدام سمت خواهد رفت.